د
درسگفتارها
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۱
دارای متن همگام
آموزش تدبر در سورهٔ کوثر
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۳:۴۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۳ سرفصل
## آیات مورد بحث در این جلسه
۰:۴۹
## کوتاهترین سوره، بلندترین معنا
۱:۳۷
## شروع از آیهٔ سوم: شانئ یعنی دشمن بدخواه
۲:۱۲
## حصر «هو الأبتر»: خودش ابتر است، نه تو
۲:۴۷
## أبتر یعنی بیعاقبت و بینتیجه
۴:۱۰
## فرهنگ جاهلی: تداوم فقط با پسر
۴:۵۲
## فضای سخن سورهٔ کوثر
۶:۳۱
## خدا میتوانست پسر بدهد و نداد
۷:۲۱
## منطق جایگزین: کوثر، نه پسر
۸:۵۵
## شکرانهٔ عطا: فصلّ لربک
۱۱:۳۳
## وانحر: قول مشهور قربانی، و معنای دیگر
۱۲:۰۸
حالا چرا میگویم این با سیاق سازگارتر است؟ به دو دلیل.
۱۳:۳۴
## تأکید خاص پس از عام؛ مشابه سورهٔ مزمل
۱۵:۲۹
خدا میخواهد بگوید نماز را — ما در قرآن مشابهش را داریم؛ مشابهش را بگویم در سورهٔ مبارکهٔ مزمل:
۱۵:۵۸
## کوثر از نظر محکم روشن است؛ دغدغه مصادیق است
۱۷:۱۴
## مصداق سوم: عترت
۱۷:۳۹
## مصداق چهارم: خلق عظیم پیامبر
۱۹:۱۰
## مصداق اخروی: نهری در بهشت
۱۹:۵۰
## قول مشهور: فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
۲۰:۱۰
یک بار سوره را من بخوانم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۲۰:۳۲
## آموزهٔ اول: معیار تداوم کوثر است، نه پسر و نه دختر
۲۵:۲۵
## آموزهٔ دوم: پیامبرشناسی و اسلامشناسی
۲۶:۵۲
## آموزهٔ سوم: کوثری بودن شرط بقا
۳۰:۱۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب إله العالمين
أبي القاسم المصطفى محمد.
اللهم صل على محمد وآل.
وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.
عرض سلام و ادب و احترام محضر خواهران و برادران گرامی.
خدا رو شکر میکنیم که توفیق داریم در پیشگاه مقدس قرآن کریم حاضریم.
آرزو میکنیم خدای بزرگ
همه ما را اهل تدبر در قرآن و تمسک به آموزههای نورانی این کتاب شریف
قرار بدهد. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
اما رسیدیم به سوره مبارکه
کوثر. أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إنا أعطيناك الكوثر فصل لربك وانحر إنا شانئك هو الأبتر.
این سوره در قرآن کریم،
بله. این سوره در قرآن کریم کوتاهترین سوره از نظر حجم
به حساب میاد. در واقع
فقط از چند کلمه مختصر تشکیل شده.
سه آیه کوتاه ولی
معنایی که سوره میخواد منتقل بکنه معنای بسیار بلندیه.
میخوام بحث سوره رو
با آیه
سوم آغاز کنم. إنا شانئك
هو الأبتر. شانئ از شَنَع میاد.
تو قرآن کلمه هم خانوادش شَنَآن.
شَنَآن، شَنَع،
شانئ. شانئ یعنی بدخواه.
دشمن بدخواه. شانئك
یعنی دشمن بدخواه تو.
خطاب هم که معلومه به کیه.
پیغمبر گرامی اسلام.
همانا دشمن بدخواه تو ای پیغمبر
هو الأبتر. ببینید یه بار میگه
همانا دشمن بدخواه تو
أبتر. إنا شانئك أبتر.
شانئ تو دشمن بدخواه تو
أبتر است. یه بار میگه هو الأبتر
یعنی خودش أبتر است،
خودش أبتر است. این خودش أبتر است، این حسره دیگه.
این یه نوع حسره. یعنی اگه قرار باشه یکی أبتر باشه اونه که أبتره نه تو.
حسره. این خودش أبتر است می فهمونه که این دشمن بدخواه قبل از اینکه خدا این جواب را به او بدهد،
او بوده که پیغمبر را چه میخوانده؟
أبتر میخوانده.
