د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴۰
دارای متن همگام
کشف لمسی؛ تعریف و مجال بیان
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۹:۲۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۱ سرفصل
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۰۶
## توصیهٔ اساسی: توسّل و استفاده از ولایت
۱:۱۸
## روایت بصائر: عبدالله بن سنان و امام صادق
۸:۰۶
## بیرون مدینه؛ ضربهٔ پا؛ نهر سه رنگ
۱۰:۰۶
## فدا و انهار بهشت در قرآن
۱۳:۱۶
## کشف ابصاری تا اینجا؛ حور و درختان
۱۳:۴۷
## نزدیکشدن امام؛ سیرابکردن؛ کشف لمسی و ذوقی و شمی
۱۸:۰۶
## برزخ شیعه و مخالف؛ پناه به خدا
۲۴:۰۲
## جمع روایت با اقسام کشف صوری
۲۵:۲۸
## توصیهٔ ویژه به توسّل به امام صادق برای فهم حقایق
۲۶:۰۹
## وعدهٔ جلسهٔ بعد دربارهٔ کشف معنوی
۲۸:۳۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
کشف دیگر که خیلی چند تا میتونم بگم، کشف لمسی است.
کشف لمسی، آ،
عبارت است از اینکه انسان فیزیک یعنی از لمس
مال و مساطف پشت پرده برخوردار باشد.
خب لمس البته مربوط به پوست بدن است و
لمس ظاهری عرض میکنم.
لمس معمولی در پوست بدن متجلی است.
نیرو در پوست بدن مخصوصاً در انگشتها و دست و انگشتها است.
عرض میکنم که کسی که از کشف لمسی برخوردار
است، معنایش این است که آن نور که در قلب متجلی است و به عقل و در مشاعر تکزؤون پیدا میکند در
مراقب مختلف در لامسه انسان که نیرو نیست،
نیست، متجلی میشود و لامسه از لمس بالاتر برخوردار میشود.
لمس میکند آن چه عاطفیگران لمس نمیکنند یا آن فرشتگان لمس نمیکنند.
این لمس دیگه مربوط است به به اصطلاح حالا گفت لمس
پشت پرده است. اینجا ما چی از این به شما توضیح دادیم که با لمس توضیح بدیم، با عبارت توضیح بدیم؟
عرض میکنم که
نمیشود توضیح داد. فقط این اندازه میتوانم بگم که مثلا لمس میکند که ملائکه بهش نزدیک میشوند.
توجه میکنید؟ نزدیک میشوند.
ملائکه باهاش مصافحه میکنند.
دقت میکنید؟ خودت دقت کنید به
این. ملائکه باهاش مصافحه میکنند.
ملائکه باهاش مناجات میکنند.
نزدیک میشوند. در منبرش هستند.
جمع شدند. رفتند.
موجودات جیبی کلاً و
در مراتع بالاتر اولیا و همچنین مسئله بالا میرود و صعود میکند.
و عرض میکنم که از این باهات.
متوجه شدید؟ از این باهوده در اینجا 말
میشود و لمس میکند که شیطان میخواهد نزدیک بشود.
دقت میکنید؟ شیطان میخواهد چی بکنه؟
نزدیک لمس میکند و غیر از اون کشفهای دیگر.
اصلاً لمس میکند. جمهور شیطان میخواهد نزدیک بشه.
لمس میکند. میآبد، با نفس میآبد که با نمیرود.
و اینجا میخوام عرض کنم که اول
میخوام بگم خنده رو میگیره
چون جای خنده است مثلاً اگر
مثلاً اون حقیقتش را بگویم.
خب بعضی ارگانیزاسیونی جمهور شیطان که میخواهند در مراحل مختلف بهشون نزدیک بشوند لمس میکنند.
اما مثلاً من شرورترین شیطان را آغوشه میکنم با هم هیچ اصلاً احساس نمیکنم.
تا اینجا خنده داره. متوجه میشوی؟
قبل از اینکه ادامه بدم خنده رو میگرفت خودم.
متوجه میشوی؟ خب از اون گذشتیم.
فقط در، با همین جوری گذشتیم در آخر که قبل از اینکه رفتیم حالا میشویم ما رابطه با ملائکه و انس
که در کشف این دو تا که گفتم و ذکری که
در جلسات گذشته توضیح دادم که کشف چیست؟
کشف زواید است.
