ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 140

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کشف لمسی؛ تعریف و مجال بیان

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

کشف دیگر که می‌توانم بگویم کشف لمسی است. کشف لمسی عبارت است از اینکه انسان از لمسِ مال و معارفِ پشت پرده برخوردار باشد. لمس البته مربوط به پوست بدن است و لمس ظاهری لمس معمولی در پوست بدن متجلی است؛ نیرو در پوست بدن مخصوصاً در انگشت‌ها و دست است. کسی که از کشف لمسی برخوردار است، معنایش این است که آن نور که در قلب متجلی است و به عقل و در مشاعر تکثر و نفوذ پیدا می‌کند، در مراتب مختلف در لامسهٔ انسان متجلی می‌شود و لامسه از لمس بالاتر برخوردار می‌شود. لمس می‌کند آنچه را که عاطفی‌گران و افراد عادی لمس نمی‌کنند، یا آنچه را که با حس معمولی لمس نمی‌شود. این لمس دیگر مربوط است به لمسِ پشت پرده.

اینجا چه از این به شما توضیح بدهیم که با لمس توضیح بدهیم، با عبارت توضیح بدهیم؟ نمی‌شود توضیح داد. فقط این اندازه می‌توانم بگویم که مثلاً لمس می‌کند که ملائکه بهش نزدیک می‌شوند. نزدیک می‌شوند. ملائکه با او مصافحه می‌کنند. ملائکه با او مناجات می‌کنند. نزدیک می‌شوند. در محضرش هستند. جمع شدند. رفتند. موجودات غیبی کلاً؛ و در مراتب بالاتر اولیا؛ و همچنین مسئله بالا می‌رود و صعود می‌کند.

و از این بابود. لمس می‌کند که شیطان می‌خواهد نزدیک شود. شیطان می‌خواهد نزدیک شود؛ لمس می‌کند و غیر از آن کشف‌های دیگر. اصلاً لمس می‌کند. حضور شیطان را که می‌خواهد نزدیک شود لمس می‌کند. می‌آید، با نفس می‌آید که با او نرود. و اینجا می‌خواهم اول می‌خواهم بگویم خنده را می‌گیرد چون جای خنده است مثلاً اگر حقیقتش را بگویم. بعضی تشکیلاتِ حضور شیطان که می‌خواهند در مراحل مختلف به انسان نزدیک شوند لمس می‌کنند. اما مثلاً من شرورترین شیطان را آغوش می‌کنم با هم هیچ اصلاً احساس نمی‌کنم. تا اینجا خنده‌دار است. قبل از اینکه ادامه بدهم خنده را می‌گرفتم خودم. از آن گذشتیم.

توصیهٔ اساسی: توسّل و استفاده از ولایت

فقط با همین جوری گذشتیم. در آخر، قبل از اینکه برویم، حالا می‌رسیم به رابطه با ملائکه و انس که در کشف این دو تا که گفتم و ذکری که در جلسات گذشته توضیح دادم که کشف چیست. کشف زواید است. در رابطه با انس تا یک روایتی می‌خوانم؛ یعنی کشف‌هایی که از انس تا به اضافه‌اش و کشف‌های دیگر درش بوده برای یکی از اصحاب ائمه علیهم‌السلام پیش آمده و در روایات مطرح شده. روایتی می‌گویم که همهٔ اینها را هم در حقیقت برای شما داستان می‌کنم. چون همان کشف لمسی را گفتم گذشته البته تصمیم داشتم بگویم ولی نگفتم؛ فقط اشاره می‌کنم. در آن جریان تشییع جنازهٔ سعد بن معاذ آنجا رسول‌الله که فرمود — حالا برام ان‌شاءالله مطالبی که آنجا چه می‌گفت و چه می‌پرسید — و چرا بلند می‌شد یواش‌یواش برمی‌داشت؛ انسان این صحبت‌ها در آنجا هست ان‌شاءالله می‌گوییم. همین اول این روایت را بخوانم.

روایت در بصائر الدرجات است. روایت در بصائر الدرجات با سند از عبدالله بن سنان. «سألت ابا عبدالله علیه‌السلام». به کسی که از این کشف‌ها با تسلط حجتِ امام صادق سلام‌الله و با توجه خاصی برایش پیش آمده.