و الا اینکه گفته بشه هو الأبتر خودش أبتر است،
این دیگه به جا نبود.
خوب دقت کردید از این حسره هو الأبتر ما میفهمیم که این شانئ، این بدخواه، این دشمن
پیغمبر گرامی اسلام را أبتر میخوانده که این سوره آمده در جواب او میخواد مطلبی رو مطرح بکنه.
میخواد اون ادعا را که او میگفت پیغمبر أبتر است،
میخواد این ادعا را رد بکنه.
حالا أبتر یعنی چه؟
أبتر یعنی
بیعاقبت. میگه مثلا فلان کار أبتر موند.
یعنی به نتیجه نرسید.
یه چیزی که عاقبت ندارد، نتیجه ندارد، به ثمر نمیرسد، به
مقصد نمیرسد میگن أبتر.
این کار أبتری بود. پس او پیغمبر را
یک انسانی میدانسته که کار او به نتیجه
نمیرسد. کار او به مقصد نمیرسد.
او را أبتر مینامیده.
حالا اگر ما با توجه به فرهنگ دشمنان پیغمبر گرامی اسلام
بخواهیم أبتر را معنی کنیم که در قرآن کریم بارها آمده که مخاطبان پیغمبر، دشمنان پیغمبر،
مشرکانی که در مکه بودند یا
بالاخره مخالفین و معاندین،
اینها کسانی بودند که
به چی مباهات میکردند؟
به داشتن پسر.
و اگر کسی پسر نداشت،
اون رو آدمی میدونستن که دیر یا زود نام او، یاد او، نسل او همه چی چه میشود؟
همه چی تمام میشود. خب پسری ندارد که راه او را ادامه بده.
پسری نداره که اسم او را زنده نگه داره.
پس اگر او دارد به پیغمبر میگوید أبتر،
رو چه حسابی هست؟ رو حساب اینکه چون پیغمبر فرزند پسری نداره،
دیر یا زود کارش تمامه.
در قرآن آیه هم داریم. میگفتن به همدیگه که آقا منتظر باشید یه چند روز دیگه از دنیا میره و
چی میشه؟ همه چی تمام میشه.
راحت میشیم. کی میخواد راه او را ادامه بده؟
فرهنگ جاهلیت
فرهنگی بود که تداوم یک فکر، تداوم یک حرکت،
تداوم یک هویت، یک نسل
همه را با چی میدونست؟
با داشتن فرزند پسر.
خب پس ما از آیه سه فعلاً چی رو استفاده کردیم؟
به این میگیم فضای سخن.
ما از آیه سه فضای سخن سوره
کوثر رو استفاده کردیم.
خواستیم بدونیم سوره کوثر وقتی شروع میکنه به صحبت کردن،
چه مسئلهای را می خواد هدف قرار بده، چه مسئلهای را می خواد تغییر بده.
نگرانی سوره کوثر چیه؟
سوره کوثر آمده تا در فضایی سخن بگوید
که پیغمبر را به دلیل نداشتن فرزند پسر
چه میدانستند؟ ابتر میدانستند و ابتر میخواندند
و به این ترتیب خلاصه منتظر و خوشحال بودند که دید یا زود کارش تمامه.
تو این فضا میخواد حرف بزنه. خب ببینید
خدا مقتدره، درسته یا نه؟
هر کار بخواد میتونه انجام بده.
هر کاری که شدنی باشه خدا میتونه انجام بده.
خدا آیا میتونست در جواب
این فضای سخت
شکننده یه کار ساده انجام بده؟
به پیغمبر چی بده؟ پسر بده دیگه.
نه یکی که ده تا. خب چرا برای خدا مانعی نبود، برای پیغمبر هم که مانعی نبود.
خدا این کارو که نکرد هیچ، پیغمبر پسرانی که داشت رو هم خدا گرفت.
گفت اینایی که داری هم مال خودم. اصلاً من نمیخوام به تو پسر بدم.
خیلی مسئله مهمیه ها.
یعنی خدا حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی دعا میکنه خدایا منو تنها نذار، خدایا یه--
خدا بهش اسماعیل میده، اسحاق میده،
پسرانی که راه او را در نبوت ادامه بدن.
اما چرا به پیغمبر آخر الزمان یه پسر نمیده؟
با دادن یه پسر میتونست قائله رو ختم بکنه دیگه.
آقا هی نگید ابتر، ابتر، ابتر نیست ایشون.