در رابطه با انس تا یه روایتی میخوانم یعنی چشمی که از انس تا به اضافهات و کشفهای دیگر درش بوده برای یکی از
به اصطلاح اصحاب علیمه قطعا سلام الله علیه پیش آمده و در روایات مطرح شده.
روایتی میگویند که همه اینها را هم در حقیقت برای شما داستان میکنم.
چون همون کشف لمسی گفتم گذشته البته تصمیم داشتم
بگویم ولی نگفتم فقط اشاره میکنم در اون جریان تشییع جنازه سعد بن
معاذ آنجا رسول الله که فرمود
حالا برام انشاالله مطالبی که چی میگفت من آنجا چه میم هستم چه میدونم چه سوالی در آنجا گفت.
توجه کنید و چرا بلند میشد یواشیواش برمیداشت انسان این صحبتها در آنجا هست انشاالله میگوییم.
همین اول این روایت را بخوانم و این روایت از همینها هوایی داره اما در روایت خودت دقت کنید.
روایت در بصائر و درجات است.
روایت در بصائر و درجات
نه میکند از با سند از عبدالله بن سنا.
تا سألت أبا عبدالله علیه السلام خودت دقت کنید به کسی است که
از این کشفها با تسلط حجت
امام صادق سلام الله و با توجه خاصی براش
پیش آمده. قبل از آن هم عرض کنم قبلاً هم گفتم براتون
الان هم باز توصیه میکنم باز
چون در این باهم در همه ابعاد خودمون و اهل مسامحه و کافر و بیخبر و فرصتها را از دست دهنده میبینیم
در واقع ولایت استفاده از ولایت همین
است و از اولیا و نعمت اولیا به اطراف وجودی اونها.
رابطه با اولیا خودش در کل مسائل عبودی رابطه خوب داشتن،
رابطه زیاد داشتن، موفقیت بیشتر داشتن، بیشتر یاد کردن،
خلاصه موفقیت زیاد داشتن اینها خودش در کل مسائل عبودی نکته حساس است
و جان مسئله است.
دقت کنید استفاده کنید از این نعمت بزرگ ولایت و ترسب کنید به حضرات معصومین در همه حاجت یعنی در اینکه
خود به راه خدا بیفتید، منقطع باشید، اهل خدا باشید.
در همه ابعاد عبودیت هر توفیقی را میخواهید، برای
اینکه از خدا بخواهید جواب کنید، برای این با ترسب کنید، برای، برای
این با ترسب کنید با تذکر با اصرار
که شاید در مناسب یک، یک متصل بشید به هر کدوم رسیدید.
اما البته هر کدوم هم که در موانع خود خراب میکنه.
حالا اون مجاری محفوظ انشاالله اونها
عادتشون به احسان و سجیتشون و کرم و دعایی که میخوانیم در جامع کبیر که عادت اونها
احسان هست صلوات الله علیهم اجماعا و سجیّهی اونها کرم است
و منازل کرم و احسان و جود هستند.
انشاالله به حرفامون گوش میکنن.
بعد دارید تعبد با ترسب بخواهید به هر کدوم
و این فکر اینکه میرسه یا وجیه الله اشفعی indella با، با اون توجه و لطف به تلاجت، به تراجتی که
داریم. نمیخوایم موضوع چی که نمیدونیم اگر میدیدیم که مانند بعضی از این خوبان که الآن
هستن ما هم میترسیدیم دیگه.
بخواهید بگید یا وجیه مثلا وقتی به عرض بنده کم صلوات الله
علیه رسیدیم یا وجیهنا بالله اشفَع فینا بالله.
برای این حاجت رو بگیا.
مثلا نمیخواد فرد فرماید که مثلا میگم فلان عبادت مستحب رو دائمت کنید.
یه دونه عبادت حال نداره. نمیتونید بزرگ و بنده داشته باشید.
خب برای این حضور بنده حاجت شماست.
برید با ترسب بخواهید تعبد با جامعه بخواهید ترسب بکنید.
یکی این حضرات معصومه را ترسب بکنه که امام زمان صلوات الله علیه ترسب میکنه.
