د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
آغاز جلسه؛ استعاذه، صلوات و دعای شعبان
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۰۸:۱۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۰ سرفصل
## آغاز جلسه؛ استعاذه، صلوات و دعای شعبان
۰:۰۰
و این دعا را، که در باقیماندهٔ شعبان خوانده میشود، سه بار تکرار میکنیم:
۱:۱۱
## قلب، تعقل و حفرهٔ درون
۱:۳۷
## طعام علم و دهن پاک
۱:۵۷
## آغاز بحث سیاست خارجی در قرآن
۱۳:۲۶
## هواپیما و موقعیتیاب زمینی
۱۷:۲۶
برای همین است که در احد هم خدا مسئولیتش را قبول میکند. آن که من گفتم میآیم، آمدم:
۱۸:۴۶
## قاعدهٔ نفی سبیل؛ حکومت بر قواعد دیگر
۲۲:۱۴
## نگاه فقهی کلاسیک به نفی سبیل
۲۳:۴۶
## نقابافتادگی تمدن جدید
۲۴:۰۶
## کارسازی کفار و منافقین در صفحهٔ صد و صدویک
۳۰:۰۹
## سازوکار بازگشت تحریم و فروش ماشین
۳۰:۲۹
## گردش کار و عاقلهٔ نظام
۳۴:۰۲
آیهٔ صدوسیوشش اتفاقاً دارد جریان منافقین را توضیح میدهد.
۴۱:۲۹
## تذبذب، دنیا و امتناع از جنگ
۴۵:۲۶
## تربّص: دو چهره در فتح و در شکست
۴۶:۳۴
باز دارد میرساند به منافقین:
۴۹:۴۳
## روایت نخل و واقعیت فقه ما
۵۱:۳۵
## مضطرب میان دو سو؛ سلطهای روشن بر خود
۵۲:۰۱
## اتحاد مقدس و اتحاد نامقدس
۵۴:۰۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
ابه نستعين. و صلي الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.
اللهم صل على محمد
و آل محمد. در عید شادی ارواح طی پیشمردگان،
روح عظمت امام، همه گذشتگان، ذوالحقوق، پدر، مادرمون،
معلمان و اساتیدمون. الله تعالي طمأث ثواب.
اللهم. اللهم ان لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان
اغفر لنا فيما بقي منه.
اللهم ان لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان
اغفر لنا فيما بقي منه.
اللهم ان لم تكن غفرت لنا في ما مضى من شعبان
اغفر لنا فيما بقي منه.
سه سه سه سه سه سه. اللهم.
حالا در آستانه ماه مبارک رمضان هم هستیم.
برای سوالی که عزیزمون میکرد حالا چه از نماز شب، چه از قرآن خوندن همه اینا
قراره به عبودیت برسیم واقعا.
جلوه عبودیت هم در،
اه، یکی از جاهایی که خوب خودشو نشون میده در اطاعت از ولیه.
یعنی اگر کسی اطاعت از ولی کرد-- ببخشید منم سر بخوردم حالم خوب نیست.
اطاعت از ولی کرد، به اون مسیر قدم برداشت
یعنی که به،
چه میگفتن؟ به
رهآورد در حقیقت عبادات و همه این
نماز شبها و قرآنها و اینها
رسیدن. البته یه رسمی داشتن بزرگان، علما، خود
نبی مکرم اسلام اینا ماه رمضون یه مقدار خلوت میکردن
عموما. این بحثی که ما تحت عنوان عزلت داریم تو روایات هم داریم اتفاقا.
با همون آیه رهبانیت
اونجا فی الجمله Allah میگن این رهبانیت چیز بدی هم نیست با اینکه ما
ننوشته بودیم براشونه.
ولی ابداع بدی نبود.
یه چیز خوبی بود در مورد دادن خودشون.
اینها رسول الله که حدیث است.
منتها فقط اشکالش این بود که
فما رهب حق رعایته.
اون روز مراعات نکردند.
یعنی نه خود یه گوشه نشینی، عزلت نشینی،
یه دیگه از
مجموعه کارهای اجتماعی اینا یه مقداری آدم فاصله بگیره و
به همین عباداتی که معروف به عبادات رسمیه، قرآن بخونه، نماز بخونه، نماز شب بخونه.
یه مقداری خودشو به این عنوان
مثلا نزدیک میکنن
و برای بقیه دعا بکنن و برای سربلندی
اسلام، مسلمین، برای همه اینا
دعا بکنه. این ذیل همین
اونجا اومده که انقدر پیغمبر خدا رو پا و پای میزدن
حتی تورّت تورّمت قدماها
این پاهاشون ورم میکرد
و هی با اطراف اعصاب هی با این
واسه هی پا به پا اینجوری میشدن برای اینکه پاهاشون
و بعد همسرشون بهشون میگه که شما
فکر کنم یکی از احادیث یا بیسته یا بیست و یکه چهل حدیث امام مفصل توضیح میدن
که شما مثلا
اگه خدا در مورد شما نگفته که
حضرت میگن که من
عبد شکور نباشم. اصلا شما گیرم که
بخشیده باشه و اصلا حالا معنیش این باشه.
حالا امام چند تا توضیح میدن برای این عبارت
ذنب ما تاخر و تقدم.
ولی میگن من اصلا دوست دارم عبد شکور باشم.
میگه عبد شکور این است که خودشو برای خدا مثلا
لوس کنه ها و دیگه خودشو به فقر ذاتی که هست بزنه و اینو نشون بده و
برای همه دعا بکنه و برای خودش نه، یعنی فقر خودشو نشون بده.
لذا قدری باید سبک زندگی
متفاوت میشود در ماه مبارک رمضان.
باید سبک زندگی آدم متفاوت بشه.
حتما تاثیرش هم میبینه،
میفهمه. اینا تاثیر داره تو زندگی آدم، تو
فراست آدم حتی.
آدم باید یه موقعی
این چاقو رو تیز کنه وگرنه نمیشه این چاقو استفاده کرد.
معلوم میشه که به هر حال این نورانیت
حاصل از عبادات تو شب، تو این و آن و اینا،
اینا تاثیر در فراست داره.
ما یه بحثی داریم که این مفهوم
همه عرفانها دارن. یعنی اصلا عرفانی اگر این مفهوم نداشته باشه اصلا عرفان نیست
و اون دریافت قلبه. قرآن هم
نگاه بکنید خیلی پافشاری میکنه رو این.
کار تعقل کار قلبه
در حقیقت یا مثلاً
دارد که "أفلم یسیروا في الأرض فتكون لهم قلوبٌ یعقلون بها".
این هدف از سیر در زمین است که قلبش بتونه تعقل بکنه نه مغزش.
یعنی قلبش روشن بشه و تعقل
قلبی بکنه. تعقل قلبی رو
حالا تو بحثهای عرفانی مفصله یعنی چی تعقل قلبی.
اِممم ولی باید مقولهای به نام قلب کلیدش بخوره و روشن بشه.
اگر عرفانی شما رو مواجه
نداد با متن هستی،
اصلاً عرفان نیست. حتی عرفانهای بودایی و هندوئی اینا ما اون طرف رو با
این آقا ایناشون مقایسه کردیم.
اونا هم حرفشون همینه. اگر علامه طباطبایی میگن این اوپانیشادها
اینها سراسر توحیده اینه.
اونا هم حرفشون همینه. یه فیلسوفایی دارن، یه فیلسوفی دارن
مثلاً شاید دویست سال بعد از مسیح.
اونا-- ناگارجونه. براشون خیلی قطبه.
اونا حرفشون همینه. حرفای شبیه به ما دارن که اینقدر تو
در این قلب صنابعی شما در همین قلب یه حفرهای وجود داره
که از اون حفره همهی عالم معلومه.
حالا معلومه این حفرهی فیزیکی نیست.
میگه وسعت همهی عالم رو داریم تو روحت ما هم هست که.
خلاصه "لا يسعني أرضي ولا سماءي بل يسعني قلب عبدي المؤمن".
زمین و آسمان نمیتونه منو در بر بگیره ولی قلب مؤمن منو در بر میگیره.
