د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۶
دارای متن همگام
بازگشت به مسیر تدبر سورهٔ ممتحنه
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۳:۴۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## بازگشت به مسیر تدبر سورهٔ ممتحنه
۰:۱۱
آنچه نهی شده ولایت کسانی است که قتال و اخراج و حمایت از اخراج را پیش گرفتهاند:
۱:۳۱
## سیاق سوم: یک آیه، تیتر سیاق اول
۱:۵۱
## استدلال یأس از آخرت برای نهی از ولایت
۷:۵۷
## سیاق دوم در پرتو همان جهتگیری
۱۵:۰۳
## مرور فشردهٔ سه سیاق و پیوندشان
۱۸:۲۱
## مصادیق «قوماً غضب الله علیهم» در تاریخ و زمانه
۲۱:۱۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الحمد لله رب العالمين
وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين ابى القاسم المصطفى محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
وعلى آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام
يوم الدين. سلام عرض میکنم خدمت خواهران و برادران گرامی حاضر در جلسه.
علیک السلام. خدا رو شکر میکنیم که توفیق عطا فرمود در محضر با سعادت قرآن
کریم باشیم و از خدای بزرگ عاجزانه مسألت میکنیم
که توفیق زندگی بر مبنای قرآن رو و حشر با قرآن کریم
و استفاده از شفاعت قرآن کریم رو به همه ما عطا کنه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
و عجل فرجهم.
در مراحل تدبر سوره مبارکه ممتحنه،
اه سیاقها مشخص شد و سیاق اول و دوم هم جمعبندی شد.
اگر حضور ذهن داشته باشید سیاق اول تا آیه نه بود و سیاق دوم هم آیه ده تا دوازده بود.
سیاق اول که تا آیه نه بود
جمع بندیش این بود که ای مؤمنان
با القاء مودت چه آشکار، چه مخفی خودتون رو تحت ولایت دشمنانتون و دشمنان خدا
قرار ندهید.
در این راستا الگو مشخص کرد
حضرت ابراهیم علیه السلام رو همراهان اون
پیامبر بزرگ الهی رو و بعد هم حدود اون
دستور رو مشخص کرد که حالا
این نهی الهی از قبول ولایت
کفاری است که در صدد
سلطه بر شما هستند، با شما جنگ دارند سر دینتون
یا شما رو اخراج میکنند یا حمایت میکنند از
دشمنان شما. اما اینکه رابطه دوستانه بر اساس بر و قسط با سایرین داشته باشید؛
یعنی کافرند اما سر اسلام با شما جنگی
ندارند. رابطه دوستانه بر اساس بر و قسط با اونا داشته باشید.
نه، این رو خدا نهی نکرد.
لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين
ولم يخرجوكم من دياركم.
بله عن تبرّوهم وتقسطوا
اليهم اینکه بر و قسط با اونا داشته باشید ممنوع نیست.
انما ينهاكم الله عن الذين
که قتال میکنند و شما رو اخراج میکنند و حمایت میکنند ان تولوهم
ولایت اونها حرامه. بعد آیه ده تا دوازده موضوع بحث
زنان مؤمن مهاجر بود
و در دو فاز به این موضوع پرداخت.
یک فاز، فاز
مؤمنان و جامعه ایمانی بود که اینا رو امتحان کنید اگر دیدید واقعاً مؤمن هستند اونها رو بپذیرید
و اونها رو به کفار برنگردونید چون اینها دیگه بر کافران حلال
نیستند. کافران بر اینها حلال نیستند
و حتی خسارت مالی کافران رو در این باره جبران کنید.
و فاز دوم بحث خطاب به پیامبر گرامی اسلام بود که بیعت این زنان رو بپذیر
در مواردی که مشخص کرد در اینکه شرک نورزند،
سرقت نکنند، زنا نکنند، قتل ولد نکنند، بهتان نزنند
و از پیامبر در هیچ امر معروفی تخطی و سرپیچی
نکنند. اگر این بیعتها رو حاضر بودند انجام بدن
تو هم ای پیامبر از اونها بپذیر.
جمعبندی سیاق دوم هم مشخص بود که خدا برای جامعه ایمانی
از امت و امام برای هر دو مشخص کرد که باید در موضوع زنان مؤمن مهاجر چه کنید.
برسیم به سیاق سوم و
نهایی در سوره مبارکه ممتحنه.
