اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
امين السعيد و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهر اللهم صل على محمد و آله محمد و عجل فرجهم جهت شادی ارواح طیبه شهدا و حضرت امام، همه گذشتگان ذوی الحقوق، پدر، مادرمون، معلمان و اساتیدمون.
الفاتحه ما السلامات.
[همهمه] صفحه چهارصد و هجده رو بیارین.
اول سوره احزاب.
ببینید در جریان سیاست خارجی در قرآن یه بحثی بسیار بحث مهمیست و اون اینکه تاثیر داشتن جریان منافقین در بحث سیاست خارجیه که خیلی وقتها ما بهش اهمیت نمیدیم.
یعنی نمیدونیم که جریاناتی کلاً فضای سیاست خارجی رو رقم میزنه.
اونها هست که تعیین کننده بحث سیاست خارجیه.
از این جهتش من حالا چون بحثم یه مقداری داغه راجع به این، من آیه یک سوره احزاب و آیه سی و شیشو البته میخونم و بعدش یه خاطره هم براتون تعریف میکنم.
این خاطره، میگم که بمونه این خاطره.
به قدری [سرفه] داستان بیخ پیدا میکنه در بحثهای اتفاقاً بحث منافقین، سوره مبارکه احزاب همونجا یک اولش یه تهدیدی میکنه در حد واقعاً یه تهدید جدیه.
معلومه که به قدری روی بیت پیامبر دارن کار میکنن که تصمیماتی که از اونجا اخراج میشوند، یه تصمیماتی باشه که اون چیز میخواد این تصمیمات اخراج بشود به عبارت.
بله جریان منافقین.
حالا جریان منافقین شما یهویی تصور میکنین که یک جریان سیبل در رفته مثلاً یه تشکل خاصیه مثلاً اینجوری.
نه اینجوری نیست.
رو آیات قرآن هم اینجوری معرفی نکرده.
به نظر من میاد که یعنی تقریباً یقین دارم که تاریخ اسلام وقتی که اینو هی حواله دادن به مثلاً عبدالله بن ابی و اینا مثل همونی که دلار رو حواله دادن یه موقع به جمشید بسم الله، یادتون هست؟
کلاً فضای دلار و تمام چیزهای ارزی شد این.
بعد از کل سیستم بانک مرکزی و همه اینا خیلیا دنبال جمشید بسم الله بودن.
خب خیلی وقتها تو فضای ارائه مطالب قرآنی گاهی اوقات شأن نزولها و تاریخ یه جوری میاد وارد میشه.
خب اگه واقعاً این عبدالله بن ابی انقدر مشکله خب اینو باید سر به نیستش کنیم.
یکی مسئولیتشو قبول بکنه اینو چیز بکنه.
روی هر چیزی میبینید که یعنی تاریخ اسلام تو هر جنگی از بدر گرفته تا اهود گرفته، احزاب گرفته تا و همینجوری این عبدالله بن ابی هست.
خب.
و همه تقصیرام گردن این میفته تو این فضاها.
از طرفی که نخیر، خیلی کسایی که به تعبیر قرآن، این تعبیرم نگاه بکنین، تعبیر-- این انگشت مبارکتونو همینطور نگه دارید.
همین جوری که میریم به چیز، آیه صد و یک سوره توبه رو نگاه کنید، انگشتتونو همینجوری نگه دارید ها.
صد و یک سوره توبه رو که نگاه کنید، میشه صفحه بله دویست و سه.
در اونجا نشون میده که [زنگ موبایل] یه سری هستن خارج از نظام حاکمیتن [نفس عمیق].
آیه صد و یک.
"و ممن حول– بسم الله الرحمن الرحیم.
و ممن حولکم من الاعراب منافقون" یه دست حول شما از اعراب کساییاند که اینا بادیه نشینن.
بادیه نشینی در مقابل مدینه نشینیه.
خب؟
نه اینکه رفتن تو روستاها مثلاً الان، نه.
یه پدیدهایه.
یه موقع انشاالله سر بحث منافقین بهتون معرفی میکنیم پدیده رو.
خارج از بدنه حاکمیته.
خب.
یه مقدار حاشیه قرار میگیره.
که اینا اینجورین "و من اهل المدینه مردوا على النفاق" اون موقع همین اندیشه وقتی میاد توی بدنه حاکمیت خیلی تخصصی عمل میکنه.
یعنی تخصص نفاق داره، فوق تخصص نفاق داره.
یعنی میتونه همون ادبیاتو به ادبیات مدینه تبدیل بکنه.
یعنی به ادبیات نظام تبدیل بکنه.
با حفظ مواضع رهبری با یه عالمه غلظت.
میتونه اونو-- بلده که چجوری ادبیاتشو درست کنه.
"لا تعلمهم" میگه شما نمیشناسین اینا رو.
یعنی خیلی کار پیچیدهست.
"نحن نعلمهم" یعنی دیگه ما میشناسیم دیگه.
یعنی فضا خیلی فضای تخصصیه.
"سنعذبهم مرتين ثم یردون الى عذاب غلیظ" که حالا انشاالله یه موقعی باید تو این روند به این نکته رسید و اما بله؟
ببینید قاعده بر این است.
حالا من یه نکتهای رو با یه خاطره بهتون میگم.
آیه یک سوره احزاب، آیه یک سوره احزاب، پروژه-- یکی از پروژههای سوره احزاب نفوذ در بیت رهبریه.
یکی از پروژههای مهم سوره احزابه بذارین من این خاطره رو ت-تعریف بکنم بعد اینو میگم.
شهید مثقال هدی باقری به این بحث تفسیر ما خیلی علاقه داشت.
دامادا.
تو این اسکای روم هم میومد درسای مجازی رو دقیقاً با اسم مثقال هدی باقری کنی.
دقیقاً با اسم کامل میومد.
[مکث] یه موقعی من به-- توی چند بار که ایشو دیدم بهش گفتم که این خودتی؟
راجع به مثقال با-- گفت آره من خیلی علاقم دارم میام.
یه بار داشتم سوره احزاب میگفتم و رسیدم به همین پروژه نفوذ در بیت رهبری.
نگاه کردم دیدم هستش تو کلاس.
شروع کردم خیلی پرپیمان و غلیظ و یه با روغن داغ و اینا شروع کردم به اینو گفتم.
تموم شد فاصلهای نگذشت، همدیگه رو دیدیم.
بهش گفتم دیدی اون بحثی که راجع به نفوذ در بیت رهبری گفتم اینا؟
گفت خیلی بحث درستی بود.
گفت حالا بذار من یه چیزی بهت بگم.
گفت آقا یه موقع به من گفتن یعنی به ایشون، گفتن من که میگم نفوذ، نفوذ در مسئولین نیست در درجه اول.
در درجه اول نفوذ روی خود بندهست.
بعد آقا توضیح دادن.
توضیح دادن که انقدر پرونده میبرن، میارن که منو نسبت به یه کسایی حساس کنن، حساسیت منو نسبت به یه کسایی کم کنن.
خب؟
انقدر کار میکنن رو این قضیه که این کار رو انجام بدن.
لذا بعد یه چیز دیگه ای گفتن من نمیخوام بگم.
یعنی واقعاً ب-- میترسم یه چیزی ایجاد بشه، یه فضایی ایجاد بشه.
حالا میگم ولی یادش اون نیفته.
یعنی خود- یعنی خودم به اون.
[پچ، پچ] ایشون گفتن که از قضا برخی وقتها جوابم میدن.
خود آقا.
بله.
از قضا بعضی وقتها جواب هم میدن.
این یه طبیعت کاره.
چرا؟
شما بعضیا که فکر میکنن نه مسئولین فلان، نه مسئولین اینا، اینا اشکال نداره، تجربه زیسته شون پایینه.
خب؟
نمیدونن اینا دور و بریا گاهی به قدری مین ریزی میکنن، خب؟
که این حلقه های بسته رو شکستن و رفتن بسیار کار شاقی میشه اگر بگیم که غیر ممکنی نه.
یعنی گاهی اوقات انقدر شاق میشه که ول میکنی دیگه.
خدا رحمت کنه مثقال هدی هم کسی بود که امثال ماها خب دو-- پشت هزاران لایه گیر میکنیم چونکه به دلایلی ماها رو نمیپسندن کلاً.
خب؟
پشت لایه های متعدد مثقال هدی کسی بود که ماها رو از این لایه ها رد میکرد.
نامه های ما رو میرسوند.
خب؟
که خودش یه پدیدهایه.
پدیده مهمیه که حالا بهتون میگم این پدیده چه مدلی میتونه اداره بشه با شرایط موجود.
این یه حقیقتیه.
باز یه خاطره بگم.
اینا به قدری حرفهایان تو این کار که شما باورتون نمیشه.
یه موقع آقای قالیباف اینا رو میگم که دیگه بمانند، دیگه همه چی لو داره میره.
آقای قالیباف به خود من گفت.
گفتش که آقای قاسمی من تو یه جلسهای به این دور و بریا گفتم شما آقای قاسمیان رو حذف کردید.
فکر نکنید من نمیفهمم.
گفتم نخیر کی گفته نه چی فلان.
کی، کی اصلاً کی بود فلان اینا.
بعدش نتیجهش این شد که بیشتر حذف کردن.
یعنی چی؟
این تفکر نباید برسه.
این تفکر نباید برسه.
یه بار ما این لایه ها رو رد کردیم، یه جلسهای گذاشتیم با آقای قالیباف، با این بچه های حزب اللهی فهیم چیزی، دلاور فهیم فهمیده.
