اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
در این مرحله اگر به فرد سالک چشمش قویتر بشود، این طرفش به صورت شنیدن اصوات برزخی است.
اصوات برزخی.
چون این تجربه قویتر است.
اصوات برزخی عالم برزخ را قبلاً تعریفش رو گفتم.
هر jemand هم میدانه که نظام برزخی که صعودی است که نزولی است، نظامش به نظامی است بالاتر از این نظام مادی و به این بر این نظام مادی، به این مادی و این جانب چیز.
صداها دارد.
این نظام است همه چیز را دارد.
از جمله اصوات دارد، صداها دارد.
اگر کشف سمعی سالک بالا تر شد، قویتر شد تقریباً به عواطف اینجوریه.
این تقریباً عواطف میشود که صدای برزخی را میشنود و من منظورم به این حد که از مسائل که در برزخ میگذرد در حد کمی برخورد را میشود.
صدای برزخی نه این است که در جای دور است.
این نوع اینجور است.
نه این است که پشت دیوار است.
نه، نه این است که حجابی بین ما و صداهای برزخی است.
اصلاً بین ما و عالم برزخ حجاج و منى هست یا نیست؟
حجاج و منى نیست.
ما خود در عالم برزخ هستیم.
الان اینجا که ما نشستیم برزخ ما را احاطه دارد به لحاظ احاطه خود مادی بر معنوی، به لحاظ احاطه خود زمان بر زمان، به لحاظ احاطه خود جهت بر جهت و به لحاظ احاطه بالاخره عدم صدا عالم ما.
برزخ همه ما را احاطه دارد.
اون برزخی که در شروع است مورد اول اینجا را میشود و اون برزخی در وجود است که در این عالم دیگر است.
به لحاظ عالم، عالم را احاطه دارد و ما درست در میان عالم برزخ و احاطه عالم برزخ و مسائل برزخ، دیدنیهای برزخ، شنیدنیهای برزخ، چشیدنیهای برزخ، مشامهنیهای برزخ قرار گرفتیم.
تمام متأسفانه از همهاش هستیم، از همهاش در حجاب هستیم.
حجاب اینجوری است.
حجاب در کجاست؟
حجاب در وجود خود ما است.
توجه میکنید؟
بله دیگه.
متأسفانه حساب نکنید.
صداهای برزخی را وقتی حجاب از کنار و از مشاعر حجاب کنار رفت مثلاً همین طوری که شما برزخی را میبیند، دیدنیهای برزخ را میبیند، شنیدنیهای برزخ را هم در حد خودش چی میکنه؟
در حد خودش میشنود.
آن جاهت را میخواهد، هم در حد خود به همان وقت خود را میخواهد.
در اینجا من منظورم از شما اینه که یه سر مثال عرض کنم که خیلی مسئله تکراری زیاد میشه.
سراغ همینها صحبت بکنیم.
البته اگر بین شما کسی باشد که نمیدانید که شما از شما خیلی هستند.
همه خوب.
نمیدانیم ولی به اینجا میشود گفت که این پسری در اینجا اعلام نمیشه.
همه بینمون نشدند.
اما بگو ایندی.
ایندی دیگه زیاد این بحثها اختلاف ندارد.
خیلی مسئله ساده است وقتی انسان رسید.
حالا وقتی رسید ساده است ها.
یعنی وقتی رسید مسئله ساده به این معنا.
معنوی میشه براش صدا.
اصلاً کل انسان خود زمان ما.
من میدونم مسائل و اسرار براش حقیقتاً واضح و روشن میشه.
میت یعنی اون انسان وقتی میخواد بمیرد منجرز اشراف که پیدا میکند به عالم برزخ قطعا از اینجا چون انقطاع شده تقریباً کامل نشده، منقطع نشده، انقطاع زیادی به دست آمده.
تا به آن حدی که خلاصه بگم این طرف برگشتنی که برگشتنی نیست.
انقطاع زیادی حاصل شده و خلاصه در عالم برزخ درست باز شده چون از این طرف انقطاع زیاد حاصل شده، اون وقت مشاعر بالاتر انسان به کار افتاده.
یعنی چشم برزخی به کار افتاده و گوش برزخی به کار افتاده و چشم برزخیاش رو میبینه.
فرزندانش و برادرهاش متصل میشوند.
اموالش متصل میشود و عملش براش متصل میشود.
