د
درسگفتارها
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۰
دارای متن همگام
آموزش تدبر در سورهٔ ماعون
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۷:۳۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۲ سرفصل
## آیات مورد بحث در این جلسه
۱۰:۲۰
## شروع سوره و پرسش «أرأیت»
۱۰:۵۲
بعد آیهٔ بعدی میفرماید:
۱۱:۱۳
## چرا خدا میگوید وای بر نمازگزاران، نه وای بر مکذّبین
۱۱:۴۶
## نماز تا نماز: ظهر عاشورا
۱۳:۵۹
## دو فراز سوره: معرفی مکذّب و تهدید مصلّین
۱۶:۴۲
## نماز خطرناک در دین
۱۸:۵۳
## حق نماز فقط مخرج حروف نیست
۲۱:۳۸
## پیرمرد قم، یک روز مانده به تاسوعا
۲۳:۰۸
## نماز و زکات جفتاند
۲۵:۱۷
## سورهٔ تهدید مکذّبان دین و فرصت فریبِ نماز
۲۶:۵۳
## روضهای که گریهکن ندارد: نماز عمر سعد
۲۸:۲۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم
. سوره مبارکه ماعون. بسم الله الرحمن الرحيم.
ارايت الذي يكذب بالدين.
آيا ديدي ارايت؟
آيا دیدی الذي کسی را که يكذب بالدين تكذيب میکند
دين را؟ این سؤال از پیامبر گرامی اسلام پرسیده میشود.
در وهله اول خدا از آن حضرت سؤال میپرسد آیا دیدی آن کسی را که تکذیب میکند دين را؟
ارايت مثل الم تر یک سبک توجه دادن است.
یعنی توجه کردی؟
مد نظرت قرار گرفت؟
توجهت جلب شد
به آن کسی که دين را تکذیب میکند؟
گویا اینجا برای پیامبر گرامی اسلام سؤال شده باشه خدایا کیو میگی؟
کی منظورته؟ چون اگر
منظور خدا از ارا--
الذي يكذب بالدين کسی باشد که وایساده میگه آقا دين دروغه.
دينو ما قبول نداریم. پیغمبر دروغ میگه.
قرآن دروغه. این دیگه ارايت گفتنش چیه؟
گویا سؤال شده باشد که کی منظورته؟
آیه بعد جواب میده. فذلك الذي
يدع اليتيم. پس او
همان کسی است که يتيم را يدع.
یعنی چی؟ دع یعنی چی؟ راندن با قهر و غضب.
يدع اليتيم. يتيم را با قهر از خودش میراند.
برو آقا پیکارت. برو ببینم پیکارت. وایسا اینجا.
برو. يدع اليتيم.
ولا يحض على طعام المسكين.
و ترغیب نمیکند.
نمیگه چه کسی را. وقتی نمیگه چه کسی را یعنی هیچکسو ترغیب نمیکند.
خواه دیگران، خواه
خودش. اصلاً براش مهم نیست.
ولا يحض على طعام المسكين.
ترغیب نمیکند بر غذای
مسکین، بر غذای
فقیر، غذای انسان
گرفتار مسکنت
خاک افتاده براش مهم نیست.
پس این آیات خیلی روشن.
یه سؤال دو تا جواب. سؤال اینه:
میخواد بگه مکذب دين را دیدی؟
توجه میخواد بده به مکذب دين.
در جواب دو تا شاخص برای تکذیب دين بیان میکنه.
شاخص اول راندن يتيم.
شاخص دوم بیمسئولیتی در قبال غذای مسکین.
گویا از نظر قرآن این دو تا را که کسی داشته باشد مکذب دين است.
حالا هزاری که به زبان ادعا کند که من دين را چی؟
قبول دارم. ادعای دين یا قبول داشتن دين یه جنبهاش زبانه جنبه دومش عمله.
عملت چی میگه؟ میگه اگر کسی يتيم را میراند
و نسبت به غذای فقیر بیتفاوت است، بیمسئولیت است، این دين را قبول ندارد.
بعد آیه بعدی میفرماید: فويل للمصلين.
پس وای بر نمازگزاران. وای بر نمازگزاران.
این آیه دیگه صراحتاً داره مشخص میکنه که مکذب دين مورد نظر این سوره اتفاقاً از نمازگزاران هم هست.
این نمازگذاره ولی مکذب دينه.