خیلی همه اونها که در اینجا موفّق بوده اند و مشکلاتشون حل شده
از طریق ترسب حضرات معصومین بوده بدون استثنا. توجه کنید. یا زیارتشون میرید این مشهد که در دستش نعمت uzma
جوار این uzma مزار مطهره امام حسین علیه
السلام بوده. اصلا از اینجا گناهان میشه خیلیها خوبان اینجا بودن.
برید مشهد برای اینکه دو مدل تو را از امام گناه شرعی بکنید.
نمیگیم. بعضی خیلی ها هستند خیلی جریان دارند جهان میگویند که خیلی ها هستند اجازه ندارند
که این بعضیها هم که بگیم موضوعات پرهیز خودشون را توصیه میکنیم که دقت کنید توصیه هست.
خب این آقا ابوعبدالله علیه السلام میگن عبدالله علیه السلام از دو تا
از معصومین است و از اصحاب امام صادق علیه السلام
بوده. بیاریم در این جا که الآن هست با توجه خاص
حضرت صادق، کشفی بر اعتاب مقدسه براش پیش آمده.
هم کشف شمعی برایش، چی؟
ظاهری برایش هست این قضیه که گذشته گفتم.
هم کشف شمعی که الان دسته او دادهاند و هم کشف، کشف چی؟
کشف لمسی. خب ابوعبدالله علیه السلام میگوید تا عند اعتاب الله علیه السلام.
از امام صادق علیه السلام سؤال کردم که سؤال کردم فلان نیست.
گفتند که فلان موعظه ما بین بصره اگر این جملات درست بخوانم تا سنأ.
قصَد نکردم که این چیزی رو من نوشته بودم و برای تأملش در این جملات قصَد نکردم.
میفرماید که به نظرم این جملات معنیش این است اگر اشتباه نکنم.
حالا جا و مسئله مهمتر چیه؟
این که سؤال امام تعبد امام صادق.
به من تعبد که بین
چشم من تا سنأ، از اینجا که چشم کار میکند تا سنأ
سرای من عمزی است.
برای من چی؟ عمزی است.
سنأ، سنأ. معنیش
اینه سنأ. فهل بنترى به این میخواند ما بگی
دقت کنید به عبدالله علیه السلام.
خب عبدالله علیه السلام لا به صلاکی چیزی داشته اما مثل این است که امام توجه خواهد کرد.
یه توجه خاصی است که پردهها میرود کنار و عبدالله اون جریانات را که الان صحبت خواهیم کرد مجاورت میکنه.
گفت که هل بنترى به
این میخواند ما بگی گفتم بله.
گفتم بله. فرمود که کلام،
کلام شما بله. فَاَخَذَ بِيَدِي وَاَخْرَجَنِي إِلَى زَهْرِ الْمَدِينَةِ.
دست مرا امام صادق گرفت
و با هم من با هم رفتیم
إِلَى زَهْرِ الْمَدِينَةِ پشت مدینه، شهر مدینه.
پشت مدینه یعنی کنار شهر.
پشت مدینه.
ثُمَّ ضَرَبَ بِجِجِهِ گفت که
به آقا به کنار مدینه که رسیدیم بیرون،
اونجا که رسیدیم عبدالله علیه السلام از دست من گرفت رفتیم اونجا.
اونجا که رسیدیم به مدفن
ضَرَبَ بِجِجِهِ امام با پاش یواش به زمین زد.
این اشاره به زمین کرد.
اشاره که زمین کرد اینجا کشف
شروع میشه. دقت کنید. حالا این پاش به زمین اشاره کرد زد چیه؟
نمیدونم. این که هم کشف در اینجا شروع میشه.
تسلط شروع شد و اجاءات رفت کنار
و اون مشاعل از انبار و خردار و
شروع به کشف
شد. فنظرت الی النهر. میگه که قدمت درست که نهرش اینجاست و اونش اینجاست کنار من دار.
این که باب کشف که باز شد
فنظرت الی النهر یعنی به نهر نظر کردم که یجرى.
یه نهری که در جریان است.
ما نظرت هافته. هافته ها باید باشد قاعدتا.
چه؟ مجرای این نهر روشن نبود یعنی معلوم نبود مجراش کجاست.
چه طرفش یعنی؟ انذاک
الذي عرفت به القاع.
فقط من اون منطقهای که من ایستاده بودم
اونجا البته اونجا را برایم روشن بود و انگار شبیه یک جزیره.
