ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 137

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اقسام کشف صوری و جایگاه کشف ذوقی

اعوذ بالله السمیع العلیم از شیطان رجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

اقسام کشف صوری را، به تناسب حواس ظاهری، بر پنج قسم نهاده‌اند. پیش از این، کشف ابصاری و کشف سماعی را توضیح دادیم. سه قسم دیگر از اقسام کشفی که به حواس مربوط است — و مجموعاً آنها را کشف صوری می‌نامند — باقی مانده بود: کشف شمی، کشف ذوقی، و کشف لمسی. البته اطلاقِ «کشف صوری» بر همهٔ اینها چندان دقیق نیست؛ بعضی از مراحلشان از کشف صوری است و بعضی به کشف معنوی نزدیک می‌شود. ما در ریزه‌کاری‌های اصطلاحی درنمی‌آویزیم.

کشف شمی آن است که سالک با ادراک قوی در شامه، روایحی را استشمام کند که افراد عادی نمی‌یابند. کشف ذوقی آن است که طعم‌ها و غذاها و شراب‌ها و شیرینی‌ها و تلخی‌هایی را بچشد که دیگران نمی‌چشند. کشف لمسی نیز لمسِ آنچه پنهان است و لمس معمولی به آن نمی‌رسد. این سه قسم مانده بود؛ ابصاری و سماعی را گفتیم. این پنج را باز تکرار می‌کنیم. معمولاً آنها را کشف صوری در برابر کشف معنوی می‌گویند؛ کشف معنوی خود باب مفصلی است با مراحل و مدارج، و از آن نیز اجمالی خواهیم گفت ان‌شاءالله. همهٔ اینها را به اجماع کلی می‌گوییم؛ توضیح جزئیات با این مجال و این حوصله‌ها برنمی‌آید.

در این جلسه صرفاً در کشف ذوقی مطالبی به صورت اجمال می‌گوییم تا برای قسمت‌های دیگر نیز فرصت بماند.

تعریف کشف ذوقی و دیررس‌بودنش

کشف ذوقی — با توضیحی که گفته شد — این است که وقتی سالک به مرتبه‌ای رسید و بر اثر تجلی انوار نافذ حق در قلب و در ذائقهٔ باطنی‌اش، آنچه دیگران نمی‌چشند را بچشد. به بیان کلی: طعم‌ها و غذاها را می‌چشد و از طریق ذائقهٔ خاصی می‌یابد که افراد عادی نمی‌یابند.

این قسم نیز مانند کشف ابصاری و کشف سماعی دارای مراتب است؛ یعنی به تناسب موقعیت سالک و رتبهٔ روحی‌اش، و به تناسب کناررفتن حجاب‌ها از قلب و از مشاعر، از این کشف برخوردار می‌شود.

در مرحلهٔ اول باید دانست که این کشف، در قیاس با کشف ابصاری و کشف سماعی، بسیار دیرتر در وجود انسان شروع می‌شود — اگر شروع شود. کشف ابصاری گرچه دایره‌اش بسیار وسیع بود، اما شروعش از مراحل اولیهٔ ابتدایی تا مراحل اواسط و نهایات و مراتب عالیه ممکن است. کشف سماعی نیز چنین است. اما کشف ذوقی — که انسان چشیدن غیرعادی داشته باشد — دیر تحقق می‌یابد و کم تحقق می‌یابد. اگر بخواهد در این حیات برای کسی تحقق پیدا کند، ممکن است آن دو باشد و این نباشد. آمادگی برای این مسئله اثراتی طولانی می‌طلبد؛ زیادش را نمی‌دانیم. آنچه به نظر می‌آید این است که تحقق آن دیر است و علت دیررسیدنش نیز طولانی است. دایره‌اش محدود است، دیر می‌رسد، و بسیاری از آن بهره‌مند نمی‌شوند؛ با این‌همه مراتب دارد.

مراتب اولیه: طعم‌های خفیف و تحول روحی

در مراتب اولیهٔ ابتدایی، گاهی می‌بینیم که سالک مخلص — کسی که در راه است — در خواب یا در بیداری یا بین خواب و بیداری، یا در حالات خاصی که برای سالکین پیش می‌آید، وجود از وجودش به اذن الله برطرف می‌شود و طعم‌هایی را احساس می‌کند. اضافهٔ مطلب این است که همان را با همان ذائقهٔ باطنی احساس می‌کند. اگر تأمل کند، می‌گوید «این ذائقهٔ معمول نیست»؛ اما آن ذائقهٔ بالاتر در همین ذائقه به ظهور می‌رسد. باید به این سخن توجه داشت. آن ذائقهٔ بالاتر در این ذائقه به ظهور می‌رسد. معلوم نمی‌شود که این ذائقه، ذائقهٔ معمولی‌اش است یا ذائقهٔ دیگری که از افقی بالاتر به وجودش ظهور می‌کند و حقیقتی است که ذائقهٔ دیگری است؛ و سالک در اول خودش نیز نمی‌تواند تشخیص دهد.