چطور نمازگزاریه که مکذب دينه؟
خب عملش نشون میده دينو قبول نداره.
اگه او دينو قبول داشت، شاخص قبول داشتن دين که فقط نماز نیست که.
باید يتيمنواز هم میبود. باید به فکر فقرا و گرسنهها هم میبود.
پس معلومه دينو قبول نداره.
وای بر نمازگزاران.
الذين اون نمازگزارانی که هم ایشان عن صلاتهم ساهون از حقیقت نماز یا از نمازشون غافلن.
چطور میشه یه نمازگذاری از نمازش غافل باشد؟
یعنی خدا میخواد بگه بابا این نمازی که در دين قرار داده شده، تشریع شده، واجب شده،
این نماز برای یه هدفی واجب شده.
برای تحقق یک پدیدهای در وجود انسان این نماز واجب شده.
اگه نمازه آمد و اون هدف محقق نشد، این نماز،
نماز حقیقی بگید
نیست. این از نماز غافله در حقیقت.
اگر کسی نماز خوند
ولی يتيم را راند، نماز خوند ولی به مسکین توجهی نکرد،
نماز او بیفایده بوده.
چرا؟ بذارید قشنگ توضیح بدم.
نماز یعنی توجه به کی؟
خدا. یعنی خداگرایی.
انسان بالاخره جهت حرکت که نمیتونه دو تا باشه.
نمیشه که هم همزمان در آن واحد آدم برونه به سمت تبریز و در آن واحد بره سمت مشهد که نمیشه که دیگه دو تاست دیگه.
یا میری تبریز یا میری مشهد.
کجا داری میری؟ جهت حرکت کجاست
هر دو. آقا ما جزو قائلین به جمع این.
ما همزمان هر دو را میریم.
خب نمیشه که. خودتو گول نزن.
نماز یعنی من دارم میرونم طرف خدا
. دارم میرونم طرف خدا.
خب پس على القاعده نمیشه دیگه برونی طرف دنیا
. این یه جا دیگه است. اونی که داره میرونه طرف نور
نمیشه که همزمان برونه طرف ظلمات.
یا شما داری میری طرف نور یا ظلمات.
یا میری به سوی الله
و یا داری میرونی به سمت دنیا
. خداگرایی با دنیاگرایی جمع نمیشه.
دقت کنیدا. خداگرایی با دنیا جمع میشه.
دنیا یه بحثه، دنیاگرایی بگید
بحث دیگه است. خداگرایی آقا با دنیا جمع میشه؟
بله جمع میشه. چطور جمع میشه؟
اینطور که دنیا داری یتیم نوازی میکنی،
دنیا داری مسکینها رو سیر میکنی.
مشکل نداره پس خداگرایی با دنیا جمع میشه
اما با دنیاگرایی جمع نمیشه.
میگی آقا من دارم میرونم طرف خدا یتیم رو میرانی
یعنی دنیاگرایی. یعنی این حب دنیا نمیذاره شما
به یتیم برسی. این حب دنیا نمیذاره شما مسکین را سیر بکنی.
پس داری به-- ادعا میکنی که من دارم میرونم هم به سمت خدا هم به سمت دنیا.
نمیشه. عملاً داری میری به کجا؟
بگید. به سمت دنیا.
پس فویل للمصلین.
وای بر نمازگزاران .
الذین هم عن صلاتهم ساهون.
اینا کسانیاند که از حقیقت نماز غافلن
. نماز اونی که باید باشه در زندگی اینا اون نماز نیست
. آقا پس چیه این کاری که اینا دارن میکنن؟
بفرمایید الذین هم یراعون.
کسانی که ایشان ریا میکنن
. در فرهنگ قرآن معیار جالبی برای نماز ریایی داده شده.
ما الان وقتی نماز ریایی رو میخوایم بسنجیم اینطوری میسنجیم.
میگیم آقا مثلاً فرض بفرمایید
اون کسی که دارد نماز میخواند، حین نماز خوندن با خودش تو دلش یه خطوری میاد میگه که بذار این والا
وااااлин این الف واлин رو انقدی بکشم که این بفهمه ما کی هستیم
. یعنی گفته آقا شش حرکت بکشین دوازده حرکت میکشه.
آخه چه خبره؟ شش تا کافی بود دیگه.
یا مثلاً بذار این حرفو یه طوری ادا کنم این الحمد لله را یه طوری ادا کنم که این بفهمه با کی طرفه مثلا.
