ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

اقسام کشف صوری به تعداد حواس تقسیم بر پنج قسم شده.

کشف اِصطحاری بود و کشف Simaii صمایی بود که هفته‌ی توضیح دادیم.

کشف اصطحاری را قبلاً دو سه جلسه که موجود بود توضیح دادیم.

سه قسم دیگر از اقسام کشفی که مربوط به حواس است که کشف صوری می‌گوییم مجموعاً این‌ها را.

البته گفتن کشف صوری به همه این‌ها هم چندان درست نیست.

حالا دیگه ما در ریزه‌کاری‌ها صحبت نمی‌کنیم.

بعضی از مراحلش از کشف صوری است بعضی از کشف معنوی.

خلاصه صورت غیر از کشف اصطحاری و کشف Simaii، کشف شمی داریم و کشف ذوقی داریم و کشف لمسی.

کشف شمی است که استشمام می‌کند سالک با درک قوی در شامله روایحی را که افراد عادی استشمام نمی‌کنند.

کشف ذوقی می‌چشد چیزهایی را که طعومی را، غذاهایی را، شراب‌هایی را، طعم‌هایی را و شیرینی‌ها و تلخی‌هایی را که افراد عادی نمی‌یابند.

لمس هم همین لمس می‌کند آنچه را که پنهان شده است و لمس معمولی روها نایع می‌شود.

کشف شمی، ذوقی معني کشیدن و لمسی.

این سه قسم مونده اصطحاری و Simaii را گفتیم.

این پنج تا را باز تکرار می‌کنیم.

این‌ها را معمولاً می‌گویند کشف صوری در برابر کشف معنوی که اون کشف معنوی خودشان باب مفصلی است و مراحل و مدارج دارد.

از اون هم اجمالی عرض خواهیم کرد انشاالله.

همه این‌ها به اجماع کلیه هست که می‌گوییم و الا توضیح جزئیاتش، جزئیاتش با این حوصله‌ها براورده نیست.

در اینجا صرفاً در کشف ذوقی مطالبی به شما عرض می‌کنم به صورت اجمال که وقتی هم برای قسمت دیگر صحبت‌هامون مونده باشد.

کشف ذوقی با توضیح که عرض کردم این است که وقتی سالک به مرتبه‌ای رسید بر اثر تجلی انوار نافذ حق در قلب و در زائده‌اش می‌چشد آنچه را که دیگران نمی‌چشد.

اینجا باید بگیم در به اصطلاح بیان کلی.

چیزها، طعم‌ها، غذاها می‌چشد، می‌تورد، می‌یابد از طریق زائد که افراد عادی نمی‌یابند.

این هم مانند اون دو قسم دیگری که قبلاً توضیح دادم، کشف اصطحاری و Simaii دارای مراتب است.

یعنی به تناسب موقعیت سالک و رتبه‌ی روحی و به تناسب موقعیت سالک از لحاظ کنار رفتن حجاب‌ها از قلب و از مشاعر، سالک از این کشف برخوردار می‌شود.

در مرحله اول عرض می‌کنم که این کشف در ارتباط با کشف اصطحاری و کشف Simaii خیلی دیر شروع می‌شود در وجود انسان اگر شروع بشود.

توجه بکنید.

کشف اصطحاری گرچه دائره‌اش خیلی وسیع بود ولی شروع شدنش خیلی هم زود می‌شود از اون مراحل اولیه ابتداییه تا اون مراحل عواصف و نهايات و مراتب عالیه.

کشف Simaii هم همچنین.

اما کشف ذوقی که انسان کشیدن غیرعادی داشته باشد، سالک این دیر تحقق پیدا می‌کند و کم تحقق پیدا می‌کند.

اگر بخواهد تحقق پیدا بکند در این حیات برآی کسی.

ممکن است هم اون یکی‌ها باشد این نباشد.

آمادگی پیدا کردن برای این مسئله اثراتش حالا طولانی است یاش نمی‌دانیم زیادش و من هم نمی‌دانیم زیادش.