فرمود: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
يا ايها الذين آمنوا
لا تتولوا قوما غضب الله عليهم.
ای کسانی که ایمان آوردید تحت ولایت قومی که خدا بر آنها غضب کرده قرار
نگیرید. قد يعسوا من الآخرة كما يعس الكفار من اصحاب القبور.
اینها از آخرت مأيوساند
چنانکه کفار از اصحاب قبور مأيوساند.
اشاره کردیم در جلسات گذشته کلمه کفار جمع کافره.
کافر به معنی پوشاننده است.
در قرآن کریم بیشتر اصطلاح کفار
برای همون کفار مصطلح خودمون به کار میره که ما میگیم کافران.
ولی در قرآن کفار به معنی
در واقع کشاورزان هم
به کار رفته. کفار به معنی دفن کنندگان مردگان.
اینایی که قبر میکنن مردهای رو در اونجا
قرار میدن و روشو میپوشونن.
به این معنی هم به کار رفته.
اینجا که میفرماید كما يعس الكفار
من اصحاب القبور
میگه چطور آدمایی که یه مردهای رو دفنش میکنند در خاک، لحد رو که میچینن سنگش رو بعد خاک میریزن روش،
دیگه تو اون نقطه از
مردههای خودشون کاملاً چی میشن؟
ناامید. قطع امید میکنند
حتماً شما هم شنیدید دیگه گفته میشه میگن
کسی که عزیزی از دست میده
اجازه بدید خودش هم رو قبر او یه بیل خاک
بریزه. میگن خاک سرده.
یعنی چی سرده؟ یعنی دیگه او کاملاً
از دوباره داشتن اون فرد چی میشه؟
قطع امید میکنه. وقتی قطع امید کرد از دوباره داشتن او،
خود این باعث آرامش میشه.
حالا این یأس کفار از اصحاب قبور
نمونه یک یأس
کامله. یعنی دیگه هیچ
گویا نقطه امیدی معمولاً طرف تا عزیزشو دفن نکرده
با خودش در یک چالشی داره.
میگه شاید نمرده، شاید زنده است،
شاید زنده شد، شاید من خواب میبینم، شاید درست میشه.
شاید، شاید، شاید. یه امیدای کوچولویی ته دل خودش داره.
ولی دیگه وقتی دفنش کرد و خاکو ریختن روش دیگه اونجا گویا کاملاً چی میشه؟
دیگه کاملاً ناامید میشه که تموم شده.
نه واقعاً اون مرد و منم دیگه نمیتونم دوباره او رو داشته باشم.
خب میگه این در واقع قوما غضب الله علیهم از آخرت مأیوس شدن، این شکلی مأیوس شدن.
شدت یأس اونها رو از آخرت
تشبیه میکنه به شدت یأس کسی که مرده خود را زیر خاک پنهان کرده.
میگه گویا اینا آخرت را باور به آخرت را دفنش کردن، روش خاک ریختن،
تموم شده رفته پی کارش. یعنی هیچ حسابی رو آخرت باز
نکردن اینا. اینا همه چی رو تو دنیا بستن.
خود این مطلب استدلاله.
خود این تشبیه استدلال لا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم.
آقا چرا نباید هیچ جوره تحت ولایت اینا قرار گرفت؟
چون اینا هیچ جوره برای آخرت حساب باز
نمیکنن. کسی که آخرت را گذاشته کنار،
برای دنیا از هیچ چیزی فروگذار بگید
نمیکنه. از هیچ ظلمی، از هیچ دروغی، از هیچ خیانتی
فروگذار نمیکنه. خب شما میخواید تحت ولایت کسانی قرار بگیری که
اونا به دلیل مأیوس بودنشون از آخرت ممکنه هر ظلمی به شما بکنن
و هر خیانتی در حق شما داشته باشن.
خود شما ضرر میکنید.
پس بنابراین این آیه آمد در یک بیان کوتاه با یک استدلال
به ظاهر نامانوس.
قبلاً در سیاق یک استدلال کرده بود که اینا اگر دستشون به شما برسد إن یطغفوکم
یکونو لکم أعداءً ويبسطوا إليكم أيديهم وألسنتهم
بسوء وودوا لو تكفرون.
اونجا اینو فرموده بود به عنوان استدلال.
تحت ولایت کفار قرار نگیرید چون اینا با شما دشمنی میکنند.
اینجا باز داره استدلال میکنه ولی به بیانی دیگر.
