د
درسگفتارها
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵
دارای متن همگام
یادداشت تدوین
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۱:۰۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## آغاز تدبر در سورهٔ انشقاق
۰:۱۰
سپس میفرماید:
۵:۵۲
و اما طرف مقابل:
۱۹:۱۳
بعد خدا میفرماید:
۲۳:۰۹
## جمعبندی سیاق نخست: انشقاق آسمان
۳۹:۲۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
از اینجا به بعد میخوایم وقتمون رو اختصاص بدیم و انشاالله سوره انشقاق رو شروع بکنیم.
گام اول در تدبر سوره،
فهم آیات سوره است
و گام دوم دستهبندی سوره است.
من قبل از اینکه بخوام آیه به آیه سوره را با دقت معنی کنم براتون،
میخوام با همین مقدار که الان شما معنی آیات رو میفهمید، همین مقدار که میفهمید،
من میخوام سوره انشقاق رو بخونم
و بعد از شماها بخوام که به نظر خودتون
دستهبندی سوره را برای من بگید.
یعنی هم فهم آیات هم دستهبندی را میخوایم الان یکجا بریم جلو.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
فقط صدای منو گوش بدید و سعی کنید معنی آیات رو بفهمید و تو ذهن خودتون قضاوت کنید که بحث
آیه اول تا کجا ادامه پیدا میکنه و بحثهای بعدی در کدوم آیات شروع میشن.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إذا السماء انشقت.
وأذنت لربها وحقت.
وإذا الأرض مدت.
وألقت ما فيها
وتخلت. وأذنت لربها وحقت.
يا أيها الإنسان
إنك كادحٌ
إلى ربك كدحاً
فملاقيه. يا أيها الإنسان إنك كادحٌ
إلى ربك كدحاً
فملاقيه. فأما من أوتي كتابه بيمينه
فسوف يحاسب حساباً يسيراً.
حساباً يسيراً.
وينقلب إلى أهله
مسروراً. وأما
من أوتي كتابه وراء ظهره.
وأما من أوتي
كتابه وراء ظهره.
فسوف يدعو ثبورا.
ويصلى سعيرا.
إنه كان في أهله مسرورا.
اون قبلیه رو گفت ينقلب إلى أهله مسرورا.
اینو میفرماید إنه كان في أهله مسرورا.
إنه ظن أن لن يحور.
بلى إن ربه كان به بصيرا.
فلا أقسم بالشفق.
والليل وما وسق.
والقمر إذا اتسق.
لتركبن طبقا
عن طبق. لتركبن
طبقا عن طبق.
فما لهم لا يؤمنون.
وإذا قرئ عليهم القرآن
لا يسجدون. بل الذين كفروا يكذبون.
والله أعلم بما يوعون.
فبشرهم بعذاب
أليم. إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات
لهم أجر غير ممنون.
صدق الله العلي العظيم.
خب به نظر شما
اولاً با این نوع خوندن بیشتر تونستید بفهمید؟
بیشتر تونستید ارتباط برقرار بکنید؟
حالا انشاالله باید سعی کنیم به تدریج با خود خوندنمون بتونیم معنا را منتقل کنیم و با نوع
خوندن بتونیم معنا را بفهمیم.
در روایت داریم امام معصوم علیه السلام وقتی قرآن میخوند کسی اگر از بیرون گوش
میداد خیال میکرد داره با کسی حرف میزنه، صحبت میکنه.
انقدر قرآن گویاست این حالت رو داشته.
خب به نظرتون چند دسته داشت سوره؟
سه دسته. بفرمایید. از آیه اول تا سر يا أيها الإنسان دسته اول.
از يا أيها الإنسان تا،
تا اول فلا أقسم بالشفق
دسته دوم. از فلا أقسم بالشفق تا آخر سوره دسته سوم.
نظر دیگه هم دارید؟ دو دسته.
چرا؟ دو دسته.
چند دسته؟ چهار دسته.
بفرمایید. یکی درباره آسمان
هم بود- یکی آسمان. یکی درباره زمینه. یکی زمین. یکی هم درباره انسانه.
انسان. بعد میاد دوباره تو یه قضیه دیگه که باز دوباره مقایسه میکنه.
همون دو گروه من أوتي كتابه بيمينه و من أوتي كتابه وراء ظهره
فلا اقسم بالشفق. از اول فلا اقسم هم دسته چهارم.
دیگه چی؟ دو دسته.
چرا؟ تا فملاقیه.
یه دسته. از فاما من أوتي كتابه تا آخر هم یه دسته.
دیگه؟ بفرمایید.
یک تا پونزده یه دسته.