با آقای قالیباف.
آقای قالیباف که این صحنه رو تماشا کرد و استدلالها، آدمای فهمیده.
چونکه چیه؟
این گروه راجع به حزب اللهیها میگن یه سری آدم خشک مقدس چرت و پرت پلشت فلان، اینجوری میگن.
انقدر میگن، میگن، میگن، میگن که باور پذیرش میکنن.
بالاخره چهار تا جمله هم ممکنه دربیاد این وسطها دیگه به عنوان مؤید.
اون چهار تا جمله رو هم ضعیفک میکنن، به قدری ذهنیت درست میکنن که این اتفاق میافته بعدش.
ما این جلسه رو گذاشتیم آقای قالیباف خیلی خوشش اومد.
دور و بریهای آقای قالیباف برگشتن به من گفتن آقای قاسمی ما نمیدونستیم شما انقدر ظرفیت داری.
گفتم فهمیدی حالا ظرفیت من چقدره.
گفت آره.
حذف کردم.
چند وقت پیش بود؟
بله.
این قضیه چند وقت پیش بود؟
این مال دوره اول مجلس، این دوره اول مجلس ایشون، ااا مال سال آخر.
دوره اول مجلس مال سال آخر.
بله.
که حتی به یکی از دوستان گفتم که خیلی آقای قالیباف از این جلسه خوشش اومد و میشد این جلسه تفکرات ایشون رو باهاش عوض کرد.
ولی فلانی اسم-- اینا همه اسمها اسم آدمه واقعاً.
خب؟
اسم تخیلی نیست.
گفتم ولی فلانی گفتش که خیلی ظرفتت بالاست من نمیدونستم.
گفت تموم شد پس.
گفت اگه ظرفتتو فهمید تموم که.
و اگر امروز میبینید یه سری تصمیماتی گرفته میشه خلاف نظر صریح خود آقا که سر هستهای مذاکره کسی نکنه و انجام میشه.
این به خاطر اینیه که و الان خیلی وقتها دنبال راه افتادن دارن میرن این ور، اون ور، این ور، اون ور برای اینکه بگن ما قطعاً باید سر هستهای مذاکره بکنیم و باید کوتاه بیاییم سر هستهای و الان به شدت دارن تلاش میکنن خلاف صریح نظر خود دقیقاً آقای خامنهای.
میخوام عرض بکنم بهتون کسایی که میگن اساساً از این پدیدهها وجود نداره مشکلشون تجربه زیسته شونه.
نمیدونن اینا در چیز کردن، در کانالیزه کردن و اینها البته بنده اعتقاد ندارم به این نکته که [مکث] شما هرکی میخواد حرف بزنه بگه من یه کانالی دارم، اون کانال اینجوریه، اونجوریه، اون کانال اینجوریه، اینجوریه.
مقام معظم رهبری اینجوری میگن، اونجوری میگن.
این کار بدیه.
ما باید بر اساس بیانات بتونیم حرفمونو بزنیم و حرفمونو بفهمیم و بزنیم و بگیم و الا اون کسایی که صدای منو خواهند شنید بعداً بالاخره کانالها معلومه دیگه خود آقای قاضی مشتبی مخالفت کردن.
این فرض مذکور مذاکره فلان اینام همینه.
اینی که شما اگر مردم یخ کنن فلان شی فلان.
اینا متن مکتوبه.
خب.
ولی ببینید نکته همینه که به هر جهت این پدیده پدیدهایه که هست.
خنثی کردنش به چیه؟
به همین میادینه.
تو میادین همون بیاناتو بگن، همون فرمان رهبریو بگن.
مگه بحث نبوده که با آتشبس، آتشبس وحدت صحات داریم ما.
اگه آتشبس نقض شد، اون نقض شده دیگه.
خب همینو بگن، همینو بخوان، همینو پاسخگو کنن طرف مقابل رو.
اینی که نه رهبر دستش-- کی گفت رهبر دستش بسته است یا بازه؟
اینی که مردم اینو از میدان فریاد بزنن این خود توقع خود رهبره که این کارو بکنن.
بفهمن همون شروط رو که گفته شده بفهمن و همین و-- و کسی هم هی کد نده.
اگه کو-- بسته به کدکشی باشه ما هم کد داریم.
ما هم چندین و چندین راه داریم برای رسیدن به ایشون.
خب من یه چیزی بگم، اون یه چیزی میگه، اون یه چیز دیگه میگه، اون یه چیز دیگه میگه.
این که نشد حرف زدن.
خب هرکی میگه من سه کانال دارم، یه خلاصه پنج دقیقه صوت میده پنجاه بار توش میگه مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری.
خب شما بر اساس همین بیانات بگو دیگه ایشون یه سری حرف زدن، اون نامه رو که هی اینجوری میکنن بنده اون نامه رو هم دیدم.
خب.
این فقط این نامههایی نبوده که چیز شده، ولی اساساً اینجور نمیشه تحلیل کرد.
ما اون موقعی که رهبر در دسترس بود نباید آدم این کارو میکرد.
تازه اون موقعی که حضرت آقا [مکث] میاومدن توی دهه هشتاد، ایشون دو هزار سخنرانی کردن با مردم در طول سی و هفت سال.
خب ما هر اتفاقی میافتاد سعی میکردیم که بفهمیم که مثلاً ایشون نظرشون چیه.
الان که ایشونم نمیبینیم خداروشکر طبق نظرسنجیهایی که مردم کسی رو که ندیدن، صداشو نشنیدن، اینا نزدیک به هشتاد درصد محبوبیت دارن.
این محبوبیت رو خود آقا نداشت.
چه عجیبیه [خنده] یعنی ما به یک پدیدههای عجیب در حقیقت رسیدیم که کسی که نه شنیدن صداشو نه دیدنش اینا- مقیاس درک قدرت.
بله دیگه.
یعنی شما هشتاد درصد نزدیک به هشتاد درصد محبوبیت.
اون بیست درصد هم کسانی که هیچ موقع نخواهند پذیرفت.
یعنی ما دنبال اون بیست درصد هم نیستیم.
بیست و چند درصد.
این چیه؟
این-- یه همچین محبوبیتی خدا تو دلها گذاشته.
از اونورم همین پیامهای صریح و واضح وجود داره.
کسی اگر هی کد-- نه شما خبر ندارین.
من اینکه با صراحت معلوم بشه آقا این مطلب مطلبی بود که مقام معظم رهبری اعلام میشه که ایشون اینو، اینجا آدم حرفشو زده و deliver شده.
چونکه یه نکتهای هست من باز به عزیزان عرض میکنم.
باید یه جوری بگید deliver بشه.
ممکنه deliver نشه.
باید بگید که این مردم از وسط میدانها، مردم اگر یخ کنن اشتباس.
deliver بشه بگن آقا ما مذاکره اینجوریم.
گرچه اون کانالها هم همینه.
کسایی که فکر میکنن ندیدیم اون نامهها رو دیدیم آقا با مذاکره موافق نیست، نبوده و نیست.
خب.
خب دیگه جزء صراحتها.
یعنی کلاً شما این نامهها رو ببین همین نامهای که نوشتن ببینید معلومه که نیست.
خب.
شاهدش هم همین تجربهایه که مکرر در مکرر ما تجربه کردیم همینه دیگه.
اینم دیگه قرآن هم همینو میگه.
میگه اگه صلح میخواید بجنگید، بجنگید تا صلح بشه.
این چند جای قرآن اینو گفته میگه صلح میخواید بجنگید تا صلح بشه.
و اینو شما با صلح دست پیدا نمیکنید، با این وحوش دست پیدا نمیکنید.
این که گفتم سوره احزاب بیارید آیه چی؟
میخوام بگم اینجا شعور مردم اتفاقا اینجاست که وقتی که [مکث] آنجایی که فهمیدند ببین آیه سی و شش رهبر برید اونجا رو دیگه.
اونجا هرکی هر نظری داره داره دیگه.
اونجا دیگه جاییه که بریده.
خب؟
ما الان تو کانالمون یه چیزی گذاشتیم آقا بنده سر بحث حج یه سری سؤالاتی داشتیم تو هم-- نه من داشتم تو همه جا فریاد زدن که آقا به هر جهت مسئله حج گروگانگیری نه توسط عربستان، عربستان اصلاً سگیکی باشه بخواد این کارو بکنه.
اون چون قبلش ترامپه اصطلاح هجرش هم همون کیس مای هاسه.
خب؟
اون اصطلاح هجرش همون اونه.
خب؟
که باید بره انجام بده.
اون اصلاً عددی تو این بحثا نیست.
نه، اونی که مهمه در حقیقت آمریکاست که به هیچ قانونی پایبند نیست و اونجا هم مستعمره اوئه.
یا دست بسته شدن نیروهای مسلح.
اوه.
اینی که به هر حال شما یه عالمه هدف مشروع اعلام کردی اونجا.
از زهران، از جبیل، از جده، از آرامکو، از-- در حقیقت اینا هدفای مشروع اعلام کردی.
من اینجا رو میزنم.
خب؟
حالا اگه دستش بسته چه چی؟
تا اینجا ما حرفمونو میزنیم deliver.
ایشون میگه تمام باید برن حج.
میگیم تمام شد بحث باید برن حج.
خب؟
ما میخواستیم ببینیم deliver شد یا deliver نشد این قضیه رو.
اتفاقاً اینجا مهمه که آدم اگر فهمید deliver شد دیگه تا این نرسیده آدم یعنی حرفش دقیق نرسیده میتونه ادامه بده بگه.