با آنها گفتوگو میکند.
این گفتوگو هم، هم با زبان برزخی است و هم شنیدنش با چیه؟
با چی؟
گوش برزخی.
توجه کردید؟
یه مقدار که این انقطاع حاصل شد گوش برزخی به کار میافتد.
این از باب تغییر ذهن گفتم و همین گوش برزخی اگر در حالت عادی انسان با مرگ ارادی مرد، صدق پیدا میکند.
اون مرگ طبیعی نیست.
اگر انسان مجاهدت کرد، ریاضت شرعی کشید و خلاصه تزکیه کرد و قطع علاقة بهโลก، انقطاع براش حاصل شد، همین گوش برزخی چطور در اونجا به لحاظ انقطاع باز میشه، اون گوش برزخی اینجا در حالت عادی برای انسان چه میشه؟
گوش برزخی انسان باز میشود و اصوات برزخی را به اصطلاح میشنود و به اون معنی حکایات دارد.
این برای تغییر ذهن یک تشبیه و یک تنزیه به عنوان تنزیه گفتم این جریان روایتی که از علی علیه السلام هست و قبلاً هم شاید شما در نواسی معادی این صلوح یا در نواسی دیگر شنیده باشید.
اون که میت میشنود در موقع رفقا با گوش برزخی است.
اون گوش برزخی به لحاظ انقطاع باز شده.
اگر انقطاع در حال عادی هم باشد باز گوش برزخی انسان به کار میافتد و انسان میشنود و انقطاع قبلاً نمیشنید یا دیگران نمیشنیدند.
احساس کنم که راهی و در این جُند و ماه این اشارات رو در این سفر که به اینجا آمدم بیشتر کنم، بیشتر کنم این تشریح رو شما انشاالله انجام میدین.
مثلا در روایات هست که در روایت اشاره شده که وقتی کسی مُرد یا آدم ناموسی بود، مجرم بود و یا پشی بود، گرفتار بود.
اونم که مُرد و مثلا دارن جنازهش رو حمل میکنن، همونجا ای صدا میزند.
اون حملکنندگان و اونایی که دورش هستن، تلفاتدههها، کسان، دوستان و آشنایان، اون همه را صدا میزند.
بعد از این ناراحت میشه که چرا اینها نمیشنوند؟
راجع به خود ناراحت میشه که چرا اینها یعنی موجودین در اینجا نمیشنوند؟
ای خودشو به گونهای که جواب وارد میکنه، ای صدا میزنم.
فقط شما هستین.
این تعبیر روایته.
چرا؟
چرا من حرفم اینقدر گوش ندارد؟
راجع به خود.
اونم در همین روایت میآید.
مثلا کسی گوش این گوشه حتی نداشت که شما هی میگی میگی هیچ اصلا اون گوش این به سنگه.
ازش خبری نیست.
این طوره دیگه.
میگه ای الا تسمعون؟
ای دوستان من، نزدیکان من، برادر، ای اونایی که منو حمل نمیشنوید؟
ببین من با شما حرف دارم.
در روایت اینجوریه.
چرا گوش نمیکنید؟
من اخه دارم میخوام به شما حرف بزنم.
دلم به شما میسوزه.
میخوام بگم من به چه وضعی افتادم.
اقلا شما به وضع من نیفتید.
تو این آرامش و اینها.
اینا نمیشنوند.
شخصی هم اینو که میگویند راجع به جهان از این طرف میاد.
پس این صداها رو ما چرا نمیشنویم؟
برای این ما نمیشنویم چون گوششو نداریم.
راجع به خود.
چون گوششو نداریم در این عالم این صداها.
حتی امام میفرماید که اون صدا میزند، فریاد میزند و میگویند که حرفاشو میگه.
حتی جاهایی که دارند در اون خصوص جنازه هر وقت که به اون دیوار چیز وارد میکنند، قبر وارد میشه تا به اینجا ای به صدای خودش تو مدا خودش ادامه میده.
بدون مدا شنیدنش گوش نازنین با گوش برزخی رو داره.
اگر کسی از کشف سماعات بالاتر برخوردار باشد، وقت داد بخواهد میتواند اینجور صداها رو چه بکنه؟
اینجور صداها را بشنود.
من از شما سؤال میکنم.