چرا؟ نوع گفتار تغییر میکنه.
حالا یه بار دیگه میخونیم. دقت کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم.
إذ السماء انشقت وأذنت لربها وحقت.
وإذ الأرض مدت وألقت ما فيها وتخلت وأذنت لربها وحقت.
اینا که با همه. درسته یکی آسمانه یکی زمینه.
ولی هر دوتاش با یه سبک داره به یک زمانی اشاره میکنه که آسمان تغییر وضعیت میده شکافته میشه زمین بگید
کشیده میشه مثل اینکه یه اتفاقی میخواد بیفته.
پس تا اینجا اومدیم.
بعد خدا میفرماید يا ايها الانسان انک كادح الى ربك كدحا فملاقيه.
کی ملقي؟ کی؟
همون موقعی که سماء بگید انشقت والارض مدت.
همون موقع که آسمان شکافته میشه، همون موقع که زمین کشیده میشه.
ای انسان تو به ملاقات با کی میرسی؟
پروردگار میرسی.
اینو یه خورده فنی بگم.
در زبان عربی اذا که میاد اذا ظرفیه شرطیه است جواب میخواد.
مثل این میمونه که تو فارسی شما به یه نفر بگی اون وقتی که شما تشریف بیاری منزل ما
، آقا چی؟ آقا اون وقتی که شما تشریف بیارین منزل ما چی؟
میگه هیچی دیگه همین. اون وقتی که شما تشریف بیارید منزل ما.
تشریف آوردید دیگه. این که نشد.
خدا میگه اون وقتی که آسمان شکاف بردارد و اون وقتی که زمین کشیده شود
. خب خدایا چی؟
هیچی دیگه. نمیشه که.
جواب میخواد اذا تو عربی جواب میخواد.
یعنی باید یه جمله بعدش بگی.
اون وقتی که آسمان شکافته میشه،
اون وقتی که زمین کشیده میشه،
ای انسان تو به ملاقات خدا بگید
میرسی. یعنی يا ايها الانسان چون داره اشاره میکنه به جواب اذا از نظر ادبی متوجهام يا ايها الانسان
شرایط ادبیش برای جواب اذا بودن کافی
نیست. اینو میفهمن. اما در چنین جایگاههایی اینو میگیم.
میگیم این آیه درسته خودش جواب شرط نیست اما حاکی از جواب شرط است.
حکایت از جواب شرط میکنه.
این آیه است که اون شرط رو به مقصد میرسونه.
اون اذاها را به مقصد میرسونه.
اگر آیه يا ايها الانسان نباشه،
اون دو تا اذا سخن چی به حساب میان؟
بگید نیمه تمام به حساب میان.
سخن ناقص به حساب میان.
تو عربی میگن لا یصح السکوت عليها .
یعنی شما جایی که سکوت نمیشه کرد نمیتونی اونجا را شروع دسته
بگید جدید بدانی.
نمیشه سکوت کرد. آخه جمله ناتمامه.
مثل این که کسی بیاد بگه بسم الله الرحمن الرحیم.
والا .
آقا والا سکوت کردی.
والا چی؟
باید بگی اگر نگفتی ناقصه.
لا یصح السکوت عليها.
نمیشه سکوت کنی. میگن کلام منعقد.
کی میگفت خدا بیامرزتش.
کلام من منعقد نشده. قدیمیا یادشونه
. حالا یکی از شهردارهای تهران بود تو دادگاه هی میگفت کلام من منعقد نشده.
یعنی هنوز من بابا جمله ام تمام نشده.
بذار جمله ام رو تمام بکنم.
حالا بعد شما حرفتو بزن.
در آیه اول يا ايها الانسان یعنی تا قبلش که ما اومدیم کلام هنوز منعقد نشده.
این يا ايها الانسان تازه کلام منعقد میکنه.
يا ايها الانسان انک كادح الى ربك كدحا فملاقيه.
حالا فاما
این ف خود ف یه پیامی دارهها.
البته همیشه هر وقت ف میاد اتصال بگید
نیست ولی خیلی وقتها اتصاله.
وقتی ف میاد .
میگه انسان تو با خدا ملاقات میکنی.
اما اونی که نامه عملش به دست
راستش داده بشه خوش به حالش.
اونی که نامه عمل از پشت
سرش داده بشه وای به حالش.
خب این نامه عمل به دست راست، نامه عمل از پشت سر میشه انواع
ملاقات. یعنی تو که با خدا ملاقات میکنی دو جوره.
یه ملاقات اینه که نامه عملتو مثل بچه آدم میدن دست راستت
با افتخار، با آبرو، با خوشحالی، با سرور
میری سراغ اهلت. میگی این نامه منه.