خب؟
باز یه خاطره میگم از آقای قالیباف خیلی خاطره مهمیه این خاطره.
ایشون میگفتش که به خود من میگفت.
میگفتش که من سر بحث پلیس زن به آقا چند تا نامه نوشته بودم و ایشون چون طبق اصل صد و ده قانون اساسی بحث نیروی انتظامی و نظامی و اینا با ایشونه.
ایشون مخالفت کرده با پلیس زن.
گفت من یه بار رفتم پشت سر ایشون نماز خوندم.
بعد نماز که تموم شد اومدم گفتم آقا من یه کاری دارم.
گفتم آقای قالیباف چیه کار؟
گفتم که راجع به پلیس زن.
آقا قالیباف بسه دیگه خب گفت مثلاً نامههاتون رو خوندم دیگه مثلاً.
گفتم آقا من به حق اون نون و نمکی که تو این جبهه با هم دیگه خوردیم و فلان.
نه من یه ده دقیقه توضیح بدم.
آقا گفتن با بیمیلی اون آقا توضیح داد.
گفت من دو سه دقیقه توضیح دادم آقا چی گفتن؟
گفت کافیه.
گفت پلیس زن درست کن.
ببینید این درسته آدم باید یه موقع هم نه deliver هم شده این باز دور headf فشار میده.
میگه آقا دیگه حرفتو زدی دیگه.
ولی نه، یه جایی آدم احساس میکنه ممکنه حرف فهمیده نشده، کامل دریافت نشده.
این اشکال نداره که آدم بگه تا دریافت بشه.
اگه دریافت شد دیگه تمامه.
ببینید این آیه سی و شش رو نگاه کنید.
این بسیار آیه مهمیه تو این زمینه.
«و ما کان لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمرًا».
«قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمرًا» یعنی چی؟
یعنی برید دیگه.
یعنی دیگه حق هیچ مؤمن و مؤمنهای وقتی برید «أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ فِي الْأَمْرِ» هیچ اختیاری دیگه نداره.
با اینکه «مِنْ أَمْرِهِمْ» هست ولی دیگه اختیاری نداره.
تا وقتی که نبریده آقای نواب توی اندفه، توی فرودگاه امام گفتش که این به تأیید و نظر و فرمان رهبریه.
تمام دیگه اینجا.
یعنی آدم-- اونجا هم باز دور headf ادامه.
پس معلومه رهبر خودتی.
ولی تا اونجا نرسه اون طرف باید فریادش و حرفشو بزنه.
«شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» خب همین چیزه.
یعنی باید مشورتشو بده، نظرشو بگه.
بگه آقا ما نگران همچین موضوعی هستیم تو این بحث برای خودشون برید تموم شد دیگه.
اتفاقاً ولایت مداری اینجاست که آدم در این موارد بگه که وقتی که رهبر برید کارو دیگه تمومه.
«و مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِينًا» اگه اون موقع «يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» من یه موقع مفصل این درس رو توضیح، توضیح داده بودم خدمتتون که رسوله یعنی اوامر سلطانیه، اوامر سلطانیه.
نه اینکه اوامر نماز بخون و فلان و این چیزا.
امام در همین کتاب البیعشون در بحث ولایت فقیه حول مقول، مقوله عمر بن حنظله یه نکتهای دارن، خیلی نکته فنیه.
ایشون میگن اگر کسی نماز بخواند به قصد اطاعت از رسول، نمازش باطله.
چرا؟
چون این اطاعت از خداست، اطاعت از رسول نیست که.
تسریم میکنیم اگه کسی نماز بخونه برای اطاعت از رسول، نمازش باطله.
ما برای اطاعت از خدا باید نماز بخونیم.
بله.
کی بلندگو بوده اینو گفته؟
رسول.
عنوان اطاعت از رسول، امام یه دقت فوقالعادهای میکنن که حرف بسیار دقیقی هم هست.
سر «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم» همینو میگن.
میگن این «أطيعوا الرسول»ش مال اوامر سلطانیهست.
یعنی روی صندلیه این نشسته میگه جنگ بکنید، صلح بکنید، این کارو بکنید، این کارو-- یارانه بدید، یارانه ندید.
موشک بسازید، به این-- به امام ببندید، نبندید.
این میشه اطاعت از رسول تازه.
وگرنه اگه بگه نماز بخونیم، ما نماز بخونیم اطاعت از خداست، این اطاعت از رسول نیست دیگه.
مثل اینکه من الان به شما بگم که حکم خدا اینه، باید این کارو بکنید.
تو از من که اطاعت نکردی تی.
از خدا اطاعت کردی دیگه این نکته، نکتهی ماست.
"و من یعص الله و رسوله" اگر عصیان خدا بکنه و رسول "فقد ضل ضلالا مبینا".
خب این دیگه یک ضلالت آشکاریه دیگه.
یعنی طرف بازم deliver شده، حرف زده شده بازم میخواد حرف خودش رو بزنه.
او هم بریده.
"قد ام الله و رسوله امرا" او هم کارو بریده بازم میخواد حرف خودش رو بزنه و هم ما تا قبل از اون طرف باید بگه، باید فردش رو بزنه به همون بیاناتی که وجود داره باید استناد بکنه و هی هم کد نیاره که میگن دو تا کانال دارم، میگه من چهار تا کانال دارم، خب منم کانال دارم.
اون چیزایی که تو خوندی منم خوندم.
تو اگه یه نامه دیدی من دو تا نامه دیدم.
خب؟
از همون نامخفیها.
بعد هی طرف داره توجیه میکنه که نه این به فلان.
[سرفه] اینجوری نمیشه.
بر اساس همون بیانات اگه کسی توضیح داد، اینی که قرآن میگه "لا تقسم طاعة معروفة" قسم نخور طاعت شناخته شده با توجیه میارن.
توجیه کن، خب؟
توضیح بده.
آقا هی نگو مقام معظم رهبری، نظر مقام معظم رهبری این بوده.
خب؟
اگر اینو بگی بعد همه گیج میشن.
آقای نوبیان میگه نبوده، اون میگه بوده، این میگه نبوده، اون میگه بوده.
ببین دو تا کانال دارم، سه تا کانال دارم.
خب چی میشه؟
آخرش چی میشه؟
اینجوری باید آدم در حقیقت وارد بشه معلوم بشه شروطی که گذاشتن ایناست، این شروط باید رعایت بشه و اینا.
و الانم چرا من باز داره اصرار میکنم چون بدانید در مقطع حساسی ما قرار گرفتیم.
یا ما با شرافت میجنگیم یا با بیشرفتی میجنگیم.
بعضیا تصور کردن که ما میتونیم نجنگیم.
غیر ممکنه.
تو جنگهای وجودی این اتفاق نمیفته.
نمیدونم اون تلنگر قبلی ما رو گوش کردید یا نه.
که راجع به جمله معروف چرچیل صحبت کردم.
اون حرف بسیار مهمیه.
یعنی واقعاً چقدر حکیم بوده این.
آدم، حالا نمیدونم اگه گوش نکردید یه دو، دو سه دقیقه بگم اونو.
گوش ندادین.
1939 جنگ جهانی دومه.
حتی اگه تاریخش میخواید یادتون بمونه، 1318 تاریخ تقویم آقا هست.
خب یه سال قبلترش ببین جنگ کی شروع شد؟
1938 یه کنفرانسی پیمان مونیخ برگزار کرد.
عکساش تو اینترنت هست.
میتونید ببینید.
اینور موسولینی و هیتلر نشستن، اون طرفم دالادیه نشسته نخست وزیر فرانسه و نوِل چمبرلین، چمبرلین.
یه چمبرلین بازیگر فیلم کمدی چیز داریم فوتبال.
نه، نوِلش نه.
اینا با همدیگه نشستن قشقش میخندن و دارن پاسو بازی میکنن.
این عکس مال چیه؟
مال 1938.
یه سال برید جلوتر.
ببخشید تمومه ها.
تاریخ باز داره عکسش هست.
یه برگه ای دست چمبرلینه.
در مراسم استقبال که شده قهرمان ملی و، و همه این چیزا، دیپلماسی رو ترکونده.
یه عکس دستش هست.
اینجوری، اینجوری عکسه.
یه بر، برگه دستشه.
تو اون برگه میگه این امضای هیتلره.
امضای هیتلر تضمین است.
ما عملاً سایه جنگ رو از سر ملت برداشتیم.
دیدید ما چقدر بلدیم، بلد این کاریم.
اینجاست که چرچیل که الان تو دولت نیست یه جمله خیلی طلایی داره و اونه که شما بین جنگ و بیشرفتی، بیشرفتی رو انتخاب کنی به هر حال جنگ هم خواهیم داشت.
و سال بعدش میشه همون حمله معروف به لهستان و شروع جنگ جهانی دوم.
این چیه؟
بله دیگه.
این میشه چی؟
شما تجربه بقیه، تجربه خودمون، همه رو بذاریم باید این رو ما به ملت بگوییم.
انقدر بگیم که ملت اینو فریاد بزنه که اون کسایی که دنبال اینن که هستهای رو فلان بکنن، هستهای امروز از کشور ما برود تمامه.
بمب اتم میخوریم.
چون که میدونن همین چهارصد کیلو در حقیقت چیه؟
چهارصد کیلو اورانیوم شصت درصد یعنی تقریباً دوازده، سیزده تا کلاهک.
حالا ما درست میکنیم یا درست نمیکنیم یه بحث دیگهست.
