د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸
دارای متن همگام
زبانِ زاهدان و کردارِ راغبان
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۱:۳۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## زبانِ زاهدان و کردارِ راغبان
۰:۰۰
## زهد و معماریِ اقتصاد و جامعه
۳:۴۷
## شهوتِ اجتماعی و ذهنِ قرآنی
۸:۱۵
## زندگیِ مهدوی؛ فرد و جامعه
۸:۳۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
بسم الله الرحمن الرحیم.
توفیق المستعین و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهر.
فرمودند لا تكن ممن يرجو الآخرة بغير عمل
و يرجى التوبة طول الأمل.
يقول في الدنيا بقول الزاهدين
و يعمل فيها بعمل الراهبين.
از جمله کسانی نباش
که امید به آخرت داره بدون عمل
و توبه رو داره به تأخیر میندازه
با طول عمل. عمل با
الف. يقول في الدنيا بقول الزاهدين.
در دنیا با حرف
زاهدین و بیرغبتم صحبت میکنه
و يعمل فيها بعمل الراهبين.
ولی داره به عمل راهبين
به کسانی که رغبت به دنیا دارن
کار انجام میدن. در بحث
دنیا و آخرت که بودیم
یا حالا اگه بخوایم تمام مباحث نهجالبلاغه در این زمینه بگیم شاید خیلی
طولانی میشه. ولی یه نکتهای که
تو همین فرازی که عرض کردم هست،
یکی از بحثای مهم نهجالبلاغه تو بحث دنیا و آخرت
بحث زهده. زهد.
زهد نسبت به دنیا .
ببینید زهد هم تو این عبارتی که خوندم که يقول في الدنيا بقول الزاهدين
و يعمل فيها بعمل الراهبين
هم تو این مشخصه، هم معنیش همینه معنی
بیرغبتی از کتب لغت همینه.
در مورد خود آیات قرآن هم
همینطور نشون داده میشه.
شما نگاه بکنید همین داستان
حضرت یوسف رو که نگاه بکنید دارد توش که
در داستان حضرت یوسف اینجوری داره
که وقتی که حضرت یوسف رو از چاه در میارن
دارند که و شرَوْهُ بثمن
بخس دراهم محدوده و کانوا فیه من الزاهدین.
یعنی اینا فروختن
حضرت یوسف رو به ثمن بخس به
یه بهای اندکی فروختن
و کانوا فیه من الزاهدین.
در مورد حضرت یوسف زاهد بودند.
این زاهد بودن
نسبت به حضرت یوسف یعنی بیرغبت بودند، یعنی
دست کم گرفتن. با یه بهای اندکی فروختن.
قدرشو ندونستن. یه اندازهی
او رو حساب نکرده بودند.
به حساب نیاورده بودند.
ببینید این بحث زهد که به معنای نداری نیست درسته، به معنای
بیرغبتیه. این خیلی بحث مهمیه
تو بحث دنیا و آخرت چون که
دنیا رو یک جور دیگری میسازد.
ببینید امروز وقتی میخوان
بگن اقتصاد راه بیفته، اون راه بیفته، اینا همه راه بیفته،
جوری تدوین میشه
تو خود رشتههای اقتصاد
که شما باید رو بیاری به اتفاقا مصرف دنیا.
خب؟ یعنی باید دنیا رو مصرف کنی،
دنیا رو درش رغبت کنی.
اگر جامعهای باشه
که بیرغبت نسبت به
دنیا باشه، مجموعهای باشه که بیرغبت باشه
از توش طرح اقتصادی یه جور دیگهای میشه.
طرح اجتماعیش جور دیگهای میشه، طرح فرهنگیش جور دیگهای میشه
حتی معماریش جور دیگری میشه.
اینا، اینا
اینکه ما دنبال این هستیم که
ببینیم اقتصاد خیلی وقتها اسلامیش چی میشه؟
اون یکی اسلامیش چی میشه؟
شما باید این لیوانو سر و ته درست بگیری،
از تو جان این آدمی که کارش اقتصاده، اقتصاد اسلامی در میاد اون موقع.
غیر از اینی که خب دستیابی به برخی از منابع پیدا میکنه،
این آدم باید طیب و طاهر بشه.
از این آدم طیب و طاهر
خروجی طاهر بیرون میاد
و از اون آدم غیر طیب و طاهر
که نگاه اشتباه داره به دنیا و آخرت میکنه،
خروجی غیر طیب و طاهر میاد.
همونجوری که قرآن میگه و الكل المطیب
یخرج نباته با اذن ربه
و الذي خبث لا یخرج الا نكدا.