کیف میکنی. اونا هم کیف میکنن.
خوشحال. یکی هم اینه که نامه عملو از پشت سر دستت میدن.
اصلا نمیذارن ببینی. کیو؟
کیو؟ خدا را.
انهم عن ربهم يومئذ
لمحجوبون. یکی از مجازاتهای بدکرداران در قیامت اینه که چشمشون به جمال رحمت خدا باز--
مگه خدا رو میشه دید؟
آیه رحمت او را اینا اصلا چشمشون به جمال رحمت پروردگار، آیه رحمت پروردگار باز نمیشه.
نمر از پشت سر میدن. پس
آیه هنوز ما آمدیم تا خود آیه پونزده
صحبت از اینه که قیامت میشود،
انسان به ملاقات با خدا میرسد
و ملاقات با خدا
دو جور است. این یک دسته.
بله میشه تو خودش هم دستههای ریزتری دیدا.
بگیم این شرطها با هم یه دسته،
اون انک کادهون یه دسته،
این دو جور ملاقات هم یه دسته.
ولی ما فعلاً دنبال انقدر ریزنگری
نیستیم. یه مقدار کلیتر میبینیم.
کلاً این یه سیر بود، یه پاراگراف بود.
قیامت برپا میشود.
انسان تو به ملاقات با خدا میرسی اما ملاقات دو جور است.
تمام. از اول فلا اقسم بالشفق که دو مرتبه سوره وارد چی شده؟
از اول چی داره میخوره؟
سوگند قسم وارد یه سیر جدیدی میشیم.
چون سوره اوله خوب بود.
حالا سورههای بعدی انشاالله بهتر از این عمل خواهید کرد.
ما باید توی کلاس مباحثه راه بندازیم.
یعنی مثلاً من بگم حالا دو به دو، سه به سه با هم مباحثه کنید.
این کارا رو خواهیم کرد. جلسه اوله من میخوام لاقل یه سوره رو به یه جایی برسونم یه مقداری که
ذهنیت حاصل بشه.
پس سوره انشقاق دو تا سیاق دارد.
یک تا پونزده، شونزده تا
بیست و پنج. وقتی که دو تا سیاق تو سوره مشخص شد
حالا میخوایم چیکار کنیم؟ هر سیاق را جمعبندی کنیم.
ببینید وقتی شما مرحله اول و دوم رو خوب انجام داده باشی
یعنی آیات رو خوب فهمیده باشی و سیاقها رو خوب تشخیص داده باشی،
جمعبندی سیاقها کار خیلی سختی نیست.
الان بیاییم سراغ سیاق اول. میخوایم جمعبندی کنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
اذا السماء انشقت.
و اذنت لربها وحقت.
اذا السماء انشقت.
آن وقتی که آسمان انشقاق.
انشقاق از چه مادهایه؟ گوسفند را وقتی ذبح میکنند چه میکنند؟
آسمان چه خواهد شد؟ یعنی چی واقعاً؟
یکی از کارهایی که باید مفسر دبر انجام بده اینه که یه آیه رو که میخونه یه خودم راجع بهش فکر کنه.
یعنی چی؟ یعنی چی آسمان پاره میشه از وسط؟
مثل اینکه خدا با یه ساتوری دو تیکه.
چی دو تیکه میشه دقیقاً؟ ابر دو تیکه میشه.
نگفته اذا السحاب انشقت.
اذا السماء انشقت. آسمان دو تیکه میشه.
کراتن که دو تیکه میشن.
نگفته اذا الكرات انشقت.
اذا السماء انشقت. آسمان دو تیکه میشه.
خب آسمان که آقا چیه مگه آسمان که بخواد دو تیکه بشه؟
آ کهکشان هم بخواد دو تیکه-- کهکشان یعنی منظورت اینه که
کهکشان از وسط جدا میشه؟
یکیش، دو تاش، ی-صد میلیارد کهکشان داریم پنجاه میلیاردش میره اونور، پنجاه میلیارد این میاد وسطش خالی میشه؟
یعنی چی آسمان؟ این معنی پاره شدن آسمانه؟
نجم نجم که اون وقت کرات اذا النجوم انكدرت.
خدا خودش در قرآن گفته یکی از اتفاقاتی که میافته در آسمان اینه که ستارهها خاموش میشن، ستارهها میریزن
و نجم اذا هوى.
اصلاً در هم برهم میشن ستارهها.
این غیر از پاره شدن آسمانه.
در یه آیه دیگری خدا میفرماید: يوم نلقو السماء كطي السجل للكتب.