این ریاست. البته که این ریاست.
اما این ریای اخلاقیه
. یه ریای اصلی داریم،
اون این نیست. میگه شما
اگه یتیم نواز نبودی،
اگه به فکر سیر کردن گرسنهها نبودی،
نمازت ریاییه .
میخواد چیزی به ذهنت خطور کنه،
میخواد خطور نکنه.
میخواد بغل دستیتو داری میپایی یا نمیپایی.
اصلاً تو خونه، تو خلوت تو اتاقت داری نماز میخونی، ریاییه.
خودتو داری گول میزنی با این نماز.
انسان همیشه قرار نیست با ریا دیگران رو گول بزنه.
یه وقت با ریا کیو گول میزنه؟
خودشو گول میزنه. خودتو گول میزنی.
این نیست .
خیرش به کسی نمیرسهها.
و یمنعون عن بگید معون.
منع معون میکند.
منع معون و بذارید یه توضیحی براتون بدم.
میگه شتر یه وقتایی اجازه نمیده هیشکی سوارش بشه.
هر کی میخواد سوارش بشه یه تکون اینجوری میده پرتش میکنه، اجازه نمیده.
میگه این حالت شتر رو عرب میگه منع المعون.
میگه هیچ خیری نمیخواد به کسی برسونه.
راضی نمیشه کسیو سوار کنه
. میگه اون کسی که منع معون میکنه، خیرش به کسی نمیرسه،
این نمازش ریاییه
. هیچ خیری به کسی نمیرسونه.
یتیم نواز نیست، به فکر فقرا نیست، اهل خیر رسوندن به خلق الله نیست.
شب میره تو خونهشون برای اینکه به نفسش بگه من آدم خوبیم، یه نماز شب آبدارم میخونه.
فایده نداره .
فایده نداره. و جالبه بدونید،
خب خدا خیلی
جور دیگهای میتونست حرف بزنه که سوء تفاهم پیش نیاد.
مثلاً خدا میتونست بگه بابا
. بگه پس وای بر
مکذبین دین، آنان که نماز حقیقی بگید نمیخوانند.
وای بر بیتوجه،
بیتوجهی کنندگان به ایتام، آنان که از حقیقت نماز غافلاند.
خیلی حرفای دیگه. چرا میگه وای بر نمازگزارا
. یعنی یه جوری حرف میزنه که
مثل اینکه مشکلش با نماز ایناست.
من با نماز اینا مشکل دارم و الا میتونستم بگم وای بر اینایی که یادن یتیم را دور میکنند.
افسوس که نماز خوبی نمیخونن.
نه میگه من با نمازش مشکل دارم اتفاقاً.
چرا؟ چون نماز برای یه چیزی قرار داده شده
وقتی اون کارکردش از دست رفت،
خودش میشه معضل. خودش میشه مصیبت اول.
خودش میشه عامل بدبختی.
اون کارکرده مهمه.
میگه اگر شما یتیم نواز نیستی وای بر نمازت.
وای بر نمازگزار بودنت.
اگر شما به فکر فقرا نیستی، به فکر گرسنه ها نیستی وای بر نمازگزار بودنت.
من اینطوری میخوام بگم نمازگزار نبودی راحتتر بودیم باهات.
اقلاً تو عالم شبهه درست نمیشد به خاطر بودنتو.
اقلاً مردم به خاطر دیدن تو بیدین نمیشدن.
که بگن اینم نمازگزارمون.
اینم نمازخونمون. اینم مسلمونمون.
این خدا عصبانیتشو میاره درست رو چی؟
رو مصلی بودن این.
میگه من از اینت عصبانیم. منظورش این نیست که پس نماز نخونا.
میگه یعنی تو نمازو ضایع کردی.
نمازو از بین بردی، نمازو خراب کردی،
آبروی نمازو بردی.
بزنه تو کمرت این نماز خوندنت آخه.
این چه نماز خوندنیه؟ تو نمازخونی هستی که از حقیقت نماز غافلی، ریا میکنی،
نمایش میدی. چرا؟
چون منع معون داری میکنی، خیرت به کسی نمیرسه.
من میگم سوره ماعون با تمام کوتاهیش خیلی سوره سنگینیه.
بالاخره سوره قرآنه دیگه.
خیلی شفاف. نماز تا نماز هست آقا.