اون کسی که کلمه طیبهست، زمین پاکه، زمینه پاکه
از توش چیز پاک در میاد.
اون چیزی هم که زمینه خرابه
و خبیثه و ناپاکه
لا یخرج الا نكدا.
فقط نكد و بیارزش
بیرون میده. خروجی
علمی که این
دنیا و آخرت رو سر و ته گرفته.
داره هی دنیا رو میخواد آباد کنه
و رغبت کنه تو دنیا.
یه اقتصادی در میاد، این اقتصاده
به درد جوامع اسلامی نمیخوره.
این اساساً بر اساس
پریدن و تکالب و
هاری نسبت به دنیا ساخته شده.
این از توش سعادت در نمیاد.
شما نگاه بکنید این کتابای
دفاع مقدسی رو که من
به عزیزان زیاد میگم
چون خودم هم به هر حال
یه روزی سی چهل صفحه پنجاه صفحهای
معمولا از این کتابای دفاع مقدسی میخونم.
میبینید پیاده شدهی
اون معارف تو رفتار اینها، کی به اینها اینا رو یاد داده؟
درسته کلاس معارف
داشتن و میرفتن اینا.
تو همون جبههش یکی از کلاسهایی که
متداول بوده کلاس قرآن و نهجالبلاغه بوده.
تو همون جبهه اینا قرآن و نهجالبلاغه میخونن.
ولی شما میرفتید میدیدید که نوع معماری فرمان جایی که فرمانده لشکر
حضور داره اصلاً معلوم نیست که کی فرمانده لشکر.
باید یه نفر تازه وارد اگه میومد باید پرسان، پرسان
کی معاون تدارکاته، کی معاون فلانه.
اینا رو باید پرسان، پرسان متوجه میشد.
بله، این تعبیری که زدید
علوم انسانی ذاتاً مسموم به خاطر اینکه از
جان ذاتاً مسموم داره میاد بیرون.
این جان ذاتاً مسموم نه به این معنای لزوماً که طرف یه آدم
شهوترانه مثلاً
اینجوریه مثلاً.
نه، این بخواد
به دنیا آغشته بکنه خودشو.
بسیاری از تولیدات در نمیومد.
بسیاری از وسایل در نمیومد.
به جایش یه وسایل دیگهای در میومد.
مدل دنیا عوض میشد.
مدلش عوض میشد. بله دیگه همین آیهای که
میخوره، به یه انحراف میخوره عملاً.
یعنی الله يريد ان يتوب عليكم.
این خدا
میپرید تو بغل اینا و اینا میپریدن تو بغل خدا
و يريد الذين يتبعون الشهوات
کسایی که اراده تبعیت از شهوت میکنند.
اونجا دنبال شهواتش، خواستههای دنیویش.
ان تميلوا ميلا عظيم.
شما رو به یک انحراف میندازه.
لذا خیلی اوقات بله همین مالها، نمیدونم چیا فلان همه اینا
اصلاً مال اقتصاد شهوانیه.
مال علوم اجتماعی شهوانیه.
اینا اون فیلمش، اون وسیلهش، اون فلان.
یه مدل دیگه در میاد. الان یکی از راهها حتی
واقعاً تربیت ذهن اینی که
حضرت امام شهید میگفتن که
ذهن کارگزار اسلامی باید ذهن قرآنی بشه.
او ذهنش که قرآنی بشه مدلش اصلاً
حتی مدل رفتارش، مدل مدیریتش، مدل
خواستههاش، همه اینا فرق میکنه.
شما یکی از چیزایی که تو این کتب دفاع مقدسی
میبینید اینه که آدمهایی که
اتفاقاً خیلی کارهای بزرگی داشتن تو جبههها انجام میدادن، آدمهایی بودن که
میخواستن که دیده نشوند.
ببینید یعنی چون میدونه که اگر بخواد خودشو هی نمایش بده این اصلاً با آخرت جور در نمیاد.
این با بیرغبتی جور در نمیاد.
این باید بیرغبتی بکنه.
باید زهد بکنه تا اینکه
طرف هی خودشو نمایش بده.
هی خود-- دنبال این باشه که خودشو
در چشم دیگران بکنه نمایش بده
خودشو. این
میخوام عرض بکنم بحث دنیا و آخرت
به قدری بحث مهمیه چون که
شما وقتی که رغبتتون میره یک سمت دیگری،
مدل ساخت دنیاتون یه مدل دیگهای در میاد.
خونهتون یه جور دیگه در میاد،
ارتباطتون با همسایه، ریاستتون، مرئوسیتتون
همه اینا یه مدل دیگهایه.