این شناسنامههای قدیمی یادتونه؟
کتابهای قدیمی، طومارها.
ما قدیمیها یادمونه حالا شماها رو نمیدونم.
این طومار رو چطور میپیچیدن؟ خدا میگه یه روزی آسمانو مثل طومار میپیچن.
از وسط اینجوری پارش میکنه بعد از دو طرف میپیچه جمعش میکنه.
چی میشه آسمان که جمع میشه؟
چی میشه؟ آسمان که جمع میشه
زمین به عرش وصل میشه.
از خودم نمیگم قرآنه ها. قرآنه.
در سوره حاقه خداوند میفرماید
یه روزی میرسه که میبینی
آسمان دچار سستی شده.
اونجا دیگه کلمه سستی رو به کار میبره اگر اشتباه نکنم
و فرشتهها را در اطراف و کرانههای آسمان میتونید با چشم سر ببینید و میبینی عرش خدا را.
که هشت چیز که قرآن هم نمیگه اون هشت تا چین که البته تفسیر داره.
هشت چیز عرش خدا را حمل میکند.
در حقیقت هفت آسمان یک فاصلهایست بین زمین و عرش.
عرش الهی که ستاد فرمانروایی پروردگار عالمه.
روزی میرسد این فاصله برداشته میشه.
این فاصله حذف میشه.
آسمان شکاف برمیداره جمع میشه
و انسانها مستقیم زیر سایه عرش پروردگار قرار میگیرن.
چیه حالا اون عرش؟ من نمیدونم.
فعلاً من در مقام تفسیر نیستم.
من میخوام بگم این دقت کنیم به این معنا.
اذا السماء انشقت معنای با عظمتیه.
وانشقت السماء میگه آسمان منشق میشه.
فهي يومئذ واهية و سست میشه.
چرا؟ چون الان پایه آس- پایه عرش چیه خودe؟
بگید. آسمانه.
آسمان وقتی منشق شد دیگه سست میشه.
عرش کجا مستقره؟ میگه عرش را میبینی که هشت چیز حملش میکنه.
حالا چرا هشت تا؟ اونم فلسفه داره که چرا هشت تا
چون الان آسمانها با زمین با هم میشن چند تا؟
هشت تا. آسمان هفت تا زمین یکی، هشت تا.
وقتی آسمان شکاف برمیداره و دیگه پایه عرش نیست،
عرش خودش بر هشت چیز دیگری استوار میشه که خدا نگفته اون هشت چیان.
حالا بگذریم. اون روز انسانها عرضه میشن.
"إذا السماء انشقت" .
آیا ممکنه یعنی واقعا میشه این آسمان پاره بشه خدایا؟
میگه "وأعظمت ربها وحقت" آسمان هرچی بزرگ، هرچی با عظمت گوش به فرمان پروردگار خودشه.
حق همینه. یعنی شما توقع داری آسمان که مخلوق خداست از خدای خود، از خالق خود فرمان نبره؟
چه توقعی؟ "أعظمت ربها" گوش میده
حرف پروردگار خودش را.
أعظمت از چیه؟ بزرگ.
گوش میده حرف پروردگار خودش را و "وحقت" حق هم همینه.
"وإذا الأرض مدت". و آن وقتی که زمین کشیده بشه.
مدت مد یمد و تمدید، مدت، امتداد، مد.
کشیده شدن. زمین کشیده میشه.
یعنی چی؟ کوهها
صاف و مسطح. دریاها
صاف و مسطح. چاله ها، تپه ها.
این زمین الان سطحش پر است از پستیها و بلندیها.
همه حذف میشه. صاف و مسطح و کشیده.
آخه زمین تو هم داره، داخل داره.
میگه "وألقى ما فيها"
هرچی توشه هم میاد بیرون.
زمین هرچی توشه بیرون میریزه.
شما حساب بکن در داخل دل زمین از
بگو بهت بگم مردهها، معدنها،
مواد مذاب داخلیاش
زمین خالی میشه و بعد کش میاد.
آقا قرآن میگه "يوم تبدل الأرض غير الأرض"
یه روزی میرسد این زمین تبدیل میشود به یک چیزی غیر از زمینی که شما میشناختی.
یه چیز دیگه میشه. صحرای محشر در حال آماده شدن برای برپایی عظیمترین دادگاه بشریت.
که همه از اولین انسان تا آخرین انسان
روی این دادگاه حاضرند.
صف بستند. قرآن میفرماید هیچ صدایی نمیشنوی الا
. چه خبره؟ "وألقى ما فيها وتخلت".