اینجا داره به ریشه اون دشمنی اشاره میکنه.
میگه بابا این گروهی که شما میری تحت ولایت او قرار میگیری، او
کلاً آخرت رو گذاشته کنار.
او برای رسیدن به منافع دنیایی خودش
حد و مرزی برای خود قائل
نیست. بل يريد الإنسان ليفجر أمامه.
با انکار قیامت تمام مرزها را برداشته
. تمام مرزها را کنار گذاشته.
خب باید از او حذر کرد.
باید از او پرهیز داشت.
این پرهیزه چیه؟ این پرهیزه اینه که
زمام امرت را هیچ اندازه اینکه تحت ولایت قرار نگیر یعنی این.
به هیچ اندازهای زمام امر خودت را، تصمیم خود و جامعه خودت را
به او واگذار نکن.
او صلاح شما را نخواهد خواست.
قطعاً او منافع دنیایی خودش رو بر
زندگی شما در دنیا و آخرت ترجیح خواهد داد.
پس ترسناکه. حذر کردنیه.
بنابراین تو آیه سیزده
همون سخنی که خدا در سیاق
چندم؟ سیاق اول تو نه آیه بیان فرمود،
اون سخن را آمد تو یک آیه در آیه سیزده خلاصهاش کرد.
یعنی آیه سیزده
عنوان تیتر همون سیاق یکه.
سیاق سوم تیتر سیاق اوله.
سیاق اول اگه من میخواستم در یک جمله بگم چی میگفتم؟
میگفتم يا أيها الذين آمنوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ
عَلَيْهِم. این عصاره سیاق اول بود
که عصاره معرفتی و هدایتی سیاق اول خودش آمد شد سیاق سوم
. خوب دقت کنید. من وارد فاز ارتباط سیاقها دارم میشم.
حالا همینجا کسی از ما سؤال میکنه چرا این جمعبندی رو خدا انجام داد؟
سیاق اول که خدا کامل واضح فرموده بود دیگه.
لا تتخذوا عدوی وعدوکم
اولياء تلغون اليهم بالمودة و توضیحاتی که داده بود.
چرا الان دو مرتبه در پایان سوره اومد یه خلاصهای از سیاق
اول اینجا ارائه کرد؟ این دبر رو، این فرمول رو تو قرآن یاد بگیریم.
بعد از اینکه سیاق اول تا آیه نه
حرف خودش رو به ما زده بود شفاف و واضح
سوره ای اومده بود به سمت موضوع زنان مؤمن
مهاجر. الان ما در تحلیل موضوع زنان مؤمن مهاجر
موندیم چه تحلیلی باید از این مبحث تو این سوره داشته باشیم؟
این مبحث زنان مؤمن مهاجر را
از چه زاویه ای باید بهش نگاه بکنیم؟
پایان سوره وقتی میاد
یک بار خلاصه سیاق یک را اینجا ذکر میکنه
"یا ایها الذين آمنوا لا تتوَلَّوا قوما غضب الله عليهم"
داره به من و شما کد میده که آقا این مبحث زنان مؤمن مهاجر
باید در راستای همین موضوع
دوری از ولایت کافران تحلیل بشه.
"لا تتوَلَّوا قوما غضب الله عليهم"
اینجا باید تحلیل بشه.
به این صنعت گفته میشه رد الاجزه
الى السطر یعنی گوینده
برای اینکه سرنخ از دست شنونده خارج
نشود، یک بار دیگر در پایان کلامش
سخن خود را به همون اول کلام
برمیگردانه تا بگه آقا من از این مبحث خارج
نشدم ها. این مبحث زنان مؤمن مهاجر
در همین راستا بود.
پس این چینش که سیاق سوم میاد یک بار دیگه همون حرف سیاق اول را
با بیان دیگری تکرار و تأکید میکنه،
این چینش حasiاتش اینه که
تکلیف ما را با سیاق دو روشن میکنه.
یعنی الان عملاً سیاق اول و سیاق سوم که کاملاً واضحه اگر سوره ممتحنه فقط بود آیات یک تا نه به علاوه آیه سیزده
که خیلی روشن بود در یک کلام می گفتیم سوره ممتحنه آمده تا مانع بشه از اینکه مؤمنان تحت ولایت
کافران و دشمنان قرار بگیرن
و اومده حدود و ثغور در واقع روابط جامعه ایمانی را با جوامع کفر چیکار کرده؟
مشخص کرده. این وسط تنها چیزی که
می تونست این درک ما را از سوره ممتحنه تغییر بده،
مسئله زنان مؤمن مهاجر بود
که آیه سیزده با رد الاجزه الى السطر
جلوی اونو میگیره. داره به من متدبر میگه فلانی این بحث زنان مؤمن مهاجر
در همین راستای "لا تتوَلَّوا قوما غضب الله عليهم" ذکر شد.