اونجا که من ایستاده بودم اینجا مانند یک جزیره بود اون منطقهای که من ایستاده بودم.
بقیه همه جا را برای من آن که چشم کار میکرد
مانند چیزی که 一 度 به نهر رسید.
فقلت انا معهم الی ان گفتم من
با امام صادق ایستاده بودیم در همان مفترق
فنزرت الى النهر من نهدی را نگاه کردم دیدم یجی جا یجی
که این جریان است.
جران ماء لب است.
این اون طرف که میگیرم نگاه میکنم اون طرف تو.
و آن به غیر آب که روشن و سفید است.
احسن من الصخ. به اصطلاح اون بیشتر سفیدتر از برف.
من جا به آنجا.
من جایی که به نهری نزدیک است این چشم میگیرد.
این جایی که به نهری نزدیک است نهری از اون است صخ.
چیه؟ به غیر
سفید مانند برف. وقتی به سمت آن اما به سمت نهری نگاه میکنم.
خمر است. شراب است احسن من الیاقوت.
زیباتر از یاقوت. وسطشم اونجا
خمر است احسن من الیاقوت.
ما رأیت شیئاً احسنه من تلك الخمر.
که من چیزی به آن زیبایی از آن به زیبایی اون خمر که به شکل یاقوت خوب ندیده بودم.
که مخصوصاً بین النهر والماء بین اون دو رنگ
آب و اون رنگی که مثل شیر بود، داد.
و گفتم به حضرت عیسی علیه
السلام سلام God گفتم که
فدای شما باشم یعنی عین این فدای شما باشم
این تشریفات نیست ها.
نه حالت فدا. اگر شما یه وقتی به اصطلاح
از اداب و ظروف هم بگذرید یه چیزی به اصطلاح ایشالله که میشه سرتون شد.
صحبت میکنم به گونهای که البته اینجور تشریفاتی فدای شما باشم.
شما هر جور تشریفات نگاه کنید و بگویید که
بابا من گفتم به این معنی فدای شما هستم.
خب این نیست ها. فدای شما باشم اینجور دو فدا مسئله
ای است. بله. در باب حضرت ولی الله صلوات الله علیه هم که میگن که ارواحنا
ارواحنا فداه یا ارواحنا له فدا و
معصومین ها.
همین مسئله است. مسئله خیلی وسعانی است به هر صورت.
خدا کند که من و شما
هم فدای معصومین باشیم.
این دیگه کمال بزرگی است.
موضوع عظیم است. فدا بشیم.
فدا یعنی چه؟ فدا معنیشو اگر بفهمیم،
میفهمیم چیه. خب گفت که من رأیت من حيث
مجری. سؤال کردم که حضرت عیسی علیه السلام تمام آب از کجا،
از کجا شروع میشود؟
چشمهش این سه چشمهش کجاست و کجا میرود مجراش؟
فدا گفت ماء من الذي ذكره الله في كتابه.
این آب این نهر میگویید که سه رگه دارد.
این همان چشمههاست که خدا در قرآن
ذکر کرده که انهار الجنة
که نهر هستند در بهشت.
نهر من ماء چشمه از آب است
و نهر من لبن از چشمه شیر است
و نهر من خمر چشمه از چیه؟
از خمر است.
خب در قرآن هم هست که به خمر به لبن
چی؟ و انهار من خمر لذة للشاربين.
مثل نورل یک میگیم خمر.
اون خمر نیست که از اون مستیهای لایعقل بیاره.
اون مستی الهی میاره
که تخم میکنه. عشق به قلب میآورد و پایداری تخم میکند.
هر کس از اون خمر بخورد شراب خوب است به هر صورت.
حافظ هم میگه خدایا از اون شراب که نه دردسر دارد، نه مستی لایعقل
میآورد. این هم این لایعقل.
خب این شرابها لایعقل هم میاره
انسان از insanیتش هم میاندازد و سرما هم میاره.
خب دردسر ندارد اون شرابها.
حالا که این دردسر نداره از کدوم قرآن خوانده شده؟
از این زاد است. به هر صورت.
اینه که خب تا اینجاش کشف چیه؟
گفتیم به عسل.
دیگه شما برامون یاد گفتید.
کشف تا اینجاش، تا اینجاش کشف
احسان است. خب.