میشه مگه؟ زمین اینطوری میشه راست راستی؟
بله "وأعظمت ربها"
زمین گوش میده حرف پروردگارش را.
"وحقت" حق همینه.
حالا تو، حالا تو
ای انسان. "يا أيها الإنسان"
ای انسان "إنك كادح إلى ربك"
تو به سوی پروردگارت در حرکتی.
کاده از کده.
کده یعنی حرکت.
ولی یه حرکتی که انسان در این حرکت اختیار.
بگید .
حرکت اجباری. هرکی میتونه به سوی خدا حرکت نکنه پاشه.
هرکی میتونه زمان رو وایسونه پاشه.
در طول تاریخ از ازل تا ابد هرکی تونسته وایسته، توقف کنه،
بگه من انشاالله امسال دیگه نمیخوام بزرگتر بشم.
من الان سی سالمه انشاالله میخوام تا پنج سال همینجور سی سالم.
آقا مگه کسی میتونه زمان رو متوقف کنه؟
انسان بخواهی یا بگید
نخواهی، دوست داشته باشی یا دوست نداشته باشی، اراده بکنی یا اراده نکنی،
تو به سوی پروردگارت در حرکتی بیاختیار.
نه با اختیار خودت به دنیا آمدی، نه با اختیار خودت در طول زمان تطور و تکامل پیدا میکنی،
نه با اختیار خودت میمیری.
تو یه در، در بستر یک حرکت جبری قرار داری که این حرکت را تو رقم
نمیزنی. خب کی رقم میزنه؟
اونی که رقم میزنه میتونه بگه این حرکت به کجا میرسه.
کی رقم میزنه؟
پس آخر حرکت تو ملاقات با اونه.
حالا میتونی از ملاقات با او فرار کنی.
مثل اینکه طرف سوار هواپیما شده.
هواپیما داره میره تبریز.
ایشون با اصرار به سمت دم هواپیما میدود و میگه من میخوام برم مشهد.
آقا برسی به تهش باز هواپیما میره.
تو ته دم هواپیما وایسا
ولی هواپیما داره میره. این حرکت سکانش دست تو
نیست. حرکت دهنده تو نیستی.
تو اینجا سواری. انسان سواری داری میری.
"إنك كادح إلى ربك كدحا"
اونم چه حرکتی. "فملاقيه"
پس ملاقات میکنی با پروردگارت، با ربت.
کی؟ همون وقتی که آسمان شکاف میداره.
همون وقتی که زمین کشیده میشه.
آخر تخلف کنه از شکاف برداشتن؟
نه. زمین آیا میتونه تخلف کنه از کشیده شدن و خالی شدن؟
نه. انسان تو میتونی تخلف کنی از ملاقات با پروردگارت؟
نه. حتی
اگر اندازه آسمان بودی حتی اگر اندازه زمین بودی به قدرت و عظمت آسمان و زمین بودی،
یارای مقاومت در مقابل اراده پروردگار را
یعنی پس ما جبر دیگه.
پس ما رو دارن میبرن.
ما نه خودمون آمدیم،
نه خودمون میریم، نه میتونیم از این ملاقاته
بگید فرار کنیم.
پس آخه تا حالا به ما گفته بودند انسان اختیار داره.
بله انسان اختیار داره در نوع حرکت
و نوع ملاقات. از کجا این حرفو زدی؟
از آیه بعدی. "فأما"
اما یکی از کارکردهای اما تو زبان عربی تفصيله،
تفصیل. یعنی دو قسمت میکنه، سه قسمت میکنه یه بحث را.
امای تفصیلیه بهش میگن.
اگر اما دو بار تکرار شد
پشت سر هم یعنی بهش میگن امای
بگید تفصیلیه.
یعنی میگه آقا این قضیه دو حالت داره.
درسته همه حرکت میکنید،
اختیاری هم توش نیست. درسته همه ملاقات میکنید،
اختیاریش هم، اختیاری هم توش نیست.
اما دو جور ملاقات داریم.
که این دو جور ملاقات
به شکل کلی محصول دو جور حرکته.
انسان دقت کن.
ببین یه کسانی کتابشون، نامه عملشون داده میشود به دست
راستشون. دست راست در قرآن نماد چیه؟
یمن و برکت و سعادت و خوشبختی.
یه کسانی نامهشون داده میشه به دست راستشون.
"فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا"
اینا مورد محاسبه قرار میگیرن.
یه حساب کتاب باشون میشه، ولی حساب کتاب
پس اینکه میگن مو از ماست بیرون میکشن تو قیامت و اینا
این چیه؟ این مال اینایه.
