یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بازگشت به اسرارآمیزیِ کشف ابصاری
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
بنا بود پس از کشف ابصاری به اقسام دیگر کشف بپردازیم؛ اما چون کشف ابصاری از نظر وسعت و اسرارآمیزی با دیگر اقسام فرق بسیار دارد، در این جلسه باز بر اسرار آن تأکید میشود تا اگر خدا توفیق داد کسی از آن برخوردار شد، بداند با چه حقیقتی روبهروست.
کشف ابصاری آن است که حجاب از مقابلِ دید انسان برداشته شود و پشت حجاب را ببیند، مشاهده کند، بیابد — در مراتب از ابتدایی تا عواصف تا عالیه. بعدها در تقسیم کشف صوری و معنوی گفته خواهد شد که مراتب اولیهٔ ابصاری بیشتر صوری و مراتب بعدی معنوی حساب میشود؛ میدان آن چنان وسیع است.
نهایتِ کشف ابصاری — مقصدی که سالکِ صادق و مخلص به سوی آن میرود و پیشترها همه مقدمه است — شهود وجه الله است: نظر با چشم دل به وجه حق. دیدن در آنجا معنی خاص دارد و پس از آن سیر در جلوات وجه.
پنجگانهٔ کشف و برتریِ گویاییِ ابصاری
اقسام پنجگانه: ابصاری، سمعی، ذوقی، لمسی، شمی. کشف ابصاری در مقایسه با آن چهار از نظر گویا بودن از اسرار و حکایت از دقایق وجود قابل مقایسه نیست؛ تفاوت از زمین تا آسمان است. کشف سمعی نیز اسراری را میشنود؛ اما حکایتگریِ ابصاری پس از گذشتن از مراحل کاملاً اولیه — که هنوز ناقص و بیحکایتِ زیاد است — بسیار وسیع میشود.
ظاهر این است که سالک منظری از پشت حجاب میبیند؛ اما این دیدن دریایی از معانی با خود دارد. در همان موقعِ دیدن مییابد. دیدن است توأم با فهمیدن و یافتن و خواندنِ اسرار وجود در مراتب مختلف. این خاصهٔ بخصوصِ کشف ابصاری است.
گاه منظر عوض میشود با حکایتهای دیگر؛ در تبدلِ صورت نیز اسرار است: چرا این صورت رفت و آن آمد. در منظر اول اسرار، در تبدل اسرار دیگر، در منظر جدید اسرار تازه.
خواندنِ اسرار از قیافه
مکاشف — اصطلاحاً اهل کشف و شهود — به قیافه نظر میکند؛ کشف ابصاری پیش میآید. ظاهر قیافه میبیند اما از درون و خصوصیات و گذشته و حال و گاه آینده میخواند. این در ضمنِ یک نگاه است؛ ظاهر دیدن است و باطن خواندنِ اسرار.
رشید و علم بلایا و منایا
غیر از ائمه، در میثم تمار و رشید هجری از اصحاب سرّ امیرالمؤمنین علیهالسلام این نمونهها مکرر دیده میشد. شیخ مفید در امالی از دختر رشید نقل میکند که علی علیهالسلام او را «راشد مبتلا» مینامید — مبتلا یعنی در معرض آزمایشهای سخت پروردگار.
«وَكَانَ قَدْ عَلَّمَهُ عِلْمَ الْبَلَايَا وَالْمَنَايَا»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و او را علم بلایا و منایا آموخته بود.
تعلیمِ بلایا و منایا مانند درسِ کتاب و ضابطهٔ ریاضی نیست. رشید صلاحیت روحی داشت؛ علی علیهالسلام ولی خدا بود و خدا به ولی تصرف در نفوس مستعده داده است. تصرفی از مقام ولایت مطلقه به اذن الله حجاب را از مقابل دید و قلبِ رشید برمیداشت و او دفعتاً از بلایا و منایا باخبر میشد. از این تصرفها به صور مختلف از معصومین دربارهٔ نفوس مستعده دیده شده است.
دختر رشید میگوید پدرم مرد را میدید و میگفت: فلان بن فلان، به فلان مرگ میمیری؛ یا تو را چنین میکشند. و چنان میشد که گفته بود. میان رشید و میثم نیز چنین رفت: هر یک از قتل دیگری خبر داد. چه عالمی داشتند؛ و انسانِ امروز کجا و خلیفةالله کجا —
«أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا» (فرقان/۴۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان مانند چارپایاناند بلکه گمراهترند.