تا اونچه که به نظر میادش طولانی است که چرا این دیر به تحقق می‌رسد.

کشف ذوقی مراتب دارد در هر صورت برای این که دائره‌اش محدود است دیر به تحقق می‌رسد و کسان بسیاری حسن از آن بهره‌مند نمی‌شوند.

هرچه هست مراتب دارد.

در مراتب اولیه‌اش، مراتب اولیه ابتداییه.

گاهی می‌بینیم انسان در خواب یا در بیداری یا بین خواب و بیداری سالکی، سالک مخلص به اصطلاح کسی که در راه است وجود از وجودش به اذن الله برطرف می‌شود.

در خواب، در بیداری، بین خواب و بیداری یا در حالات خاصی که برای سالکین پیش میاد، می‌بینید که در مراحل اولیه احساس می‌کند، طعم‌هایی را احساس می‌کند.

اضافه‌اش این است که همان با همان زائد احساس می‌کند.

اگر بخواهد تأمل بکند می‌گوید این زائد نیست، اما اون زائد در این زائد است.

دقت می‌کنید به حرف؟

خوب دقت بکنید ها.

اون زائد بالاتر در این زائد به ظهور می‌رسد.

معلوم نمی‌شود این زائد، زائد معمولیش هست یعنی یا زائد دیگریست که از این پری دارد به وجودش ظهور می‌کند و حقیقتی است که زائد دیگریست و به سالک هم خود در اول نمی‌تواند تشخیص بدهد.

طعم‌هایی می‌چشد.

گاهی طراوت‌ها، شیرینی‌ها، گاهی تلخی‌ها.

البته طعم‌ها که نمی‌شود هم مقایسه کرد به طور یعنی طعم‌های مأنوس، مقعود، شناخته شده برای خود ما گاهی بعضی جاهای مشابهت پامی شود.

ولی اون جاها که خوب است به طرز خاصی خوب است.

اما این کشیدن طعم هم نیست خالص.

و این طعم مقدمه است یا به نوعی سببش برای تحول کلی در وجود صالح.

وقتی در همان مراحل ابتدایی این جور کشیدن‌ها در صالح احساس می‌کند یعنی از این‌ها می‌یابد، در حالش تحولی ایجاد می‌شود.

مثلا انغساق می‌یابد، ذوق می‌یابد، انقطاعش زیاد می‌شود از غیر خدا یا مثلاً فرضا ما که خوفش زیاد می‌شود یا شوقش زیاد می‌شود.

یک تحول در مراحل اولیه‌ست.

این مراحل اولیش به این صورته.

گفتم که گاه انسان نوعی چیزها را خیلی خفیف احساس می‌کند اما می‌یابد کاملاً یک واقعیت است و تحولاتی هم همین کشیدن با خودش در وجود صالح از نظر روحی و حالات و سیر خلاصه پیش می‌آورد.

گاهی در مواقع ضیف می‌شود گاهی در مواقع یعنی مواقعی که مخصوص به ضیف و این به اصطلاح خلوت است گاهی هم در مواقع عادی.

مرحله اولش سلام عليكم به این شکل.

مراحل عالیه‌ش نه.

مراحل بالاترش باز در خواب یا در بیداری یا بین خواب و بیداری یا در حالت خاص می‌بینید که صالح در مراحل تقریبا بالاتر اواسط عرض می‌کنم.

اواسط می‌بینید که صالح گاهی اصلا غذاها می‌خورد با طعم‌های خاص.

شراب‌ها می‌خورد.

یعنی شراب منظور همون در برابر غذا.

باز با یه طعم‌ها و آثار و خصوص که دیگه فقط از این‌ها فقط باید به همین جمله که عرض کردم تعبیر آقا دیگه بیش از این با جمله قابل توصیف نیست.

همه کشف‌ها این طوره.

مخصوصا این.

این دیگه با جمله قابل توصیف نیست که یک چی باید گفت.

هم در خواب می‌بیند هم در بیداری هم بین خواب و بیداری مخصوصا و هم در اون حالات خاص علی الخصوص.