خدا میخواد این مسئله در تاریخ بماند.
پیغمبر پسر ندارد و ابتر نیست.
شماها پسر دارید و ابترید.
"هو الأبتر" چیه؟ این خودش پسر داشت آخه.
این بدخواهان پیغمبر پسر داشتن کرور کرور.
خدا میخواد اصلا منطقو عوض کنه.
منطقی که خدا میخواد جایگزین کند چیه؟
"إنا أعطيناك الكوثر"
نه "إنا أعطيناك" پسر.
ما یه پسر به تو دادیم، ده تا پسر به تو دادیم،
زدیم تو دهنشون. نه پسرهایی که داشتی هم مال خودمون.
"إنا أعطيناك الكوثر"
ما به تو کوثر عطا کردیم.
کوثر یعنی چی؟ کوثر از كسره میاد بر وزن فعُل
یعنی یک کثیر زاینده، یک زیادی که لحظه به لحظه چی میشه؟
زیادتر میشه. یک کثیر فزاینده.
و چون گفته "إنا أعطيناك الكوثر"
به دنبال عطا
از این کثیر فزاینده سخن گفته،
معلوم میشه این کثیر فزاینده خیره.
چون اگر خیر نبود
عطا نمیگفت. عطا کردیم.
عطا دادن یه چیز خوبیه.
پس یه خیر کثیر
بگید فزاینده.
ما به تو خیر کثیر فزاینده عطا کردیم.
خیر کثیری که آناً فآناً لحظه به لحظه در حال افزایش و جریان داره و پایان نداره.
ما اینو به تو عطا کردیم. اینو در جواب چی خدا میگه؟
در جواب اتهام ابتر. اگر تو را بینتیجه، بیحاصل، عقیم، بینسل، بیپسر،
کسی که نامش، یادش، دینش تداوم پیدا نمیکند، میخوانند،
کور خواندند. خود اینا هستند که ابترند.
هر چقدرم میخوان پسر داشته باشن داشته باشن
و تو ابتر نیستی چون به تو کوثر عطا کردیم.
حالا پسر هم نداری که نداری.
معیار ابتر بودن و نبودن،
پسر داشتن و نداشتن
نیست. کوثر داشتن و نداشتن است.
هر کس که کوثر دارد ابتر نیست و هر کس که کوثر ندارد ابتر است.
آن که کوثر دارد ابتر نیست حتی اگر پسر
نداشته باشد. آن که کوثر ندارد ابتر است حتی اگر پسر
داشته باشد. این منطقو عوض میکنه.
بعد به شکرانه این عطا
دو تا کار بکن "فصلِّ لربك"
برای پروردگارت، برای پروردگارت که عطا کننده کی بوده؟
پروردگار تو بوده. برای پروردگارت نماز بگذار.
نماز گذاری در فرهنگ قرآن توجه به پروردگاره در اوجش.
نماز مناسک توجه به الله،
مناسک ذکر الله دیگه.
برای پروردگارت نماز بگذار "وانحر"
طبق قول مشهور "وانحر" یعنی چی؟
یعنی قربانی کن، یه شتری قربانی کن، یعنی انفاق هم بکن
ولی باز اینجا برای نحر
معنی دیگری هم گفته شده
که به نظر حقیر میرسه هم با سیاق سازگارتره هم با حدیثی از علی علیه السلام
سازگارتره. اونم یه معنای دیگهست که عرض میکنم.
انحر یکی از معانیش یعنی
اینکه موقع نماز که میخوای تکبیرة الاحرام بگی
دستو میاری بالا تا موازات
گردنت. این میشه چی؟ نحر.
اینم یکی از معانی نحره. فصلی لربک بگید
وانحر. وانحر یعنی برای خدا که میخوای نماز بگذاری
دستتو بیار بالا به این شکل.
که این میدونید نماد چیه در نماز؟
نماد چیه؟ پشت سر انداختن ماسوی الله.
یعنی آقا جز خدا
و جز قدرت او و جز ارادهی او
هیچ چیز در عالم مؤثر نیست.
لا مؤثر فی الوجود الا الله.
الله اکبر. یعنی غیر خدا را نبین.
حالا چرا میگم این با سیاق سازگارتره به دو دلیل.
دلیل اول اینکه خب به دنبال صله آمده.