این باید از همین بترسه.
یادتون بیاد سال نود و چهار ما چقدر اورانیوم غنی شده دادیم؟
یازده تن.
درسته سه درصد، پنج درصد بوده ولی از یه معلم فیزیک این رو بپذیرید که میدونید که این از کیک زرد تبدیل شدنش به اورانیوم، enriched اورانیوم اصل قضیه است.
من اینا رو با خود آقای اسلامی چک کردم.
خب؟
اصل قضیه اش یعنی ایزوتوپ 238 دو تا ایزوتوپ 235.
اصل قضیه اش اینه.
اصلاً عدد تخلیصش مهم نیست.
سه درصد یا پنج درصد.
این ایزوتوپ هم اگه بخواهین بدونین اگه سوادتون هنوز مونده باشه، عدد اتمی اورانیوم چنده؟
نود و دو.
نود و دو عدد اتمی کلا همه اورانیوم.
این وقتی که صد و چهل و شش تا نوترون داره در حقیقت میشه ایزوتوپ 238.
سه تا نوترون ازش کم بشه میشه 235.
ایزوتوپ 235 همونیه که میتونه توی شکافته هستهای شرکت بکنه از برق و فلان تا سلاح هستهای.
خب؟
اصل قصهش تبدیل کیک زرد به enriched اورانیومه.
از اونجا به بعدش دیوتوانه.
خب؟
یعنی اونجا یعنی از سه درصد، پنج درصد تا نود درصدش که کلاهکه چیزه دیگه [مکث] اتوانه.
همین این سه درصد، پنج درصدی که دادن معادل هشتصد و خوردهای کیلو اورانیوم شصت درصد بوده که ما الان سر چهارصد کیلوش داریم مبارزه میکنیم.
خب چی شد؟
چی به ما دادن؟
تف.
اینو دادن.
بعدش چی شد؟
بعدش حاج قاسم رو زدن.
بعدش؟
بعدش سه درصد نصبی زدن.
بعدش؟
باز دوباره رفتیم مذاکره کردیم.
بعدش؟
تو مذاکره ما رو زدن.
بعدش؟
باز دوباره رفتیم مذاکره کردیم.
بعدش؟
آقاهه ما رو زدن.
بعدش؟
خب ببینید [خنده] دیگه بعد نداره تمومه دیگه.
خب؟
این یه منطق خاصیه.
چیز که شما، میگه قرآن میگه بزن که خوب میزنی.
بزن تا صلح بشه.
سوره ممتعنه اینو دیدید دیگه.
میگه بزن تا صلح بشه.
عس الله ان يجعل بینکم و بین الذین عادیتم منهم مودة.
انقدر بزن تا صلح بشه.
انقدر مبارزه کن لعلهم ینتهمون تا ول کنن.
[مکث] اون کسایی که میخوان از تو میز مذاکرات مطلبو دربیارن، این نه نظر رهبریه الان، نه نظر رهبر قبلی بوده.
یه موقع آقای علی بهادری، آقای علی بهادری که یادتون هست، سخنگو، سخنگوی آره علی بهادری جهرمی.
ایشون میگفتش که یه چیزی که چشم آقا رو خیلی گرفته بود در مصاحبهی اول چیز، در مصاحبه اولی که آقای رئیسی کرده بود، گفتن آقا شما مذاکره با آمریکا، گفت ما مذاکره نداریم با آمریکا.
گفت این اصلاً آقا پر میکشید این وقتی تعریف میکرد.
گفت این درست بود، این برخورد.
البته اینو بدونید آقا اجازهی مذاکره رو قبلاً داده بود به آقای رئیسی.
گفتن اگر فکر میکنی برای مصلحته این کارو بکن.
ایشون گفت اصلاً مصلحت هم نیست.
این کار در حد امیرعبداللهیها نه.
بحث، اصلاً خودمم ورود نمیکنم.
یعنی [خنده] اصلاً به هیچیش نگرفته بود.
این مهمه.
اون تفکر، تفکریست که جنگ رو برمیداره، جنگ رو حل میکنه، چیکار میکنه و این تفکر که در دیپلماسی وجود داره، این جنگ رو فرسایشی میکنه و ملت رو از تو خیابون خارج میکنه.
چیزی که امروز رهبر ما به شدت نگرانش هستن خالی شدن خیابونه.
چیزی که رهبر ما به شدت نگرانشن خالی شدن خیابونه.
خالی بشه خیابون مردم فریاد نزنن به یک سمت دیگهای میره که دیگه جوری کتک بخوریم که دیگه بلند نشیم.
و البته امیدواریم که این جنگ مجدد شروع بشه چون که جنگ از نجنگ نسلح خیلی بهتره.
بله.
و ان جنحوا للسلم فاجنح لها.
اگه طرف گفت غلط کردم دستشو باز کرد اشکال نداره.
ولی در وضعیت نجنگ نصل تا اینجاشم خیلی خوب اومدیما.
من میدونید من نگران چیم؟
نگران اون آیه ای هستم که ولا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوتها انکاثها.
یه زنی رو قرآن میگه آقا من چند بار این آیه رو تذکر دادم.
میگه یه زنی بود در جاهلیت این میومد هی میبافت همه کس و کارش هم میذاشت این رشتهارو بعد از اون شروع میکردن همه رو باز میکردن.
اینا.
آقا چند بار این آیه رو خوند که ولا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوتها انکاثها.
نکنید شبیه اون زنک احمقی بشید که صبح تا ظهر میتابید ظهر به بعد باز میکرد.
یهو میبینید الان رفتیم تا بیخ کار.
چجوری ممکنه برن تا بیخ خیمه ماویه چیز بشه؟
ممکنه.
این احتمال هست.
این احتمال رو بعید ندانید.
مردم باید بگویند، فریادشون رو بزنن، میدان رو خالی نکنن.
یعنی بزنن تا این فضا بمونه.
اگر اذا قضى الله ورسوله امرا برید، برید خب برید دیگه تمومه.
گفتن این کارو میکنیم، نمیکنیم فلان هرچی دیگه اینجا همون جاهاییست که باید آدم حواسش باشه.
دیگه ولا تمداری.
آیهی یک رو نگاه بکنید انقدر آیهی یک اعصاب که گفتم چهارصد و هفده صفحه چهل.
انقدر سهمگینه این آیه که معلومه میخواستن رو مخ پیغمبر هم کار بکنن که میگه يا ايها النبي اتق الله ولا تطع الكافرين والمنافقين.
اتق الله ولا تطع الكافرين والمنافقين.
تقوا و اطاعت از کافرین و منافقین نکن الله کان علیماً حکیم.
معلومه انقدر پیغمبر هم تحت فشاره که در معرض اطاعت از منافقینن.
یعنی چی؟
داره خب جامعه رو اداره میکنه.
وقتی که پا رو میذارن رو خرخره دیگه همین اتفاق میفته دیگه.
دیگه انقدر میرن، انقدر میان، انقدر همون داستانی که تعریف کردم.
انقدر حساس میکنن، میکنن، میکنن، این میگه، اون میگه، کارشناسی یک، دو.
بابا الان دوره را افتادن، دوره را افتادن.
میگن که کدوم نامه؟
آقا، بابا دیگه چی الان دیگه.
اون نامه رو که خیلیها دیگه دیدن.
کدوم نامه؟
الان، الان دارن سود میدن کدوم نامه؟
خب؟
و دوره را افتادن.
اینی که دارم میگم حرف مهمیه.
دوره را افتادن که آقا اون خط قرمز رهبر مبنی بر چیز هستهای غنیسازی هستهای که سفت ایشون وایساده روش، این خط قرمز، خط قرمز بیخودیه.
باید رسانهها بیان به کمک.
خب چرا این طرح رو می-میزنن؟
برای اینکه وقتی رسانهها، مردم، یواش این و فلان اینو بدو کنید.
خب شما چیز عجیبی از رهبر تصور نکنید.
اونم داره همین فضا رو نگاه میکنه.
میبینه یه چیزی مگه برجام چه اتفاقی افتاد؟
برجام همین اتفاق افتاد.
انقدر از تو دل رسانهها دراومد که با اینکه شما میفهمیدی آقا باهاش مخالفه ولی رفت تو مجلس بیست دقیقهای تصویب شد.
حتی از تو خود بیت زنگ زدن به مجلس که آقا این باید تصویب بشه تمام.
چرا مردم بخوان بله؟
شما این پدیدهها، پدیدههای واقعیه.
برای همین است که امیرالمؤمنین به مالک میگن مالک!
وقتی که داری با مردم صحبت میکنی دور و بریهات رو جدا کن از خودت.
نذار ring حلقه بزنن دورت.
اتفاقاً [سخنگوی] اون کسایی نزدیکتر باشن که حرف تلخ رو بهت میرسونن.
اینا باشن.
اونایی که دور و بریه نمیذارن.
اونی که میفهمه قاسمian یک شبکهای از طلاب نخبه دستشه که میتونه بیاره در کنار شما.
منتها طلاب نخبه حرفم میزنن.
بله قربان گو نیستن که اونا.
اونا حرفم میزنن.
اینو حذف میکنن و اون بندگان خدا انقدر مشغول کار، کار، کار، کار، کار اینجوریان.
اینی که میگم، میگم که بماند.
یعنی بحث این و اون نیست.
دو گروه داشتن آقای قالیباف که این چیزا رو میچیدن.
یه گروه اون موقعهایی که ما بودیم، ما بودیم که جهادی بودیم و جلسات این مدلی میچیدیم.
این جلسات معمولاً خوب نبود.