طعم‌هایی می‌چشد: گاهی طراوت‌ها و شیرینی‌ها، گاهی تلخی‌ها. البته طعم‌ها را نمی‌توان یکسره با طعم‌های مأنوس و شناخته‌شده برای خود ما مقایسه کرد؛ گاهی مشابهتی پیش می‌آید، اما آنجا که خوب است به طرز خاصی خوب است. این چشیدنِ طعمِ خالصِ دنیوی نیست؛ این طعم مقدمه است، یا به نوعی سبب، برای تحولی کلی در وجود سالک.

وقتی در همان مراحل ابتدایی چنین چشیدن‌هایی را می‌یابد، در حالش تحولی ایجاد می‌شود: مثلاً انبساط می‌یابد، ذوق می‌یابد، انقطاعش از غیر خدا زیاد می‌شود، یا خوفش زیاد می‌شود، یا شوقش زیاد می‌شود. این مراحل اولیه‌اش به این صورت است. گاه انسان چیزها را خیلی خفیف احساس می‌کند، اما کاملاً می‌یابد که واقعیت است؛ و همین چشیدن، در وجود سالک از نظر روحی و حالات و سیر، تحولاتی پیش می‌آورد. گاهی در مواقع ضیافت و خلوت است، گاهی در مواقع عادی. مرحلهٔ اولش به این شکل است؛ مراحل عالیه نه.

اواسط: اطعام و سیراب الهی

مراحل بالاتر باز در خواب یا بیداری یا بین خواب و بیداری یا در حالت خاص پیش می‌آید. در اواسط می‌بینید که سالک گاهی اصلاً غذاها می‌خورد با طعم‌های خاص؛ شراب‌ها می‌آشامد — شراب در برابر غذا، نه به معنای حرام دنیوی — با طعم‌ها و آثار و خصوصیاتی که بیش از این با جمله قابل توصیف نیست. همهٔ کشف‌ها چنین‌اند؛ مخصوصاً این. با جمله نمی‌توان گفت که چیست. هم در خواب می‌بیند، هم در بیداری، هم بین خواب و بیداری مخصوصاً، و هم در آن حالات خاص علی‌الخصوص. گاهی از حالاتی که برای سالک پیش می‌آید انقطاع است: حالت بیداری معمول هست، اما انقطاع از خود؛ انقطاع شدیدتر و کامل‌تر. به آن صورت بالا آورده‌اند. می‌بینید که می‌خورد و می‌آشامد.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود — و آنچه رسول‌الله فرموده به تناسب مقام و منزلت اوست که بالاتر از همهٔ منزلت‌ها و مخلوق اول حق است و الی آخر؛ از فهم و فکر ما نمی‌رسد — اما به هر صورت این را فرمود؛ یعنی آنچه رسول‌الله فرموده به تناسب منزلت بالا و بدون نظرِ خودش بود:

«أَبِيتُ عِنْدَ رَبِّي يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِي» (حدیث نبوی)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نزد پروردگارم بیتوته می‌کنم؛ اطعامم می‌کند و سیرابم می‌سازد.

«یطعم‌نی و یسقی‌نی»: این قسمتِ نازلِ بیان است، اما به تناسب مقام خودش. می‌خورد، می‌آشامد. معمولاً لذتِ خصوص دارد؛ اما لذتش مطرح نیست.

مقصد لذت نیست؛ پیش‌بردن سالک است

باید دانست که این خوردن‌ها و آشامیدن‌ها که در اواسط کشف ذوقی، در خواب و بیداری یا بین خواب و بیداری یا در همان حالات خاص مخصوصاً پیش می‌آید، وقتی در مسیر حرکت بیشتر و تقرب بالاتر سالک می‌افتد، مسئله این نیست که سالک می‌خورد و می‌آشامد تا لذت خوردنش چه کند، یا از آن شراب لذت ببرد — گرچه لذت هم می‌برد؛ لذتی که تصور نمی‌آید و این عقل‌ها آنجا راه ندارد. از آن پس که عقل دو رنگی‌اش نورانی شد، باید دیوانه شود؛ آن یک چیز دیگر است. با این عقل و این فکر نمی‌شود؛ اصلاً تنظیر هم نمی‌شود کرد. لذت هم دارد؛ لذتی که با این فکر نمی‌شود. اما بالاخره مقصد این نیست.