هرچند این دلیل رو ممکنه کسی جواب بده بگه در قرآن خیلی وقتها به دنبال صله چی آمده؟
زکات آمده، انفاق آمده.
میگم بله ولی اونا جایی بوده که کلمه در انفاق و زکات چی بوده؟
وضوح داشته. معلوم بوده که آقا این زکاته.
اینجا ما با یه کلمهی دو پهلو مواجهیم.
میتونه انفاق باشه، میتونه قربانی باشه، میتونه هم
مثلا اون بالا آوردن دست
به هنگام تکبیر گفتن در نماز باشه.
ما با یه کلمهای که دو معنا داره مواجهیم.
اما دلیل دومم اینه. سوره، سوره ایه که شانه و بدخواه
قلب پیغمبر را چه میکند؟
بگید. آزرده میکنه. میآزاره.
چون دائما داره ابتر، ابتر، ابتر تحقیر میکنه.
یه جورایی امیدواری نشون میده برای از بین رفتن پیغمبر، مردن پیغمبر،
تمام شدن دینش، راهش، یادش، مکتبش.
تو این فضا انحر به این معنایی که عرض کردیم
میتونه اون تثبیت قلب بیاره برای پیغمبر.
فصلی لربک وانحر یعنی غیر خدایی که میخواد تو را ابتر بخواند و به تو تهمت بزند و
دل تو را بیآزارد، اونو بنداز پشت سر.
فقط به پروردگار توجه کن.
این دو تا معنا. حالا بنده
هیچکدام رو رد نمیکنم.
در حد ترجیح به نظرم میرسه که معنای دوم ترجیح داره.
هرچند معنای اول مشهوره و اونم دلایل قویای براش وجود داره.
حالا شما اینو بگذارید در بوته امکان اصطلاحا.
یعنی ممکنه این باشه، ممکنه این باشه، هرکدامش هم باشه وجه درستی داره.
بله .
خب اینکه صلاة شامل نحر میشه دلیل بر این نمیشه که دیگه نحر را جزء صلاة ندانیم.
چرا؟ چون یه وقتایی بعد از یه عامی بر یه خاصی تأکید میشه
تا اهمیت اون فهمونده بشه.
خدا میخواد بگه نماز را ما داریم در قرآن من مشابه، مشابهشو بگم
در سوره مبارکه مزمل وذكر اسم ربک بگید
وتبت الیه تبتيلا.
این وذكر اسم ربک یعنی چی؟
یعنی خدا را یاد کن. تبتل یعنی چی؟
یعنی از غیر خدا ببر.
تبت الیه تبتيلا یعنی این توجه به خدا دو بعد دارد.
یه بعدش خدا را دیدنه،
خدا را یاد کردنه، یه بعدش از غیر خدا بریدنه.
دیگه توجه به غیر خدا نکردنه.
یه وقتایی ما به خدا توجه میکنیم اما غیر خدا هم توجه میکنیم.
دو تا مسئلهست. فصلی لربک خدا را یاد کن.
وانحر یعنی مثل اینکه اینجا انحر جای چی می قرار میگیره؟
تبت الیه تبتيلا.
غیر او را بنداز پشت سرت.
به غیر او اعتنا نکن.
به غیر او که تهمت شانه، تهمت ابتر به تو میزند توجهی نکن.
تو کوثر داری. بذار هرچی میخوان بگن بگید بگن.
ما به تو کوثر عطا کردیم.
غم به دلت راه نده. اونی که ابتره بدخواه توئه، نه تو.
اوست که ابتر است، نه تو.
این نه تو به خاطر همون حصر هو الابتره.
خب حالا میمونه چی در سوره کوثر چه توضیحی باید بدم؟
کوثر چیه؟ کوثر
یک در واقع
خیره، کثیره،
فزایندهی جاری
بیانتها برای پیغمبر است.
از نظر محکم کاملا روشنه.
اگر ما میگیم کوثر چیه؟
یعنی دغدغهمون چیه اینجا؟
مصداقهاست. آقا مصداق کوثر چیه؟
مصداقها یا مصادیق
برای کوثر چه-- کدوم مواردند؟
روایات ما در تبیین مصادیق کوثر مواردی رو تعیین کردن.
گفتن کوثر قرآنه.
ما به تو قرآن عطا کردیم.
قرآن خیره، کثیره، فزایندهی بیانتهاییست که
مایه جاودانگی توست
حالا میخوان به تو بگن ابتر.
خب بگن. خودشون ابترن.