یعنی از یه حفرهای داره
بعد دعوت به سکوت، دعوت به غزل
ت، هم برای اینکه اون حفره خودشو نشون بدن.
علامه طباطبایی ذیل همین
کتابشون فلسفه و روش رئالیسم البته متخذه از یه چیزیه از ملاصدرا تو افاتح الغیب.
ولی معروف به اینه که اینو علامه گفتن.
یه توضیح خاصی برای برهان صدوقین میدن.
تهش اینجوری در میاد که خدا هست
اولین و فطریترین
من-- گزارهی عالمه.
خدا هست. نه وجود هست، وجود موجود هست، من هستم فلان.
خدا هست. این اولین و فطریترین گزارهست.
این همون است که معادل
آیهی ذره که "ألست بربكم قالوا بلى".
یعنی تا خواستند اینو بدن از کارخونه بیرون،
من، من پروردگارت هستم گفت آره
دید دلش بود. این رسیدن به اون حفرهی داخل قلب
با سکوت، با
حرف پاک، در معرض حرف پاک
قرار گرفتن، اون حفره خودشو نشون میده
و انسان از اون حفره ممکنه همهی عالم رو میبینه و
تا اونقدری که دسترسی به اون حفره پیدا میکند.
دیگه میگم حرف پاک بشنوید.
این بعضیا هی این آیه چیزو به رخ میکشن که
خلاصه چیه؟
"فيتلون أحسنه و بشر عبادالله الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه".
انگار همه اقوالو میشنوه و اینا
بعدش میره از احسنشو اونجوری انتخاب میکنه و خودشو در معرض اقوال
مختلف قرار میده و "لا تنظر إلى من قال ولكن انظر إلى ما قال"
نه اینجوری نیست.
ذیل همین آیهی "فلينظر الإنسان إلى طعامه".
انسان باید به طعام خودش نگاه بکنه.
گفتن "العلم من يؤخذ؟
العلم من يؤخذ؟" علم رو از کی داره میگیره؟
از چه دهن پاکی؟ از چه متن پاکی؟
متن نجسی بعضیا فک میکنن همینجوری میتونن برن کتاب بخونن.
ما همینجوری نمیتونی بری غذاخوری یه غذا بخوری بدترش همینجوری نمیتونی کتاب بخونی.
باید معلوم بشه معدت میکشه، نمیکشه.
این جز مظلات این کتابه و نیست فلان.
این گویندهش مزخرفی یا آدم پاکیه.
و این خودشو حتی تو علوم خودشو نشون میده.
ایه در آیه ذرت که "والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه والذي خبث لا يخرج إلا نكدا".
بلد طیب، میوهی طیب میده بیرون و
بلد خبیث و زمین و زمینهی خبیث هم
بیارزش میده بیرون. آدم باید حواسش رو جمع بکنه اتفاقاً.
مگه اینکه حالا خیلی روحیهان تر باشه و نمیدونم حواسش به خودش باشه و
مثلاً آتش نشانها که بالاخره یه
لباسایی دارن مثلاً پونصد میلیون پول لباسه فقط.
شیشصد میلیون پول لباسشونه.
بالاخره میخواد تو دل آتش بره بالاخره تازه با این تجهیزات میدونین بیشتر کسایی که دچار اریب میشن هم اینان.
و بعضیا خیلی راحت خودشونو در معرض هر اندیشهای قرار میدن و میگن ما
یه نوع آزاد فکرهای. همانطور که شما نمیتونی خودتو در معرض هر رستورانی
قرار بدی، اینجا هم نمیتونی قرار بدی.
لذا دهن پاک،
متن پاک، آدم
پاک. اینها، اینها چیزاییست که
باید حواسمونو جمع بکنیم
تا و بیاحتیاطی هم نکنیم تا قلب خودشو نشون بده.
قرآن "في قالك لذكرى لمن كان له قلب".
قرآن برای هر صا-- صاحب قلبیه حتی أو ألقى السمع وهو شهيد.
یعنی اگه القاء سمع هم نکنه باز شهود توش موثره.
میدونین؟ به هر جهت یا اهل شهوده یا اهل شهوده.
اگه اهل قلب و شهود نباشه که
قرآن اونجوری تاثیر نمیذاره.
به هر جهت باید یه قلب روان پاکی اینا باید ماه مبارک رمضان هم که دیگه
سرچراغ این بحثهاست و
باید آدم قدر بدونه ماه مبارک رمضان رو آن
ضیوف الله دیگه مهمان خداستند و خواندن یک آیه ای میگن معادل ختم قرآنه.
نه یک ثواب کاتورهایه بلکه
قاعدش اینه. به هر جهت این مقدار
بهرهمندی توش ایجاد میکنه.
حالا اینم یه مقدمهای برای ماه مبارک رمضان یه صلواتی بفرستیم.
صفحه صد قرآن رو بیارید.
چون صفحه صد و یک،
آیه صد و چهل و یک. ما یه بحثی رو یه هفت هشت ده جلسهای میخوایم انشاالله،
آیه صد و چهل و یک صفحه صد و یک.
این بحثی رو به فضل الهی میخوایم یه هفت هشت ده جلسهای بکنیم.
امیدوارم بیشتر نشه. به جهت اینکه
موقعش نظرم میاد که به شدت نیاز داره این بحث
و اون بحث سیاست خارجه در قرآنه.
سیاست خارجه، سیاست خارجی در قرآن.
خب. یه موقعی ما خدمت
این آقای لاریجانی بودیم.
به ایشون هم من عرض کردم همین رو که
ما دیگه مشکلی که داریم تو این بحثها
، خب نظامی کارش نظامیه.
اون باید کار نظامی انجام بده. نباید کار دیپلماسی انجام بده.
دیپلماسی هم کار دیپلماسی باید انجام بده.
اونم که نباید کار نظامی انجام بده.
اما یه ذلع مغفولی وجود داره اینا و این ذلع
معارف حاکمه بر
این قضیه است. یعنی سنن الهیه تو این بحث.
و اون بحثیه که
بارشو فقط آقا داره به دوش میگیره.
یعنی یه ذلع به شدت مهمی هست.
این ذل، ذل معارفیه اتفاقا.
و آقا داره این بارو به تنهایی،
درسته حرف و حدیث زیاده.
نه یک در حقیقت مشاوره جدی
در این زمینه بالاخره به عنوان یک روکش
برای تصمیمات سیاست خارجی
و مسائل بین المللی یک روکش لازمه.
همان که در همه طرحها، لوایح فلان میخوان مثلا چه میدونم
مرکز تحقیقات اسلامی قم یه روکش بده.
نمیدونم مرکز پژوهشها یه روکش میده.
گاهی اوقات برخی جاها برخی اندیشکدهها یه روکش میدن
که آقا مثلا این به هر جهت این نظره،
اینجوریش این میشه. خب؟
از این زاویه اگه نگاه بکنیم مسئله اینه.
این البته مهمه این، این لزوما به معنای خیانت
دستگاه دیپلماسی و نمیدونم فلان و اینها نیست.
نه ممکنه خیان-- اهل خیانتم نیستن.
ترسو هم ممکنه نیستن.
کار نابلدم نیستن.
ولی هر موقع ما میریم تو مذاکره نتیجه نمیگیریم.
دلیل دیگهای داره و دقیقا من به
آقای لاریجانی همونجا گفتم. گفتم یه خاطره بازی
با هم بکنیم. گفت بفرمایید. گفتم یادتون هست که ما در دانشگاه شریف توی مذاکرات برجام گفتیم آقا این
اگه بشه ما قرآن نباید بخونیم دیگه.
گفت آره. گفتم ما فیلم پر کردیم در اون مذاکرات ویدکاف،
اونجا گفتم همین این جنگ درست میکنه.
هنوز جنگ نشده بود.
گفتم همین این کاری که دارید میکنید جنگ درست میکنه.
خیلی اون موقع عدهای به ما طوف لعنت فرستادن که گفتم آقا جان این یه سری قواعد داره برای خودش.
اینجوری نیست که من دارم مثلا از لحاظ معنوی دارم یه حرکتی میزنم.
نه، این فازو بچسبونی به نور کنتور میپره.
حالا چه با هیجان این کارو بکنی، چه بیهیجان بکنی،
چه در حقیقت رجز بخونی و این کارو بکنی، نخونی و این کارو بکنی.