جهادیا زبونشون اینقدره.
خب؟
حرف میزنن دیگه حرف میزدن، انتقاد میکردن، چیکار میکردن درست یا غلط.
گاهی اوقات تندم میشدن.
یه گروه اونایی که ستاد استقبال اونوری میچیدن همه چی باید جاها معلوم بود.
خب؟
جاها معلوم بود.
ببینید رفته رفته اینا، اینا رو حذف کردن.
علارغم همه تلاشها.
برمیگردد به همون که فراش انگار به ماله گوش نمیدن دیگه.
آره ببینید- اون مشورت- من میخوام بهتون بگم شما الان، شما الان باور کنید مدیر نشدید یا مدیر کلان نشدید.
آدم به صورت طبیعی دوست داره حرفای خوبو بشنوه.
اصلاً بنده.
الان شما ببینید حاج آقا چه کلاس تفسیر خوبی.
بله دیگه ما خ-خدا اینو خدا این چیزا رو میده و میگیره.
یکی بگه مثلاً دو نفر بگن که حاج آقا این چه کلاسیه مثلاً بار علمی نداره و مثلاً فلان.
میگم حالا شما نمیفهمی دیگه.
خب؟
بعد هی اینجوری هی، هی، هی، هی کافیه شما چند ن-- بالاخره کسایی که کار دارن یه سری دور و بری دارن دیگه.
اون دور و بریها حواست نباشه شروع میکنن اونا رو حذف میکنن، اینا رو میارن میچینن اونور.
که چه بشود من راضی باشم.
من حواسم هست و نه منم حواسم نیست.
این اشکال شما میشه.
آره این اشکاله.
من نمیخوام بگم اشکالی نیست- طبیعیه ...ولی طبیعت کاره.
اگر شما تونستید این لایهها رو بشکنید یا حواستون از اول به این چیزا باشه، به این دور و بریها باشه که دور و بریها چی نکنن، ترکتازی نکنن دیگه.
باید اینا حواستون باشه به این.
خیلی وقتها هم به خاطر یه نکتهایه.
ببینید بعضی از دور و بریهایی هستن توی شرایط سخت به آدم وصل شدن.
اونا آدمای حقیقیان.
بعضیهایی هستن در بخور بخور و سر سفره با آدم وصل شدن.
اونا آدمای حقیقی خیلی وقتها نیستن.
خب؟
اونا آدم حقیقی نیستن.
این دیگه یه باز یه خاطره میام بریم سر آیات قرآن.
خاطره این نکته.
دو سال آقای قالیباف فاصله بین شهرداری بود به مجلس.
درسته؟
دو سال هیچ کاری نداشت.
دیدنی بود.
ماها مونده بودیم.
همه رفتن.
چرا؟
[نامفهوم] چکار [نامفهوم] باید چکار کنم اینا.
خب؟
همه رفتن.
این نکتهایه که اتفاقاً ما هم هی میگفتیم.
میگفتیم ببین اگر کسی بیرون میز به شما احترام نمیذاره، در میز میذاره باز شما از میز فاصله میگیری بهت نمیذاره، این داره به میز احترام میذارهها.
به شما احترام نمیذاره.
خب؟
اینا از اون چیزاییست که واقعاً، واقعاً کار مشکل اخلاقی لازم داره.
آدم باید به جهت اخلاقی رو خودش کار بکنه و یعن-- و بعدش تو دورچینی آدمها هم باید به شدت دقت.
یه پدیدهای داریم به نام بیت.
پیغمبر از پ-- این پدیده خورده.
خب؟
میخوام بهتون بگم پروژه خود پدیده بیت در قرآن در سوره احزاب یه پروژهست، همینه.
خود پیغمبر از این پروژه خورده.
یعنی باید بازم به همین آدما اعتماد کرد؟
ببینید اینجا اونجاییست که شما، این واقعاً یه کاریه.
ما هم فکر میکنیم خیلی وقتها که گاهی اوقات آدم نزدیک بشه belki نفوذ کنه.
خب؟
بگه، برسونه.
گاهی اوقات ممکنه فرض کنید بنده ظرفیتشو ندارم باید محترمانه به من بگید.
اگه ورداری همینجوری بزنی تو صورت من، من قبول نمیکنم.
با همینو محترمانهاش رو به من بگو ممکنه قبول کنم.
حتی ممکنه جلو شما قبول نکنم.
خب؟
ولی میرم در خلوت خودم قبول میکنم.
صدها بار گفته شده داره- حالا بازم بگید.
چه صد بار، یک بار بگید.
بازم بگید.
خب یه سلام had بفرستین.
[هم پوشانی گوینده ها] سلام.
صفحه سه رو بیارید.
بله، چی فرمودید؟
[پچ،پچ] مذاکره بکنن، بگن، داد بزنن، بگن.
آخه خب ببینید ملت مبعوث شده یعنی همین.
الان انقدر ملت مبعوث شدن که طرف میره میگه اینجوری مذاکره میکنیم بفهمه فلان همه میگن مددا انقلابی، بصیرت، بصیرت.
این یعنی چی؟
یعنی ملت سطح فهمشون اومده بالا.
آقا رهبری چرا در مقابل بحرانی که اتفاق افتاده به هر حال یه فشارهایی هست که ایشونم احتمالا دارن نظرشون یه مقدار کوتاه میان دیگه من اشکال- اینجوری نیست.
حالا میخوام بهتون بگم بر اساس-- چون اون دو تا نامه رو نخوندید شما ممکنه اینو بگید که سرترين- تخاطب با مردم نمیکنن.
حالا ببینید تخاطب با مردم رو من اعتقاد دارم.
خب؟
یعنی شرایط الان- بر اساس بیاناتی که الان هست، بر اساس حرفی که خود ایشون فرمودن، بر اساس فرمایشی که اون ده بندیه که خود اینا گفتن این ده بند، همونو، همونو شما مطالعه کنین.
بله، بله داره میشه برجام.
ولی زمان با برجام فرق کرده.
یعنی اون زمان شاید آقا معذوریتهایی بود.
الان که دیگه مردم به قول شما هشتاد درصد تو میدون فلان ما باز دوباره بگیم ده بند بعد ده بند رعایت نشه بگیم اینا رعایت نکردن.
من- نه، نه، نه.
خب یه کاری ب-- ببینید یه کاری بکنین همین الان کی مذاکره رو هوا کرد؟
خود شخص رهبری.
نه آخه مردم.
ایشون که هوا کرده بود.
نه، ایشون گفتن که دور دومو نا-- گفتن که به دلایلی- نه، از کجا؟
نه، از کجا اینو میگی؟
همون کدایی که میگن- نه دیگه میخوام بهتون بگم.
اونی که هوا کرد مردم بودن.
خب؟
اونی که هوا کرد مردم بودن.
اینو دقت بکنید.
این در حقیقت انرژی مردم که پشت دست وگرنه فکر میکنید اینا چی داشتن که اینا مثلا رهبر بگن اینا مذاکره نکنن اینا برن.
خب اینا مگه قرار بود سر ح-- مگه قرار نبود سر حستی مذاکره نکنن؟
خب کردن.
میخوام بهتون بگم- مردم که نمیدونستن.
ببینید میخوام همینه.
اونقدری که میدونن، ببینید اون مقداری که میدونن اینو ه-- فریادشو بزنن، اون مقداری که میدانن فریاد بزنن، اون مقداری هم که نمیدونن.
ببینید ما سر تکفیر صیاد یه نکتهای گفتیم.
ببینید سر تکفیر صیاد یه بحث اجتماعی مهمی بود یه موقعی کردیم که خدا اگر این امهات رو ما درست نگه داریم، خدا این کوچولو موچولههاشو میبخشه.
خب؟
مثل اینی که بعضیا فکر میکنن که مثلا اگر یه کمی بالا پایین غذا خوردن مثلا دیگه میمیرن مثلا.
نه بابا بدن آدم یه جوری تنظیم شده باید کلیت خوراکت درست باشه.
حالا فرض کنید دو تا، دو تا نوشابه خوردی یا نوشابه هم مثلا خوردی یا چیزم خوردی یا سوسیس خوردی.
دیدین بعضیا که خیلی فاندامنتالیستن تو این چیزا.
سوسیس مثلا این بدن رو نمیدونم فلان.
نه بابا حالا دوباره بدن انقدر چیز داره.
بله، کسی اگه قوت غالبش بشه سوسیس، خب این از این مزخرفات فس فودها و فلان.
میشه این خب معلومه این بدنشو داره خراب میکنه.
ولی بدن انقدر بیشعور نیست که اینچور نفهمه.
اینا، اینا تنظیم میکنه، درست میکنه، میریزه یه گوشهای فلان.
همه اینا درست میکنه خوده.
این میشه تکفیر صیاد.
ما در امهات نباید اشتباه بکنیم.
تو صیاد خدا میبخشه.
اگر ببینه در امهات ما اشتباه نمیکنه.
ما در برجام و اینا تو امهاتش اشتباه کردیم.
در اینی که همه، همه رو داشتیم خفه میکردیم.
میگفتیم آقا این نظر نظامه.
تموم شد و رفت.
بعد هیچکه-- بعد کسی که داد میزد همه اونو خفه میکردن.
نه، الان اینجوری نیست.
نه، الان شما الان همین، همین الان، الان مردم-- ببینید رسانهها آوردن بالا مردم برجام میخواستن.
درسته؟
خب همین، همین شد که شد.
برجامو نوشتن و اونجوری شد و بعدشم طفت رفت از دست دادیم.