اونا که قرآن ندارن. تویی که قرآن داری.
اونا پسر دارن. داشته باشن پسر مایه با--
بقا و جاودانگی نیست. کوثر مایه جاودانگی است که قرآنه که حقیقته.
حقیقت محضه. دیگه در روایات گفتن ولایته.
کوثر ولایته. ما به تو شجره طیبه ولایت را عطا کردیم
و بعد از تو علی جانشین میشه.
بعد از او امام حسن، بعد از او امام حسین و این شجره طیبه باقیست.
اصلها ثابت و فرعها
فی السماء. ولایته.
بعضی گفتن کوثر عترته.
فرزندان تو هستن که هیچگاه زمین از نسل تو خالی نخواهد بود.
هیچگاه زمین از نسل تو خالی نخواهد بود.
عترته. بعضی گفتن از روایات کوثر اخلاق پاکیزه پیغمبر
این اخلاق، این خلق عظیمی که تو داری کوثره.
اونی که تو را در جهان جاودانه میکند این اخلاق توست.
این خلق عظیم توست
. این علو شخصیت توست
. بعضی کوثر را
بردن در مصادیق اخرویش.
گفتن کوثر نهریست در بهشت
که اگر نهر بهشتی را کوثر بدانیم،
اون نهر بهشتی جلوه کوثر همین
دنیاست. یعنی جلوه خیر کثیریست که در همین دنیا پیغمبر داشته.
پیغمبر در دنیا قرآن داشته، عترت داشته، ولایت داشته، اخلاق عظیم داشته.
همه اینا جلوش میشه نهر جاری کوثر در بهشت.
چون اصلاً بر اساس منطق قرآن آخرت جلوه بگید
دنیاست، تجلی دنیاست، باطن دنیاست
. یه قولی هم که خیلی مشهوره در بین ماها.
و البته اینم عرض بکنم این قول به خصوص خودش روایتی بگید
ندارد. اونم اینه که کوثر وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا
ست. این قول درسته من روایتی پیدا نکردم ولی قول صحیحیه.
چرا؟ به خاطر اینکه اون روایتی که میگه عترت است،
عترت پیغمبر از کی باقی موند؟
از وجود مبارکه صدیقه عطر حضرت فاطمه زهرا
باقی موند. یعنی این قول طبق اون روایات
که کوثر را عترت میداند چه میشه؟
بگید. تایید میشه.
طبق اون روایات که کوثر را ولایت میدانه،
تایید میشه .
و چرا حالا ویژگی پیدا کرده امروزه دیگه انقدر معروف شده که همه ما تا بگن کوثر
ذهنمون میره سراغ حضرت زهرا
. چرا؟ چون به طور خاص
وجود متحر صدیقه عطر حضرت فاطمه زهرا
به طور خاص ادامه دهنده
نسل پیغمبر شد.
تهمتی که اینا به پیغمبر میزدن مربوط به تداوم چه بود؟
بگید. نسل بود.
اون چیزی که مشخصاً
این تهمت را به طور کامل ریشهکن کرد
و دیگه اثری ازش باقی نموند.
این چه بود؟ وجود متحر حضرت زهرا
. که تمام فرزندان ایشون را نمیگفتن در وهله اول نمیگفتن مثلاً یابن علی ابن ابی طالب، یابن رسول الله.
امام حسن ابن الرسول، امام حسین
ابن الرسول. با اینکه اینا همه نوههای دختری پیغمبر اکرمند
. پسری نداشت که ایشون .
و تمام ائمه ابنا الرسول در این که ابنا علی
هم هستن ولی اول صفتشون، اول کنیهشون ابن
رسول اللهه. و حتی
یابن الزهراء به طور خاص
. که اصلاً تا قبل از این مسئله
اگر کسی را به نام مادرش میخواندند، یه چی حساب میشد؟
یه توهین حساب میشد، یه کسر شأن حساب میشد.
یعنی آه این پایه درست و حسابی نداره
. اما برای فرزندان حضرت زهرا
این کنیه افتخار شد.
یابن الزهرا .
یابن رسول الله. چرا؟
چون این وجود متحر بود که خط بطالانی بر اون منطق جاهلیت کشید.
یعنی خداوندی که میتونست
پسر بده به پیغمبر و قائله رو ختم بکنه.