حواست باشه ها. خب
اگر همین رو ما درک بکنیم و از سوره بگیریم، اون وقت تو خود سیاق دو کدهاش پیداست.
در سیاق دو اونجایی که فرمود "فلا ترجعوهن الى الكفار" در ادامه چی گفت؟
"لاهن حل لهم ولا هم يحلون
لهن". یعنی آقا من چرا اجازه نمیدم
زن مؤمن مهاجر
برگردونده شود به کفار؟
چون اگر اجازه بدم گویا پذیرفتم که بخشی از مؤمنان تحت ولایت
کافران باشند. من راضی نیستم.
من اجازه نمیدم هر سیاستی،
هر اقدامی، هر تصمیمی،
هر توافقی که بخواد منجر بشه
به شکلگیری نوعی از ولایت برای کافران
بر مؤمنان مورد قبول پروردگار عالم
نیست .
پس در حقیقت هم تکلیف زنان مؤمن مهاجر مشخص میشه
هم اون در حقیقت میتونم اینطوری بگم
ضریب دقت و تأکید سوره
رو نفی ولایت کافران مشخص میشه.
نفی ولایت کافران فقط در ابعاد
ملی و بینالمللی نیست.
یک زن مؤمن هم نمیخوایم تحت ولایت کافری بماند
. مسئلهای است که هیچ جوره بهش رضایت نمیدیم
که ما توضیح دادیم در جلسه قبلی
که اگر خدا بحث را آورده روی زنان مؤمن مهاجر و از مردان بحث نکرده
چون برای مرد راه گریزی از ولایت کفار
متصوره، برای زن چطور؟
این تحت ولایت او قرار میگیره اگر شما نپذیری.
یعنی خدا خط قرمز رو مشخص کرد
که هر چقدرم شما بخوای کوتاه بیای اینجا دیگه نمیشه
کوتاهآمد. هر چقدرم بخوای توافق داشته باشی با
جوامع غیرمسلمان،
اینجا دیگه نمیتونی توافق کنی.
زن مؤمن مهاجر رو باید نگه داری.
هزینهاش هم باید بپردازی.
اما حالا خودتون اگر ایمان آوردید و همسرانتون ایمان نیاوردن خب میتونید اینا رو
رها کنید. "لا تمسكوا بأسم الكوافر" اون راه حل داره.
بنابراین تو جهتگیری کلی سوره، سیاق دوم چیزی را عوض
نمیکنه. جهتگیری کلی سوره
همونه که از سیاق اول و سوم فهمیده میشه.
یعنی ترک پرهیز از ولایت
کافران. این جهتگیری سوره است.
و سیاق دوم یکی از
اون راهبردهای مهمیست
که نشون میده پرهیز از ولایت کافران تا کجا
امتداد داره. تا جایی که حتی
ما به هیچ عنوان حق بازگردوندن پناهندههای زن مؤمن را به کفار
نداریم. اون دامنه را مشخص میکنه.
خب سیاق اول آیه یک تا نه یه دقتی بکنیم
خب اول اون
خود اصل پرهیز مؤمنان از ولایت
کافران با استدلالش در آیه دوم،
خب؟ و بعد الگویی که ارائه داد و در نهایت اون حدود و ثغوری که معلوم کرد.
اولا اینکه اگر شما ایستادگی بکنید امید به اینکه یک روز مودت واقعی را خدا برقرار کنه وجود داره
که توضیحش رو دادیم به چه شکلی.
ثانیا اینکه "لا ینهاکم انما ینهاکم" یعنی نهی از بر و قسط با کفاری که با ما جنگ ندارند
نیست. نهی از ولایت
کافرانی است که با ما سر جنگ
دارند. نهی از ولایت اینهاست.
این سیاق اول بود. نهی مؤمنان از سرپرست گرفتن دشمنان خدا و خود از طریق برقراری رابطه
دوستانه که همان مودت باشه این رابطه دوستانه.
و سیاق دوم آیه ده تا دوازده بود که قسمت اولش
اون راهبرد جامعه ایمانی در قبول پناهندگی زنان مؤمن مهاجر بود.
قسمت دومش هم خطاب به پیامبر گرامی اسلام،
راهبرد قبول بیعت از زنان مؤمن مهاجر بود که جمعبندی شد.
ای مؤمنان زنان مؤمن مهاجر را به کفار برنگردانید.
ای پیامبر از ایشان
بیعت بگیر. سیاق سوم که یک تک آیه است.
ای مؤمنان تحت ولایت قومی که خدا بر آنها غضب گرفته نباشید.
نهی مؤمنان از قبول سرپرستی قومی که خدا بر ایشان غضب کرده است.
توی حوزه ارتباطات، سیاق اول و سیاق سوم
اصلاً نیازی به بیان ارتباط ندارند چون سیاق سوم خودش خلاصه و عصاره سیاق اوله.
سیاق دوم این وسط تکلیفش نیاز داشت به تحلیل و بررسی
که نفس خود وجود این سیاق سوم مشخص میکنه که سیاق دوم هم در راستای
سیاست پرهیز از ولایت
کافران داره دستور میده.
پس چرا میگه زنان مؤمن مهاجر بازگردانده نشوند؟
تا هیچ نوع ولایتی از کفار بر مؤمنان
باقی بفرمایید نماند حتی در حد یک زنی که ایمان آورده باشد و بخواد تو جامعه کفر تحت ولایت کفار
زندگی بکنه. بنابراین مسئله
جهتگیری سوره هم برای ما مشخصه و چیز
یعنی مطلب خاصی به غیر از آنچه که گفته شد
نداره. اگر تو این سوره تا اینجای مطالب سوالی باقی هست در خدمتم اگر نه که وارد سوره بعدی میشیم.
ببینید در قرآن کریم یکی از کسانی که خدا
گروهی که خدا بیان کرده بر آنها غضب گرفته،
کافران قوم بنی اسرائیلاند
و "با او بغضب على غضب"
گرفتار غضب پروردگار شدند.
غضبی بر روی غضبی آمد.
اما اینکه بگیم تنها مصداق
"قوما غضب الله علیهم" اینا هستن درست نیست.
به خاطر اینکه مفهوم، مفهومیست که میتونه مصادیق بپذیره.
هر کسی که مغضوب خدا بشود
مصداق "قوما غضب الله علیه" میشود.
حالا اعم از اینکه یهودی باشد،
مسیحی باشد، مشرک باشد یا حتی مسلمان.
مسلمانی که بیاد
مثلاً شما فرض کنید در همون سوره مبارکه
بقره مواجه میشید با جماعتی که کتمان ما انزل الله میکنند.
که میگه "أولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون".
خدا لعنتشون میکنه، لعنت کنندگان بر اونها
لعنت میکنند. یا حتی ممکنه در اگر تو قرآن بگردی من ها حضور ذهن ندارم ولی کلمه غضب هم پیدا کنیم.
منتها در این سیاق "قوما غضب الله علیهم"
بحث اجتماعیه، فردی نیست.
قومیست که خدا بر اون غضب گرفته.
میشه مصادیقش کیا؟ میشه مصادیقش هر اون قومی که اسلام را نپذیرفتهاند و با اسلام سر
جنگ دارند. حالا توی
تاریخش میشه کافران مکه.
اما سوره که مختص تاریخ خاصی نیست.
سوره برای جریان در طول زمانه.
همین الان اگر ما بخواهیم به این سوره عمل کنیم مصداق "قوما غضب الله علیهم" همه اون دولتهای کفری میشوند
که هیچ جوره سر سازش با اسلام
ندارن. جنگ دارن با اسلام.
میگن اسلام نه، نه به اسلام.
خیلی خب حالا از دولت مثلا اسرائیل بگیر تا آمریکا بگیر تا دولتهای حامی
اینها بگیر همه میاد زیر مجموعه این قرار میگیره.
حالا ممکنه بعضیا دینشون مسیحیه، بعضیا دینشون یهودیه، بعضیا اصلاً دینی
ندارن یا دینشون مثلاً مشرکن، بتپرستند.
مسئله این نیستش که دین او چیه.
مسئله این است که به اسلام ایمان نیاورده
و مشمول غضب خدا قرار گرفته به خاطر دشمنی که با اسلام داره. بله
جلسه قبل
جلسه بعد