نماز هست تا نماز. حالا ما در ایام محرم هستیم خوبه این مثالو من بزنم.
روز عاشورا هر دو طرف نماز میخونن.
نمیخونن؟ نماز لشکر عمر سعد چقدر آدم پشتشه.
چند ده هزار نفر یه نماز جماعت دارن میخونن، اینورم یه چند ده نفر دارن یه نماز جماعت میخونن.
نماز داریم. ظهر عاشورا اونا نماز خوندن.
آقا نماز ظهر عاشورا فراموش نشود.
بله، ولی اونا هم فراموش نکردنا.
اونا هم خوندن. اما اونا نماز خوندن، نمازی خوندن که بعدش رسید به تضییع یه حق عظیم در جامعه اسلامی.
اینا هم نماز خوندن. نماز داریم تا نماز.
حواست باشه به اینکه این نمازت داره کار خودشو انجام میده.
این نمازت نماز حقیقی هست.
من میگم اگر همین صفتی که خدا از نمازگزاران توقع داره،
اگه واقعاً نمازگزاران این صفتو داشتن،
نماز اقامه نمیشد؟ نماز تو جامعه به اصلیترین شاخص دینداری بدل نمیشد؟
اما الان کار به کجا رسیده؟
کار به جایی میرسه که اگه یکی نماز میخونه میگن بترسها، بترس.
از اینی که نماز میخونه بترس.
امان از دست همین نمازخونا.
چرا؟ چرا باید اینجوری میشد؟
چون نماز فرمون رو گرفته به ظاهر به سمت خدا، خداگرایی نشون میده از خودش.
ولی تو عملش تیر دنیاگراست، تیر.
حالا نشانه دنیاگرایی یکیش دعیتیمه، یکیش عدم حظ بر طعام مسکینه.
این دو تا شاخص مهمه ولی فقط محدود در اینا که نیست.
نماز میخونه طمع گندم ری خفهش کرده.
بزنه تو کمرت اون نمازت.
نماز میخونه طمع صله ابن زیاد خفهش کرده.
نماز میخونه طمع یه معامله
پر سود ولو به قیمت تضییع حق دیگران خفهش کرده.
آقا بابا نماز داری میخونی، یه اعلانی داری میکنی، داری یه دادی میزنی، میگی خداااا.
بعد از اینور با همه وجود دنیا رو بغل کردی.
نمیشه که آخه ول کن لااقل
نماز بدنام نشه. پس اینه مسئله.
در دو فراز مشخص.
فراز اول "أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ
فَذَٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ"
توجه میدهد به
مکذب دین.
دو تا شاخص برای مکذب دین مشخص میکنه که شاخصهای عملیند.
راندن یتیم از خود راندن یتیم و
بیمسئولیتی در قبال،
بیمسئولیتی در قبال
غذای مسakin.
حالا من میگم غذای مسakin.
چرا؟ چون خدا خواسته اون کفو بگه.
میگی ببین وقتی غذا، غذا دیگه.
یه بار میگیم آقا ازدواجشون، اشتغالشون، تحصیلشون، یه بار میگه آقا غذاشون.
شما هر بهانهای هم فردا بخوای پیش
خدا بیاری بگی که مثلاً نشد و اینا میگه آقا غذا که میشد دیگه سیر که میتونستید بکنید اینا رو.
دیگه لااقل تو جامعه شما نباشند کسانی که دم غروب میخوان برن خونهشون یه نون نمیتونن بخرن برن.
اینو چیکار میخواید بکنید؟ بازم
اینو کجای نمازگزار بودن خودتون میخواید بگنجونید؟
کجای این تابلو میخواید طراحیش کنید؟
قابل قبول نیست، قابل تحمل نیست، قابل پذیرش نیست.
این فراز اول. تو فراز دوم توقع داریم خدا کیو تهدید کنه؟
بگید ، مکذب دین را.
اما کیو تهدید میکنه؟ مصلین تهدید میشوند.
میگن در عربی در اصول یه بحثی است میگه وصف
مشعر به علیت است.
یعنی وقتی خدا مکذب دین را با وصف مصلین تهدید میکنه،
میخواد بگه همین نمازش باعث مکذب بودنش شده
. این نماز او رو به تکذیب کشیده.
نماز خطرناک. آقا در دین نماز خطرناک هم داریم؟
بله داریم .