اونی که امام میفرماید که اینجور صدا میزند و اینجور صداها در این دنیا وجود دارد، یعنی اینها رو میشنود؟
بله.
بله درست.
راجع به خود.
کی گفت کی مرد کی میدوند، کی میدوند و اینا نمیشنوند و با چه شیکایت حمل میکنند و ناله حمل میکنند.
پس اینا یه چیزی هست البته نه معنوی است.
اینا نه معنیش هست که مقال رو این مسئلهست.
نه چون صد آیه همش اینو داشته باش چون صد آیه نود هم پیش ماست مثلا.
خب اینه که اینجا یکم صبر شود از این مولایی بخواهیم بعد بریم که دنبال مطلب را بگیریم.
مطلب اینه که این یاد و فضل در اینجا به حاشیه بروند.
به وقتی که امام باقر سلام الله علیه این مسئله را در مقابل شما میگفتند از رسول اکرم صلوات الله علیه نقل میکرد که رسول الله اینجور فرمود که ای مدا میزند و اینها نمیشنوند.
یعنی امام باقر چون این بود آن، اصرار کردن که صحبت بکنند این مطلب را بیان فرمودند که بعد اون که ذکر بشم یک کسی اونجا بود به نام زمره.
این، این حرفو شنید که اون مدا میزند و مخصوصا جنازه را که حمل میکنند هی مدا میزند.
حاملینشان مدا میزنند اینها نمیشنوند.
اون یک کسی اونجا بود به نام ذریهالایمان به چه بود خلاصه یهو این آدم به این حرف طوری برخورد کرد در حضور امام و آشکارا در خودش هم آشکار کرد.
گفت این تقریبا حرف خاص مثلا استهزای مانند یا طوری جمله هم گفت.
بعد امام باقر سلام الله علیه گفت که خدا را شکر در بین جمع، اون جمع هم فقط خصوص مفسرین امام به وسیلهشون بودند.
بعد اینجا تقریبا مسخرهمانند کرد امام را، حرف، راجع به حرف رسول الله را.
البته ظاهرا اون حرف و مطلبه.
بعد امام باقر سلام الله علیه فرمود که خدا حالا این زمره اگر نظرش به استهزاء کلام رسول صلوات الله علیه بود خود را مواخذه کند.
و اینجور گفت بعد یک ماه زمره مرد.
بعد یکی از نزدیکان امام باز علم.
حالا من البته به حاشیه رفتم ولی باز از کشف سماعات.
یکی از نزدیکان که زهرا نام داشت یا داشته در اون موقع که زمره مرده بوده اونجا و دفن کردن حاضر بوده.
گفت که من ساعت یعنی بعد از دفن زمره آمد پیش امام باقر سلام الله علیه گفت که من اونجا بودم.
این معلوم است این نام داشت یا داشته از اهل این اندازه کشف بوده.
برای اینکه یا از اهلش بوده یا خدا پس اونجا این کشف براش پیش آمده.
گاهی هم میشه وقتی استثناً برای کسی این کشف سماع یا غیر سماع پیش بیاد که در واقع اهلش برای همیشه نیست یا برای استعداده آمادهایه خلاصه هم اتفاق نیست.
حالا میفهمیم این آدم چه طور بوده.
یکی از نزدیکان گفتش رو در روایته.
گفت که امام باقر گفت که من اونجا که دفنش کردن من صورتم رو گذاشتم رو خاک یعنی خاک قبر اون.
گوش دادم.
گوش دادم دیدم زمره دارد ناله میکند و موجودات به خودش خطاب میکند تو اینجا ها این عالم، عالم خصوصا بعد به خودش خطاب میکند که تو برای خودت کار، اینجا فرمود نشه.
کار کردی زمره بر خود که همه از تو میدانند آتش جهنم برای تو آماده است و تو آماده برای آتش جهنم.
به خودش و خودش خلاصه مذمت میکند.
این هم یک کشف سماعات.
مولوی در چه گوش را بندد این اشعار را دقت کنید.
گوش را بندد کمه از استماع.
گوش را بندد کمه از استماع.
شما اگر بخواهید، این حالا این شعر را معنی کنید.
خودتون به تفکر بپردازید.
اگر بخواهیم از این عالم بیش از کمه را برداریم، اون وقت این مسئله برای ما حل میشه.
گوش را بندد کمه از استماع، چشم را بندد غرض از اطلاع.