همین که ادامه.
اما الان مردم مگه همین بندایی که رهبری فرمودن مگه نیست؟
اینایی که خودشون گفتن مگه نیست؟
خب همین رو مطالعه کنن.
مگه نگفتن که حمله به-- این میدونید که این تیکه تیکه کردنی که تو همون یکی از این نامههاست که اصلا من حرفم اون نامهها هم نیست که شما وقتی وحدت ساحاتو از بین ببری دشمن میداند که شما رو میشه تیکه تیکه کرد و تیکه تیکه از بین میبره.
خب؟
شما اینو بفهم.
اینم که گفتن تو بندای چیزم که هست مورد تاکید ایشون هم هست این وحدت ساحل و تاکیدم شده.
این فقط لبنانم نیست.
اونجا هم، اونجا هم، اونجا هم، همه جا هست.
خب؟
آقا وقتی داره چی میزنه بگو آقا چی شد؟
مگه قرار نبود جواب بده؟
خب چی شد الان؟
خب؟
آقا از نظر همون [نفس کشیدن] آدمهایی که سر کار بودن مثلا تو گروههای هفتتا هشت تا اذیت کردن مردم شعور نداشتن حمایت کنن.
الان مردم با شعور، رهبرم که هستن، اون لایهای که تو حکومت هستن یعنی اینا همشون- نه اینجوری نیست خب.
نه، نه، نه کارش رو میکنه آخه میگم- شما آقا شما، شما فریاد خودتونو بزنید.
فایده نداره.
چه-- عه بابا نگید فایده نداره.
شما رو فردا نمیزارن- شما فریاد- اون نظر رهبریه ...شما فریاد خودتونو در نظر رهبری بزنید.
ببینید الان شما میگید حج، ببینید بنده جزو کسایی بودم این متعمده ردیف اول حج هم دیگه، خب؟
از دفاتر مراجع به من زنگ زدن، گفتم چه عجیبیه آقا به من چه ربطی داره؟
از دفاتر مراجع گفتن ما فایل صوتی شما رو دادیم به آقا گوش کردن اون مرجع میگن درسته و چیزه و حج امنیت نداره و شرط استطاعت.
یکی از دفتری که به من زنگ زد گفتش که حتی اگر برن حج از حجة الاسلام مجزی نیست.
خب؟
ما باید حرف میزدیم.
خب حرفمون رو زدیم دیگه.
ببینید بزنید همه بزنن این حرفو منتها اینم بخشی از شعوره-- قصهست که وقتی که ایشون برید به هر دلیلی برید ما اطاعت میکنیم خب.
اینکه دیگه هرج و مرج در جامعه میشه، اون أطيعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم اون محور نباید از بین بره.
الان به نظر من آن مقداری که باید بیانات ما داشته باشیم برای حرف زدن داریم توسط نامه های رهبری نه اونایی که کده و توسط آنچه که خودشون گفتن این تیم گفته خب همونو رو بگیم.
باور بفرمایید همین این مذاکره دور دومو همین مردم تو میدونا هوا کردن.
اینو باور بفرمایید و الان آقای عراقچی که رفته میدونید که نرفته که با ویدکاف مذاکره کنه.
اینو مردم یه کاری کردن که همین دیپلماسی زایهای که داریم، نه اینکه دیپلماسی زایه، بابا اینا برای یک سیستم آمادهند.
ببینید یه موقع هست من کوهنردیه، یه موقع هست صخرهنوردی اینا دو تا سیستمه.
اینا آدمهای تهش کوهنردند، صخرهنورد نیستند.
شنا من خ-خودم استاد شناام.
شنا با غواصی فرق داره.
من شنا بلدم، من غواصی بلد نیستم.
استاد غواصی هم نیستم.
من رو سطح قرار باشه برم من میرم.
بخوام برم تو عمق من نمیتونم برم.
خب؟
این مال چیه؟
مال اینه که اینا الان همین آقای عراقچی که رفته نرفته با ویدکاف مذاکره کنه بده بره.
خب؟
گرچه شما دادشو بزنیدا که آقا چرا رفتی اسلامو برد همه داد بزنن.
خب؟
دادشو-- ولی نرفته بده بره.
این نکته مهمیه.
میخوام بهتون بگم بعضیا دارن مبعوث شدن مردم رو دارن پشیمان میکنن.
میگن آقا ما رفتیم به سد افتادیم نمم چچی شد و نمم فلان شد.
نه اینجوری نیست.
اینجا مشکل لایه میانی که تا مردم- لایه میانی- تخریب میکنن- لایه، بذارید تخریب کنن.
بابا!
دیگه ما خودمون [خنده] تغییر شدهایم تو این چیزا.
بذارید هزینه شده-- من گفتم تو پدر امتم گفتم یه موقعی به آقا که گفتیم که آقا فلان کار سخته اذیت میکنه، آقا این آدم خوش اعصابی هم نبود تو این چیزا.
خب؟
آقا گفتن خب همینه دیگه.
کاره، کار سخته دیگه.
بحث تخریب نیست، بحث اینه که- همینه- نصفش باید بمیره- تخریب آقا همینه دیگه.
نصفش باید بمیره- خب شما باید انقدره ده نفر بگن، یکی از بزرگان نظام که اسمشو نمیگم بعد از جریان حج به من زنگ زد.
گفتم آقا باز دوباره بگه چرا اینجوری کردی، چرا اونجوری کردی، چرا اینجوری؟
گفته ما اولا با کار شما خیلی موافقیم.
بعد یه چیزی گفت.
گفت شما چرا یه نفری این کارو کردین؟
گفتم چطور؟
گفت آقا همه میگفتن این چیزا رو.
من [خنده] چیکار کنم؟
نگفتم دیگه.
خب؟
یعنی این حرفو همه باید میزدن.
خب بنده سیبل شدم اونجا، کتکشم خوردم، زندانی هم شدم، دستبند و پابندم زدن فلان، اوناش مهم نیست.
اینجا یه عده داشتن این.
بعد جالبه دیپلماتها و فلان اینا زنگ میزدن میگفتن کار درستی کردی.
جالبه دیپلماتها زنگ میزدن.
صحبتهایی که توی داشتید به نظرم موافق حتی- نه خیر همون fatح اون موقع حج.
فضای جامعه مثلا این بود که علیه شما بود.
بله دیگه.
میگفتیم شما کار درستو- بله، بله.
چون جو حدم میکردن.
ما هم با ترس و لرز میگفتیم این کار درست- بله.
الان البته خیلیا دیگه تو میادی میاند ازم تشکر میکنن شما عربستانو اون موقع فهمیدید و فلان.
نه آقا- نشد دیگه.
چرا نشد؟
چون- ببینید چرا، چرا.
ببینید من بازم اینو عرض میکنم برخی وقتها شما باید زراره باشی، بعضی وقتها باید زید بن علی باشی.
بعضی وقتها باید هزینه بدی، میکه-- میکشنت دارت میزنن.
خب؟
ولی هزینه رو دادی کارتو هم کردی رفته جلو معلوم هم شده.
آقا یه سری سنوار ما لازم داریم.
ائمه یه سری آدم داشتن تندرو، خب؟
اینا جبهه باز میکردن برای عدو.
نتیجهش چی بود؟
نتیجهش فوقالعاده بود.
ببینید چطور-- چرا امام همسال زید بن علی و شهید فخ و فلان اینا رو تایید میکرد؟
با اینکه همه قیامها قیامهای شکست خوردهایه.
آخه اساساً چیزی به نام قیام نباید بمیره.
این حرف مهمیه.
چیزی، پدیدهای به نام قیام نباید از بین بره.
همه عافیت طلبی، این به اون نگاه نکن، به اون نگاه نکن، به اون نگاه نکن فلان بگم، نگم فلان اینا.
آقا الان انقدرش که واضحه دیگه بریم سر آیه قرآن.
انقدریش که واضحه اینه، ایشون یه فرمایشاتی فرمودن، خود آقایون هم یه فرمایشاتی فرمودن آقا به خودش بگیر حرف خودشو.
گفتم اولش بله دیگه.
خب همیناست دیگه.
شما باید انقدر فشار بیاری به حرف خودش پایبند باشه.
طرف به حرف خودش پایبند باشه وگرنه حرف زدن [مکث] در حقیقت خیلی وقتها گفتار درمانیه اینا.
برای همینه که قرآن حالا تو جریان منافقین خواهم گفت به شما و نشون خواهم داد، انقدر مسئلهای به نام حرف زدن رو توسط اینا شما خود سوره مبارکه منافقین رو ببینید.
سوره مبارکه منافقین میگه قیافه رو نگاه میکنی مثبت.
[آیه قرآن] توجه بکنید شما.
حرفو گوش میکنی [آیه قرآن] حرفو گوش میکنی نه فوقالعادهست.
ببینید بخوای بر اساس اینا قضاوت بکنی حرف فوقالعاده، قیافه و حق به جانم فوقالعادهست.
اما اون چیزی که باید باشه طاعتی مطابق با اون چیزیه که رهبر میگه.
[آیه قرآن] اینو باید برداری بیاری.
طاعت معروفم نه اینه که بنده چی فکر میکنه معروف است.
خب؟
من ممکنه خیلی چیزا رو فکر کنم معروف است.
من الان به من بود من میگفتم حج نرن یا حج این ملاحظات رو داره و این من، این من مهمم این وسط.
غلط کردن رو گذاشته برای همین جاها دیگه.
یا آقا اینی که من میفهمیدم این بود شما اینو میفهمید تموم.