اما که. ورأیت هاوية علیها.
اینجاهاش میگه من رفتم این ور آن ور.
ولی به هر صورت میگن ورأیت هاوية از اون قسمتهای بعدی کشفاتی شده بگم.
ورأیت هاوية علیها شجر.
تو این نهر منحلتا. در اطراف
این نهر دیدم که درختها، درختها چیه؟
چه درختها؟ در این درختها در اینجا غریها هستند.
اینم اون بشه که موهای سرشون سرخ است.
ما رأیت شیئاً احسنه منه.
که از اونها زیباتری چیزی ندیده بودم.
و بأیدیهن آليات.
این البته خدمت خضرا بهشت بود.
و بأیدیهن آليات. در دست اونها زری به خصوص بود.
در اون درختها دیدمها. حالا اینجا
باز من از اهلش بودم.
شما از اهلش بودیم، اهل عقل بودیم، اهل درد بودیم، صحبت میکردیم به همدیگه میگفتیم از لغاتش چیزها،
از اشاراتش rozum میفهمیدیم.
خیلی خوب بود. در.
متوجه میشید؟
آره. حالا این درختها چیه؟
اون غریها در درختها چیه؟
گفتم آنجاها خیلی حرف هست.
پس به یدهمن آليات.
یه زری خاصی در دستشون بود.
ما رأیت آلیة أحسنه ها.
تویی که گفتم تویی زیبا بود.
اصلاً زیبایی هم که نمیتونم جرع کنم.
زیباتر از اونها ندیده بودم. نیست من آلیة. از اون زری که من دیده بودم نبود.
با ذهن هیچ شباهت نداشت به زری دنیا بود
خب فدنا به نهضاق. حالا اینجاها کشفهای دیگهشون میشه.
فدنا به نهضاق. یعنی چی؟
یعنی وقتی من دیدم امام صادق سلام الله علیه به یکی از این خدمتگزاران بهشتی نزدیک شد
فعوم ابی یده لتسقیه.
نزدیک شد یعنی یه دونه به اونها نزدیک شد فعوم ابی یده با دستش امام به یکی از اونها اشاره کرد که لتسقیه که اون
امام را چه بکنه؟
سیراب بکنه. لتسقیه.
یه امر کرد، اشاره کرد که مرا سیراب کنید.
فنظرت الی امام.
دیگه امر که امام اشاره کرد من نظر کردم به همون خدمتگزار بهشتی، به اون روح بهشتی و بعد مالت ترفقا من النع.
اون خواست که با دستش اون ظرف که بود
خواست که از اون چیز شد خم شد خواستی خم بشود از اون چیز نع چه بکنه؟
با اون ظرف بردارد و بده از به امام.
اینکه خواست خم بشود بره خم شد.
فمالت شجرة محا.
اون شجره کلاً مالت یعنی خم شد.
تخترفت و این موجود بهشتی
با اون ظرفش تخترفت یعنی پر کرد اون ظرف را.
فمالت شجره فمالت شجره محا بلند شد خواست بلند بشه
درخت هم با او چیشد؟ بلند شد.
اینا دیگه بخواهیم روزش برامون مقدور نیست.
ثمة ناب لقت. خوب بعد اون ظرف را داد به امام.
داد به اون تشریفات. امام خودش چی کرد؟
خودش خورد. ثمة او ثمة ناب لها ظرف رو تحویل داد به اون طرف،
به اون خدمتگزار و عوم ایدی ها
ظرف رو که خودش خورد تو تحویل داد دوباره او اشاره کرد که او اشاره کرد که منو سیراب بکنه.
فمالت باز اون ظرف را
حرکت کرد که از اونجا پر بکنه لترفق تا از اون نع پر بکنه فمالت
شجره محا باز اون درخت با همون حالت اول ثمة ناب لقت.
خلاصه اینو پر کرد و اون ظرف رو از اون شراب پر کرد
یا از اون حالا دیگه اینجا بعدش میگه از هر سه تاش پر کرده و ثمة ناب لقت ظرف رو داد به امام.
به خود من نداد. اینجاهاش نکتهست ها.
داد به چی؟ به
امام داد. نکتهشو می فهمید دیگه؟
واسطهی غیر واسطهی این در مقام کشف هم باید معلوم بشه.