اینایی که نامهشون دست راستشون اومده.
دیگه اینا رو وای نمیایستند بگن بله جناب عالی اون روز داشتی میرفتی یه دونه لیوان یکبار مصرف اونجا بود.
میشد ازش استفاده کرد. لهش کردی رفتی.
چرا؟ وایسا ببینم .
جناب عالی اون روز یادت هست مثلاً تلفنی صحبت میکردی
از پشت تلفن یه نفر یه چیزی بهت گفت تو اینور قیافه ات اینجوری شد بعد چهار نفر دیگه دیدن چرا؟
بله. به چه حقی؟
سخت نمیگیرن برای اینا.
حالا بعداً باید برسیم که چرا سخت نمیگیرن.
"يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا"
حساب آسون. آقا آخه قرآن گفته "فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ" بگید "خَيْرًا
يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ" اینو چی میگی؟
آقا اگر شما مثقال ذره خیر را ببینی بهش میگن حساب سخت.
دیدن خیر که حساب سخت نیست.
هر کار خوبی کرده باشی حتی اندازه ذره اون روز
میبینیش. این جزو حساب آسانه.
اما اگر کسی جزو اون آدمایی بود که "أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ"
دیگه این حسابش توی "مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا" بگید
"يَرَهُ" آسون گرفته میشه آسون.
اگر خدا نگفته بود من با جرات نمیگفتم.
چی میشه؟ "وَيَنقَلِبُ إِلَىٰ أَهْلِهِ مَسْرُورًا"
این آدم به سوی اهل خودش برمیگردد.
"ينقلب" برگشتن، انقلاب،
برگشتن. برمیگردد به سوی اهل خودش.
مسرور، شادمان.
اهل منظور چیست؟
منظور از اهل لزوماً خانواده
؟ منظور از اهل هم مسلکان، همفکران، هممرامان، همراهان، همدلان.
ایناست. ممکنه خانوادهاش باشه، ممکنه نباشه.
او برمیگردد شادمان به سوی اهلش.
اما نوع دوم ملاقات.
نه، نه یه خورده صبر کنید. نوع دوم ملاقات.
"وَأَمَّا مَن أُوتِيَ كِتَابَهُ
وَرَاءَ ظَهْرِهِ" اما اون کسی که نامه عملش به او داده میشود از پشت.
از شما سؤال میکنم اگر خدا میخواست نقطه مقابل دست راست را بگوید باید اینجا میگفت دست
چپ. چرا گفت پشت سر؟ چون خدا میخواد بگه علاوه بر دست چپ، پشت
یعنی از پشت سر به دست چپ.
دو تا اتفاق افتاده یکی اینکه نامه دست راستش نمیدن دست چپش میدن.
جاهای دیگر قرآن گفته یکی اینکه از پشت سر به دست چپش میدن.
یعنی تو قیامت آدمها که محشور میشن میدونی چه شکلیه؟
قرآن کریم میگه، میگه "نَاكِسُوا رُءُوسَهُمْ"
مجرمین اینطورین. همه ما وایمیستیم مثلاً تو صفوف همه رو به دادگاه عدل الهی که قراره حساب کتاب بشیم.
اما بعضیا همینطور که وایسادن کلههاشون برگشتهست.
کله اونوریه
. پشت سر. این بخواد هم برگرده نمیتونه.
بذار یه نگاه بندازیم ببینیم واقعاً رحمت پروردگار بود.
نه فقط اینو نمیتونه. یه فرمان میاد قرآن میگه.
میگه ای خلق الله دیدید عظمت خدا را سجده کنید.
همه سجده میکنند. اینا نمیتونن.
نمیتونن اضطراب میگیرن.
قرآن میگه این دا-دامناشون رو هی جمع میکنند،
دست و پاهاشون رو میگزند.
نمیتونن. نمیشه. نه سجده میتونند بکنند، نه رحمت خدا را میتونند ببینند.
کلهها برگشته نامه به دست چپشون میدن.
میبینه ها ولی از پشت سر نامه را میگیره و میبینه.
چرا؟ چرا اینجوری شده؟ خب این تو دنیا داشته به سمت خدا میاومده ولی تو
همون دنیام که داشته به سمت خدا میاومده سرش رو بگید
برگردونده بود. داشت هر روز بزرگتر میشد.
هر ماه داشت بیشتر به سمت خدا نزدیک میشد.
هر جشن تولدی یک سال او را به خدا نزدیکتر میکرد.
ولی رو به خدا نمیکرد.
بابا خدا رو نگاه کن خب.