آنچه در این مقام پیش می‌آید برای این است که سالکی که تهیدست و مفلس است پیش می‌آید، یا سالک صادقی که واقعاً مطلوبِ وجود را دارد و صادقانه لا اله‌الا الله می‌گوید برای او پیش می‌آید. این فقط برای پیش‌بردن سالک پیش می‌آید. یعنی همین خوردن‌ها و آشامیدن‌ها او را بالا می‌برد، مدبّرتر و منفَع‌تر می‌کند، معرفتش را بیشتر می‌کند، راه را باز می‌کند و ذوق جدید نشان می‌دهد. خلاصه پیش‌برنده است، نه برای لذتش — گرچه لذتش هم چیز عجیبی است. در این احوال، همین مسئله کامل‌تر می‌شود: اطعام الهی، سیراب‌کردن الهی، تغذیهٔ الهی. اصلاً از آن طرف اطعام می‌شود و سیراب می‌شود و لذت‌ها دارد.

انواع شراب؛ ساقی و چشمه؛ ظلوماً جهولاً

در مقام‌های مختلف گاهی شرابی می‌خورد که خلوصش را بیشتر می‌کند. چون خیلی فهرست‌وار می‌گذارم که چیزی هم در این راه گفته باشیم. گاهی شرابی می‌خورد — یعنی می‌خورد. می‌خورد؛ ساقی هم دارد. ساقی‌اش در اصل علی علیه‌السلام است و ساقیِ کل علی است. ساقی‌اش را می‌بینید؛ ساقی همهٔ آنها که سیقایت می‌شوند از آن حوض. حوض هم از این حوض‌های دنیوی نیست. نه معنی حوض را فهمیده‌ایم، نه معنی آن سیقایت را، نه پیاله‌اش را، نه حوضه‌اش را. حالا خدا می‌داند بعدها یکی‌یکی خواهیم فهمید یا تا آخر در همین جهلمان خواهیم ماند.

امام صحبت می‌کرد و چند بار می‌شنیدم؛ فرصت نکردم از آن بیشتر سخن بگویم. فرمودند — و بعضی از بزرگان هم واقعاً خوب گفته‌اند — که توصیفی که خدا دربارهٔ انسان کرده بالاترین توصیف انسان از دید ایشان همین است:

«إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا» (احزاب/۷۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا او ستمگرِ بسیار نادان بود.

خدا می‌خواهد انسانی را که خلق کرده و این‌گونه مانند من و انسان از آب درآمده خیلی خوب توصیف کند؛ می‌گوید از این بالاتر توصیف نمی‌شود کرد. «إنه کان ظلوماً جهولاً» چه بوده برای انسان؟ چه هست برای انسان؟ انسان برای چه بود؟ الی آخر و ما چه شدیم؟ کجا می‌رویم؟ در آنجا گفته انسان به تو چیزی داده، در وجود تو امانتی نهاده؛ بردی آنچه هیچ وجودی استعداد تحمل آن امانت را نداشت. اما آیا «إنه کان ظلوماً جهولاً». انسان کجا می‌رسد و ما چه شدیم؟ بهترین وصف است.

به هر صورت مقصود این بود که در آن مقام انسان می‌خورد؛ شرابی که می‌خورد — مخصوصاً شرابش؛ اطعامش هم هست — شرابی است در مواهب مختلف، و این شرابِ اُنس است. گفتم حوض معلوم نیست، ساقی معلوم نیست برای ما چیست. در آنجا رفتم با آنچه معلوم نیست؛ تا آخر خواهیم فهمید یا در همین نفهمیدن، لااقل در این طرف، خواهیم ماند. ساقی هو علی سلام‌الله‌علیه است و ساقی است؛ ساقی کل این. اما اصل چشمه‌ای که این شراب از آن است، صاحب آن چشمه رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. به هر صورت این شراب اُنس است.