نماز خطرناک در دین داریم
. نماز خطرناک چیه؟
نمازی که میتونه آدمو بکشونه تا
مرز تکذیب دین. اون چه جور نمازیه؟
اون، اون نمازیه که توش هیچ پروندهای برای خدمت باز نکرده باشی
. بغلش هیچ حسابی برای خدمت باز نکرده باشی.
نگاه کن. وای بر مصلین.
کیا؟ الذین هم عن صلاتهم ساهون.
اولا نماز خطرناک، نماز حقیقی
نیست. نماز، نماز
، در واقع ریاییه.
نماز نمایشیه .
عن صلاتهم ساهون. الذین هم یراعون.
نماز ریاییه .
شاخص نماز ریایی چیه؟
و یمنعون الماعون. منع
ماعون. منع ماعون یعنی چی؟
یعنی پرونده
خدمت رسانی
به خلق الله بگید،
ندارد. بسته است
. اونی که نمازی میخواند
و هیچ توجهی به این ندارد که من کجا به درد میخورم، به درد کی میخورم،
چه کاری از دست من برمیآد برای ایال الله،
برای خلق خدا، این نماز خطرناکی میخونه
. این نماز میتونه او رو ببره تا مرز منافق شدن
. بیچارهاش میکنه .
خب راه چیه؟ راه اینه که پس ما دیگه
حالا که پرونده خدمت نداریم پس دیگه نماز هم نخونیم.
خب بری تو ته جهنم دوباره فرقی نداره.
یه راه نجات دیگه بیشتر نداره.
اونم اینه که خیرت برسه بابا نمازتو بخون خیرم برسون.
نماز یعنی خداگرایی، خداگرایی ظهورش در خیر رسوندنه.
چون خیر رسوندن تابعی است از اینکه انسان اسیر دنیا بگید،
نباشه دیگه. خب خیر برسون
. چرا میمیری پس
. مردنه دیگه. حیات طیبه از دست رفتن مردنه دیگه
. پس سوره دو فاز داره.
یه فاز مکذب دین رو با شاخصهای عملی معرفی میکنه.
شاخصهایی که نشان دهنده دنیاگراییست.
در فاز دوم در جایگاه
تهدید مکذب دین، مصلین را تهدید میکنه تا بفهماند آنچه آنها را به تکذیب کشیده نماز حقیقی نداشتنه.
نمازی که با پرونده خدمت رسانی همراه باشه ندارن.
حالا هی برو فقط بچسب،
من دارم به اون نمازگزار خیالی میگما،
فقط بچسب به اینکه
بله من چجوری نماز میخونم؟
خب احکامشو باید رعایت کنی، آدابو باید رعایت کنی درست، اما تضییع حق نماز نباید بشه.
حق نماز فقط تصحیح
مخرج حروف نیست.
اون یه بخش کاره عزیز دلم.
حق نماز فقط اول وقت خوندنش نیست.
حق نماز فقط تو مسجد خوندنش نیست.
همه اینا توصیه شده.
حروفتو درست ادا کن، اول وقت بخون، تو مسجد بخون، با طهارت، لباس پاکیزه، همه درست.
اما یه حق مهمی دارد نماز، رکنیه.
این حقیه که اگر رعایت شد نماز میشه نماز.
اگر روح نمازه، اگر رعایت نشد نماز پوسته است، نماز توخالی میشه.
اون چیه؟ خدمت کن
. هرچی میتونی هر روز بیشتر خدمت کن
. خیر برسون
. تا فردا کارت نکشه به اونجا که یتیم
بیاد برانیش. کارت نکشه به اونجا که
مسکین گرسنه ببینی برات مهم نباشه.
گشنشه؟ باشه .
باشه .
همین یک روز مونده بود به تاسوعا،
داشتم تو یکی از خیابونهای قم میرفتم.
یه پیرمردی عصا زنان،
خیلی پیرمرد
قشنگ وجنات، میفهمه آدم دیگه که حال او چه حالیه.
رنجور به من رسید گفت ما ملبسیم مردم به ما میرسن
حرفشونو میزنن .
همینطور که دستش میلرزید گفت حاج آقا
واقع میگم هیچی نداریم بخوریم
. حاج آقا به خدا هیچی نداریم بخوریم
. چند دفعه گفت واقع میگم،
واقع میگم .