تو که داری میری پس چرا نگاه نمیکنی؟
خب تو نگاه نکردی الان میخوای ببینی؟
قیامت جلوه دنیاست.
در قیامت همونی جلوه گر میشه که در دنیا بوده.
تو دنیا داشتی میرفتی به سوی خدا چون در رفتن به سوی خدا اختیار
بگید نبوده اما اختیار داشتی که همین طور که داری میری خدا را نگاه کنی.
ابتغاء وجه ربه الاعلى.
دنبال روی خدا باشی. خدایا یه رو به ما نشون بده ما تو رو میبینیم.
این تو قیامت هم همینه. رو در رو میاد بالا.
نامه دست راست، آبرومند با افتخار.
اما تو دنیا داشته میرفته
هر روز داره بزرگتر میشه، به مرگ نزدیکتر میشه، به دروازه لقاءالله داره نزدیکتر میشه ولی رو به دنیا.
مبادا یه وقت روش به خدا بشه.
تو قیامت هم همینجوری محشور میشه.
و اما من اوتی کتابه وراء ظهرهه
فسوف يدعو ثبورا میگه ای کاش ثبور یعنی هلاکت.
ای کاش هلاک شده بودم.
قرآن میگه يا ليتها كانت القاضية.
کاش مرگ همهچیز را تمام کرده بود.
کاش مرگ پایان همه چیز بود.
يا ليتني كنت ترابا.
کاش خاک بودم.
کاش نباشم. يدعو ثبورا یعنی این.
چی میشه؟ و يسلى سعيرا.
همینطور فریاد زنان که کاش خاک بودم، کاش نبودم،
کاش مرگ همه چیز را پایان داده بود،
وارد آتش سوزان میشود.
چرا؟ فرق این گروه با گروه قبل رو نفهمیدیم.
چرا اونا اینجوری شدن؟ اینا اینجوری شدن.
خدا تو گروه قبلی علت را بیان
نکرد. اینجا بیان میکنه.
وقتی اینجا علت را میگه خودبهخود علت قبلی رو هم شما
میفهمی. علت را میگم کوتاه.
علت این نوع ملاقات همراه با سرفکندگی و اظهار حسرت و
پر از آتش اینه.
انه كان في اهله مسرورا.
ایشون قبلاً
تو اهل خودش شادمان بود.
اون قبلیه الان شادمان شده.
ينقلب الى اهله. بگید
ایشون قبلاً شادمانیها رو گذرونده.
عه ما شنیده بودیمها قرآن با شادمانی مشکل داره.
پس راسته. ایشون چون قبلاً شاد بوده،
چون قبلاً مسرور بوده، خوشحال بوده، در میان اهلش میگفته، میخندیده، کیف میکرده،
حالا امروز دیگه باید پوستشو بکنن.
پس راست میگنا. این دین، دین
سختگیرانه و خشنیه. خدا میگه صبر کن.
میدونی چرا مسرور بود؟
این اون مسروره خیلی فرق داره با اون مسرور ذهن شما.
این مسرور بود چون انه
ظن ان لن يهون.
ایشون باورش این بود که هیچوقت با خدا ملاقات بگید نمیکند.
با خودش میگفت کی رفته دوباره پیش خدا کیف تو بکن.
با خودش میگفت تا نفس میکشی بخور.
تا نفس میکشی لذت ببر.
چه ملاقاتی، چه حسابی،
چه کتابی، چه قيامتی.
اون شادمانی که جمعبندی.
اون شادمانی در دنیا
که ریشه داشته باشد در
باور نداشتن آخرت ، ریشه داشته باشد در باور نداشتن قیامت، این شادمانی پایدار
بگید نیست و با وقوع قیامت این شادمانی به عذاب بدل خواهد شد.
اگر تو دنیا تونستی طوری شاد بشی
که بر مبنای باور به قیامت است،
اون شادمانی ماندگاره. اون کدوم شادمانیه؟
شادمانی بر مبنای باور به قیامت.
نشاط بر مبنای باور به قیامت چیه؟
نشاط بر مبنای باور به قیامت اینه که از انجام وظیفه بندگیت به خرسندی میرسی.
نه از تخلف، نه از جرم،
نه از گناه. از بندگی لذت میبره.
اتفاقاً با نشاطترین آدمای دنیا باورمندان به قیامتاند.
ولی نه نشاطی از جنس نشاط زودگذر دنیا.
نشاط حقیقی و ماندگار.
شادند و میتونند هم شاد بکنند.
اما شاد کردنشون چیه؟ میگه آقا
طرف میاد مثلاً مثال عرض میکنم حالا
امیدوارم بعضی سوء تفاهمها پیش نیاد.