شراب اُنس، شراب محبت، شراب عقل، شراب مناجات

یعنی وقتی سالک می‌خورد — اکثراً در آن حالات خاص، در مقامات عالیه — محصورش در آن حالت بیداری خاصی است که برای سالک کامل در مراتب عالی پیش می‌آید. آن شراب می‌خورد که شراب اُنس است: شرابی که اُنس را با خود می‌آورد. لذتی خاص دارد؛ نوع خاصی است؛ خوردن است و ساقی هم دارد؛ اما همه‌اش در آن نظام و آن مرحله و آن حساب‌هاست و با خود اُنس می‌آورد. و آن شراب محبت است. شراب محبت: هم می‌خورد و لذت خاصی دارد، هم عشق به حضرت حق بیشتر می‌شود. عشق آخرین است؛ در مقامی که عشق دارد، عشق را سرشارتر می‌کند. آن شراب عقل است: لذتی دارد، حساب خاصی دارد و آثاری که به عقل می‌رسد. آن شراب مناجات است، مناجات حق. همه‌اش هست.

حالا چند جمله در اینجا ؛ شما این جملاتی که در دعاها هست

شواهد دعایی: شراب اُنس در دعای عرفه و مناجات

در دعای عرفه — و در مناجات‌های مرتبط با اُنس و محبت — آمده است:

«يَا مَنْ أَذَاقَ أَحِبَّاءَهُ حَلَاوَةَ الْمُؤَانَسَةِ فَقَامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَمَلِّقِينَ» (مناجات / دعای عرفه)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسی که دوستانش را شیرینی همدمی چشانیده؛ پس در پیشگاهش با حالت تملق و تمنا ایستادند.

حضرت سجاد علیه‌السلام می‌گوید ای خدایی که دوستان و محبینش را شیرینی مناجات و اُنس چشانیده است. با خوردن آن شراب اُنس، اُنس صالح به حق بیشتر می‌شود؛ استواری‌ای می‌یابد که دیگر در آن مقام اگر چیزی پیش آید، کسی صدا بزند، مسئله‌ای پیش آید که وضعش را به هم بزند، بالاترین ظلم به روحش وارد شده که اُنس از دستش داده‌اند. نمی‌خواهد به هیچ قیمت بیاید. حالا اُنس به حق چیست؟ این را هم نمی‌فهمیم؛ اما چنین چیزی است. نتیجه: «فقاموا بین یدیه متملقین» — در مقابل خدا با حالت تمنا می‌ایستند و هی تمنا می‌کنند برای رسیدن بیشتر. این بخشی از آن دعا بود.

بردِ عفو و حلاوت رحمت در تعقیبات نماز

در تعقیبات نماز، در تعقیبات مشترکه در مفاتیح، این جمله را می‌خوانیم و شاهد است:

«أَذِقْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ وَحَلَاوَةَ رَحْمَتِكَ وَمَغْفِرَتِكَ» (تعقیبات نماز)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خنکی عفو خود و شیرینی رحمت و مغفرتت را به من بچشان.

خدایا از آن شراب عفو به من بچشان که خنکیِ خصوص دارد. شراب عفو شرابی است وقتی سالک در مرحلهٔ خودش خطایی دارد — و هر سالکی در مقام خودش به تناسب خود چیزهایی دارد — و از خدا می‌خواهد نادیده بگیرد؛ و این نادیده گرفتن گاهی با خوردن شرابی در آن حالت خاص می‌شود و سنگینی آنچه در وجودش بود برطرف می‌شود. حالت خاصی اینجا پیدا می‌آید. «برد» معنی لفظی‌اش خنکی است؛ حالت خاصی است. این شراب عفو مربوط است به حلاوت رحمت و مغفرت که شیرینی دارد؛ شیرینی‌ای که با همین ذائقهٔ باطنی می‌چشید و بالاترین شیرینی‌هاست — نه از این دنیوی‌ها، اما شیرینی همین است. اینجا آثار زیاد است؛ کاش مجال بود یا می‌شد گفت.

شراب عافیت و وحشتِ از دست‌دادن نعمت

بعضی شراب‌ها شراب عافیت است. اینجا فقط برمی‌شماریم. سالک گاهی وحشت‌ها می‌گیرد — در مراحل عالی صحبت می‌کنم؛ ابتدا و اواسط گذشتیم. مخصوصاً وحشت‌ها در جهات مختلف که مبادا خدا این نعمت خودش را بردارد، مبادا شرّ برآید. این را باید در نظر داشت: مانند من و شما نیست که سالک در مقامات عالی اطمینان خاطرِ جمعی داشته باشد. ما که در خطر بیشتری‌ایم، اطمینان خاطرمان همیشه بیشتر است؛ این حال کار ماست. اما آنان که در مقامات عالیه‌اند، با اینکه در مناظر عالی هستند، چون قهر را بیشتر احساس کرده‌اند و مسئلهٔ توحید را بیشتر یافته‌اند، خیلی می‌ترسند که خدا این نعمت را بردارد.