تمام، تمام.
خب.
بذارید یه، یه مقداری آیه بخونیم دیگه شما سؤال- اینکه روانی نمیشه مگه؟
من چه میدونم.
یعنی من ببینید دیگه مسئولش که من نیستم که دیگه.
اون کسی که مسئول این قضیه است تصمیم گرفته.
با شنیدن همه نظرات.
با شنیدن همه نظرات تصمیم گرفته.
خب چیکار کنم دیگه؟
یعنی چیکار باید بکنیم؟
ما هم فرمانبرداری میکنیم دیگه.
اینجوری که خب من فقط من رهبرم دیگه در این صورت.
خب؟
اگه بگم بازم نمیکنین خب من رهبرم دیگه پس.
[صدای ماشین] استاد [نفس کشیدن] هسته [نفس کشیدن] فقط یه آیه مردم نیست.
مثلا یک سازمان تشکیلاتی باشه فقط همینا داشته باشن.
در اندام اسلامی کسی نگفت این کار رو بکن.
خب الان تو این شرایط این این مشکل ماست.
ببین من همین یک ساعت قبل از اذان دقیقاً با یه سری گروهها بحثم همین بود که شما جانفدا رو آوردید بالا چه پلتفرمی روش میخواید سوار کنید.
خب؟
جانفدا بالا آوردن بسیار کار مهمی بود.
خب؟
تو وقتی که همه داشتن میگفتن نه مردم فلان نمیکنن، این کار رو نمیکنن.
برای همین آقا، آقا مجتبی رو هوا زد جانفدا رو.
خیلی حرف مهمی بود.
سی میلیون نفر گفتن ما جان.
اصلاً تمام اون بحثی که مردم قبول ندارن، نمیخوان اصلاً تمام رفت به معاق.
درسته.
اما نکته این، اینه شما اینو آوردی بالا، رو این چی میخوای سوار کنی الان؟
والا این دیگه- اینکه حالا خیلی بحثه میخوام بهتون بگم ما الان یکی بحثمون همین جانفداست الان.
ما به دلیل اینکه حزب نداریم، خب؟
ببینید این اشتباه ماست که هیچ حزبی مثل نقبا نداریم.
مثل حضرت موسی که یه سری نقیب داشت [آیه قرآن] که این نقبا دقیقاً رئیس حزبها بودن.
این بودا، این سیدین، سید الرضی و سید مرتضی میدونین که اینا رئیس النقبا بودن.
تشکیلات سادات رو اینا اداره میکردن.
یعنی کلاً تشکیلات عمل کردن.
همین الان [زنگ خوردن تلفن] رژیم صهیونیستی میدونید یه سیستمی داره تو ادارهش.
این مجلس کنستش، این مجلس چیز نیست.
sekularه به حسب ظاهر.
اما یه کار حرفهای که کرده اینه.
یه سری مدارس علوی نیکان اینا زده، جامعه تعلیمات اسلامی، از اینجور مدارس.
خب؟
پول خوبی هم خرج کرده.
یه سری حوزههای علمیه هم دقیقاً اینایی که میگم دقیقه ها دارم میگم.
یه سری حوزههای علمیه خفن هم زده با پول حسابی.
خب؟
بعد احزاب حریریها و فلانی که افراطیهای ارتدکساند، این طرف ملی مذهبیهای شبیه علوی طور، خب؟
این مدل که در حقیقت religious zionistاند دقیقاً.
صهیونیست religiousاند، خب؟
اینا رو زده تشک-- بعد اینا رو میبره تو کنست، تو احزاب.
اینا رو که میبره تو کنست ناخودآگاه خروجی کنست چی در میاد؟
به نفع نتانیاهو در میاد.
یعنی رو این با اینکه ادعاش چیه؟
ادعاش اینه که من sekularم.
ولی اصلاً اینجوری نیست.
چه کار کرده؟
احزاب مذهبی رو پول میده، به شدت هم اونا افراطین، بعد شما ساختارش رو میبینی اصلاً شورای نگهبان نداره.
ولی واقعاً یه چیز داره پدر جد شورای نگهبانه.
خب؟
عملاً اینجوری میبره تو-- ما این مشکل ماست که ما احزاب نداریم که مسئولیت قبول کنه.
این مشکل ساختاری داریم که آقا یه سری آدم شما لیست میفرستید تو مجلس، خب مسئولیت قبول کن.
پس باید ما بریم خفت یه کسی رو بگیریم بگیم آقا این چی شد الان؟
چرا اینجوری داره رای میده؟
چرا این کارو میکنه؟
اینجوری نیست.
لیستها به شدت اقتضایی.
چونکه من خودم یه موقعی تو یکی از این لیستها داشتم آدم میبستم.
خب میدونم چه جوریه.
لیستها به شدت اقتضایی همین یهویی یه ماه مونده به چیز این لیستها بسته میشه، میره...
بعد ما فکر میکنیم احزاب داریم در صورتی که احزاب ما نداریم.
تو سیستم آمریکا برید اونجا برای خودش یه سیستم باز داره احزاب جدی، تو بریتانیا برید احزاب جدی با این احزاب دارن کارو در میارن.
حالا ما فلت شده سیستممون آقا فعلاً با این وضعیت فلت انقدر داد بزنید تا خیا-- تو خیابون، خب بله- این دوران بگذره که صدا به احزاب برسد، صدا به مسئولین.
حتی تو فضای مجازی بهتون اسم میدم رو این اسمها اصرار کنید.
این اسمها مهمن.
این اسمها دور و بری همین تیمهای مذاکره کنندهاند.
این اسمها رو انقدر مورد خطاب قرار بدید تا این اسمها تعیین تکلیف بکنن خودشونو با این پدیده.
اگه این کارو کردیم و این از الان یه نفر بگه آقا ما احزاب خودمون نداریم دیگه حالا چیکار کنیم الان؟
یعنی این مشکل رو ما این مدلیشو داریم دیگه.
حالا اسمها رو بعدا میگیم.
مثلاً هر شخص یه نمایندهای با انتخاب خود مردم الان ببینید الان در نمیاد دیگه.
یه موقعی هست.
ببینید من بارها اینو به آقاهم میگم.
شما کلاً یه سری آدم باید وجیه باشن، خب وجاهت داشته باشن نه وجاهت فقط از بالا تزریق شده که از توش دقیقاً میبینید امام جمعه در میاد مثلاً امام جمعه کسی اصلاً نمیره پای حرفاش.
ما ببین ما امام جمعه نداریم برای همین نماز جمعه نداریم.
مهمترین کنشهای سیاسی اون که قراره جریان یهود و منافقین رو لو بده توی نماز جمعه نداریم.
چرا؟
چون که امام جمعه نداریم.
امام جمعه چجوری در میاد؟
از پایین وجاهت پیدا میکنه از پایین انتخاب میشه.
الان شما نماز جمعه میرید چند درصدتون نماز جمعه میرید؟
ما اون موقعی که آقای خامنهای نماز جمعه بود و آقای هاشمی نماز جمعه هر هفته چون که م-معلوم بود که اینا بولتن که نمیخونن که.
اینا هفته رو جمع و جور میکنن.
همه میدونن نماز جمعه چیه.
همینه.
ما چون نماز جمعه نداریم، ما نماز جمعه نداریم.
الا برخی از جاها که نماز جمعه دارن.
ما نداریم.
چون نماز جمعه نداریم طبیعت اون کنشهای اون افراد فلان، اون کنش اون افراد به گونهایه که آدماییان که چیزن، آدماییان که دیگه بولتن خون شما نیستن که.
هرچی مقام معظم رهبری گفتن میاد با حالت چیزی، حالت بولتنی و با حالت چی میایم بولتنها رو میخونن مردم.
اینجوری نیست که.
آره انشاالله سرنوشت جنگ به این نقطه رسید.
یکی از جاهایی که به شدت باید احیا بشه نماز جمعه است.
باید بخواید فشار بیارید چهار تا اسم بدید بگید آقا امام جمعه تهران باید اینا باشن.
امام جمعه تهران باید اینا باشن.
آدمای فهمیدن، آدمای چین، آدمای مردم قبولشون دارن چین.
یعنی نه یه سری آدمای لومپن و...
بگید آقا این پیشنهاد ما این ده نفر امام جمعه تهران از این ده نفر پنج تا انتخاب کنید.
این باید باشه نه اینکه یه خبر میکنن امام جمعه تهران اینان، امام جمعه اصفهان اینان.
برای چی این اینجوریه؟
شما اگه تو همین کنشها تونستید دو تا امام جمعه بچپونید توی دقیقاً امام جمعهها، خب این کارو بکنید.
بعداً معلوم میشه که این ظرفیتهایی که قرآن باز کرده چجوری عمل میکنه.
صلوات محمد زبانه.
[صدای محیط] بخشید چون وقتم کمه من فقط این بحثو شروع بکنم از این تیکه.
سوره مبارکه بقره اولشو نگاه بکنیم.
گرچه این آیات رو حتما دیدید و شنیدید و گاهی اوقات تفسیرش هم خوندید و همه این چیزا ولی آیات بسیار مهمیه در شناسایی جریان نفاق.
به صورت خلاصه از آیه دو تا آیه پنج که راجع به مؤمنینه.
از آیه شش و هفتم که راجع به کفاره.
و اما خدا میگه و اما منافقین و اما فی قلوبهم مرض که اینا فقط جریان منافقین هم نیستن.
جریان که اتصالات و ارتباطاتش با جریان روشنفکر مذهبی کلاً حتی یهود برقراره.