هیچی نداریم بخوریم. کجا
؟ کجا؟ وسط
ام القری جهان اسلام
. دیگه عادت کردیم
. گرسنن دیگه خب آدما بعضیا گرسنن
بعضیهام که مثلاً
یتیماند خب باشن. خدا برای اونا اینطوری مقدر کرده گشنشون باشه.
منم ما چی؟ من هیچی. من سیر.
خدا به ما داده. این نمیشه.
این یه جای کار داره میلنگه.
این نمازه که امام زمان نمیاد.
بابا امام زمان پیش، پیش نماز این نماز نمیشه.
امام جماعت این نماز نمیشه.
خب چرا بشه
. نمازهای ما رو ببره در خونه خدا
بگه آقا نماز آوردم برات خدایا
این لشکر پشت سر من نماز خونده بغل گوششون گرسنهها خوابیدن.
بغل گوششون یتیمها بیسرپرست موندن و له شدن و کسی به فکرشون نیفتاد.
چه جوابی میشه داد ؟
نماز را اولین کار که اقامه میکنند میگه کسانی که "امکنناهم في الارض" بگید
"اقام الصلاه" نماز را به پا میدارند
و "آتو الزکاه". بغل نماز همیشه چی دارید شما؟
ایتاء زکات. تو قرآن
در نوع موارد اکثر موارد
بغل نماز شما بحث زکاتو دارید.
چرا؟ امام باقر علیه السلام حدیثی داره
میگه خداوند نماز را در قرآن با زکات جفت کرد تا بفهماند نماز بیزکات، نماز نیست.
چه اینکه زکات بینمازم
بگید زکات نیست.
آقا شما باید عبد خدا باشی، خادم خلقش.
این مع-معنای بندگی همینه.
عبد الله خادم خلق الله.
تموم شد. این درست شد درست میشه بقیه چیزا.
همه در جای خودشون درست میشن.
مسئول در جای خودش درست میشه، مردم عادی درست میشن،
مغازهدار درست میشه، طلبه درست میشه، مهندس درست میشه، دکتر درست میشه، کارخونهدار درست میشه، کارگر درست میشه.
یه ابزار مهمیه نماز گذاشته شده ولی نباید تزیعش کرد.
خدا از تزیع نماز انقدر عصبانی میشه، ناراحت میشه
که وقتی کسی نماز رو تزیع میکنه میگه وای بر این نمازگذار.
با این عبارت میگه. میگه وای بر این نمازگذار.
اینو باید در نظر بگیریم. سوره ماون،
سوره
تهدید مکذبان
دین است. کسانی که در رفتار تهد-تکذیب دین میکنند.
چه رفتاری؟ دعای یتیم. چه رفتاری؟
پرهیز از اطعام مسکین.
تا با چه بیانی تهدید میکنه اونها را؟
با اشاره کردن به ضعف و نقصان در نمازشون.
نماز مشکلدار
. نماز مشکلدار. عجیب چیزیه.
نماز فرصت فریب درست میکنه واسه بعضیا.
خودشونو گول میزنن، بقیه رو هم باهاش گول میزنن.
خودشونو گول میزنن، بقیه رو هم باهاش
گول میزنن. این چیز خطرناکی میشه یه وقتایی.
باید انسان خیلی مواظب باشه که بهترین عبادت را که الصلاة عمود الدين.
نماز واجبی است که "إن قبلت قبل ما سواها، وإن ردت ردت ما سواها".
نماز واجبی است که اگر پذیرفته شد بقیه چیزا پذیرفته میشه و اگر رد شد هیچی قبول نمیشه.
شاخص اوله. معیار اول اقامه صلاة معیار اوله در رفتاره.
قرآن پره. مشحون
پر از مسئله اقامه نماز.
اینو ضایع نکنیم.
اینو ضایع نکنیم. آدم یه وقتایی با خودش میگه
اینکه لشکر مسلمین در مقابل امام برحق قرار گرفتن
، حالا اونو میخوام یه کاریش بکنم تو ذهنم یه جایی بذارمش میرسم به نماز.
اینو چیکار کنم؟ نمازم میخونه.
اینو چیکار کنم؟ این درد بزرگیه.
روضهست منتها روضه گریه کن نداره.
روضههایی که گریه کن داره اینا نیست.
یعنی مثلاً شما برای مردم چیزای دیگه باید بگی گریه کنن.
اما والا من میگم موقع نماز ظهر خوندن، نماز خوندن عمر سعد و لشگریانش روضهست.
روضهست. الله اکبر میگی.
سوره حمد میخونی. رکوع میری.
سجده میکنی. یعنی اظهار عبودیت میکنی.
بعد شمشیر رو حسین میکشی.
رو بچههای حسین شمشیر میکشی.
چی شد آخه؟ چی-- خیلی کج شد یعنی خیلی واژگون شد.
کفار، روی کفار سفید شد.
روی کفار، روی ملحدین سفید شد.
خیلی خراب شد. قرار نبود اینطور بشه.
نمازم ضایع کردید یعنی شما
. این "فویل للمصلین" اینه.
من میگم مصداق بارزش همونان.
مصداق بارزش همون کسانیاند که چه در عصر اسلام، چه بعد از اون نماز خوندن و چارنل به طرف دنیا تاختند.
ته هم نداره. آدم میره تا جایی که حاضر میشه خون بهترین بندگان خدا را بریزه برای دنیاش
. و میره . همونطور که صعود به درگاه خدا پایان ندارد، ته نداره، آدم هرچی صعود کنه صعود میکنه،
این سقوطم ته نداره. هرچی سقوط کنه بازم جا برای سقوط هست.
هرچی تنزل کنه بازم جا برای تنزل هست
سوال شده آیا این یتیمنوازی فقط مالیه؟
یعنی اگر کسی از لحاظ مالی توانایی نداشت این تکلیف از او ساقطه؟
یتیمنوازی و مسکیننوازی. ببینید مسئله یتیم و مسکین...
اولاً عمده حمایت از یتیم و مسکین مالیه
. مال قِوَامه.
داریم در قرآن یه آیه میفهمه "لا تُؤتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمْ".
اموالتون رو به سفها ندید. اون اموالی که "جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ" چی؟
تعبیر چیه؟ قياماً، تعبیر شبیه اینه.
خدا اونا رو مایه قیام شما قرار داده.
با مال، یه افتادهای چی میشه بگید؟
بلند میشه. پس اینو باید جدی گرفت.
من همیشه تو این سوال، سوالات نگران این میشم که نفس انسان به آدم بگه آقا فقط مالی نیست،
بعد دیگه شروع کنیم صرفاً به محبت کردن و علمآموزیه به اینا.
آقا نون
، خونه، پوشاک،
درمان، مال قيامه.
مال خودش آبرو میاره. مال خودش جبران بعضی خلعها رو میکنه.
نباید اجازه بدی بیفته.
خب بلندش کن. این با مال بلند میشه دیگه
. این اولاً. اما آیا فقط مالیه؟
یعنی دیگه اصلا جنبههای عاطفی، علمی، فرهنگی، شخصیتی اهمیت نداره؟
حتما اهمیت داره .
فقط من نگران اینم اکتفا به مسائل فرهنگی نکنیم و از مال غافل بشیم.
مال مهمه. باید مالو داد.
این یه وقت-- مطلبه. مطلب دوم اینکه گیر ماها تو ماله.
اونی که ما را مکذّب میکنه اینه که از مال نمیتونیم بگذریم
. گیر ماها در ماله. اینو باید بپاییم.
مطلب سوم کسی که ندارد چی؟
تکلیف از او ساقطه؟ کسی که ندارد شاید مباشرة از خودش تکلیف ساقطه.
ولی وظیفه چی داره؟ بگید.
ترغیب داره "وَلَا يُحُضُّ".
خب شما خودت نداری. میتونی به بقیه،
میتونی فرهنگ-- تو فرهنگسازی شرکت کنی؟
میتونی کمک کنی این بار برداشته بشه، یه گوشهشو بگیری؟
یه وقتایی با یه تلفن زدنه، یه وقتایی با یه مقاله نوشتنه، یه وقتایی با یه سخنرانی کردنه.
هرچی در توانته. چه کار میتونی بکنی که این افتادهها بلند شن، بکن.
هر کار از دستت بر میاد.
ممکنه در حد یک همسایه بتونی چهار نفر آدم خیر رو پیدا کنی که با حفظ آبرو اینو بلندش کنن.
خب یا علی .
مهم باشه برات. نگو من ندارم تمام.
خب من ندارم، یه طرف ماجراست
. غیر از اینکه خیلی وقتا نفس ما سر ما کلاه میذاره میگه ما نداریم، داریم.
کم داریم دیگه .