پسر که نداد هیچ، پسرانی را که داده بود گرفت و از طریق وجود متحر حضرت زهرا
نسل پیغمبر رو ادامه داد .
پس در مصادیق کوثر
گفتیم قرآن، ولایت، عترت
. اخلاق عظیم پیغمبر، نهری در بهشت.
همه اینا روایت دارن
و وجود متحر بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا
. یه بار سوره رو من بخونم. بسم الله الرحمن الرحیم.
فضا فضاییست که به پیغمبر میگن ابتر.
بدخواهان میگن ابتر. دلشون خوشه که امروز و فردا پیغمبر از دنیا میره کارش تمومه.
توی این فضا خدا میاد فضا رو میشکنه.
ما به تو کوثر عطا کردیم.
اما این کوثر شکری هم میخواد.
اگر کسی میخواد بهره از کوثر ببرد باید شکرش رو هم
به جا بیاورد.
به شکرانه اعطای کوثر برای پروردگارت نماز بگذار و به غیر خدا توجهی نکن یا برای خدا قربانی کن.
همانا بدخواه تو که تو را ابتر میخواند
خودش ابتره. حالا هر چقدر میخواد پسر داشته باشه هم
داشته باشه چیزی عوض نشد.
اما حرف آخر درباره
سوره مبارکه کوثر حرف آخر اینه.
خب ما چی کار کنیم؟ حالا سوره کوثر یه خطابی به پیغمبر گرامی اسلام و ما هم خوندیم.
برای ما چی میخواد بگه؟ اولا
برای ما یه حرف خیلی روشن تا همین جاش زد.
یعنی سوره کوثر است که فرهنگ جاهلی
تداوم یک انسان از طریق پسر را چه کرد؟
در هم شکست و منطق تداوم از طریق کوثر را به جای اون نشوند.
دقت کنیدا. سوره کوثر نیامد بگه
تداوم از طریق پسر نیست از طریق دختر است.
نیامد بگه از طریق پسر نیست از طریق دختر است.
پسرگرایی را جمع بکند به جاش دخترگرایی ایجاد بکند.
نه آقا تداوم با پسر، دختر این حرفا نیست با کوثر است.
اینی که کوثر دارد باقیه.
حالا پسر داره، دختر داره، نداره، کلا عقیمه، هرچی میخواد باشه، باشه.
کوثر معیاره.
این منطق رو جایگزین کرد.
خودش این یه آموزه بسیار بزرگه
و اینکه به ما فهموند که بهرهمندی از کوثر کفایت نمیکنه، شکرانهش لازمه، توجه به پروردگار،
قطع توجه از غیر خدا لازمه که اون کوثر کار کنه، اون کوثر عمل کنه، این خیر کثیر به نتیجه برسونه انسان را.
این مطلب اول از سوره برای همه ما مشخص میشه.
مطلب دوم در خصوص پیغمبر برای ما معلوم میشه.
یعنی یه پیغمبر شناسی هم برای ما هست.
آقا پیغمبر ما کسی است که خدا به او کوثر عطا کرده و هیچگاه محکم
هر جا بودید محکم این حرفو بزنید.
حضرت... یکی از این بزرگواران کربلا حالا اگر شما یادتون آمد شما بگید "والله
لن تمحو ذكرنا".
این تعبیر از امام سجاد علیه السلام اگه اشتباه نکنم یا حالا حضرت زینب سلام الله علیهاست.
این تهدید از منه چون فراموش کردم.
خطاب به این امرای جور میگه به خدا قسم
وقتی او میگه که ما چطور شما را دیدید خدا چطور شما را مثلا ذلیلتون کرد، چطور شما را از بین برد چه و چه.
میگه والله قسم به خدا هرگز نمیتونی ذکر ما را محو کنی.
اسلام از روز تولدش تا الان چقدر بدخواه داشته؟
از شما سؤال میکنم. چقدر بدخواه داشته
از بدو تولدش
اسلام بدخواه داشته تا همین الان.
بدخواهانی که برای حذف اسلام
از هیچ تلاشی، از هیچ پولی، از هیچ قدرتی، از هیچ تزویر
فروگذار نکردند. از اون مشرکان صدر اسلام مثل ابوجهل و
ابولهب و ابوسفیانها بگیرید
تا برسید به اون نفاق پدید آمده بر بستر
نهضت صهیونیسم جهانی که این مولود بعد از حضرت موسی علیه السلام به خاطر انحراف بنی اسرائیل به وجود آمد.
بر اون بستر نهضت نفاقی که پدید آمد
در عالم اسلام بگیرید تا بیایید همین امروز در دنیا ببینید
کدام مکتبی را در دنیا میشناسید،
کدام آئینی را در دنیا میشناسید که به اندازه اسلام و مسلمین دشمن داشته باشه،
بدخواه داشته باشه. در طول تاریخ اسلام برید بیارید برام پیدا کنید.
هیچکس هیچوقت، هیچجا
به اندازه اسلام و مسلمین بدخواه نداشته.
ولی شما ببینید اسلام زنده مونده،
قرآن زنده مونده، ذکر اهل بیت زنده مونده.
دستگاههای جور همه دست به دست هم دادن که حسین علیه السلام را مالوندیم دیگه توی کوفه تمام شد.
چه شد؟ حیات
فرهنگ اباعبدالله علیه السلام، حیات مکتب عاشورا رو امروز نگاه کنید در دنیا.
اصلاً امکان نداره این سوره بخواد بگه بدانید پیغمبری دارید که ابدا تحت هیچ شرایطی
راه او متوقف نخواهد شد.
ذکر او پاک نخواهد شد، محو نخواهد شد.
دین او از بین نخواهد رفت.
هرگز، هرگز به هیچ عنوان.
اینم یک معرفت. معرفت پیغمبر شناسی، اسلام شناسی.
و اما معرفت سومی که سوره به ما میده اینه.
حالا برای ما هم یه مسئلهای مطرحه
بالاخره وقتی این سوره میاد دغدغه کوثر و ابتر و اینا رو مطرح میکنه برای ما یه سوالی مطرح میشه.
ما چی؟ ابتر بودن گویا چیز بدیه که خدا میگه انّא بگید
شأنک هو الابتر.
آیا ما ابتریم یا نه؟
معیار مشخص میکنه برای تک تک ما.
میخواید بمانید؟ میخواید تو اون شجره طیبه توحید یک اثر ماندگاری داشته باشید،
یه حضور پایداری داشته باشید،
برید تحت، تحت لوای کوثر پیغمبر.
بقااا در پیوستن به جریان کوثر است.
چه اینکه نابودی و ضایع شدن و
بینتیجه ماندن و بیحاصل بودن و اینها همه
در سایه دور ماندن از
جریان کوثر است.
یعنی آدمها را این سوره به کوثری و غیر کوثری تقسیم میکنه.
آقا اگر کسی می خواد پایدار، ابدی، باقی باشد
اگر کسی بدخواهی داشته باشه نسبت به این جریان
بگید .
این یه در واقع س-- در سه لایه عرض کردم که برای ما چه آموزهای داره سوره.
همون فرهنگ معیار بودن کوثر را جا میندازه به جای معیار بودن پسر و حتی به جای معیار بودن دختر.
معیار بودن کوثر. پیغمبر شناسی به ما میده.
اسلام شناسی به ما میده. اینم دو.
سه اینکه برای ما کوثری بودن را به عنوان شرط بقا جلوی چشم ما میگذاره.
اگر پیغمبر با کوثر باقیست به طریق اولی غیر پیغمبر هم
با چی باقی میمونه؟ با کوثر باقی میمونه.
به کوثر وصل نشدیم. حالا کوثر چیه؟
قرآنه. کوثر چیه؟ ولایته.
کوثر چیه؟ عترته.
کوثر چیه؟ اخلاق عظیم پیغمبره.
کوثر چیه؟ وجود متهر فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.
نسبت پیدا کنیم با جریان کوثر.
تا جایی که من حضور ذهن دارم چون مطالعه جدیدی دربارهش ندارم.
ولی وقتی که سوره رو کار کردم و مطالعه داشتم،
قرآن نهری در بهشت.
اینا توی روایات اونا هم هست.
بله. همونطور که عرض کردم این
قول مشهوری که ما میگیم حضرت زهرا سلام الله علیها اصلا روایت نداره.
حداقل بنده ندیدم. روایت در عترت، نسل پیغمبر گرامی اسلام که خود به خود اگر نسل اون حضرت را کوثر گرفتیم،
گفتم دیگه اون شاهراه نسل پیغمبر وجود حضرت زهراست.
لذا این تایید میکنه این قول را.
ولی خودش مستقلاً من ندیدم براش روایت
جلسه قبل
جلسه بعد