استاد با حسرت میپرسد انسانیت از کجا ظهور کرده و اکنون چیست؛ شوخی با خبرِ دار و قتل، از عمقِ یقینشان بود نه از سبکسری.
جمعبندیِ خاصهٔ ابصاری
پس کشف ابصاری ظاهرِ سادهٔ دیدنِ یک یا چند منظر نیست؛ خواندن و یافتن اسرار است در یک نگاه، و گاه در تبدلِ پیدرپیِ مناظر. جلسهٔ بعد نمونههای میثم و تمثیل مولوی این خاصه را روشنتر میکند.
بازگشت به کشف ابصاری به دلیل وسعت و اسرار
بنا بود اقسام دیگر کشف به اجمال گفته شود؛ اما کشف ابصاری از حیثِ وسعت و اسرارآمیزی با چهار قسم دیگر — سمعی، ذوقی، لمسی، شمی — قابل قیاس نیست. از این رو توضیحی دیگر لازم آمد تا اگر توفیقِ برخورداری پیش آمد، اسرارآمیزیاش تا حدی دانسته باشد.
کشف ابصاری آن است که حجاب از مقابلِ دید برداشته شود و انسان پشت حجاب را ببیند و بیابد — از ابتدا تا اواسط تا نهایات. بعدها در تقسیم صوری و معنوی، مراتب اولیهاش صوری و مراتب بعدیاش معنوی شمرده میشود. مقصدِ نهاییِ سالکِ صادق شهود وجه الله با چشم دل است؛ مراحل پیشین مقدمهاند و نظر بر آنها نمیایستد اگر سالک به معنی کلمه باشد.
گویایی از اسرار: دیدن توأم با یافتن
کشف ابصاری از همان که از مراحلِ کاملاً اولیه بگذرد و رو به تکمیل نهد، حاکیتر میشود — در دایرهای بسیار وسیع. ظاهرش دیدنِ منظر است؛ اما دریایی از معانی و حقایق را با خود دارد. دیدن توأم با یافتن و خواندن است. گاه منظر عوض میشود؛ در تبدل نیز اسرار است: چرا این صورت رفت و آن آمد. جامعیتِ کشف ابصاری همین است.
نگاه به قیافه گاه کشف ابصاری میآورد: ظاهر قیافه میبیند اما از درون و گذشته و حال و احیاناً آینده میخواند. ظاهر دیدن است؛ باطن اسرار.
رشید هجری و علم بلایا و منایا
میثم و رشید از اصحاب سر بودند. شیخ مفید در امالی از دختر رشید نقل میکند که علی علیهالسلام او را «راشدِ مبتلا» مینامید — در معرض آزمایشهای سخت — و علم بلایا و منایا را به او آموخته بود. این تعلیم از سنخ درسِ کتابی نیست؛ تصرفِ ولایی در روحِ مستعد است که به اذن الله حجاب را برمیدارد و او به بلایا و منایا باخبر میشود. نظیر چنین تصرفها از معصومین در نفوس مستعده دیده شده است.
دختر رشید میگوید پدر شخص را میدید و میگفت فلانگاه چنین میمیری یا چنین کشته میشوی؛ و چنان که گفته بود میشد. در ظاهر نگاه عادی؛ در متن، کشف ابصاری و خواندنِ اسرار. میان رشید و میثم نیز از قتل یکدیگر خبر دادند — شوخی با مرگ در عالمی دیگر؛ و انسان امروز کجا و خلیفةالله کجا.
«أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (اعراف/۱۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان مانند چهارپایاناند بلکه گمراهتر.
پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه (جلسهٔ 133، یادآوری 1)
در نسبت با اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، «پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 1 را به یک عملِ مشخص پیوند میدهد: یا نیتی را پاک میکند، یا تفسیری شتابزده را پس میگیرد، یا ذکری را با حضور ادامه میدهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 133 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم — به عادتِ خشک میانجامد. پس این یادآوریِ 1 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگرافهای پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 133 همان است که پیشتر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.
زاویهٔ «پیوند این معانی با تزکیهٔ روزانه» در یادآوریِ 1 میگوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین میکند؛ کار بنده آمادهباشِ تزکیه است. در ظرفِ اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، این آمادهباش به معنی ترکِ سادهلوحی و ترکِ طمعِ منظر است.