میگه آقا اگه کم داری از کمت صدقه بده،
از کمت انفاق کن. خدا به مال تو هم برکت میده.
نگو من کم دارم. خب کمه.
شما نمیتونی در ماه مثلا ده میلیون تومان صدقه بدی،
یه میلیون بده. نمیتونی یه میلیون بدی، صد تومن بده.
نمیتونی صد تومن بدی، پنجاه تومن بده.
بده ولی یه چیزی در راه خدا.
برسون به دست نیازمند
. مهم باشه برات. یه خردهای هم یه جوری باشه که یه ذره دردت بیاد.
انفاقی که هیچی دردت نمیاره،
این هنوز به حد نصاب نرسیده.
"لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ".
من میشم اهل انفاق. هرچی کهنه میشه میدم به خلقالله.
خسته نباشی آقا. شلوارای
پاره و نمیدونم پیرهنای کهنه و
دیگه چیزایی که خودم نمیتونم استفاده کنمو میدم به خلقالله.
خب والا من نمیگم نده ولی این نیستا.
با این سر خودتو شیره نمالی. الحمد لله رب العالمين
این دورریز غذامون دور ریخته نشد.
یه خانواده گشنه اینجا بودن، هرچی بدید طفلکا میخورن، گشنشونه دیگه .
الحمد لله رب العالمين این پیرهن رو من دور ننداختم، دادم یکی پوشید.
مردی، اون نوه رو بده او
. از اونی که دوست داری باید بگذری.
تمرین کن. البته انفاق واجب داره، مستحب داره، مراتب داره.
من بحثهای تخصصی موضوعی اینجا نمیکنم.
دارم سورهها رو میگم. یه کسی میخواد چارچوب انفاقو برای خودش ببنده، باید مطالعه کنه، باید دوندگی کنه.
بله. وقتم تمام.
جهت تعجیل در فرج پرشکوه مولامون و صاحبمون
حجت بن الحسن امام زمان علیه السلام بلند صلوات خد کنیم.
سوالا چی خواهد بود؟ تستاشم سه گزینه میذاریم.
خوبه؟ اصلاً چهار گزینه نمیذاریم که پیچیده بشه، با سه تا گزینه.
این سه تا گزینه سوالای ما اینا خواهد بود.
یکی اینکه غرض مثلاً میآقا این سوره
ماعون کدام یک از جملههای زیر
بیشتر جهت سوره را نشان میده؟
همین الان من میگم جواب بدید ببینم به این سؤال.
گزینه اول: خدا میخواهد در این سوره
نسبت به کسانی که یتیمنوازی نمیکنند و به فکر فقرا نیستند
مثلاً اونها را تهدید کند. این گزینه اول.
گزینه دوم: خدا میخواهد در این سوره
بر اهمیت نماز و نماز گذاشتن تأکید کند.
گزینه سوم: درست--
خب این سؤال اول. در یک سوره دیگری مثلاً ممکنه بگین کدام گزینه زیر برای سیاقبندی این سوره مناسبتر است؟
مثلاً سوره فجر رو میاریم
میگیم گزینه اول: سیاق یک، آیه یک تا پنج، سیاق دو، شش تا چهارده،
سیاق سه، پونزده تا بیست و شش، سیاق چهار، بیست و هفت تا سی.
قرآن هم جلوته. گزینه بعدی،
سیاق یک، یک تا پنج، سیاق دو، شش تا چهارده،
سیاق سه، پونزده تا بیست و هفت.
گزینه بعدی، سیاق یک، یک تا چهارده،
سیاق دو، پونزده تا بیست و شش،
سیاق سه، بیست و هفت تا سی.
خب شما همین الان یک نمره منفی گرفتید.
گزینه یک درست بود. گزینه یک درست بود.
پس بله؟ نه، نه میگم تکالیفو خودم میگم، اعلام میکنم.
پس ببینید مسئله چی شد؟
یا سیاق بندیه یا غرضه
یا یه وقت ترجمه یه آیهایه.
میگم کدام ترجمه برای این آیه مناسبتره؟
دو تا، سه تا ترجمه، یا کدام غلطه؟
کدام حرفو نباید راجع به این آیه یا راجع به این سوره بگیم؟
ریزهکاری، جزئیات، ریزهکاری تو سوالای ما
نیست. خیالتون از این بابت راحت باشه. بله
جلسه قبل
جلسه بعد