همچنین که بعد مولوی مثال میزنه میگه اون جنین را دیده، بچه در رحم مادر جنین.
خب اونجا چون خیلی سخت و اون خنک بودن اونها زیاد علاقه دارد، اصلاً توجه ندارد.
فکر میکند همه زندگی و همه چیز فقط توی همونه.
نمیداند که خارج از اون رحم عالمی چنین چنان با اون مسائل عالم دیگری هست.
اونها رو نمیشناسد.
خوب و بدش را هم نمیداند.
باور نمیکند چون اونجا کمه دارد فعلاً به اون وضعیت خودش و وابستگی شدید دارد به اون خنک بودن هم خیلی سخت کمه دارد.
این تشریح میکنه.
همچنین که آن جنین را تن به خنک، تن غذای گوشت در اوطان خون از حدیث این جهان محروم کرد، از حدیث این جهان محروم کرد.
خود کاملاً با بردهش محبوس کرد.
در یه جا دیگه باز مثلاً میگه تنبه وسواس را بیرون کن ز گوش.
توجه بکنید.
تنبه وسواس بیرون کن ز گوش تا بشنود آید از گردون خروش.
تا کند فهم معماهاش را، آن معماهاش را.
تا کند ادراک رمز فاش را.
کار این اشعار بر می گردد به مراحل عالی کشف سماعی اشاره است که اگر اینجا خودم من زنگ بینندگان باید بگم اینجا هم به این چند سطر اشاره کنم که اینجا هم باور بکنند.
خب.
این مهم مرحلهای از کشف به اصطلاح سماعی است که شنیدن اصوات برزخیها است.
حالا صرف یک انواع معنوی که احیاناً گفتهها و اندوه را می شنوند و اسرار آنها را می فهمند یا چیزای دیگه یا حتی اگر اینجا هم باز مسئله استماع کلام ملائکه مثالی هست، ملائکه مثالی و برزخی.
این در قسم دیگری از کشف سماع است که در آن عرض کردم.
خب اگر حالا این قسمی بود و این یک اصطلاح نوعی بود و در این 물론 انواع مختلف کشف سماعی پیش میاد.
حالا سالک بالا رفت و از کشف بالاتر سماعی در حال شد.
در اون مراحل عالی و نهایاتش مسئله تسخیر موجودات را شنیدن و تسخیر موجودات را فهمیدن، کلام ملائکه را شنیدن و مقاصد آنها را فهمیدن و سوی مسائل دیگری که به اسرار وجود مربوط است اینها پیش می آید و قسم بالاتر از این دیگه به اینجا منتهی.
تسخیر دیگه و تسخیر فعلاً اینو میگم.
همین جا توجه داشته باشید که تسخیر موجودات را شنیدن با یک serie مسائلات دیگر به معانی مقاصد تسخیر را فهمیدن و موجودات را فهمیدن.
این در مراحل عالی کشف چیه؟
کشف سماعه.
تا تسخیر جمادات آید دست، دست به تأدیب ها نر بایدت یا بر بایدت که خلاف جواد الود است، نر باید.
نر باید کند.
در این مرحله شنیدن اصوات یعنی مراحل عالی کشف سماعی، مخصوص شدن بهشت آج عذابها، شنیدن بهشت صدای بهشتیان و ناله جهنمیان، شنیدن ضخیر آتش جهنمیان در اون عرش قیامت اینها.
که یه وقتی اشعار را از مولوی با روایتی با اشاره در خصوص ذکری که از جوانهای منفرد در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود با شما هست شاید هم نظرتون هست.
اون در این مرحله است.
مراحل عالی کشف سماع است.
در نهج البلاغه حضرت علی علیه السلام اهل ذکر را اینجوری توصیف میکند.
در خصوص اهل ذکر این جمله خیلی معروفی دارد که در نهج البلاغه میفرماید.
اینجا در خصوص یک شخص یا کسانی که میشناسد از اهل ذکر میفرماید که قیامت آنچه را که در وقت خودش برای دیگران ظاهر خواهد کرد، برای آنها ظاهر کرده، برای آنها محقق شده و میفرماید میشنوند اینها آنچه را که دیگران نخواهند شنید.
این در مراحل عالی کشف است و خیلی چیزهای دیگر که تسخیر موجودات به اینکه عرض کردم و مسائل دیگری در مراحل عالی کشف سماع پیش می آید.