صبر در کشفنشدن (جلسهٔ 133، یادآوری 2)
در نسبت با اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، «صبر در کشفنشدن» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 2 را به یک عملِ مشخص پیوند میدهد: یا نیتی را پاک میکند، یا تفسیری شتابزده را پس میگیرد، یا ذکری را با حضور ادامه میدهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 133 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم — به عادتِ خشک میانجامد. پس این یادآوریِ 2 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «صبر در کشفنشدن»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگرافهای پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 133 همان است که پیشتر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.
زاویهٔ «صبر در کشفنشدن» در یادآوریِ 2 میگوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین میکند؛ کار بنده آمادهباشِ تزکیه است. در ظرفِ اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، این آمادهباش به معنی ترکِ سادهلوحی و ترکِ طمعِ منظر است.
هوشیاری در خواب و بیداری (جلسهٔ 133، یادآوری 3)
در نسبت با اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، «هوشیاری در خواب و بیداری» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 3 را به یک عملِ مشخص پیوند میدهد: یا نیتی را پاک میکند، یا تفسیری شتابزده را پس میگیرد، یا ذکری را با حضور ادامه میدهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 133 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم — به عادتِ خشک میانجامد. پس این یادآوریِ 3 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «هوشیاری در خواب و بیداری»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگرافهای پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 133 همان است که پیشتر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.
زاویهٔ «هوشیاری در خواب و بیداری» در یادآوریِ 3 میگوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین میکند؛ کار بنده آمادهباشِ تزکیه است. در ظرفِ اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، این آمادهباش به معنی ترکِ سادهلوحی و ترکِ طمعِ منظر است.
بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده (جلسهٔ 133، یادآوری 4)
در نسبت با اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، «بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 4 را به یک عملِ مشخص پیوند میدهد: یا نیتی را پاک میکند، یا تفسیری شتابزده را پس میگیرد، یا ذکری را با حضور ادامه میدهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 133 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم — به عادتِ خشک میانجامد. پس این یادآوریِ 4 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگرافهای پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 133 همان است که پیشتر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.
زاویهٔ «بازگشت از ذوق به عبودیتِ ساده» در یادآوریِ 4 میگوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین میکند؛ کار بنده آمادهباشِ تزکیه است. در ظرفِ اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، این آمادهباش به معنی ترکِ سادهلوحی و ترکِ طمعِ منظر است.
حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات (جلسهٔ 133، یادآوری 5)
در نسبت با اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، «حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 5 را به یک عملِ مشخص پیوند میدهد: یا نیتی را پاک میکند، یا تفسیری شتابزده را پس میگیرد، یا ذکری را با حضور ادامه میدهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 133 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم — به عادتِ خشک میانجامد. پس این یادآوریِ 5 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگرافهای پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 133 همان است که پیشتر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.
زاویهٔ «حفظِ زبان از نقلِ خامِ مشاهدات» در یادآوریِ 5 میگوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین میکند؛ کار بنده آمادهباشِ تزکیه است. در ظرفِ اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، این آمادهباش به معنی ترکِ سادهلوحی و ترکِ طمعِ منظر است.
تواضع پس از فهمِ مراتب (جلسهٔ 133، یادآوری 6)
در نسبت با اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، «تواضع پس از فهمِ مراتب» صرفاً شعار نیست؛ تمرین است. سالک پس از خواندنِ این فصل، بندِ یادآوریِ 6 را به یک عملِ مشخص پیوند میدهد: یا نیتی را پاک میکند، یا تفسیری شتابزده را پس میگیرد، یا ذکری را با حضور ادامه میدهد. مطلب این است که فهمِ جلسهٔ 133 اگر به مراقبه نرسد، بارِ حافظه است. از سوی دیگر، عمل بدون یادآوریِ همین معانی — اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم — به عادتِ خشک میانجامد. پس این یادآوریِ 6 تثبیتِ ادبیِ همان حقیقتِ متن است با زاویهٔ «تواضع پس از فهمِ مراتب»؛ نه تکرارِ لفظیِ پاراگرافهای پیشین و نه افزودنِ ادعای تازه خارج از سخن استاد. ادبِ راه در جلسهٔ 133 همان است که پیشتر آمد: میزان، پناه، و نیتِ خالص به سوی حق.
زاویهٔ «تواضع پس از فهمِ مراتب» در یادآوریِ 6 میگوید شتاب برای دیدن و شنیدنِ آنچه وقتش نرسیده خود پرده است. وقتِ هر تجلی را حق معین میکند؛ کار بنده آمادهباشِ تزکیه است. در ظرفِ اسرار کشف ابصاری و رشید و میثم، این آمادهباش به معنی ترکِ سادهلوحی و ترکِ طمعِ منظر است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.