اون جمع دینی-- لذا شما میبینید که اساساً تو جبههها اون جمع دینی که تشکیل میشد،
اون خودش خودسازی رو ایجاد میکرده.
یک سری انسان که دارن مشغول خودسازین،
اونجا در کنار همدیگه
رفتاری دارن تولید میکنن که
برای عموم نود میلیون اینطور ممکنه نسخه داد.
بله، منتها خب
ببینید شما باید بستر
فضا و جریان رو درست بکنید.
اِممم باید بسترشو درست بکنید.
نه اینکه همه این کارو میکنن.
منتها ببینید جامعه خوب جامعهایه که توش خوب بودن راحتتره.
اینه جامعه، نه اینکه همشون خوبن.
یعنی شما زمینه و بستر خوب بودن رو باید فراهم بکنی.
حالا چون عمده شما احتمالاً
اول انقلاب رو ندیدید و جنگ رو ندیدید و اینا،
اِممم بله دیگه حالا
میگم اینا شهید شهریاری اینا مجبور بودن خیلی مبارزه بکنن
و تنهایی این کارو انجام بدن.
ولی به لحاظ اجتماعی،
اه، بستر همراهی نمیکرده با امثال
شهید شهریاری و و اینها.
حالا میخوام عرض بکنم حالا نهایتا
الان شما خودتون دیگه الان
صاحب نظری به به هر جهت
میفرمایید اینا رو هم درسته همش.
ببینید اون مدله، عمومیه.
ببینید الان ما نمیتونیم مهدوی زندگی بکنیم فردی.
چرا؟ میتونیم زندگی بکنیم.
پس چرا حضرت مهدی باید تشریف بیارن؟
حضرت مهدی اون مدل عمومیای که
قراره اصن جامعه رو به سمت
دیگری هدایت و کند باید
بیان. اون مدل اصلی باید درست بشه تا
مدلهای ما که تقریبا یک
جامعهایه که جامعهی پارتیزانینه.
یعنی اگر هم کسی میخواد اینجوری باید زندگی بکنه
باید خیلی پارتیزانی زندگی بکنه، خیلی خلاف جهت
باید شنا بکنه وگرنه جهت
به سمت شهواته، به سمت
اینجوریه. بله شما ج-- اول جنگ رو،
جنگ رو اینا رو اگه میدیدید اصن
مدل اجتماعیش مدلی بود که توش
شهادت افتخار بود، توش
اه، مانور تجمّل نبود، توش
اینها خیلی راحتتر بود.
آدمها راحتتر، مدیران راحتتر پرهیز میکردن.
میبینید که اینا بله، اون رفاقتطلبی دنیا تاب آوری رو میاره پایین.
یه بار من به مصطفی صلحالله شهید همین، همینو گفتم تایید کرد اتفاقا.
گفتم آقا این چیزی که نظر آقا ظاهرا باید این باشه.
شما بالاخره فهم
مطالبیشون از آقا چون خیلی زیاد.
گفتم اینی که به هر جهت این تولید معیشت و رفاه و رفاه برای جامعه و فلان اینا
منظورشون نباید قاعدتا چیزی باشه که
یک جامعهای که-- یعنی یه جامعهای درست کنه پر از-- یعنی رفاه، رفاه یعنی چی؟
یعنی فرض کنید مالهای بزرگ نمیدونم چی و
مردم همینجوری غرق در دنیا مثلا یه همچین حالتی.
این که مدل نیست که.
اه، یعنی اینو من یه موقع من باب
این میگفتم که
خب این آی-- آیتمهای اقتصادی که
اون حضرت آقای شهید هی میذاشتن برای سالها،
این یه سوء تفاهمی برای یک عده درست میکرد که فکر میکردن که
اون چیزی که
مدنظر ماست
مبارزه با دشمن نیست.
أشدّ أعلى الكفار نیست.
باید برسیم به رفاه مثلا.
یعنی برسیم به رفاه. اون
غایت قصوى--
آره مدنظر حضرت آقام همینه.
اونجا دیگه مثلا فرض کنید عنصر عدالت خیلی جدی میشه، عدالت.
چون وقتی که هی به چیزی تاکید بکنی ممکنه از توش عدالت درنیاد.
توش مثلا رفاه درمیاد،
حتی اقتصاد آزاد درمیاد.
بله، بله. مانور تجمّل دیگه.
حالا میخوام عرض بکنم این، اینو جدی بگیرید.
اصل دنیا و آخرت چه بلای فردیش،
چه تو حوزه اجتماعیش تا
بالاخره اجتماع تاب آوریش
حتی به اینی که چی
میخوره، چیکار میکنه، چقدر مصرف میکنه، چقدر سختی
میکشه، مدلش نسبت به
حیات دنیا چه مدلی داره عمل میکنه و اینا خودش
در بحثهای ما مهمه.
ترغیب به آخرته یا ترغیب به دنیاست.
در مدل من باز
توصیه میکنم همه فعالیتهاتون خدا قبول کنه.
در کنارش یه کتاب دفاع مقدسی حتما دم دستتون باشه.
حتما. یعنی حتما یه
چیزی از کتاب-- کتب دفاع مقدس.
شاید سر اینه که بیشترین تقریظهایی که
امام شهید زدن بیشترین تقریظشون به کتابای
دفاع مقدسه. این
حرف مهمیه. برید ببینید اینا چی شدن؟
چرا اینجوری شدن؟ چرا جامعهی
جبهه رو اینجوری ساختن؟ این تحملهاشون رو از کجا میاوردن؟
این یک رشحاتش
و رشهش اه، باید
اه، بیاد تو وضعیت
فکر مسئولین ما، ذهنشون
قرآنی بشه. ذهن مردم باید قرآنی نهجالبلاغی بشه، اینجوری بشه.
خب این یه نکتهی
مهمی بود که میخواستم عرض بکنم خدمتتون اینجا
و بریم سراغ اون فراز
بعدی. من این حرف رو بذارم از
نهجالبلاغه که "یرجّ التوبة بطول العمل".
عرض به خدمتتون سوالی که کردید که
کیفیتشون بالاتر میره، کمیتشون
پایینتر میاد. اممم
درسته کسایی که میتوانند تو این فضاها
خودشونو بسازند
و چی میشه؟
خیلی کی-- با کیفیت میشن. مثل کسایی که
تو فضای پر از محرکات
جنسی و پر از محرکات
دنیوی، اینها آدمای خودساختهای میشن.
ولی یکی از عواملی که تا حاکمیتها باید در نظر بگیرن،
محیط مناسبه برای تربیته.
اون موقع تو این محیط مناسب تربیت آدمها ساخته میشن.
حالا چکار بکنیم که
این ساخته شدنها
کماکان در محیط مناسب
بیاد بالا. یکی از کارهای مهم این است که
شما هی قله رو ببری بالاتر.
قله رو که ببری بالاتر،
میبینی که آدمهایی باز دوباره هی باید تو این
قلهها ساخته بشن. یعنی سخت میشه بازم.
یعنی سخت بودنشو باید حفظ بکنی.
مثل یه نفریه که تو یه باشگاهی به هر جهت
اگر قوی شده باشه،
استاد اون باشگاه
اینجوریه که کارو سختتر میگیره.
یعنی رفته رفته وزنهها رو
سنگینتر میذاره که اون این ساخته شدنش بماند.
ولی باشگاه باید یه جایی باشه مناسب ورزش کردن.
ببین اگر شما یه باشگاهی داشته باشید،
یه باشگاهی درست کنید توش وزنه نداشته باشه،
بخوربخور باشه، نمیدونم چیه.
این اصلاً خب این باشگاه نیست. حالا کسی بیاد وسط
این چیزی که به نام مثل باشگاه ساخته ولی رستورانه این.
این خودش واقعا ورزش بکنه با چهار تا مثلا حرکت کششی و فلان
مثلا قوی هم شد مثلا. که
قوی بشه. اگه اینجوری شد،
ااا خب این که شما محیط
مناسب درست نکردی. ما
محیط خلاصه
درستی اینجا لازم داریم.
باشگاه باید ورزش داشته باشه، چی داشته باشه؟
آهنگش متناسب با همون فضاست.
یعنی حتی آهنگی که تو باشگاه-- اگه مثلا فرض کنید یه آواز شجریان بذارن تو باشگاه،
مثلا طرف همینجوری باید همون بیre بخوابه همونجا.
آهنگش هم مناسب با همون فضائه،
چیزه مناسب با فضای خود باشگاهه.
لذا باید تولید محیط مناسب حتما
انجام-- حالا خودیه فکر کنم وقت زیاد
موند. این "یُرجَّى التبت طول العمل من"
اینی که گذاشتم انشاالله حالا دیگه فردا
میخونم این کلمهی حکمت
نهجالبلاغه بسیار
مهمه. باز دوباره نسبتش به بحث دنیا و آخرته.
ولی خب حالا باید بحث عمل و آرزو و اینا رو یه کمی بگیم.
صَلَّى الله على سيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَسَلَّم
جلسه قبل
جلسه بعد