صاحب و ماست. ثمة ناب لقت داد به امام فناب لنی داد به من.
این داد به من در اینجا هم کشف لمسی پیش میاد
هم کشف ذوقی پیش میاد هم کشف
شمی دارن صحبت می کنند. ذوقی هم دفعه گفتم چشیدن
دوران رتبه های بالا.
طعمها را دانستن، یافتن و
شم ذوقی. شمی هم که بوها و رایحههای بهشتی را یافتن.
دارن صحبت می کنند. لمسی هم که لمس کرد.
گفت که می گیرد این نه ظرف این طرفی را می گیرد، نه اون
خواهد خورد شراب اینجایی را شراب می خورد، نه اون بوها حسش رو می کنه مال اینجاست.
همه این سه مرحله کشف همه این سه مرحله
یه اصطلاح از مرحله از
چی هستن؟ موضوع کشف هستن.
کشف ذوقی، شمی و چی؟
و لمسی. گرفتن آنی
و یافتن آنی بعد خوردنش بعد یافتن همش این از این کشفهاست.
ثمة ناب لقت رو داد فناب لنی به من داد
فشربت خوردم. اینجا که
خوردم کشف ذوقی پیش میاد.
تمار ای تو شرابم خوردم اما هیچ شرابی را ندیده بودم.
ندیده ام کان علین منهو از اون گوارا تر باشد ولا علز من هو از اون لذیذتر باشد.
این کشف ذوقیست. و کانت رائحته هو رائحة المسک
و جای بوش هم
شبیه بوی مسک بود.
خیلی معطر بود. کشف چیه؟
کشف شمی هستن.
فنظرت اینک هست بعد اون گرفتنش هم کشف لمسی بود.
فنظرت الی کعب یعنی من به اون آینه نگاه کردم.
فإذا بثلاثة الوان من من الشراب دیدم که از هر سه تایی رو که در اون نع بود در این ظرف از هر سه تاش بود.
از هر سه تاش خوردم. فقلت لوجود داخل امام گفتم فدا شما باشم.
ما رأیت کل يوم قط هیچ مانند این روز از این جریان من ندیده بودم.
ولا کنت اری ان الامرا کذا اینطور هم فکر نمیکردم جریانات اینجوری هست.
توجه میکنید؟ یه جریانات اینجوری هست.
فقال لی البته نمیگه
جملهش اینطور است. اینطور فکر نمیکردم
قضیه اینطور است.
فقال لی امام فرمود که
هذا اقل ما اعد الله لشیعتنا.
این پایینترین مرحله و کمترین چیزیست که خدا آماده کرده است
با مردن. از اینجا گذشتیم به برزخ و بعد هم که گفت کمترینش که خدا آماده کرده است برای چی؟
برای شیعیان شیعیان.
البته با مردن برای یک عده.
در اینجا هم برای عدهی
به خصوص اونایی که از اهل کشفاند در اینجا از همین مسائل
که با توجه به ائمه از همین جا در همین جا برخوردار میشوند.
یعنی شما یقیناً میدانم انسان هستین که همین مسائل همینجا براشون میاد.
منتها اقَلش اینهاست.
اقَلش هست که خدا برای شیعیان ما آماده کرده.
این که به گفتم روز مرگ،
این روز مرگ یه چیزیش هست. اگر کسی قبل از مرگ بمیرد در اینجا هم باز نظارت.
بعد امام فرمود انما بما اذا توفى
به این قسمت ورود به برزخ که از این به بعد برای من میشود امام اشاره کرد.
و این مؤمنه وفات کرد
به برزخ قدم گذاشت.
صارت روحه لهاذ النهر.
روح او به سوی این نهر که را من بهتون نشون دادم که الان که میبینید و میخورید
روحش به سوی این نهر میرود و رأت فی ریاض
و در باغات
این نهر رأت فی ریاض در باغاتی که میبینید ظاهراً باغات هم اینجا بوده.
مثلاً سیر و گردش میکند و شربت میشراب از شراب اینها میخورد از این چشمهها و این اعدؤ بنا اما آنها که با
ما با خدا و با ما خوش کنند إذا توفی
وقتی وفات کرد اون صارت
روحه لواد بر او یک نظام دیگر که اسمش وادی بر او هست میرود و أُقلف فی عذاب در عذابش همیشه است
و أُطعم من زقوم
آنها هم براشون خب طعام خاص از، از زقومشون داده میشود.