گاهی از حالاتی که برای صالح پیش می‌آید یه انقطاع است.

حالت اون معمول بیداریش هست ولی انقطاع از خود به تعبیر معروف می‌گویند انقطاع دیگه.

انقطاع شدیدتر، کامل‌تر.

به اون صورت بالا آورده‌اند.

می‌بینید که می‌خورد و می‌آشامد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که البته اون که رسول الله فرمود به تناسب مقام و منزلت اوست که بالاتر از همه منزلت‌ها و مخلوق اول حق است و الی آخر دیگه از فهم و فکر ما نمی‌رسد.

ولی به هر صورت این را فرمود.

یعنی این که رسول الله فرموده به تناسب منزلت بالا و بدون نظر خودش بود.

فرمود که عبیط عنب ربی لقمونی و یسقی نی.

من نزد پروردگارم شراب صبح می‌آورم.

اطعام هم می‌کند، سیراب هم می‌کند.

توجه کنید.

لقمونی و یسقی نی.

این، این یعنی قسمت نازل است اما به تناسب مقام خودش.

می‌خورد، می‌آشامد.

معمولاً هم گفتم لذت به خصوص دارد اما لذتش مطرح نیست.

همان لذت ها باز اینجا یک اشتباهی نشه.

توجه داشته باشید کلاً این خوردن‌ها و آشامیدن‌ها که در اواسط کشف ذوقه پس این‌ها در خواب و بیداری یا بین خواب و بیداری یا در همان حالات خاص مخصوصا، این‌ها در مسیر کل وقتی در مسیر حرکت بیشتر و تقرب بالاتر صالح می‌افتد ها.

و مسئله این نیست که صالح می‌خورد، می‌آشامد لذت خوردنش را چه کند؟

دقت می‌کنید؟

یا از اون شراب خوردنش لذت برد؟

گرچه لذت هم می‌برد.

اون هم لذتی که تصور نمی‌آید.

اصلا این عقل‌ها هم اون جاها راه ندارد.

و از آن به من عقل دو رنگش را نورانی بعد از این دیوانه باید شود.

اون یک چیز دیگر است.

مگر با این عقل، با این فکر نمی‌شود.

اصلا یاخ tenéis.

لذت هم دارد.

لذتی که با این فکر نمی‌شود.

اصلا، اصلا هیچ تنظیر هم نمی‌شود کرد.

اما بالاخره مقصد این نیست.

اون چیزی که در این مقام پیش می‌آید برای این است که سالکی که داودمند است، مفلس است، مفلس پیش می‌آید یا صالح صادقی که واقعا مطلوب وجود را دارد و صادق لا اله الا الله می‌گوید برای او پیش می‌آید.

این فقط برای پیش بردن صالح پیش می‌آید.

دقت می‌کنید؟

یعنی همین خوردن‌ها، آشامیدن‌ها او را بالا می‌برد، مدبرتر می‌کند، منفعتر می‌کند، معرفتش را بیشتر می‌کند، راه را باز می‌کند و ذوق جدید برایش نشان می‌دهد.

خلاصه پیش برنده است نه برای لذتش هست.

گرچه لذتش هم چیز عجیبی است.

توجه می‌کنید؟

در این احوال این هم در اواسط پیش می‌آید.

در این احوالات دیگه همین مسئله کامل‌تر می‌شود.

همین مسئله اطعام الهی، سیراب کردن الهی، تعذیه الهی، اطعام الهی کامل‌تر می‌شود.

اصلا از اون طرف اطعام می‌شود.

به اصطلاح سیراب می‌شود.

لذت‌ها دارد.

اون وقت در مقام‌های مختلف گاهی شرابی می‌خورد که غلصه‌اش را بیشتر می‌کند.

دقت کنید چون من خیلی فهرست‌وار می‌ذارم که چیزی هم در این راه گفته باشیم.

گاهی شرابی می‌خورد یعنی می‌خورد.

توجه می‌کنید؟

همون ان شاء الله که می‌بینید در جای خودش.