قبل از آن هم — قبلاً هم گفتم، الان هم باز توصیه می‌کنم — چون در این باب در همهٔ ابعاد خودمان و اهل مسامحه و کاهل و بی‌خبر و فرصت‌ها را از دست‌دهنده می‌بینیم: در واقع استفاده از ولایت همین است و از اولیا و نعمت اولیا به اطراف وجودی آنها. رابطه با اولیا خودش در کل مسائل عبودی — رابطهٔ خوب داشتن، رابطهٔ زیاد داشتن، موفقیت بیشتر داشتن، بیشتر یاد کردن، خلاصه موفقیت زیاد داشتن — اینها خودش در کل مسائل عبودی نکتهٔ حساس است و جان مسئله است. استفاده کنید از این نعمت بزرگ ولایت و توسّل کنید به حضرات معصومین در همهٔ حاجات؛ یعنی در اینکه خود به راه خدا بیفتید، منقطع باشید، اهل خدا باشید. در همهٔ ابعاد عبودیت هر توفیقی را می‌خواهید، برای اینکه از خدا بخواهید جواب کنید، برای این با توسّل کنید، با تذکر، با اصرار که شاید در مناسبت متصل شوید به هر کدام رسیدید. اما البته هر کدام هم که در موانع خود خراب می‌کند.

حالا آن مجاری محفوظ ان‌شاءالله؛ عادت آنها به احسان و سجیّه‌شان کرم است و دعایی که می‌خوانیم در زیارت جامعهٔ کبیر که عادت آنها احسان است صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین و سجیّهٔ آنها کرم است و منازل کرم و احسان و جود هستند. ان‌شاءالله به حرف‌هایمان گوش می‌کنند. بعد با تعبد با توسّل بخواهید به هر کدام؛ و این فکر که می‌رسد: یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله؛ با آن توجه و لطف به حاجت، به تضرعی که داریم. نمی‌خواهیم موضوعی که نمی‌دانیم؛ اگر می‌دیدیم که مانند بعضی از این خوبان که الآن هستند ما هم می‌ترسیدیم دیگر. بخواهید بگویید یا وجیه مثلاً وقتی به حضرت ولی‌عصر صلوات‌الله‌علیه رسیدیم یا وجیهنا بالله اشفع فینا بالله. برای این حاجت را بگویید. مثلاً نمی‌خواهد فرد بفرماید که مثلاً می‌گویم فلان عبادت مستحب را دائمت کنید؛ یک دانه عبادت حال ندارد؛ نمی‌توانید بزرگ و بنده داشته باشید. برای این حضور بنده حاجت شماست. بروید با توسّل بخواهید؛ تعبد با جامعه بخواهید؛ توسّل بکنید. یکی این حضرات معصومه را توسّل بکند که امام زمان صلوات‌الله‌علیه توسّل می‌کند. خیلی همهٔ آنها که در اینجا موفق بوده‌اند و مشکلاتشان حل شده از طریق توسّل حضرات معصومین بوده بدون استثنا. یا زیارتشان می‌روید این مشهد که در دستش نعمت عظمی جوار این مزار مطهر است. اصلاً از اینجا گناهان می‌شود؛ خیلی‌ها خوبان اینجا بوده‌اند. بروید مشهد برای اینکه دو مدل تو را از امام گناه شرعی بکنید نمی‌گوییم. بعضی خیلی‌ها هستند خیلی جریان دارند؛ جهان می‌گویند که خیلی‌ها هستند اجازه ندارند که این بعضی‌ها هم که بگوییم موضوعات پرهیز خودشان را توصیه می‌کنیم که توصیه هست.

روایت بصائر: عبدالله بن سنان و امام صادق

این آقا ابوعبدالله علیه‌السلام — عبدالله بن سنان — از دو تا از معصومین است و از اصحاب امام صادق علیه‌السلام بوده. بیاریم در اینجا که الآن هست با توجه خاص حضرت صادق، کشفی بر اعتاب مقدسه برایش پیش آمده. هم کشف شمی برایش، هم کشف ابصاری که در قضیهٔ گذشته گفتم، هم کشف لمسی.

ابوعبدالله علیه‌السلام می‌گوید از امام صادق علیه‌السلام سؤال کردم. سؤال کردم فلان نیست. گفتند که فلان موعظه ما بین بصره — اگر این جملات درست بخوانم تا سنان. قصد نکردم که این چیزی را من نوشته بودم و برای تأملش در این جملات قصد نکردم. می‌فرماید که به نظرم این جملات معنیش این است اگر اشتباه نکنم. حالا جا و مسئلهٔ مهم‌تر چیست؟ این که سؤال از امام، تعبدِ امام صادق. به من تعبد که بین چشم من تا سنان، از اینجا که چشم کار می‌کند تا سنان سرای من عَمزی است. برای من چه؟ عَمزی است. سنان، سنان. معنیش این است سنان. «هل تبصر ما اقول» — به عبدالله علیه‌السلام. عبدالله علیه‌السلام لا به صلاحی چیزی داشته اما مثل این است که امام توجه خواهد کرد. یک توجه خاصی است که پرده‌ها می‌رود کنار و عبدالله آن جریانات را که الان صحبت خواهیم کرد مشاهده می‌کند. گفت که «هل تبصر ما اقول» گفتم بله. گفتم بله. فرمود که کلام شما بله.

بیرون مدینه؛ ضربهٔ پا؛ نهر سه رنگ

«فَأَخَذَ بِيَدِي وَأَخْرَجَنِي إِلَى ظَهْرِ الْمَدِينَةِ» (بصائر الدرجات)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس دستم را گرفت و مرا به پشت شهر مدینه بیرون برد.

دست مرا امام صادق گرفت و با هم رفتیم الی ظهر المدینة؛ پشت مدینه، شهر مدینه. پشت مدینه یعنی کنار شهر. ثم ضرب برجله — گفت که به آقا به کنار مدینه که رسیدیم بیرون، آنجا که رسیدیم عبدالله از دست من گرفت رفتیم آنجا. آنجا که رسیدیم به مدفن، ضرب برجله؛ امام با پایش یواش به زمین زد. این اشاره به زمین کرد. اشاره که زمین کرد اینجا کشف شروع می‌شود. حالا این پایش به زمین اشاره کرد زد چیست؟ نمی‌دانم. این که هم کشف در اینجا شروع می‌شود. تسلط شروع شد و حجابات رفت کنار و آن مشاعر از انوار برخوردار و شروع به کشف شد.

فنظرت الی النهر — می‌گوید که قدمت درست که نهرش اینجاست و آنش اینجاست کنار من دار. این که باب کشف که باز شد فنظرت الی النهر یعنی به نهر نظر کردم که یجری. یک نهری که در جریان است. ما نظرتُ حافته. حافته‌ها باید باشد قاعدتاً. چه؟ مجرای این نهر روشن نبود یعنی معلوم نبود مجرایش کجاست. چه طرفش یعنی؟ انذاک الذی عرفت به القاع. فقط من آن منطقه‌ای که من ایستاده بودم آنجا البته آنجا را برایم روشن بود و انگار شبیه یک جزیره. آنجا که من ایستاده بودم اینجا مانند یک جزیره بود آن منطقه‌ای که من ایستاده بودم. بقیه همه‌جا را برای من آن که چشم کار می‌کرد مانند چیزی که به نهر رسید.

فقلت انا معهم — گفتم من با امام صادق ایستاده بودیم در همان مفترق. فنظرت الی النهر من نهری را نگاه کردم دیدم یجری جا یجری که این جریان است. جری آن ماء لبن است. این آن طرف که می‌گیرم نگاه می‌کنم آن طرف. و آن به غیر آب که روشن و سفید است. احسن من الثلج. به اصطلاح آن بیشتر سفیدتر از برف. من جایی که به نهری نزدیک است این چشم می‌گیرد. این جایی که به نهری نزدیک است نهری از آن است ثلج. چیست؟ به غیر سفید مانند برف. وقتی به سمت آن اما به سمت نهری نگاه می‌کنم خمر است. شراب است احسن من الیاقوت. زیباتر از یاقوت. وسطش آنجا خمر است احسن من الیاقوت. ما رأیت شیئاً احسن منه من تلک الخمر — که من چیزی به آن زیبایی از آن خمر که به شکل یاقوت خوب ندیده بودم. که مخصوصاً بین النهر والماء بین آن دو رنگ آب و آن رنگی که مثل شیر بود داد.

فدا و انهار بهشت در قرآن

و گفتم به حضرت — فدای شما باشم؛ یعنی عین این فدای شما باشم این تشریفات نیست. نه حالت فدا. اگر شما یک وقتی از آداب و ظروف هم بگذرید یک چیزی ان‌شاءالله که بشود سرتان شد. صحبت می‌کنم به گونه‌ای که البته این‌جور تشریفاتی فدای شما باشم. شما هر جور تشریفات نگاه کنید و بگویید که بابا من گفتم به این معنی فدای شما هستم. این نیست. فدای شما باشم این‌جور دو فدا مسئله‌ای است. بله. در باب حضرت ولی الله صلوات‌الله‌علیه هم که می‌گویند که ارواحنا فداه یا ارواحنا له الفداء و معصومین. همین مسئله است. مسئله خیلی وسعتی دارد به هر صورت. خدا کند که من و شما هم فدای معصومین باشیم. این دیگر کمال بزرگی است. موضوع عظیم است. فدا بشویم. فدا یعنی چه؟ فدا معنیش را اگر بفهمیم، می‌فهمیم چیست.

گفت که من رأیت من حیث مجری. سؤال کردم که حضرت تمام آب از کجا شروع می‌شود؟ چشمه‌اش این سه چشمه‌اش کجاست و کجا می‌رود مجرایش؟ فدا گفت ماء من الذی ذکره الله فی کتابه. این آب این نهر می‌گویید که سه رگه دارد. این همان چشمه‌هاست که خدا در قرآن ذکر کرده که انهار الجنة که نهر هستند در بهشت. نهر من ماء چشمه از آب است و نهر من لبن از چشمه شیر است و نهر من خمر چشمه از خمر است. در قرآن هم هست:

«وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ» (محمد/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جویبارهایی از شراب که برای نوشندگان لذت است.

مثل نورل یک می‌گوییم خمر. آن خمر نیست که از آن مستی‌های لایعقل بیاورد. آن مستی الهی می‌آورد که تحکم می‌کند. عشق به قلب می‌آورد و پایداری تحکم می‌کند. هر کس از آن خمر بخورد شراب خوب است به هر صورت. حافظ هم می‌گوید خدایا از آن شراب که نه دردسر دارد، نه مستی لایعقل می‌آورد. این هم این لایعقل. این شراب‌های دنیوی لایعقل هم می‌آورد انسان از انسانیتش هم می‌اندازد و سرما هم می‌آورد. دردسر ندارد آن شراب‌ها. حالا که این دردسر ندارد از کدام قرآن خوانده شده؟ از این زاد است. به هر صورت.

کشف ابصاری تا اینجا؛ حور و درختان

این که تا اینجاش کشف چیست؟ گفتیم به ابصار. دیگر شما برایمان یاد گفتید. کشف تا اینجاش، تا اینجاش کشف ابصاری است. خب. اما که. ورأیتُ حواریّة علیها. اینجاهاش می‌گوید من رفتم این ور آن ور. ولی به هر صورت می‌گوید ورأیت حواریة علیها شجر. تو این نهر منحلتا. در اطراف این نهر دیدم که درخت‌ها. چه درخت‌ها؟ در این درخت‌ها در اینجا غریه‌ها هستند. اینم آن بشه که موهای سرشان سرخ است. ما رأیت شیئاً احسن منه — که از آنها زیباتری چیزی ندیده بودم. و بایدیهن آنیة. این البته خدمهٔ خضرا بهشت بود. و بایدیهن آنیة. در دست آنها ظرفی به خصوص بود. در آن درخت‌ها دیدم. حالا اینجا باز من از اهلش بودم. شما از اهلش بودیم، اهل عقل بودیم، اهل درد بودیم، صحبت می‌کردیم به همدیگر می‌گفتیم از لغاتش چیزها، از اشاراتش می‌فهمیدیم. خیلی خوب بود. آره. حالا این درخت‌ها چیست؟ آن غریه‌ها در درخت‌ها چیست؟ گفتم آنجاها خیلی حرف هست. پس به یدهن آنیة. یک ظرف خاصی در دستشان بود. ما رأیت آنیة احسن منها. تویی که گفتم تویی زیبا بود. اصلاً زیبایی هم که نمی‌توانم جرعه کنم. زیباتر از آنها ندیده بودم. نیست من آنیة. از آن ظرفی که من دیده بودم نبود. با ذهن هیچ شباهت نداشت به ظرف دنیا بود.

نزدیک‌شدن امام؛ سیراب‌کردن؛ کشف لمسی و ذوقی و شمی

فدنا به نهضاق. حالا اینجاها کشف‌های دیگرشان می‌شود. فدنا به نهضاق. یعنی چه؟ یعنی وقتی من دیدم امام صادق سلام‌الله‌علیه به یکی از این خدمتگزاران بهشتی نزدیک شد فاوما بیده لتسقیه. نزدیک شد یعنی یک دانه به آنها نزدیک شد فاوما بیده با دستش امام به یکی از آنها اشاره کرد که لتسقیه که آن امام را چه بکند؟ سیراب بکند. لتسقیه. یک امر کرد، اشاره کرد که مرا سیراب کنید. فنظرت الی امام. دیگر امر که امام اشاره کرد من نظر کردم به همان خدمتگزار بهشتی، به آن روح بهشتی و بعد مالت ترفقا من النع. آن خواست که با دستش آن ظرف که بود خواست که از آن چیز شد خم شد خواستی خم بشود از آن چیز نع چه بکند؟ با آن ظرف بردارد و بدهد از به امام. اینکه خواست خم بشود برود خم شد. فمالت شجرة معها. آن شجره کلاً مالت یعنی خم شد. فاخترفت و این موجود بهشتی با آن ظرفش فاخترفت یعنی پر کرد آن ظرف را. فمالت شجره فمالت شجره معها بلند شد خواست بلند بشه درخت هم با او چه شد؟ بلند شد. اینها دیگر بخواهیم روزش برایمان مقدور نیست. ثم ناولت. خوب بعد آن ظرف را داد به امام. داد به آن تشریفات. امام خودش چه کرد؟ خودش خورد. ثم او ثم ناولها ظرف را تحویل داد به آن طرف، به آن خدمتگزار و اوما الیها ظرف را که خودش خورد تو تحویل داد دوباره او اشاره کرد که او اشاره کرد که منو سیراب بکند. فمالت باز آن ظرف را حرکت کرد که از آنجا پر بکند لترفق تا از آن نع پر بکند فمالت شجره معها باز آن درخت با همان حالت اول ثم ناولت. خلاصه این را پر کرد و آن ظرف را از آن شراب پر کرد یا از آن حالا دیگر اینجا بعدش می‌گوید از هر سه تاش پر کرده و ثم ناولت ظرف را داد به امام. به خود من نداد. اینجاهاش نکته است. داد به چه؟ به امام داد. نکته‌اش را می‌فهمید دیگر؟ واسطهٔ غیر واسطهٔ این در مقام کشف هم باید معلوم بشه. صاحب ولایت ماست. ثم ناولت داد به امام فناولنی داد به من. این داد به من در اینجا هم کشف لمسی پیش می‌آید هم کشف ذوقی پیش می‌آید هم کشف شمی دارند صحبت می‌کنند. ذوقی هم دفعه گفتم چشیدن دوران رتبه‌های بالا. طعم‌ها را دانستن، یافتن و شم ذوقی. شمی هم که بوها و رایحه‌های بهشتی را یافتن. دارند صحبت می‌کنند. لمسی هم که لمس کرد. گفت که می‌گیرد این نه ظرف این طرفی را می‌گیرد، نه آن خواهد خورد شراب اینجایی را شراب می‌خورد، نه آن بوها حسش را می‌کند مال اینجاست. همهٔ این سه مرحله کشف همهٔ این سه مرحله از موضوع کشف هستند. کشف ذوقی، شمی و لمسی. گرفتن آنی و یافتن آنی بعد خوردنش بعد یافتن همه‌اش از این کشف‌هاست.

ثم ناولت را داد فناولنی به من داد فشربت خوردم. اینجا که خوردم کشف ذوقی پیش می‌آید. تمار ای تو شرابم خوردم اما هیچ شرابی را ندیده بودم. ندیده‌ام کان الذّ منهو از آن گواراتر باشد ولا الذّ من هو از آن لذیذتر باشد. این کشف ذوقی است. و کانت رائحته هی رائحة المسک و جای بوش هم شبیه بوی مشک بود. خیلی معطر بود. کشف چیست؟ کشف شمی هستند. فنظرت اینک هست بعد آن گرفتنش هم کشف لمسی بود. فنظرت الی الکأس یعنی من به آن آینه نگاه کردم. فإذا بثلاثة الوان من الشراب دیدم که از هر سه تایی را که در آن نع بود در این ظرف از هر سه تاش بود. از هر سه تاش خوردم. فقلت لوجود داخل امام گفتم فدا شما باشم. ما رأیت کل یوم قط هیچ مانند این روز از این جریان من ندیده بودم. ولا کنت اری ان الامر کذا این‌طور هم فکر نمی‌کردم جریانات این‌جوری هست. جریانات این‌گونه است. فقال لی البته نمی‌گوید جمله‌اش این‌طور است. این‌طور فکر نمی‌کردم قضیه این‌طور است. فقال لی امام فرمود که:

«هَٰذَا أَقَلُّ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لِشِيعَتِنَا» (بصائر الدرجات)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این کمترین چیزی است که خدا برای شیعیان ما آماده کرده است.

این پایین‌ترین مرحله و کمترین چیزی است که خدا آماده کرده است با مردن. از اینجا گذشتیم به برزخ و بعد هم که گفت کمترینش که خدا آماده کرده است برای چه؟ برای شیعیان. البته با مردن برای یک عده. در اینجا هم برای عده‌ای به خصوص آنهایی که از اهل کشف‌اند در اینجا از همین مسائل که با توجه به ائمه از همین جا در همین جا برخوردار می‌شوند. یعنی شما یقیناً می‌دانم انسان‌هایی هستند که همین مسائل همین‌جا برایشان می‌آید. منتها اقلّش اینهاست. اقلّش هست که خدا برای شیعیان ما آماده کرده. این که به گفتم روز مرگ، این روز مرگ یک چیزیش هست. اگر کسی قبل از مرگ بمیرد در اینجا هم باز نظارت.

برزخ شیعه و مخالف؛ پناه به خدا

بعد امام فرمود انما بما اذا توفی — به این قسمت ورود به برزخ که از این به بعد برای من می‌شود امام اشاره کرد. و این مؤمنه وفات کرد به برزخ قدم گذاشت. صارت روحه لهذا النهر. روح او به سوی این نهر که را من بهتان نشان دادم که الان که می‌بینید و می‌خورید روحش به سوی این نهر می‌رود و رأت فی ریاض و در باغات این نهر رأت فی ریاض در باغاتی که می‌بینید ظاهراً باغات هم اینجا بوده. مثلاً سیر و گردش می‌کند و شربت می‌شراب از شراب اینها می‌خورد از این چشمه‌ها. و اما آنها که با ما با خدا و با ما خوش نکنند اذا توفی وقتی وفات کرد آن صارت روحه لوادٍ — بر او یک نظام دیگر که اسمش وادی بر او هست می‌رود و اُغلق فی عذاب در عذابش همیشه است و اُطعم من زقوم آنها هم برایشان طعام خاص از زقومشان داده می‌شود. و سُقیت من حمیم از حمیم جهنمشان جای شراب داده می‌شود. فتعوذ بالله به خدا پناه ببرید. امام دستور داد به خدا پناه ببرید من زلق کل وادی که خدا شما را با مردن به آن وادی از هر آن وادی قرار ندهد.