اینا قاعده داره. این قاعده اسمش سننه اصطلاحا.
خب؟ و اگر از بنده قاسمیان بپرسید که
، خلاصه مثلا نفاق یعنی چه؟
خلاصه نفاق یعنی اینکه کسی که در کریدورهای
هوایی مثل هواپیما میخواد بره از GPSهای زمینی هم میخواد استفاده کنه.
اون نمیشه. مثلا GPSهای زمینی کار نمیکنه اونجا.
اگر این کارو بکنی
سطح پروازی رو بیاری پایین و بخوای تو کوچه پس کوچه ها مثل ماشینها
حرکت بکنی، خودتو، دیگران و ساختمانها رو همه رو خراب میکنی.
لذا بعدی از جهاد تبیین بعد همونجا عرض کردم، گفتم این مذاکرهای که دارید میکنید
این، این مص ibتها رو در منطقه درست میکنه.
این یک، دو، سه، چهار اینا.
به نهایت کلی گفتم سنن الهیه.
به نوعی واضحه اینا یعنی این اتفاق حتما باید بیفته
و شما نمیتونید بگین بعد سنن الهی هم این مدلی نیست که وصل به ناکجاآباده.
یعنی اینجوریه که میشه، نمیشه، هست، نیست،
ممکنه باشه. اصلاً که دیگه سنن نیست که.
یعنی که قاعده نیست که یه قاعدهها اینجوری باشن.
برای همین هست که تو اهود هم حتی خدا مسئولیتش رو قبول میکنه.
یا اونی که من گفتم میام،
که من گفتم میام. من "و لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحَاسُنُونَ إِلَى" من اومدم اونجا
اما اتفاقا اینجوری شد. بالاخره این سنن چک سفید نیست،
مشروط به شرایطی هم هست.
اینا رو باید یاد بگیریم.
تو جهاد طبیعی بعدش همینجور که ما باید یاد بگیریم و بعد استفادههای کلنگی از
سنن هم نکنیم. دارم میگم ما مذاکره با آمریکا داریم.
کی میگه نداریم؟ گفتم کجا داریم؟
الان گفت صلح hudaybiye و صلح امام حسن.
گفتم خجالت بکش. صلح hudaybiye مذاکرات صلح بود پشت دیوار نیویورک، نه پشت دریای سرخ.
خب، اونجا پس از احزاب اینا که حمله کرده بودن پشت اونجا اونا بدو بدو اومدن مذاکره کردن.
مال این چون اینا اتفاقات اینکه و بعد صلح امام حسن هم مذاکره بود.
خدا نکنه ما یه همچین مذاکراتی بکنیم با این مردمی که هیچ امامی در طول تاریخ و هیچ پیامبری همچین امتی نداشتن
که "مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْح"
بعد که زخم خورده، جنگ دیده، تحریم دیده،
نمیدونم مصیبتها اختلاط شده،
همه اینا رو دیده بازم اینجوری میایستاد.
خدا کلی هیچ پیامبری همچین امتی نه،
امتی که صد بزار وسط در این ابعاد.
یعنی ما همون رو نداشتیم. خب عجب تاریخ یه چیز واضحیه دیگه.
یدعوا غیر بيت من المسلمين اون پیغمبر
کلاً چهل سال پیامبری کرده بود یه خونه رو تونسته بود همراه خودش ببره.
اون یکی هفتاد تا، اون یکی فلان.
کجا این روح الله
چه کرده با این عالم خلاصه
که یهو اینجوری.
یعنی واقعاً این، این
امت رو هیچ امامی، هیچ پیامبری
چیزی نداشته. منتها منتهی یه نکتهای هست و اون هست که بارها آقا هم اینو تذکر میدن که "و لا تکن كالتي نقضت غزلها
من بعد قوتها أنkazها".
نکنه شما هم مثل اون زن احمقی بشید که صبح تا ظهر
اینا رو می تابید و میکرد رشته بعد از ظهر شروع میکرد وا کردن رو.
خب؟ این زن معروض به همقا اصلاً.
میشه این کار رو کرد لکن میشه که گفتم این کارو نکنید دیگه.
یعنی میشه یه امتی صبح تا ظهر یه چیزی رو بتابه به همدیگه ظهر بعد بازش بکنه،
این کارو بکنه. این از اون جاهاییه که قابلیت نگرانی دارم.
حالا ما رو به اون بحثمون، یه بحث علمی قرآنی اینهاست باید به ابعاد مختلف این به صورت جهاد طبیعی حرفش
در جلسهای که برگزار کنیم. حالا دیگه تو ماه رمضون چی میشه؟
الان هم که حالا من بعد گفتم بیاییم این
چیزشو بذاریم میخشو سر در رو بذاریم که
بعد دیگه مرخص بشیم از
دوستان. تو ماه رمضان ببینیم چجوری میشه دیگه.
یعنی کِی میشه جلسه حضوری این قضیه رو برگزار کرد.
دیگه اون دیگه. من از این آیه شروع میکنم.
این آیه یکی از آیات فوقالعاده عجیب
قرآنه و جزو
قواعدیست که حاکم بر قواعد دیگهست.
یعنی قاعدهایست که
هم حکیم سازه هم قواعد دیگه رو کنترل میکنه.
بهش میگن حکومت داره نسبت به قواعد دیگه.
حالا اون دوستان طلبهایه که صدای منو میشنون تا عالم بعداً میدونن حکومت منظورم چیه.
حکومت به همون معنی فقهی اصولیش در حقیقت.
حکومت داره بر قواعد دیگه.
یعنی قواعد دیگه رو رنگ میزنه، نظارت داره بر قواعد دیگهای.
حتی یه قاعدههایی ممکنه ما تو بیع داشته باشیم قواعد سر جای خودش،
این قاعده که میاد اون قاعدهها رو تحت الشعاع قرار میده.
به عبارتی تمام قواعد در رفتار
بینالمللی ما با این قاعده باید چک بشه دیگه
خلاصش. مثل چیزی که چجوری باید بره مجمع تشخیص یه چیز چک بشه یا باید بره شورای نگهبان
چک بشه. خلاصه ببینن با شرع، با قانون اساسی با اینا
یه تعارض و تفاوتی داره یا نداره اینا چجوری اونجا میره.
اینم باید بیاد پیش قاعده نفی سبیل چکه، چک شه
به عبارتی هر چیز دیگری.
منتها این مناط این آیه صد و چهل و یک رو ببینید.
این انتهاج و این انتهاش هست که اون قاعده است.
بسم الله الرحمن الرحیم. "ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا"
خدا برای کافرین
بر علیه مؤمنین سبيل قرار نداده.
حالا من اینو ترجمه نمیکنم سلطه.
تو این ترجمه، ترجمه دقیقی نیست.
سبيل قرار نداده، راهی قرار نداده.
خب؟ این آیه
به دلیل تقطیع پذیری
قرآن از متن خارج شده
توسط اهل بیت عصمت و طهارت و توسط فقها هم بهش مستقلاً نگاه شده.
خب؟ یعنی
مستقلاً به این آیه به عنوان
قاعده نفی سبیل
بهش نگاه شده که گفتم قواعد حاکم.
منتهی مراتب در روابط معنیش-- در آیه معنیش اینجوری نیست دقیق.
که حالا آیاتشو به هم دیگه مروری میکنیم.
در آیه منظور اینه که
جریان کفار و منافقین
توسط کارسازی
منافقین در جامعه راه پیدا نکنه.
جامعه مؤمنین. در جامعه مؤمنین راه باز نکنه
برا خودش. چی شد؟
یه تعبیر رسمی کلاسیک داره این آیه که فقهاها اینو مورد استفاده قرار دادن در حتی بحثهای احوال شخصیه.
مثلاً فرض بفرمایید که
چه میدونم در بحث حضانت،
حضانت رو مثلاً نمیشه سپرد به یکی از والدین
مثلاً کافر به دلیل قاعده
نفی سبیل. یا فرض بفرمایید که
هیچ زن مسلمانی نمیتواند شوهر کافر داشته باشه به دلیل قاعده
نفی سبیل. در بحث قضاوت
گفتن که قضاوت بین
دو نفر مؤمنین رو
نمیتونه یک کافر به عهده داشته باشه به دلیل قاعده نفی سبیل و از این جور چیزا.