می‌خورد، ساقی هم دارد.

ساقیش هم در اصل علی سلام الله عليه هست و ساقی کل علی است.

ساقی‌ش رو می‌بینید دیگه ساقی همه اونها که سیگایت باید می‌شوند از حوزه‌ی.

حوزه هم از این حوزه‌ها.

نه معنی حوز را فهمیدیم، نه معنی اون سیگایت، نه پیاله‌اش را، نه حوزه‌اش را.

حالا خدا می‌داند بعدها خواهیم یکی یکی را فهمیم یا در-- تا آخر در همین جهلمون به اصطلاح خواهیم موند.

امام صحبت می‌کرد چند بار می‌شنیدم، فرصت نکردم از اون صحبت بکنم بعد گوش می‌کنید.

فرمودند اینجوری هم شنیدم گفت که گفتند بعضی‌ها که اینو گفتند بعض از بزرگان گفتند واقعاً هم خوب گفتند که این توصیفی که خدا درباره انسانی کرده که «إنه كان ظلوماً جهولاً» بالاترین توصیف انسان از دید ایشان همین است.

یعنی خدا می‌خواهد از انسان خُد-- انسانی را که خلق کرده و اینجور از اینجور مانند من و انسان از آب درآمده خیلی با جُمله‌ای خلاصه خیلی خوب توصیف بکنه.

میگه انسان را از این بالاتر توصیف نمی‌شود کرد.

«إنه كان ظلوماً جهولاً».

توجه بکنید.

«إنه كان ظلوماً جهولاً» چه بوده برای انسان؟

چه هست برای انسان؟

چه بود انسان برای اون؟

انسان برای چه بود؟

الی آخر و ما چه شدیم؟

کجا می‌رویم؟

«في الآخرة إنه كان ظلوماً جهولاً».

در اونجا گفته انسان به تو چیزی داده، در وجود تو امانتی داده، گذاشته، بردی از که هیچ وجودی ها-- استعداد تحمل اون امانت را نداشت.

اما که آیا «إنه كان ظلوماً جهولاً».

انسان کجا می‌رسد و ما چه شدیم؟

بهترین وصف است.

«إنه كان ظلوماً جهولاً».

به هر صورت.

مقصودم این بود که اینی که در اون مقام انسان می‌خورد، شرابی که می‌خورد مخصوصاً شرابش حالا اِتعامش هم یه چیزی‌ست.

شرابش شرابی‌ست که در مواه مختلف است و این شراب اُنِس است.

دقت کنید شراب اُنِس است.

یعنی اینو گفتم حوز معلوم نیست، ساقی معلوم نیست برای ما چیه.

در اونجا این رفتم باهاش که معلوم نیست ما این‌ها را تا آخر서 خواهیم فهمید یا در همین نفهمیدن به لحاظ نرسیدن لا اقل در اون طرف هم چیه؟

نخواهیم فهمید.

خب ساقی هورا سلام الله علیه است و ساقی است.

ساقی کل این.

اما اصل چشمه‌ای که این شراب، شراب اون چشمه است.

اصل صاحب اون چشمه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

خب به هر صورت و این شراب اُنِس است.

یعنی وقتی سالکی می‌خورد حالا اکثراً در اون حالات خاص می‌شه، در مقامات عالیه در اون سا-- خاص می‌شه، در اون حالات خاص می‌شه.

یعنی در خواب و در مثلاً خواب و شیкан می‌شه.

محصورش در اون حالت بیداری خاصی است که برای سالکی کامل در مراتب عالی پیش میاد.

و اون شراب می‌خورد که شراب اُنِس است.

شراب اُنِس شرابی‌ست که اُنِس را با خود می‌آورد.

لذتی خاص دارد.

نوع خاصی شراب است.

خوردن است و ساقی هم دارد گفتم خوردن هم دارد اما همه‌اش تو به اون نظام و اون مرحله و اون حساب‌ها و با خود اُنِس را می‌آورد.

و آن شراب محبت است.

دقت می‌کنید؟

شراب محبت.

یعنی هم می‌خورد حالا لذت خاصی دارد، هم خوردن است و هم عشقش به حضرت حق که می‌شود؟

بیشتر می‌شود.

عشق آخرين است.

در مقامی که عشق دارد عشق را سرشندا می‌کند اینجور.

آن شراب عقل است.

شراب عقل باز لذتی دارد، حساب خاصی دارد و آثاری را که به عقل می‌رسد دارد.

آن شراب مناقبت است، مناقبت حق است.

همه‌اش است.

حالا یه چند جمله در اینجا من عرض می‌کنم شما این جملاتی که در دعاها هست دقت کنید بعد دیگه اگر زیل نشود یک قضیه‌ای را یک برای کشف در یک کشفی را در این باک که برای یکی از یاران ائمه پیش آمده با تصرفی که از ناحیه امام سلام الله عليه شده عرض بکنم اگر هم نشد داستان را نمی‌گوییم فقط تمام می‌کنیم.

در دعای عرفه می‌گوید «يا من عذّب أحبّاءه حلاوة المعاصي فقاموا بين يديه متملقين».

حضرت سجاد سلام الله عليه می‌گوید ای خدایی که ششانیده عذاب دوستانش را محبینش را کشانیده است، می‌کشاند شیرینی معاصی را با این خوردن اون شراب اُنِس پیش میاد.

اون شراب اُنِس می‌خورد و اون مثل انسان چی می‌شود؟

اون مثل صالح به حق بیشتر می‌شود.

اون استواری می‌شود که دیگه در اون مقام اگر کسی بخوا-- صالح در اون مقام اون شراب اُنِس خورد اگر چیزی پیش بیاد، کسی صدا بزنه، مسئله‌ای پیش بیاد که خلاصه اون وضعشو به هم بزنن، اونی که بالاترین ظلم را به روح در اون رو وارد کردن اُنِس از دستش داده.

نمی‌خواد به هیچ قیمت بیاد.

حالا دیگه اُنِس چیه به حق؟

این راه هم نمی‌فهمیم چیه؟

اما چنین چیزی‌ست.

می‌گوید که خدایا، ای خدایی که «عذاب احباءه» در دعای عرفه سرش داد.

دوستانش را می‌کشاند حلاوت و شیرینی محبتش را با اون شراب اُنِس.

اون وقت نتیجه‌ش چی می‌شود؟

«فقاموا بين يديه متملقين» و خیلی چون اون چون شهید شد در مقابل خدا با حالت تمنا می ایستند و هی تمنا می‌کنند چون اون سیاه شد برای رسیدن بیشتر.

خب این بخشی از دعای عرفه بود.

در ترغیبات نماز، نمازهایی که می‌خوانیم در ترغیباتش، در ترغیبات مشترکه در مفاتیح دقت می‌کنید این جمله را می‌خوانیم.

در ترغیبات که برای هر نماز هست که بخوانیم این جمله را می‌خوانیم.

این جمله شاهد است عرض می‌کنم.

يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْبٌ عَنْ سَمْبٍ وَ لا مَنْ لا يُغَلِّطُهُ السَّائِلُ وَ يا مَنْ لا يُغْرِبُهُ إِلْحَاقُ الْمُرْهِقِينَ از این برده عفویت خدایا از اون شراب عفویت به من بششان که خنکی به خصوصی دارد.

برده عفو از این بکشان به من اون خنکی عفو.

شراب عفو یه شرابی است اون وقتی که خدا سالک در مرحله خودش که خطایی دارد و هر سالکی برای خودش در مقام خودش یه تناسب خودش که دارد، این چیزها دارد که خدا از خدا می‌خواهد که نادیده بگیرد و این نادیده گرفتن گاهی با خوردن شرابی می‌شود به اون حالت خاص و اون سنگینی آن شرا که در وجودش بود، سنگینی برطرف می‌شود.

یک حالت خاصی که اینجا، اینجا پیدا می‌آورد در این دعا.

برده عفو، برده معنی تخیل لفظی شود چی؟

می‌شود خنکی.

یه حالت خاصی است.

این شراب، این شراب عفو، شراب عفو مربوط است و حلاوة رحمتک و مغفرتك این به شراب به اصطلاح رحمت و مغفرت مربوط است که شیرینی دارد.

این شیرینی در با همین ذائقه هاتون می‌کشید بالاترین شیرینی‌هاست که اینها نه از این‌هاست.

اما شیرینی همین است.

توجه بکنید حلاوة.

حالا اینجا آثار زیاد است.

کاش could free بود یا می‌شد گفت.

خب بعضی از شراب‌ها داریم شراب عافیت است.

دقت بکنید شراب عافیت است.

من فقط مشمارا می گذارم.

می‌بینید ساغی شکایتی کرد و شکایت، شکایت عافیت بود.

عافیت.

عافیت.

سالک گاهی وحشت‌ها می‌گیرد.

در مراحل عالی صحبت می‌کنم این‌ها را دقت بکنید.

دیگه ابتدا و عواقب گذشتیم و وحشت‌ها می‌گیرد.

مخصوصاً وحشت‌ها در جهات مختلف که خدا افتخار خودش را گذار بکند، نکند خدای نکرده شر برتر.

آخه این را یادتون باشد مانند من و شما نمی‌شود که سالک در مقامات عالی قرار می‌گیرند یه اطمینان خاطر جمعی داشته باشند.

ما در این که در خطر بیشتری‌م، اطمینان خاطر ما همیشه بیشتره.

این حال کار ماست.

اما اونا که در مقامات عالیه هستند اون‌ها با اینکه در مناظر عالی هستند چون احساس قهر بیشتر و مسئله توحید را بیشتر یافتند خیلی زیاد می‌ترسند که خدا این نعمت خودش را از او چه بکند؟

برطرف کند.

امیدوارم ببینید سجده‌هایی که امشب بود عمل کردید یا نکردید که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود در همین شهر رسول الله در همین نیمه شعبان، شب نیمه شعبان سجده‌های رسول الله وحشت انور که آرشه بلند شد رفت به دنبال رسول الله که کجا رفته رسول الله دید که سجده افتاده در اون سجده‌ها.

اگر در اون جملاتی که همین امشب وارد بود و شب نیمه شعبان رسول الله سرش و پیشانی و صورتش می‌گذاشت خاک و ناله می‌کرد اون‌ها را می‌گفت.

اون جملات دقت کنید از وحشت رسول الله را نشان، رسول الله را دقت بکنید رسول الله از اینکه خدایا این نعمتت را از من که بر ندار می ترسی.

اینجا شراب عافیت پیش میاد.

خوب دقت کن من صورتها رو میگم میگذارم و دسته پیش میاد.

چه اندازه خدا این نعمت که بفهمید شراب عافیت جاش اینجاهاست در معنی کن.

یعنی یک اطمینان.

خدا این نعمت رو خیلی تو به تصور وحشت می‌گیرد وجود حالا سا-در سالک ما صحبت می‌کنیم از اینکه خدا این نعمتش را برندارد.

شراب عافیت یک اطمینان خاطر می‌دهد.

آنی که رد شده از حق است که زیاد نترس.

ولی ملافه فتق می‌سوزد.

شراب ملافه هم میگن شراب آفت هم میگن.

اما معنیش نصف خدا.

دیگه این شراب را از ناحیه خدا کسی با این شراب صدا کند دیگه معنیش رسید به عرض دیشتر.

نداشته شد.

در ابد ابد سواء وجهت داره.

حضر الله همیشه با انسان، همیشه با مخلوق، همیشه.

چیه؟

است.

معلوم است که تو فکر بودی.

فکر این فقط یک جدی نیست.

با خداست.

بقیه همیشه پدیدار خواهند بود، بودند و هستند و خواهند بود للابد.

و حفظ توحید و از این مسائل مشابه خیلی در م-مقامات عالی پیش میاد که و متوجه هم گفتم شماها اگر شده فکر که سلوک افتاده باشید شاید دیده باشید که اولش خیلی سخته ولی نهائیش خیلی سخت‌تر از اولش هست.

حفظ مقام و موقعیت و حفظ باطن از اضطراب و امثال اینها خیلی مشکله.

به هر صورت این هم یک شراب است.

یک کلمه از مناجات مریدین امام سجاد سلام الله علیه عرض بکنم در همین زمینه.

در مناجات مریدین امام سجاد در مناجات هجده گانه در مفاتیح می‌خوانیم و عروقنا خیاض و حبک خدایا ما را به خیاض، خیاض اون سرچشمه‌ها، عروق‌ها، خیاض سرچشمه‌ها خدایا ما را به شیاع محبتت وارد کن و اهدنا خلاوت و دوست شراب و ربت را به ما بششان و قربت و نزدیکیت را.

این در چیز مناجات مفیدی بود.

اگر مریدی نوشته‌اش با-- از کلمه مناجات چی؟

مناجات مفیدی.

این هم یک از مناجات مریدین هم وحی می‌کنند.

و الهنا بعبادک النزین الی دار ایلیکای سارعون در مناجات مریدین می‌گوید خدایا ما را به آن بندگان کذا و کذا که از اوصافشان می‌شمارد موحد گردان که می‌شمارد که کدام بندگانت از اوصاف آنها می‌شمارد.

می‌فرماید و منع تلهم زمائرهم من حبک آنهایی که باطن آنها را از محبتت پر کردی و ربیته من صافی شربت.

حالا بگو این جمله را دقت بکنید.

ربیته اگر گفتید معنی چه؟

کسی که زبان عربی می‌داند ربیته معنی چه؟

آه احسنت سیراب کردی آنها را.

مرا از آنها قرار بده که ربیته آن تشنه‌ها که تشنه شراب تو بودند سیرابشون کردی از آنها قرار بده.

هر کسی سیرابشون کردی در مناجات خمسشر مریدی.

هر کسی سیرابشون کردی من صافی شربت از آن شراب صاف محبت سیرابشون کردی از اون‌ها منو قرار بده.

از اونایی که سیرابشون کردی.

خلاصه شراب مسئله کشف ذوقی در این مسیر پیش می‌رود.

قرآن هم که می‌بینید که [آیه قرآن] شراب چه؟

طهوراست.

فقط این یادتون باشد این شراب‌ها هرچه در اواسط و در نهايات مخصوصاً هرچه از این شراب‌ها و طعام‌های الهی انسان و صالح برخوردار بشود در عین اینکه لذت‌های خصوص دارد مسئله اصلی‌ای هست که عشق حق را در وجود صالح بیشتر، انس حق را بیشتر، محبت حق را کامل‌تر در وجود صالح می‌کند.

بالاخره صالح جا اگر واصل به وجه الله رسیده سیرش را در وجه الله پیش می‌آورد.

اگر به لقا نرسیده او را به لقا نزدیک‌تر می‌کند.

هر کسی به تناسب مقام خودش این شراب‌ها خلاصه در جهت حرکت صالح به سوی لقاء حق یا در جهت سیر صالح در وجه حق قرار می‌گیرد نه فقط برای اون لذتش هست و الا لذتش هم در واقع لذت ثنیه نیست و این آیه است.

[صدای دست زدن] خب من در اینجا می‌خواستم داستان یکی از زیاران یکی از ائمه سلام الله علیه مجعله که با تصرف ولی در وجودش هست مسئله برخورداری از این چنین شراب‌ها یعنی کشف ذوقه براش پیش آمده.

داستانی یعنی روایتی را عرض بکنم.

ولی اگر این را هم بگم و بعد بخواهم مطلب دومی از مطلب دوم هم صحبتی بکنیم به هر مسئله دیر می‌شود و نمی‌رسیم.

همینقدر دیگه من چون در این قسمت صحبتی نخواهم کرد خوب یادتان باشد این همان کشف ذوقه بود در مراتب مختلف.

یک بار هم فهمیدیم که چی؟