جمع روایت با اقسام کشف صوری

این که ملاحظه فرمودید کشف صوری و همهٔ مراحل کشف — کشف صوری کاملاً بود. کشف سماعی که یک خورده اینجا ازش می‌توانستیم استفاده بکنیم در این روایت بود و روشن‌دهندهٔ آن مسائلی که گفتیم. البته یک روایت بود که از باب نمونه برای شما گفتیم. یکی از اصحاب امام صادق صلوات‌الله‌علیه. اینجا من حرفم تمام کردم. توصیه هم کردم که شما ان‌شاءالله هم عموماً بیشتر از ولایت مقصود صلوات‌الله‌علیه مجنون درکدار باشید و استفاده بکنید.

توصیهٔ ویژه به توسّل به امام صادق برای فهم حقایق

و چون صحبت از نام امام صادق صلوات‌الله‌علیه زیاد شد من خیلی می‌بینم که شماها و این خانم‌ها همین‌طور. الان شما و این خانم‌ها که اینجا آمده‌اید و شماها و ماها آدم‌هایی هستیم که حالا آن‌ور صحبت را نمی‌کنیم. من خیلی می‌بینم که اصلاً ما درد و غصهٔ نفهمیدن را برای چه نمی‌کنیم؟ باز می‌خواهم برگردم به آنجا یک حرفی بدهم به شما. زیاد غصه بخورید که نمی‌فهمید. دغدغه کنید زیاد. غصه‌اش را بخورید به فکرش بیفتید. دغدغه کنید به فکرش بیفتاد تلاش می‌کنید. تلاش می‌کنید سعی می‌کنید جدیت می‌کنید مجاهدت به دور علم علمی می‌کنید از خدا می‌خواهید که خدا به شما آن وقت این آیات بفرماید. ما می‌آفتاب در اجرای به امام صادق صلوات‌الله‌علیه علی‌الخصوص توسّل بکنید. این توصیه‌ای است باز این را کوچک نشمارید مخصوصاً در این زمینه که خدا حقایق را به شما بفرماید. در این زمینه دعا که می‌کنید سعی که می‌کنید و غصه‌اش که می‌خورید جداً خیلی جزع که می‌برید با تضرع و اصرار همیشه از خدا می‌خواهید در این رابطه به امام صادق سلام‌الله‌علیه هم توسّل بکنید. اصلاً این را با امام صادق سلام‌الله در میان بگذارید و او را در نزد خدا شفیع قرار بدهید که خدا به شما از آن فهم‌های بالاتر و ادراکات بالاتر و از معارف قرآن بفرماید. می‌گویید یا حجت الله اشفع لی ان‌شاءالله و مجرد از کسانی از علوم و معرفت‌ها و درگاه بالاتر با ترجیع امام صادق این امام صادق سلام‌الله درکدار شده‌اند. امام صادق سلام‌الله در این مسئله هم یک خصوصیت و همه‌شان یک نوع هستند ترجیح کنید. اما این توصیه من از خاطر نرود. وقتی حال داشتید و مخصوصاً آنجا که ذکری از امام صادق می‌شود و دلتان به تعمق پیدا کرد آنجا فوراً در دل و خلاصه به امام بشوید که امام از او ترجیع بخواهد که شما هم بفهمید در آن یک خورده که چه خبر است.

وعدهٔ جلسهٔ بعد دربارهٔ کشف معنوی

ملاحظه فرمودید من دیگر هم وقتم تمام یعنی وقت گذشت هم ظاهراً. بله وقت این جلسه گذشت. امیدوارم که ان‌شاءالله خدا همین ما را موفق بکند. جلسهٔ آینده اگر عمری به خدا خواست من یک خیلی بیان کلی در کشف معنوی خواهم داشت و بعد از آن هم که ماه مبارک که خدا خواست اگر عمری به تأدیب بکنیم بعد از ماه مبارک پای این جلسه می‌شویم. در جلسهٔ آینده از کشف معنوی هم بیانی خواهم داشت. اما انواع کشف به اصطلاح معروف صوری بود که یک وقت من تذکر دادم قسمتی از آن کشف‌ها صوری است قسمت‌هایی باز از انواع کشف معنوی نیز داخلش باشد. خداحافظ.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.