میگه آقا میخوایم شاد باشیم. هه هه هه هه هه بگید هو هو هو هو هو ها ها ها ها ها
میخوایم شاد باشیم بعد با خودش میگه من دارم ادخال سرور میکنم فی قلب مؤمن.
دیگه منو بردن تو خود بهشت.
ادخال سرور در قلب مؤمن
حل کردن مشکلشه برادرم.
مشکلشو حل کنی، کارشو راه بندازی،
پشت در نگهش نداری،
بین او و بین برادران دیگرش تبعیض قائل نشوی.
محکوم به فقر به خاطر طمع خودت نکنیش.
این ادخال سروره. سرور نه که آقا تو اسلام خنده نداریم.
چرا تو اسلام خنده هم داریم، مزاح داریم، خنده داریم، شوخی داریم.
ولی اسلام شیوهش این نیستش که مردم را با غفلت به شادی بکشد.
غافل بشید، شاد بشید.
با غافل شدن، شاد شدن روش اسلام نیست.
اون شادی حداقلش اینه پایدار بگید.
نیست. ماندگار نیست.
اگر کسی دنبال شادمانی پایدار و ماندگاره،
این شادمانی نباید ریشه در ناباوری به قیامت داشته باشه.
این شادمانی نباید ریشه در غفلت از بازگشت به سوی خدا داشته باشه.
"إنّه ظن أن لن یحور
بلا إن ربه كان به بصيرا"
خدایا، از کجا میگی او باور به قیامت نداشته؟
میگه من پروردگارشم.
من بصیر نیستم پس کی بصیره؟
معلومه که پروردگار او نسبت به او بصیره، بیناست.
نتیجه و جمعبندی. ببینید الان ما این آیاتو با دقت خوندیم.
با این دقتم میخوایم جمعبندی کنیم.
تو این آیات چه اتفاقی افتاد؟
میخوام جمعبندی کنم. جمعبندی همینه.
کار سختی نیست. خداوند در این آیات انسان را به یاد قیامت انداخت
و به انسان گوشزد کرد
که تو پس از عمری حرکت به سوی پروردگارت
در روز قیامت به ملاقات با او بگید،
میرسی. ای انسان
از این حرکت و ملاقات گریزی
نداری. اما میتوانی نوع درستی از ملاقات را انتخاب کنی.
اگر میخوای ملاقاتت درست باشه،
همین حرکت رو باید باور کنی.
همین ملاقات رو باید باور کنی.
اونایی که این حرکت و ملاقاتو باور کردن خوب با خدا ملاقات میکنن.
چرا؟ چون خوب حرکت میکنن.
حالا انشاالله در جلسات آتی ما چه کار میخوایم انجام بدیم؟
من تکلیف بدم برای جلسه بعدی.
ما در سوره انشقاق اِاِاِ مفهوم آیاتو رفتیم دستهبندی هم کردیم.
الان در حال جمعبندی سیاقهانیم.
تکلیف اول: سیاق دوم سوره انشقاق رو جمعبندی کنید.
هرکی برای خودش جمعبندی کنه و بنویسه.
یه دفتر برای خودتون بردارید یا دفتر یا کاغذ کلاسور.
یه چیزی که جمعبندی بشه آخر سر بتونید به عنوان تکلیف به من ارائه بدید.
بنویسید سیاق دوم سوره انشقاق آیاتشو من میخوام جمعبندی کنم.
تو یه خط، دو خط، سه خط خوب بخونید، بفهمید، جمعبندی کنید.
دو، ارتباط سیاق اول و دوم سوره انشقاق رو هم بیان کنید.
سعی کنید کشف کنید و بیان کنید.
فکر کنید به اینکه سیاق دومش به سیاق اولش چه ربطی داره.
این تکلیف دوممون. سه، سوره بروج را که سوره بعدی ماست لطفاً چند بار بخونید.
همونطور که سوره انشقاق هم توصیه میکنم بخونید و مفاهیم آیات سوره بروج را خودتون بفهمید.
یعنی سعی کنید آیات فهمیده بشه براتون.
اگر کلمهای نمیدانید به ترجمه، به لغت مراجعه کنید معنی آیات براتون روشن باشه تا انشاالله وقتی میخوایم در جلسه
بعدی اینجا دستهبندیش کنیم و ارتباطیابی کنیم و کارهای بعدی انشاالله از شما بتونیم بیشتر
استفاده بکنیم. امیدوارم
بحثی که شروع شد در خدمت شما
اِاِ با لطف امام زمان علیه السلام به نحو احسن ادامه پیدا کنه
و به سرمنزل مقصود برسه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد