ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ نخست «سیاست خارجی در قرآن» استاد قاسمیان، در آستانهٔ رمضان، از عبودیت و اطاعت ولی و از عزلت و رهبانیت آغاز می‌شود و به قلب به‌مثابه محل تعقل و به پاکی طعام علم می‌رسد؛ سپس وارد محور اصلی می‌شود: سنن الهی حاکم بر سیاست خارجی، ضلعی که بارش را رهبر به تنهایی برداشته و روکش معارفی تصمیمات بین‌المللی است. شکست مذاکرات را لزوماً خیانت یا ترس یا نابلدی دیپلماسی نمی‌داند؛ اتصال فاز غلط به خط را می‌داند: هواپیمایی که بخواهد در کریدور هوایی از موقعیت‌یاب زمینی استفاده کند خودش و شهر را خراب می‌کند. قیاس حدیبیه و صلح امام حسن با مذاکره پشت دیوار نیویورک را خجالت‌آور می‌خواند و هشدار می‌دهد امت زخم‌خورده رشته را چون آن زن مشهور واتابد. از آیهٔ صدوچهل‌ویک نساء قاعدهٔ نفی سبیل را قاعده‌ای حاکم — به معنی اصولی — بر همهٔ قواعد رفتار بین‌المللی می‌گیرد: خدا برای کافران بر مؤمنان «راه» نگذاشته، نه لزوماً «سلطه»؛ فقها آن را در حضانت و نکاح و قضا هم به کار برده‌اند، اما سیاق آیه کارسازی نفاق برای ورود کفار به جامعهٔ مؤمن است. قرارداد خانه‌خریدن راه باز نمی‌کند؛ تور ترال و دسترسی آژانس و گروه اقدام مالی و درگاه سایبری اگر نفوذ بسازند باطل‌اند. قانون اساسی میان اشل ایران و امت مردد است؛ ترکیه با آتاتورک تکلیفش روشن است. از آیهٔ صدوسی‌وشش تا صدچهل‌وهفت، ایمان را ورود قاعده به قلب و روش تصمیم می‌گیرد، ضلال بعید را ادبیات نفاق می‌داند که ترس را عقلانیت و غیرت را ارتجاع می‌پوشاند، نشستن پای استهزا را همرنگ‌شدن، و ذکر قلیل را محدود کردن خدا به نماز و روزه و سپردن سیاست به «عقلا». روایت نخل اهل سنت را باور ندارد اما واقعیت حوزه را نزدیک به آن می‌بیند. اتحاد را مقدس و نامقدس می‌شکافد؛ هواپیما اگر ارتفاع کم کند لباس دیکتاتوری یا لیبرالیسم چینی نمی‌پوشد. قرآن امر به آماده‌کردن نیرو می‌کند، اما هیچ جنگی را با نیروی نظامی پیش نبرده؛ نتیجه در معادلهٔ دیگری است، و ملائکه را به زبان جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها مثل می‌زند تا بگوید حساسیت باید روی جریان حق باشد نه فقط پر یا خالی بودن دست.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه؛ استعاذه، صلوات و دعای شعبان
  • رمضان، عزلت و رهبانیت
  • قلب، تعقل و حفرهٔ درون
  • طعام علم و دهن پاک
  • آغاز بحث سیاست خارجی در قرآن
  • هواپیما و موقعیت‌یاب زمینی
  • حدیبیه، امام حسن و امت زخم‌خورده
  • قاعدهٔ نفی سبیل؛ حکومت بر قواعد دیگر
  • نگاه فقهی کلاسیک به نفی سبیل
  • نقاب‌افتادگی تمدن جدید
  • کارسازی کفار و منافقین در صفحهٔ صد و صدویک
  • قانون اساسی: اشل ایران یا امت؟
  • سازوکار بازگشت تحریم و فروش ماشین
  • گردش کار و عاقلهٔ نظام
  • آیهٔ صدوسی‌وشش: ایمان بیاورید
  • تذبذب، دنیا و امتناع از جنگ
  • تربّص: دو چهره در فتح و در شکست
  • ذکر قلیل: خدا مال نماز است نه سیاست
  • روایت نخل و واقعیت فقه ما
  • مضطرب میان دو سو؛ سلطه‌ای روشن بر خود
  • اتحاد مقدس و اتحاد نامقدس

نکات کلیدی

  • عبودیت در اطاعت از ولی جلوه می‌کند؛ رمضان خلوت و عزلت می‌خواهد و رهبانیت ابداعیِ ناپسند نبود، حقش را رعایت نکردند.
  • تعقل کار قلب است نه مغز؛ عرفان بدون مواجهه با متن هستی عرفان نیست؛ «خدا هست» فطری‌ترین گزاره است، معادل آیهٔ ذر.
  • علم طعام است؛ از دهن و متن نجس نمی‌توان خورد. آیهٔ «یستمعون القول» مجوز شنیدن هر قولی نیست.
  • ضلع مغفول سیاست خارجی سنن الهی است؛ نظامی کار نظامی کند و دیپلمات کار دیپلماسی، اما روکش معارفی را فقط رهبر دارد تنها می‌کشد.
  • ناکامی مذاکره لزوماً خیانت و ترس و نابلدی نیست؛ سنت قاعده است نه بشود‌نشود. در احد خدا می‌گوید آمدم.
  • نفاق هواپیمایی است که در آسمان از موقعیت‌یاب زمین می‌خواهد؛ ارتفاع که کم شود شهر را خراب می‌کند. حدیبیه پشت دریای سرخ بود نه نیویورک.
  • نفی سبیل حکومت دارد بر قواعد دیگر، شبیه شورای نگهبان. سبیل یعنی راه، نه لزوماً سلطه. در فقه: حضانت، نکاح مسلمان با کافر، قضاوت کافر میان دو مؤمن.
  • سیاق آیه کارسازی نفاق برای باز کردن راه کفار است؛ حکمرانی داده و کنترل تراکنش اگر راه نفوذ بسازد باطل است.
  • خرید خانه از کافر راه باز نمی‌کند؛ دسترسی آژانس، تور ترال بر سفرهٔ دریا، پیمان الزام‌آور فشار، تضعیف همپیمان امت، درگاه سایبریِ بدون چک، همه می‌توانند سبیل باشند.
  • قانون اساسی ترکیه لاییک و آتاتورکی است و تکلیف خود را می‌داند؛ قانون اساسی ما میان پرچم کشور و امت واحده تهافت دارد.
  • سازوکار بازگشت تحریم را خودمان در قرارداد گذاشتیم؛ هیچ عاقلی ماشین را این‌گونه نمی‌فروشد. بدعهدی دشمن را قرآن گفته؛ قوم لوط دور نیست.
  • عاقلهٔ نظام با گردش کار و خلق ادبیات چارچوب می‌سازد؛ چارچوب برجام از همین جنس بود، نه ورود مستقیم رهبر.
  • ایمان آوردن یعنی قاعده را وارد قلب و روش تصمیم کردن. ضلال بعید ادبیات نفاق است: لباس حق بر باطل (ترس = عقلانیت) و لباس باطل بر حق (غیرت = ارتجاع).
  • جاهایی که خدا می‌گوید نمی‌بخشم در نگاه استاد به نفاق برمی‌گردد چون در جامعهٔ دینی ادبیات می‌سازند؛ ذکر قلیل یعنی خدا را به نماز و روزه محدود کردن و سیاست را به «عقلا» سپردن. روایت نخل را شیعه باور ندارد اما کف میدان حوزه به طهارت آبی و فتوای نیم‌خطی تغییر جنسیت نزدیک همان منطق است.
  • اتحاد نامقدس کفار و منافقین قفل است؛ منافق دشمن داخلی است نه لزوماً خیانتکار. جنگ‌های بدر و احد و خندق و فتح مکه با معادلهٔ غیرنظامی پیش رفت؛ ملائکه سه هزار و پنج هزار آمدند.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: عزلت و رهبانیت؛ عبد شکور؛ تعقل قلبی و حفرهٔ قلب؛ برهان صدیقین؛ طعام علم؛ فراست؛ سنن الهی؛ نفاق به مثابه ارتفاع غلط پرواز؛ جهاد تبیین؛ حکومت قاعده (اصول فقه)؛ نفی سبیل؛ سبیل در برابر سلطه؛ کارسازی و گردش کار؛ عاقلهٔ نظام؛ روکش معارفی؛ حکمرانی داده؛ اشل ایران و امت؛ تهافت قانون اساسی؛ لاییک؛ اتحاد مقدس و نامقدس؛ تربّص؛ تذبذب / مذَبذَب؛ ذکر قلیل و ذکر کثیر؛ ضلال بعید؛ ولایت کفار و عزت؛ تلقیح نخل؛ فلسفه‌های مضاف.

منابع نام‌برده: قرآن (نساء/۱۳۶ تا ۱۴۷ به‌ویژه ۱۴۱؛ حدید/۲۷؛ فتح/۲؛ حج/۴۶؛ اعراف/۵۸ و ۱۷۲؛ عبس/۲۴؛ ق/۳۷؛ زمر/۱۸؛ نحل/۹۲؛ آل‌عمران/۱۲۴ و ۱۲۵ و ۱۵۲ و ۱۷۲؛ انبیاء/۹۲؛ طه/۶۴؛ توبه/۱۰ و ۳۸؛ هود/۸۹؛ بقره/۴۲؛ منافقون/۴؛ انعام/۶۸؛ احزاب/۴۱؛ انفال/۶۰)؛ حدیث قدسی گنجایش قلب مؤمن؛ حدیث أفلا أکون عبداً شکوراً و تورم قدم‌های پیامبر؛ دعای شعبان از امام رضا علیه‌السلام؛ حدیث اهل سنت «أنتم أعلم بأمور دنیا کم»؛ شرح چهل حدیث امام خمینی (حدیث بیست یا بیست‌ویک)؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی و مفاتیح الغیب ملاصدرا؛ کتاب البیع و تحریر الوسیلهٔ امام خمینی؛ اصل صدوپنجاه‌ودو قانون اساسی؛ قانون اساسی ترکیه؛ آثار سروش (تجربهٔ نبوی، قبض و بسط تئوریک شریعت)، مدارا و مدیریت مجتهد شبستری، بازرگان؛ تعبیر جوادی آملی از ذکر کثیر؛ اوپانیشاد و ناگارجونه؛ سند امنیت ملی آمریکا؛ المپیک زمستانی ایتالیا؛ جزیرهٔ اپستین.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.