و حصیت من حمیم از حمیم جهنمشون جای شراب داده میشود.
فتعیز بالله به خدا پناه ببرید.
امام دستور داد به خدا پناه ببرید منزال کل وادی که خدا شما را با مردن به اون وادی از هر اون وادی قرار
ندهد. خب این که ملاحظه فرمودید کشف صوری و همه مراحل کشف چیز،
کشف صوری
شعار بر عرش کاملاً بود.
کشف سمعانی که یه خورده اینجا ازش could استفاده بکنیم در این روایت بود و
روشنده ر اون مسائلی که گفتیم.
البته یک روایت بود که از باب نمونه برای شما گفتیم.
یکی از اصحاب امام صادق صلوات الله علیه.
اینجا من حرفم تمام کردم.
توصیه هم کردم که شما ان شاء الله هم عموماً بیشتر از ولایت مقصود صلوات الله علیه مجنون
درکدار باشید و استفاده بکنید و چون صحبت از نام از نام امام
صادق صلوات الله علیه زیاد شد
من خیلی میبینم که شماها و این خانمها همینطور.
الان شما و این خانمها که اینجا آمدهاید و شماها و ماها
آدمهایی هستیم که حالا اونور صحبت رو نمیکنیم.
من خیلی میبینم که اصلاً ما درد و غصه
نفهمیدن رو برای چی نمیکنیم؟
باز میخوام برگردم به اونجا یه حرفی بدم به شما.
زیاد غصه بخورید که نمیفهمید.
دغدغه کنید زیاد. غصهش رو بخورید به فکرش بیفتید.
دغدغه کنید به فکرش بیفتاد تلاش میکنید.
تلاش میکنید سعی میکنید جدیت میکنید مجاهدت به دور علم علمی میکنید
از خدا میخواهید که خدا
به شما اون وقت این آیات بفرماید.
ما میآفتاب در اجرای به
امام صادق صلوات الله علیه علی الخصوص ترصد بکنید.
توجه بکنید این توصیهایست باز این را کوچک نشمارید مخصوصاً در این زمینه که خدا حقایق را به شما بفرماید.
در این زمینه دعا که میکنید سعی که میکنید و غصهش که میخورید جداً خیلی جرء و که میبرید با
تضرع و اصرار همیشه از خدا میخواهید در این رابطه به امام صادق سلام الله علیه هم ترصد
بکنید. اصلاً این را با امام صادق سلام الله در میان بگذارید
و اون و او را در نزد خدا شفیع قرار بدید که خدا به شما از اون فرمههای بالاتر و ادراکات بالاتر
و از معارف قرآن بفرماید.
میگید یا حاجی ان شاء الله اشفع لي ان شاء الله و مجرد از کسانی از
علوم و معرفتها و درگاه بالاتر با ترجیع امام صادق
این امام صادق سلام الله
درکدار شدهاند. امام صادق سلام الله
در این مسئله هم یک خصوصیت
و همهشون یک نوع استند ترجیح کنید.
اما این توصیه من
یادتون نرود.
وقتی حال داشتید و مخصوصاً اونجا که ذکری از امام صادق میشود و
دلتون به تعمق پیدا کرد اونجا فوراً در دل و خلاصه به امام بشید که امام از او ترجیع بخواهد که شما هم بفهمید
در آن یه خورده
که چه خبر است.
ملاحظه فرمودید من دیگه
هم وقتم تمام یعنی وقت گذشت هم ظاهراً.
بله وقت این جلسه گذشت.
امیدوارم که ان شاء الله خدا همین ما را موفق بکند.
جلسه آینده اگر عمری به خدا خواست من یک خیلی بیان کلی در کشف
معنوی خواهم داشت و بعد از اون هم
که ماه مبارک که خدا خواست اگر عمری به تأدیب بکنیم بعد از ماه مبارک پای این جلسه میشویم.
در جلسه آینده از کشف معنوی هم بیانی خواهم داشت.
اما انواع کشف به اصطلاح معروف صوری بود که یه وقت من تذکر دادم قسمتی از اون کشفها صوریست قسمتهایی باز
از انواع کشف معنوی نیز داخلش باشد. خداحافظ
جلسه قبل
جلسه بعد