خیلی نگاهش هم فردیه
و نسبت به اینکه فرده در حقیقت
اینجا زیر
بیرق به عبارتی کفار قرار میگیره.
در قاعده نفی سبیل سخنی از منافقین نیست.
به خاطر چی؟ به خاطر اینکه این واژه رو ندارد.
اومده بیرون و تو بیرون بررسی شده.
خب؟ گرچه اگر ما سبیل رو یه مقداری معنی توسعه یافتهاش که بهتون نشون میدم از سوره مؤمنه که توبه،
اگه صرفاً صلحه معنی نکنیم تو خیلی جاها خودشو نشون میده.
هم در روابط اجتماعی خودشون، روابط با کفار نشون میده،
در حکمرانی داده نشون میده،
در قواعد و قراردادهای بینالمللی خودشو نشون میده،
در FATF و اینا خودشو نشون میده.
یعنی خودش میشه یک سند و یه بیرقی
که باید همه چی بیاد تحت این بیرق معلوم بشه.
که اگر تو حکمرانی داده
اومد دادهها رو شما یه جوری جمعبندی کردید و در اختیار چه که راه باز میکنه،
یعنی عملاً راهی برای نفوذ درست میکنه این کار.
برای اینکه تراکنشهای شما رو مثلاً مورد کنترل قرار بدن.
این به دلیل قاعده نفی سبیل باطله.
البته خدارو شاکریم از اینکه در
دورهای قرار گرفتیم که نقاب از چهره امثال آمریکا و این تمدن جدید هم افتاده خدارو شکر.
ترامپ میگفتش که خلاصه وسیلهست میگفت.
مثلاً مرگ حق پرای وسیلهست.
اینم وسیلهست برای این چیز و اینم قاعده آخرالزمانه این.
که باید باطن به ظاهر تبدیل بشه.
شما میبینید که خیلی راحت تو سند امنیت ملی آمریکا اخیراً چی گفته بود؟
گفت قواعد بینالمللی کش که اصلاً.
اونجوری من میگم هست. قواعد بینالمللی چیه؟
اعتراف نخست وزیر کانادا این بود،
گفت ما تا حالا به گفت این قانون بینالمللی
اینو گذاشتیم جلو پشت هر کاری دلمون بخواد بکنیم.
دیگه اعترافه،
خب ولی خب الان دیگه صریحاً میگیم دیگه آقا همش کش، این چیزی من میگم.
خب؟ و اینم فرق نداره WHO باشه یا سند BC باشه یا کنوانسیون حقوق زنان باشه یا نمیدونم
حتی آب و هوا باشه، اینا شما بدونید که راه اگه بخواد باز شه،
ببینید یه موقع من با یک کافری قرارداد میبندم، خونهشون میخرم، پول میدم خونه--
ولی راه باز نمیشه. خب؟
که حالا اینا رو مفصلترشو یه وقتایی بهتون نشون میدم
انشاالله. راه باز نمیشه اینقدر، نه.
نوع قرارداد و نشستن و برخاستن اینه که راه باز میشه.
شما ببینید وقتی شما دسترسی میدی به کی؟
به آژانس. که آژانس
در حقیقت کیه؟ آژانس همون جاسوس آمریکا و اسراییله.
وقتی دسترسی اینا رو میدن، یعنی داری راهو باز میکنی.
اصلاً راه برای جاسوسی داری میدی.
خب؟ اینی که آیا تو کنوانسیونهای بینالمللی باید بود یا نبود قاعده نفی سبیل
محدودش رو تعیین میکنه.
برای همین است که خود امام
تو کتاب، کتاب البیعهشون میبینید یهو عاده
رو ترک کرده رسماً. به نحوه ارتباط با دول خارجی و، و،
و اینا. اینا ظرفیت
قاعده نفی سبیل رو باز کرده.
این طاق مربوط به کفاره.
و اما چیزی که محتوای این دو صفحه قرآن هست که با هم دیدیم یک و نیم صد، صد و یک.
این محتوا منظور این است که جریان کفار و منافقینی که با همدیگه پیوند برقرار کردن و پیوندتان مبارک
و ایناٰ جامع الكفار والمنافقین اینجوری شدن،
اینا جریانی رو برای كفار و ورود كفار در مناسبات
دقیقاً جامعه مؤمنی اینا کارسازی میکنن و راه باز میکنن.
جلو این راه باز کردن رو داره میگیره که حق نداره این کارو بکنه.
بله، راه باز میکنه به نوعی از کنش توی چیز،
راه باز میکنن. نه، همین دارم میگم دیگه.
شما یه قرارداد تجاری از کنش داره
ولی راهی به شما باز نمیکنه که دیگه.
ولی شما اگر یه قرارداد تجاری بستید،
خب؟ اومدن مثلا تو این قرارداد تجاری اقیانوسهای شما رو شکستن بردن.
میشه همین مثلی که الان زدم.
یعنی شما امنیت غذایی دریا شما رو به هم میزنن.
خب؟ یعنی یه قراردادی میاد طبق قرارداد میان تور ترال میندازن،
تور ترال از پایین از کف جارو میکنه میره.
الان شما دو تا ماهی تو دریا پیدا میکنی.
این میشه عملاً داره راه باز میکنه.
شما درسته درید تو اون قرارداده
حسب ظاهر به نفع شما هست
ولی شما یک جامعه مؤمنی نیستی
که دیگه امنیت غذایی دریا دیگه
یختو. خب؟
دیگه امنیت غذایی دریا نداری اصن دیگه.
دریایی به کار نیست.
چرا؟ چون که یه قرارداد بستی اونجوری که میان قانون، یه موقعی میگم شما یه خونه بده بستوله،
میخواید اون پول بدید، خونه بگیرید،
خونه میخريد یا خونه میفروشید پول میگیرید، بله.
دیگه راه باز نمیکنه دیگه.
تا یه موقعی قراردادی میبندید که تو منطقه باید فلان کارو بکنید.
یعنی فلان گروه همپیمان خودتون رو تضعیف بکنید.
یعنی امت اسلامی که حالا اینو بعداً طبق فرایند میگم.
ما هنوز خود قانون اساسیمون همین این گیر رو داره که نمیدونه اشلش ایرانه
یا امته که خودش معلوم نیست.
حالا براتون یه موقعی میخونم.
تکلیفش معلوم نیست. تو خود قانون اساسیمون هم معلوم نیست.
قانون اساسی ترکیه تکلیف خودشو روشن کرده.
میگه من یه الههای دارم به نام آتاتورک،
ولم نمیکنه. انقدر میگه اینو در هم مقدمه قانون اساسیشون یه خدا دارن به نام آتاتورک.
خب؟ و این خداشون آتاتورک
اینجا تصریح میکنه که اینجا لاییکه
یعنی دینی
من دین ندارم.
اینو تا-- ببین این خیلی خوبهها.
الان تکلیف خودش رو روشن میکنه.
میگه آقا من دین ندارم ، خب؟
تا اینی که میگه اصن همون حرفو، میگه من دین دارم
ولی نمیدونه حالا الان رنگ پرچمم تو قانون اساسی الان،
رنگ پرچمم تو قانون اساسیه.
معلوم نیست این، این بعد آیهٰ انهازِهِ امَتَکُم امَّةً واحِدَةً اینم تو قانون اساسیه.
یعنی نمیدونه که امتی داری نگاه میکنی به پدیده
یا کشوری نگاه میکنی به این پدیده،
خب؟ اینا همون جاهاییست که خیلی وقتها به تهافت میفته.
شما میتونی فلان قرارداد رو ببندی که
یکی از امت واحد اسلامی رو قال بذاری تو قرارداد.
این کارو میتونی بکنی، نمیتونی بکنی؟
قاعده نفی سبیل مالند.
ظرفیتی که تازه اینا مال بحث ارتباط با کفاره.
میخوام بگم یه خرده حساسیتو بیارید بالا.
امام آقا رو این قاعده خیلی مانور دادن.
حالا بعداً عبارات خودشونو میخونم
براتون که این براشون خیلی مهمه ها.
امام اصلاً اینو
دقیقاً به ادبیات علمی هم تبدیل کرده و تو کتاب البیع و تحریر الوصیله و فلان همه استفاده کرده
امام از این بحث. مثلاً شما یه FTA
چی رو بکنی که در صورت الزام آوری ابزار فشار برای
جامعه مسلمینه. خب معلومه این غلطه.
یعنی سازگار با
در حقیقت قاعده نفی سبیل نیست.
توی تعریفی که راجع به زن، خانواده فلان این چیزا میکنن که
شما الان دیگه میگم تشت اینا بم افتاده.
شما یه جزیره درست میکنن اینا جفری اپستین این یه کارایی میکنن که فرعون خوشحاله الان دیگه.
الان میگه بابا از ما گندترن
، کلاً به جای این
بچه میکشن، اینا بچه میخورن تو یعنی، یعنی دیگه اصلاً
آدم نمیدونه آقا با چه قواعدی این کارو میکنه.
ببین همین چند روز پیش در چیز
در همین، میگم تعارفو
کنار گذاشتن. در همین المپیک زمستانی دیدید که نمایندههای هزار
شیاطین و فلان اینا رو کاملاً در المپیک زمستان ایتالیا رو کردن.
یعنی بی تعارف شدن کلاً با دنیا و خدارو شکر که ما در این زمان قرار گرفتیم که
آقا دنیا بی تعارف داره برخورد میکنه دیگه.
این همون فرعونیه که میگهٰ وَقَدْ أَفْلَحَ یَعْقُوبُ مَنِ اسْتَعْلَى
حالا طبیعتاً ما الان به لبههای
فقهی این قضیه چقدر میتوانیم اشاره بکنیم اینا،
ااا استفاده از پلتفرمها توی
استقلالهای سایبری و همه اینا آیا اینا قاعده نفی سبیل رو نقض میکنن یا قاعده نفی سبیل رو نقض نمیکنند؟
خب؟ این خودش یه بحثیه.
الان بنده نه میخوام تصمیم بگیرم راجع به اینکه
اینترنت باشد یا نباشد.
ولی شما بحث استقلال سایبری و Gateway رو باید با قاعده نفی سبیل یه دونه چک کنی
که من
آقا نمیخونه حتی نمیخونه آقا
یه ضرورت ثانویه فوقش.
یعنی قاعده نفی سبیل و ابعادش.
حالا تو خود قرآن که اصلا یه
پرونده دیگهایه قاعده نفی سبیل و اون
هجومی جریان منافقین و کفار
برای ورود دادن کفار
به خلاصه روابط
مؤمنین. یعنی مؤمنین رو
راه باز میکنه که بتونه بیان.
خب طبیعتا کفار وقتی بیاد چیکار میکنه؟
خب شیطنت میکنه دیگه. مثل بعضیا خیلی بامزهاند مثل آقای سفی، آقای وزیر
که میمونه که آقا برید ببینید اسنپبک رو کی آورده؟
آقا ببخشید من آوردم اسنپبک رو شما آوردی.
چرا اینقدر با هیجان میگی؟ یه جوری میگی انگار مثلا من رفتم اسنپبک آوردم تو برجام.
خب؟ خب این که خب شما گذاشتید دیگه.
که ما همون موقع گفتیم بابا هیچ عاقلی ماشینش هم اینجوری نمیفروشه
که آقا من ماشینمو میفروشم
هر وقت تو بگی قرارداد لغو است من میگم لغو.
اینو چون کدوم عاقلی همچین قراردادی میبنده؟
بعد الان در صحبت هیجانی
آقای چه اینی که این که اسنپبک و ببین اونا چیکار میکنن.
آقا اگه کلاً میخواین اینو برای ما ثابت بکنید که دشمن ما بدعهده ما بلدیم اینو واقعا احتیاج به ثابت کردن نداره.
دیگه اینا لا یرقبون فی مؤمنة إلا بلا
ذمة لا أيمان لهم.
دیگه چی بخوایم؟ مثلا همه جوره تجربه، شواهد،
شواهدی که من عرض کردم لزومی نداره از کاپیتولاسیون و اون ور بیاری.
و ما قوم لوط منکم ببعید به قول خود قرآن
وقتی میگه لا یزمنکم شقاق یصیبکم مثل ما اصاب قوم نوح
أو قوم هود أو قوم صالح مواظب باشید این بلاهای اونا سرتون نیاد.
بعد میگن ولش کن now و ما قوم لوط منکم ببعید.
از همین، همین این قوم لوط یعنی الان اتفاق افتاد.
از این حداقل عبرت بگیرید.
کاپیتولاسیون و نمیدونم بیستوهشت مرداد رو بذار کنار، برجام رو بذار کنار، جنگ نرم بذار، همین این،
همین اینو تماشا کن
لزومی نداره دیگه. اینکه
خلاصه یکی از بحثای مهمه از آیه صد و سی و شش که میخوام نشون بدم این کارسازی جریان
نفاقه برای جریان حضور
کفار در-- چونکه ببینید
احتیاج به کارسازی داره.
خب ما یه چیزی داریم به نام شنیدهاید حتماً، میگن گردش کار.
گردش کار یعنی آخه این میده به اون
مشوراتشو میده، میره، میره میچرخه، میخره تو مشورت و بعد
عدهای متخصص گردش کارن.
یعنی یه تخصصیه کلاً این تو فضای
حکمرانی ما. تولید ادبیات، خلق ادبیاته بعد گردش کار میکنن، اینو میبرن و عاقله سیستم را به یه نتیجهای میرسونن.
خب؟ عاقله سیستم به یه نتیجهای میرسه.
بعد میگن که آقا این
چهارچوبها رو حضرت آقا برای این گذاشتن.
بله خب حضرت آقا چهارچوب برجام هم همینجوری بود.
کل این عاقله رفته یه گردش کاری کرده آقای چهارچوب براش گذاشتن.
این فرق داره تا اینکه خودشون مستقیماً وارد اون بحث میشن.
خب؟ چهارچوب عاقلهی نظام یه عاقلههایی داره
که میگرده تو شام و این ور و اون ور همه میگرده.
یه سری آدمهای تأثیرگذار داره، یه سری فرماندهان تأثیرگذار.
این گردش کار میشه، میره آخرش به یه چیز، یه چیزی درمیاد
ازش. اون چیزی که درمیاد
براش چهارچوب میذارن.
خب؟ یه چهارچوبی برای اون
چیز میذارن. ما دیگه
بیش از این وارد معقولات نشیم.
آیه صد و سی و شش اتفاقاً
داره جریان منافقین رو توضیح میده.
خب که يا أيها الرسول يا أيها الذين آمنوا آمنوا بالله و رسوله.
ای مؤمنین ایمان بیارید.
یعنی شما
این چیزی که به عنوان قواعد حاکم بر
جریان شما هست به همین این ایمان بیارید.
خب؟ یعنی ای جامعه مؤمنین ایمان بیارید.
ولکتاب الذي نزل على رسوله
و کتاب الذي انزل من قبل.
تمام صحف آسمانی این قاعده، قاعده بوده توش به همین ایمان بیارید.
ایمان بیارید یعنی وارد قلبتون بکنید، وارد metod تصمیمگیریتون بکنید و، و همه اینا.
و من یکفر بالله و ملائکته و كتبه و رسله و اليوم الآخر فقد ضل ضلالا بعيدا.
اینکه به ضلال بعید میرسه که خیلی جاها این بحث مطرح شده راجع به
جریان منافقین یک ضلال بعیده.
چرا؟ چونکه ادبیات داره
گاهی اوقات لباس حق رو بر جریان باطل میپوشونه، گاهی اوقات برعکس لباس باطل رو بر
حق یعنی شما میبینید که ترس اسمش میشه عقلانیت.
یعنی یک باطلی لباس حق داره.
خب؟ یک باطل لباس حق داره.
"قایق ولا تلبسوا الحق بالباطل" یه حقی لباس باطل داره
بهش. بهش این غیرته
منتها در آخر یک لباس تئوریکی بر جامهش پوشیده شده به اون ارتجاعه.
خب؟ واقعا اینو تئوریزه میکنن.
شما ببینید کثافتترین چیزها رو در عالم چون آقا تئوریزه، تئوری داره اینا.
یعنی آدم وقتی نگاه میکنه اینکه
چه میدونم زن و مرد یکسانند،
مشابهاند. آدم میگه کدوم احمقی میتونه اینو
باور بکنه اصلا که در واقع کجاش یکسانند؟
اصلا کجاش شباهت به هم دیگه دارن؟
در خلقتشون نداره، در روایاتشون نداره.
بعد میبینید که هر میدونم باعث یه
خانومی به من زنگ زده بود از یه جایی
فرار کرده بودن از بلژیک.
میگفت ما اینا چیز میکنن با قرص و
بهش میگن بله تو ترنساند بله؟
میگن ساکت. این ااا
دیگه از خودش میپرسن از بچه، شما میخوای دختر باشی یا پسر باشی؟
خب؟ بعدش تصمیم میگیره که دختر باشه مثلا.
بعد هورمونای دخترونه فلان قرص فلان اینا بعد دختر میشه.
بعد نمیشه هم که خب.
نمیشه که دختر بشه یه پسری
و بالعکس. و اونم همین کارو میکنه دختره رو پسر میکنه.
این آدم فکر میکنه کدوم ابلهی کلا میتونه اینو باور بکنه.
چجوری قاعده داره، قانون داره،
چیز داره، پرچم داره، آدم داره،
خودش مکتب داره، نماینده مجلس داره، نمیدونم چی داره.
چجوریه؟ خب میشه این کارو کرد دیگه.
میشه با حرفای مزخرف تو این عالم رو میبینی که یه چهرهی
ااا جدی حقطلبانه ای با
به عنوان اینکه مثلا آزادی انتخاب مثلا
اینو مثلا چیز میکنن.
این که فقط "ضل ضلالا بعیدا" به یک گمراهی دور میرسونه.
چونکه اون آدمیه که اون جریان میتواند چیکار بکنه؟
"و یقولون تسمع لقوله"
میتونه یه حرفایی بزنه شنیدنی.
چون میتونه حرفای شنیدنی بزنه
حرف خودشو به پرسی مینشونه.
بعد میگه که این حالت تذبذب تو اینا "إن الذين آمنوا"
حالا چرا "یوم آخر الدنيا" فلان اینا اساسا این یه ادبیات تو قرآنه.
اگر کسی بخواد برای دنیا کار بکنه نمیتونه بجنگه.
با کفار نمیشه جنگید. همین آیات سوره توبه هست.
معروف "يا أيها الذين آمنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اثاقلتم إلى الأرض"
میگه چرا هی میچسبید به زمین؟
میگه "أراضيتם بالحياة الدنيا من الآخرة"
رضایت به حیات دنیا خودت داری میدی.
یعنی حیات دنیا مانع جنگه
و چشم چرانیه به دنیا اهد درست میکنه.
مثل اینکه "من کن من یرید الدنيا من کن من یرید الآخرة"
اصن چشم دریده نگاه کردن به دنیا، اون
تو نظام محاسباتی نسبت به کفار آدم کم میاره.
حالا "إن الذين آمنوا ثم كفروا ثم آمنوا ثم كفروا
ثم ازدادوا كفرا" هی و هر جد میره این طرف، اون طرف، این طرف، اون طرف بعد موجب ازدیاد کفر میشود.
"لم يكن الله ليغفر لهم"
و اینو یه موقعی بحثشو گفته بودم که
توی قرآن اونجایی که میگه من نمیبخشم مربوط به شرک نیست.
حتی آیه "إن الله لا يغفر أن يشرك به ويغفر ما دون ذلك" مربوط به نفاقه.
نگاه کنید آیه رو. مربوط به شرک نیست.
مربوط به نفاقه. هر جایی در چند جا هفت هشت جا
وجود داره گفته که من کلا نمیبخشم.
خب؟ مربوط به جریان کفر و نفاق نیست.
مربوط به جریان کفر و شرک نیست.
مربوط به نفاقه. خب اونو گفته من نمیبخشم.
چونکه خلق ادبیات میکنن در جامعه دینی.
خب؟ و جامعه دینی
میتونه بپذیره دیگه اون حرفو.
"لم يكن الله ليغفر لهم ولا ليهديهم سبيلا بشر المنافقين" اینا میگه
با منافقین "أن لهم عذابا أليما"
اینا کیان؟ اینا کسایین که "الذين يتخذون الكافرين
أولياء من دون المؤمنين" اینا دنبال
ولایت کفارن. بالاخره اینی که آمریکا براشون چیز باشه این براشون مهمه.
چرا؟ "يرتقون عندهم العزة" شما میخوای عزت رو اون طرف بگیری "فإن العزة لله جميعا"
عزت همش پیش خداست و در ارتباط با خداست.
بعد میگه اینم میدونین چیه؟ شما پای
حرف مزخرف میشینید.
آدمی که پای این
چیزای مزخرف میشینه آخرش هم
یواش یواش تعلقش به
جامعه دینی و مناسبات دینی کم میشه.
برای همین یه کد میده به سوره انعام
که "وقد نزل عليكم في الكتاب أن إذا سمعتم آيات الله يكفر بها" صفحه
سی و پنج رو بیارید آیه شصت و هشت سوره مبارکه انعام.
اونجا قبلاً این بحثو گفته.
خب؟ که "وإذا رأیت الذين يخوضون في آياتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره"
خب قبلاً تو سوره انعام اینو گفته از معدود جاهایی که کد میده قرآن به آیاتش به همدیگه.
میگه "و قد نزل عليكم"
آیه صد و چهل سوره نساء "أن إذا سمعتم آيات الله يكفر بها ويستحذى بها" داره کفران میشه، استهزاء میشه
"فلا تقعدوا معهم حتى يخوضوا في حديث غيره"
نشین. میشینی
باعث این میشه که خب تو هم رنگ میگیری،
رنگ میگیری حالا مثال بعدش معلوم
میشه. میشینی همینجوری بیدفاع، بیدفاع همینجوری تو این جمع ترکم نمیکنی فضا رو.
انقدر میگن، میگن این روزنامه رو بخون، اون سایتو بخونیم،
پستو نگاه میکنیم، اون-- انقدر این چیزا رو نگاه میکنی خب معلومه همینجوری میشی دیگه.
"إنكم إذا مثلهم"
اینجوری مثل همون ج-- بعد میگه "إن الله جامع المنافقين والكافرين في جهنم أجمعين".
عملاً منافقین با کفار
یه جور در میان منطقشون
که البته منافقین بدتره.
حالا بعداً میبینید در همین آیه صد و چهل و پنجش منافقین میگه بدتره،
منافقین بدتره چون که
چیزه، چون که
میگم غیرقابل شناساییه تا حد زیادی.
بعد میگه اینا کسایین که "الذین يتربصون" بگو
اینا انتظار حوادث تلخ میکشن
"وإن كان لكم فتح من الله قالوا ألم نكن معكم".
اگر از سوی خداوند یه پیروزی،
فتحی نصیب بشه میگن ما با شما بودیم.
بالاخره موقعشو داره عوض میکنه "وإن كان للكافرين نصيب".
اگه نصيب به کفار برسه "قالوا ألم نستهزئ بكم
ونمنعكم من المؤمنين" میگن بالاخره
ما بودیم که این وسط
کارسازی کردیم و گردش کار کردیم یه جوری که مؤمنین نتونستن به شما آسیب بزنن.
ما این کارو کردیم.
"الله يحكم بينكم يوم القيامة ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا".
خدا هیچ راه نفوذی
قرار نداده که حالا اینجوری که بنده معنی کردم یعنی قرآن اینجوریه.
هیچ راه نفوذی رو قرار نداده که بتوانند از طریق منافقین
وارد دم و دستگاه شما بشوند.
این راه بسته. به جهت تکوینی نه،
به جهت تشریعی. راهشو بسته نمیذاره که اینا
یک نفوذ این مدلی پیدا بکنن با کارسازی منافقین.
باز داره هم میرسونن به منافقین "إن المنافقين يخادعون الله"
اینا خدا رو دارن فریب میدن "وهو خادعهم
إذا قاموا إلى الصلاة قاموا كسالى يراؤون الناس
ولا يذكرون الله إلا قليلا"
اینا چون بحثاش مفصله من مورد بحث ما نیست "ولا يذكرون الله إلا قليلا"
معنیش این نیست که کم به یاد خدا هستن.
در موقعیتهای کمی به یاد خدا هستن.
یعنی چی؟ خدا به درد عبادت و روزه و
نماز و نماز شب نمیخوره.
خدا مال این چیزاست. خدا مال
دقیقاً روابط بینالمللی و FATF و
آمریکا و جنگ و اینا یه سری امور عقلاییه باید
بذاریم زمین ببینیم کیه، چیکار میکنه.
اینا آقای جوادی آملی ذیل همین آیه تعبیر این که میگفت "ذكر الله ذكراً كثيرا"،
ذکر کثیر یعنی ذکر در همه ابعاد،
یعنی همه جا نظر خدا.
این میگه نه، همه جا نظر خدا نه "ولا يذكرون الله إلا قليلا".
تو یه سری موارد نظر خدا،
در یه سری موارد چه ربطی به خدا داره؟
حالا ایدههاش رو حتی خدا نمیتونه بده.
حالا شما به جهت اینکه تشک این قضیه هم از بوم افتاده شما،
ما زمان دانشجوییمون
همزمان بود با این گرته برداریهای امثال آقای سولوش و اینا از
ااا بحثهای همین
غربیها. حالا تو
بحث تجربه نووری و تو نمیدونم
ابزورد تئوریک شریعت و تو
مدارا و مودیریت و تو اون کتابهایی که تو اونجا تو اون زمان داشت چاپ میشد.
اون موقع یه شیفتگی هم بود دیگه که حالا مثلاً انگار یک نسخهی
asi رو تمدن غرب رو کرده برای بشریت،
خب؟ تو اونجا میگم تشک این چیزا الان دیگه
کسی تو هیچی باورش نمیشه دیگه.
مگه اینکه واقعاً آدم نادانی باشه و ناخواندهای باشه،
درس ناخوانده باشه وگرنه
معلوم شد که اینا فرعونوار دارن
یه، یه کار دیگهای رو میکنن.
میگم اون زمانها زمانهایی بود که ما فکر میکردیم قرارداد بینالمللی چیز مهمیه،
خب؟ اینکه با عقلای عالم مینشستن در کنار هم دیگه
عقلشونو ریختن وسط یه چیزی درآوردن دیگه
خودشون، خب؟ در صورتی که الان
کسایی که حتی فلسفههای مضاف کار میکنن مثل فلسفه پزشکی و فلسفه فیزیک،
این میگن تو اینجاشم اصن
یه مسابقه استعماریه کلاً که
بالاخره مشغول استعمار
ملتها و چاپیدن ملتها هستن.
حالا اونا دیگه اونم تو اون بحث فلسفههای مضاف
حالا یادتون اون موقع آقای سورش اینا همین رو میگفتن و آقای مجتهد شبستری و نمیدونم
بازرگان و اینا تو اون دوره که بودن حالا مثلا استفاده از فرمایشهای آقای بازرگان و اینا که آقا
دین آمده برای آخرت.
این تصریح دارهها. آخرت یعنی چی؟
یعنی نماز و روزه. که تا وقتی مسلمانان
چیز میکنن با همدیگه نماز جماعت میخونن، حج میرن، چه شکوهی تو آشکوه مثلا اینجوری.
تصریحها اینا. دنیا رو چجوری اداره میکنن؟
دنیا رو خب دنیا داران اداره میکنن دیگه.
اقتصادش اونا اداره میکنن، پزشکیش اونا اداره میکنن
و علوم اجتماعی اونا اداره میکنن و حتی کلیاتشم به دین نیومده حرف بزنه.
کلیات این حرفا به دین چه ربطی به دین دارن؟
اگر هم دین راجعبه این حرفی میزده است،
این به خاطر این بوده که ائمه یه سری مصلحین اجتماعی بودن ازشون سؤال میکردن، اونا میگفتن.
خب؟
اینو ب-در برخی موارد هم قابل پذیرشه.
مثلا من به رفقای طلبه خودم به شاگردهام میگم.
یا خیلی وقتها این سوالا راجعبه استخارهست و راجعبه
این چیزاست. شما باید اینا رو هم بلد باشین.
استخاره بلد باشین، عقد بلد باشین بخونین،
مرده بشورین. خب؟
ما بعد از محفل دلمون لک زده یه نفر اومده سؤال علمی بکنه.
همهم میخوام عکس بگیرم. حالا حرم دو تا دیگه
قساطش جمع شد برای ما.
اخیرا یکی گفته حاج آقا سؤال دارم تو نجف.
انقدر خوشحال که یکی سؤال داره.
گفت دستشوی حرم کجا
؟ گفتم اینم تنها سؤالی بود که از بنده
، حقیقت شد و من گفتم نمیدونم
. ائمه به عنوان یه سری مصلحین اجتماعی
ازشون سؤال میکردن، خب اونا هم جواب میدادن دیگه.
راجع به مشاوره جواب میدادن ائمه.
راجع به مسائل شهرسازی جواب میدادن.
راجع به اینکه فاصله چاه
فاضلاب با آب چقدر باشه جواب میدادن.
خب؟ این آقا همه اینا رو هم دیگه
این بحث دنیاست. یه روایت هم اهل سنت دارن.
این روایت مع-معروفه به تعبیر نخل.
تعبیر با همزه. روایت معروفیه.
ما این روایتو باور نداریم ولی واقعیت فقه ما هم به همین سمت رفته.
که آقا دنیا ما، دنیاتون با خودتون.
روایت چی بوده؟ روایت این بوده که پیغمبر خدا میبینن یه دارن یه کاری میکنن.
فلان، خب این چیکار میکنی رو درخت نخل؟
مثل اینکه فرض بکنید توی مناطق ساحلی ما دارن تور انداختن مثلا دریا یکی سؤال بکنه آقا داری چیکار میکنی؟
خب چیکار میکنه؟ داره ماهی میگیرن دیگه.
اصلا کز از
چیزش پیداست. ولی حالا.
میگن دارین چیکار میکنین؟ میگن دارین تعبیر نخل میکنیم، داریم بارورسازی نخل انجام میدیم.
میگن آقا لزومی نداره این کارا.
میگن خب رسول الله دیگه میگه لزومی نداره
و نمیکنن. اون سال محصول کرم بد میدن.
بعد میگن یا رسول الله چرا گفتید که
لزومی نداره به این کارا و اینا؟
گفت آقا شما انتم اعلم به امور دنیا کن.
امور دنیاتونو خودتون انجام بدین.
به ما هم کار نداشته باشید. امور آخرت بیا سؤال کن، امور دنیاتو با خودت.
این که در منابع اهل سنت هم اومده و اتفاقا
مورد پذیرش هم هست، مورد پذیرش شیعه نشده اما در واقعیت کف میدان ما هم کاری نکردیم تو این حوزه.
یعنی مجموع حوزه و فلان اینا همش مشغوله به این که چقدر آب میریزن،
چجوری طهارت حاصل میشود.
خب؟ یعنی اون main streamش اینه.
اینه که فرض بفرمایید که چه میدونم
تغییر جنسیت چیه؟ مثلا چجوریه؟
گفتن خب تغییر جنسیت زن میشه مرد، مرد میشه زن چه اشکالی داره؟
یعنی به همین راحتی
استفتا شده و به همین راحتی جواب داده شده.
خب؟ چه اشکالی داره زنه میخواد بشه مرد، مرد هم میخواد بشه زن.
یعنی یه جواب نیم خطی داره.
در حالی که یه عالمه بحثه اصلا ترنس بودن
موضوعش چیه؟ محمولش چیه؟
ادلهش چیه؟ چراییش چیه؟
تبارشناسی این بحثه. چی شده که ایران شده بهشت ترنسها.
میگن ایران بهشت ترنسه.
یعنی اینکه به صورت قانونی سریع اجازه میگیرن برای تغییر جنسیت.
خب این یه چیزی باید باشه بالاخره یه
آقا انتم اعلم به امور دنیا کن.
دنیات رو بجسب، این چیزا
هم به ما ربطی نداره. این میشه نفاق.
چون که میشه قواعد بین المللی، روابط بین الملل به شما ارتباط
نداره. اون به همون علمایی که دستگاه دیپلماسی و این برنامه ها یاد گرفتن به اونا ارتباط داره.
اونم از کجا در اومده؟ از جریان حق و باطلی که در نیومده که.
اون از رویا رویهای عادی در اومده در بهترین
حالتش. بعد میگه مضطربین بین ذلك لا اله الا الله الا الله.
این مضطربه نمیدونه این وره نمیدونه اون وره.
من یضل الله فلن تجد له سبیلا.
يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين اترید ان تجعلوا لله عليكم سلطانا مبينا
آقای مخایلی، یه
صلح مبینی رو خدا بر شما
یعنی یه اهتجاج انقدی میخواید مگه؟
خدا بر شما این طومارتونو
بریزه به هم دیگه. إن المنافقین في الدرک الأسفل من النار
ولن تجد لهم نصيرا إلا الذين تابوا وأصلحوا وأتصاموا فلان فلان.
بعدشم آخرش وأخلصوا دينهم لله فالله مع المؤمنين.
اگه این کار برگردن توبه بازه.
وسوف يؤتي الله المؤمنين أجرا عظيما ما يفعل الله بعذابكم
إن شكرتم وأمنتم.
خدا کاری به عذاب شما نداره اگر ایمان و شکر و اینا کاری به عذاب کردن شما نداره.
وکان الله شاكرا عليما.
خدا تازه حال هم میده به شما.
خدا شاکره.
معلومه شما خودتون یه گندی میزنید که این اتفاقاتم
در پیش باید جمعش بکنید این اتفاقاتشو وگرنه
روال اینه. حالا تا همین جا باشه تا من بعدا سبیل رو براتون بگم.
عنوان سبیل یه عنوانیه در قرآن
که به معنی تسلط نیست دقیقا به همین معنی سبیلن.
اینقدر هی تسلط و راه باز کردن نه،
خب. و
این به عنوان یه اصل مهمیه که
خیلی از اصول ما رو حتی اصل صد و پنجاه و دو قانون اساسی ما
رو به اینه یعنی رو شاخ سبیل
این آیه بنا نهاده شده که
الان یجعل الكافرین على المؤمنین سبيلا خدا راهی نذاشته
و اینجا توجه به اینه که جریان منافقین برای این قضیه چه کارهایی میکنه این هم
مهمه. این آیه راجعبه کفار نیست فقط یعنی
شما باید بدونید جریان منافقین هم که حالا با بحثی از سوره توبه میکنم
که راجعبه اتحاد غیر مقدسه.
ما یه اتحاد داریم، اتحاد مقدس آقا میاد بعضیا
فکر میکنن اتحاد مقدسه.
نه خیر. آیات فراوان نشون میده که ما اتحاد
مقدسش رو داریم و غیر مقدس،
خب. اتفاقا وضعیت
منافقین باید در وضعیتی باشه که تک تکیب بشه نه اینکه یهو کیور کیور من نبودم.
یعنی اینو اصلا خدا نمیپسنده همچی.
اتحاد توبیخ میکنه که شما به اتحادهایی بخواید برسونید جامعه رو بر اساس کمرنگ کردن خطوط
و عدول از اصول.
ما اونها رو حالا بهتون نشون میدم. متن قرآن اینا
اجتهاد از قرآن نیست. عین متن قرآن نشون میده که ما اتحاد به مقدس و غیر مقدس تقسیم میشه.
لذا تو إن الله جامع الكافرين والمنافقين نفوذ دادن جریان نفاق، نفاق هم
بر علیه مؤمنین اینم مسدوده.
اینم قفله. یعنی اگر اینها
بیان و مسلط بشن بر روابط
مؤمنین، اینم قفله.
اینو جامعه مؤمنین نباید همچین بشه.
س-- به شدت سختتره چون که فهمشم سخته همچی.
برای همین است تو سوره منافقین یدعو العدو.
میگه اصلا دشمن میخوایی؟
چون اصلا دشمن بیرونی که معلومه وضعیتش چیه.
آقای آقای اونی که معلوم نیست همین دشمن داخلیایه که
معنیش هم خیانتکار نیست.
باز عرض میکنم یه موقعی به مناسبتی ما باید جریان نفاق رو توضیح بدیم.
معنیش این است که به معادلات دیگری اعتقاد ندارن.
اینجوری معنیش اینه. اعتقاد نداره.
لذا برای همین است که ما هیچ موقع نمیتونیم یه چیز دیگهای بشیم.
یه چیز خوبی در بیایم تو یه چیز دیگه.
مثلا نمیتونیم دیکتاتوری خوبی بشیم.
دیکتاتوری میخواید چین، یه تک حزبی کمونیسم، سوسیالیسم و از این چیزا.
یه حزب کل چین رو داره اداره میکنه هفت هشت نفرن کلا.
میدونید که اون رئیسش هم هفت هشت نیست.
آقا دیکتاتوری اگه میخواید چین،
خب. یا بعد اونم نمیشیم.
بعد لیبرالیسمشم نمیشیم.
اون حالت سوسیالیسم چیزم نمیشیم.
آخرش نمیشیم. این جهت داره.
دقیقا جهتش به خاطر این است که این هواپیما اگر بیاد پایین
نمیتونه یه لباس دیگری به خودش
بپوشه. میزنه همه چیزو خراب میکنه.
باید هی ارتفاع بگیره
و موشکهای زمین به--
آسمان به زمین بزنه نه زمین به زمین.
یعنی واعدوا لهم ما استطعتم من قوة.
شما باید بره جلو. ولی یک جنگ در قرآن به واسطه نیرو نظامی نرفته جلو.
چه چیز عجیبیه! یعنی شما هی میگه واعدوا، واعدوا،
واعدوا، خب. ولی یه دونه جنگشو اینجوری پیش نبردن.
نه بدر اینجوری، نه احد اینجوری، نه خندق اینجوری، نه فتح مکه اینجوری.
یعنی به همه دستاوردی که رسیده با یه معادلات دیگهای رسیده.
با اینکه میگه تو این کار بکن، خب.
با اینکه میگه تو این کار بکن، میگه نتیجه در گرو این کاری که تو میکنی نیست.
نتیجه در گرو یک معادلات دیگهایه.
اگر تو اون معادله بودی نتیجه میگیری.
اگه نبودی نتیجه نمیگیری. برای همین نکته کنکوری قضیه تو قرآن اینه که یک جنگ رو قرآن به
این شکل یاد-- یه دونه هم نمیگه
که ما مثلا از این طریق مثلا ما موشک و فلان کردیم و
زدیم و پدرشون رو درآوردیم.
بله میگه که شما اونا وقتی
اف سی و پنج راه انداختن منم ملائکه اف سی و پنج راه انداختم.
اونا وقتی که گفتن بی دو منم ملائکه پنج هزار بی دو
منم آوردم. اصلا یه چیزی میگه
که مثلا که چی مثلا این مدل چیه اصلا این مدل؟
باور این مدل باور سختیه.
ببینید اینی که حتی ماها استغاصه کم میکنیم هی داریم سراغ میگیریم موشکامون چیه قضیهش
الان؟ دستمون پره، دستمون خالیه،
ذرات ها پره، خالیه فلان.
ببینید این مقدار حساسیت در مورد این نیست که آیا تو در جریان حق قرار گرفتی، در جریان حق قرار نگرفتی.
این مقدار تو این حساسیت نیست این چیز.
این ملائکه
بی دو الان. حالا انشاالله موفق و موید بشید تا بعد این بحث رو ادامه بدیم.
اتحاد مقدس و غیر مقدس.
منافقین هم با اون خط و مرزگذاری که خود قرآن نشون داده نباید
بتوانند در جامعه اسلامی
با معذرتخواهی
و ماستمالی یعنی صریحه آیه،
با ماستمالی نباید بت-- میگه آقا
اصلا ولش کن. تموم.
این همچین چیزی ما نداریم. صلى الله على سيدنا محمد وآله
جلسه بعد