امیدوارم سجده‌هایی که در شب نیمهٔ شعبان از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم روایت شده عمل کرده باشید. در مدینه، در شب نیمهٔ شعبان، سجده‌های رسول‌الله؛ انور آمد دنبال رسول‌الله که کجا رفته؛ دید سجده افتاده. در آن جملات که سر و پیشانی و صورتش را بر خاک می‌نهاد و ناله می‌کرد؛ وحشت رسول‌الله را نشان می‌دهد از اینکه خدایا این نعمتت را از من برندار. اینجا شراب عافیت پیش می‌آید. باید دانست؛ صورت‌ها را می‌گویم و می‌گذارم. چه اندازه خدا این نعمت را می‌فهماند که شراب عافیت جایش اینجاهاست. یعنی یک اطمینان. سالک از اینکه خدا این نعمت را برندارد وحشت می‌گیرد؛ شراب عافیت اطمینان خاطر می‌دهد که آنچه از حق رسیده زیاد نترس — ولی مراقبه و حفظ همچنان هست. شراب مراقبه هم می‌گویند، شراب آفت هم می‌گویند؛ معنیش حفظ خداست. کسی که از ناحیهٔ خدا با این شراب صدا شود، معنیش رسیده به عرض بیشتر؛ در ابد ابد سواء وجهت دارد. حضرت حق همیشه با انسان، همیشه با مخلوق. معلوم است که تو فقط یک جدی نیستی؛ با خداست. بقیه همیشه پدیدار خواهند بود، بودند و هستند و خواهند بود للابد. و حفظ توحید و از این مسائل مشابه خیلی در مقامات عالی پیش می‌آید. اگر در سلوک افتاده باشید شاید دیده باشید که اولش خیلی سخت است، ولی نهایتش خیلی سخت‌تر از اولش: حفظ مقام و موقعیت و حفظ باطن از اضطراب و امثال اینها خیلی مشکل است. به هر صورت این هم یک شراب است.

مناجات مریدین و شراب صافی محبت

کلمه‌ای از مناجات مریدین امام سجاد علیه‌السلام در همین زمینه. در مناجات هجده‌گانه در مفاتیح می‌خوانیم: و عروقنا به حیاض حبک — خدایا ما را به حیاض و سرچشمه‌های محبتت وارد کن؛ و حلاوت ودّ و شراب قربت را به ما بچشان. و در مناجات مریدین می‌گوید خدایا ما را از آن بندگانی قرار ده که اوصافشان را می‌شمارد؛ از جمله باطن آنها را از محبتت پر کردی و:

«وَرَوَّيْتَهُمْ مِنْ صَافِي شُرْبِكَ» (مناجات المریدین)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنان را از نوشیدنیِ صافِ خود سیراب کردی.

«روّیتَهم» یعنی سیراب کردی آنها را. مرا از آنها قرار بده که تشنهٔ شراب تو بودند و از شراب صاف محبت سیرابشان کردی. از آنهایی که سیرابشان کردی من را قرار بده. خلاصه مسئلهٔ کشف ذوقی در این مسیر پیش می‌رود.

قرآن نیز می‌فرماید شراب طهور:

«وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» (انسان/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پروردگارشان آنان را شرابی پاک نوشانید.

فقط این باید در نظر داشت: این شراب‌ها هرچه در اواسط و در نهایات مخصوصاً انسان و سالک از طعام‌های الهی برخوردار شود، در عین اینکه لذت‌های خصوص دارد، مسئلهٔ اصلی این است که عشق حق را در وجود سالک بیشتر، اُنس حق را بیشتر، محبت حق را کامل‌تر می‌کند. بالاخره اگر سالک به وجه الله رسیده، سیرش را در وجه الله پیش می‌آورد؛ اگر به لقا نرسیده، او را به لقا نزدیک‌تر می‌کند. هر کس به تناسب مقام خودش این شراب‌ها در جهت حرکت به سوی لقاء حق یا در جهت سیر در وجه حق قرار می‌گیرد — نه فقط برای آن لذت؛ و الا لذتش هم در واقع لذتِ ثانویه نیست و این آیه است.

بازخوانی مراتب و آثار روحی کشف ذوقی

بار دیگر مراتب را جمع کنیم تا اشتباه نشود. در ابتدای امر، سالک طعم‌هایی خفیف می‌یابد که گاه شیرین است و گاه تلخ، گاه طراوت دارد و گاه سنگینی. این طعم‌ها مقدمهٔ تحول‌اند: انبساط، ذوق، افزایش انقطاع از غیر، افزایش خوف یا شوق. نباید گمان کرد که هر چشیدنیِ غیرعادی لزوماً نشانهٔ منزلت بالاست؛ آنچه اهمیت دارد اثری است که در سیر و حال و معرفت می‌گذارد.

در اواسط، اطعام و سیراب الهی کامل‌تر می‌شود. سالک در خواب یا بیداری یا برزخِ میان خواب و بیداری، یا در انقطاع شدید از خود، می‌خورد و می‌آشامد. لذت هست و لذتی است که عقل معمولی راه به آن ندارد؛ اما مقصدِ حق از این نعمت، پیش‌بردن سالک است: بازشدن راه، زیادشدن معرفت، نشان‌دادن ذوق جدید، نزدیک‌ترشدن به لقا یا سیر در وجه الله.

در مقامات عالی، انواع شراب به تناسب حال پیش می‌آید: شراب اُنس که اُنس می‌آورد و از دست‌دادنش سنگین‌ترین ظلم به روح است؛ شراب محبت که عشق را سرشار می‌کند؛ شراب عقل که آثار عقلی دارد؛ شراب مناجات؛ شراب عفو که سنگینی خطا را برمی‌دارد و خنکی می‌آورد؛ شراب عافیت که در وحشتِ از دست‌رفتن نعمت، اطمینان می‌بخشد. ساقی در اصل امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و چشمه از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم. دعاها و مناجات‌ها و آیهٔ شراب طهور همه ناظر به همین حقیقت‌اند که با ذائقهٔ باطنی چشیده می‌شود.

سالک صادق و تهیدست — نه طالب لذت — از این کشف بهره می‌برد. بسیاری اصلاً به آن نمی‌رسند؛ دایره‌اش محدود و تحقق‌اش دیر است. آنچه باید در خاطر بماند این است که کشف ذوقی، مانند دیگر کشف‌ها، وسیله است نه مقصد؛ مقصد لقاء و وجه و اُنس و محبت حق است.

نیز باید دانست که مقایسهٔ این طعم‌ها با طعم‌های مأنوس دنیا فقط از باب تقریب ذهن است. آنجا که خوب است، خوبی‌اش از جنس دیگری است؛ و آنجا که تلخ می‌نماید، تلخی‌اش نیز در خدمت بیداری و تحول است. سالک در آغاز نمی‌تواند تشخیص دهد که این ذائقه همان ذائقهٔ جسمانی است که نور در آن تجلی کرده، یا ذائقه‌ای دیگر که از افق بالاتر به ظهور رسیده. همین ابهام خود نشانهٔ آن است که حقیقت از حد عبارت بیرون است و فقط با یافتن شناخته می‌شود نه با توصیف.

جمع‌بندی جلسهٔ کشف ذوقی

می‌خواستم داستان یکی از یاران یکی از ائمه علیهم‌السلام را بگویم که با تصرف ولی در وجودش، برخورداری از چنین شراب‌ها — یعنی کشف ذوقی — برایش پیش آمده؛ روایتی بیاوریم. ولی اگر این را هم بگویم و بعد مطلب دوم، دیر می‌شود و نمی‌رسیم. همین‌قدر چون در این قسمت صحبتی نخواهم کرد، باید نیک در نظر داشت: این همان کشف ذوقی بود در مراتب مختلف. یک بار هم فهمیدیم که چیست.

از این بحث روشن می‌شود که ادبِ نسبت با حق، در جزئیاتِ روزمره نیز جاری است؛ هر فعل و ترک، اگر از سرِ غفلت باشد، همان پرده‌ای را می‌افزاید که تزکیه در پیِ برداشتنِ آن است. پس خواننده پس از مطالعه، یک موقعیتِ عینی از زندگیِ خود را برمی‌گزیند و می‌پرسد آیا در آن موقعیت، میزانِ درس رعایت شده یا نفس به نامِ عادت پیشی گرفته است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.