ولی فعلاً با یه مسامحه میگیم جریان منافقین بهش گرچه فقط این نیست.
از آیه هشت تا آیه بیست عملاً داره اینا رو توضیح میده.
خود فهم این مقدار آیه که اینا چه ویژگیهایی دارن به شدت در فهم جریان منافقین مهمه.
بسم الله الرحمن الرحیم.
و من الناس من يقول آمنا بالله و بالیوم الآخر و ما هم بمؤمنین يخادعون الله والذین آمنوا وما یختون الا انفسهم وما یشعرون فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما كانوا يكذبون.
خیلی نمیخوام رو آیه هی آیه، آیه اینجوری بمونم.
ببینید از میان مردم یه کسایی هستن که یقول، یقول فعلش چیه؟
فعلش مضارع، فعل مضارع یعنی هی مرتب هی مرتب یه حرفی میزنن.
میبینی پر میکنن فضا رو از این بحث.
"یقول آمن بالله واليوم الأخر".
ما ایمان به خدا و روز جزا، ایمان تکمیله.
در صورتی که بحث ایمان جاش تو قلبه، جاش تو قول نیست.
خب؟
که این یه بحثه که با همدیگه انشاالله.
"وما هم بمؤمنین".
اینا ایمان ندارن ولی افکت ایمان تو اینا به شدت زیاده.
این نکته که ایمان جاش تو قلبه و موجب عمل صالح میشه، این یکی از بحثای جدی قرآنه که شما موضوع قلب سالم، قلب مریض، خب.
اینی که قرآن به عنوان قلب سلیم چی رو مطرح میکنه؟
خوب دقت بکنید.
این آیه قلب سلیم رو بیارید.
شاید هم یه موقعی ما قبلاً گفته باشیم.
سوره مبارکه، سوره مبارکه صافات، آیه هشتاد و چهار، صفحه چهارصد و چهل و نه.
ببینید اینی که اینها قلبشون مریضه، خدا در مقابل یه قلبی میذاره به نام قلب سلیم.
تا حق ادبیات با قرآن نشیم در نمیاد.
قلب سلیم رو فکر میکنیم مثلاً طرف اهل مثلاً چلههای دینیه، اهل کیف و لازی با خداست، سجدههای فلان.
این فکر میکنیم این قلب سلیمه اسم، اسمش، خب.
در صورتی قلب سلیم یه تعریفی داره قلب سالم.
با اون چیه؟
اذ جا-- آدم به قلب سلیم.
کار کیه؟
کار ابراهیمه.
ابراهیم که "إن من شيعته".
دیدی؟
آیه هشتاد و دو این.
بله.
صفحه چهارصد و چهل و نه.
آیه- هشتاد و چهار.
چی؟
چهارصد و چهل و نه دیگه.
چهارصد و چهل و نه.
دارد که "وإن من شيعته لإبراهيم".
از شیعیان حضرت نوح، ابراهیم.
یه نکته بسیار مهم داره و اونی هست که با اینکه نوح یه کاری داره میکنه و ابراهیم یه کار دیگهای داره میکنه منتها امتداد نوحه، بزرگ شده نوحه، عکس هجده سالگی نوحه.
یعنی داره رشد میکنه همه چی.
اینی که الان این امتداد اونه، آقای خامنهای امتداد امام خمینی، این آقای خامنهای امتداد قبلیه.
حالا یا امتداد امام خمینیه، یا امتداد-- اینجوری که م-ما میفهمیم و کسایی که ایشون خامنهای نیست که جوان شده، ایشون خمینیه که جوان شده.
خب.
مدل ایشون اصلاً یه مدل یه حدی متفاوته از این جهتش.
یه مقداری کلاً یه آدم ببریه که وقتی میبره جاش درد میگیره.
[خنده] مثلاً در حد دعواهایی میکنه که یه خورده [خنده] آدما-- حساب کنیم.
این تقریباً شیوه آقا خیلی وقتها نبوده شاید.
"إن من شيعته لإبراهيم إذ جاء ربه بقلب سليم".
به قلب سلیم رب.
چه-- در کی؟
"اذ قال لأبيه وقومه ماذا تعبدون".
این حرف بود که چه میپرستید.
"أهفكن آلته دون الله ترون فما ظنكم برب العالمين فنظر نظرة في النجوم فقال إني سقيم فتولى عنهم فرأى الهه فقال ألا تنكون ما لكم لا تنطون فرأى عليهم ضرباً باليمين فأقبل إليه كظف قال أتعبدون ما تنحتون" همینجوری.
یعنی زد بت رو شکست، این قلبش سالمه.
این قلبش سالمه.
قلبی که توش شک و شک و شرک و اینا هست، گفتن این قلب مریضه.
بعد ما فکر کردیم ش-شک و شرک و فلان قلب مریض یعنی مثلاً یه جور بت پرسته مثلاً.
نه.
قلب سلیم قلبی که شک و شرک توش نیست.
شاهدش اینه که بت میشکنند.
شاهدش اینه که درگیر میشه، درگیر میشه با بتها.
با طواغیت درگیر میشه.
این شاهد قلب سلیمه.
اگر کسی نماز شب خوند، کیف و لازی کرد، نمیدونم فلان کرد و بعدش میبینی که دست و دلش لرزید توش، آقا این قلب سلیم نیست.
خب.
قلب سلیم رو که من نباید تعریف کنم که.
باید خدا تعریف کنه.
بگه آقا این قلب از جهت من قلب سلیم محسوب نمیشه.
باید شک و-- ببینید وقتی قرآن در همین سوره مبارکه حجرات میگه "إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله ورسوله ثم لم يرتابوا".
وایساده و شکم نمیکنه.
بعد وایساده و شکم نمیکنه، نتیجهش چیه؟
آیه شو بیارید.
این آیه رو هم ببینیم تموم بشه من.
بله.
پونصد و هفده.
پونصد و هفده.
ببینید آیه پونزده رو نگاه کنید خیلی آیه مهمیه.
تعریف صدقه.
صدقه به راست گفتن نیست.
خب خیلیا راست میگن.
ببینید میگه "إنما المؤمنون" "إن" هم حرف هست.
یعنی مؤمن اصلاً این مؤمنی که من دارم میگم اینو دارم میگم.
"الذین آمنوا بالله ورسوله" هم ایمان به خدا، هم ایمان به رسول.
"ثم لم يرتابوا" شکم نمیکنه دیگه.
چونکه خیلیا پاشون میلرزه، شک میکنن، میرن بر-- مضطربن، هی میرن برمیگردن، نمیتونن.
نه.
محکم سر جاش وایساده.
نتیجه "وجعلوا أموالهم وأنفستهم في سبيل الله".
همه مال و جان رو براش گذاشته، روح و قلب و اخلاص داره.
این نتیجه اونه.
یعنی وقتی که ایمان داره به اینجا میکشه ایمانش.
میگه "أولئك هم الصادقون".
میگه این اصل صدقه است.
اینو که من میگم صادق منظورم اینه.
نه اینکه یه نفری که راست میگه راست گفتن.
خیلیها هستن تو دنیا راست میگن، دروغ نمیگن.
خیلی هم ملاحظه دارن اینکه دروغ نگن و اینا.
یه حساسیتهای خاصی هم دارن که کلمات رو یه جوری به کار ببرن نکنه دروغ بشه.
اصل بدیم نیست، خوبه.
ولی اصلش اینه که تو هزینه میدی برای دین یا هزینه نمیدی برای دین؟
بت شکنی میکنی برای دین یا نمیکنی برای دین؟
اگه نمیکنی پس این چه صداقتیه؟
برو گل بگیرن این صداقتتو.
خب این چه صداقتیه در ایمان که هزینه ایمان رو پرداخت نمیکنی.
این هست.
"ثم لم یرتاب".
شکم نمیکنم، محکم وایساده، دو دل هم نیست، داره هزینه میده برای ایمانش.
این میشه "الله اکبر".
اگر غیر این باشه اینقدر مریضه که "قلوبهم مرضت و طبق یک قاعدهای در حالا که حالا انشاالله جلسه بعد میگم این آیات رو میخوام جلسه بعد انشاالله توضیح بدم.
انشاالله.
"فزادهم الله مرضا".
اینی که گفتی از کجا اینا یاد میگیرن به خاطر اینه.
به خاطر اینکه مریضی رو از یک نقطهای که رها بکنی، این مریضی خودبهخود بتافتتاز میکنه.
خب.
یعنی خودبهخود مریضی هی رشد میکنه تو وجود آدم.
باید طرف مراقبت داشته باشه.
بله.
مریض بودن اشکال نداره خیلی وقتها.
مریض بودن اگه تحت اقتدار بدن قرار بگیره خفه بکنه مثل این مریضیهای سرطانی که میگن خوب نشده ولی چیز شده، ساکت شده یا مثلا چیز شده و اینا اشکال نداره.
طرف مریض هم هست.
ولی اگر مریضی رو ول بکنه همین جوری خلاصه "فزادهم الله مرضا" بعد کسی که مریض این سیستم میشه و "فزادهم الله مرضا" تمام این ذرایع رو شیطان به او الهام میکنه.
اینی که قرآن انقدر این بحثو [میگوید] که "يوحي بعضهم إلى بعض" شیاطین به همدیگه وحی میکنند.
یعنی شیاطینی به او یاد خواهند داد که این چه کاری بکنه، چه کاری نکنه، چه جوری حرف بزنه، چه حرفی نزنه، چه جوری تیتر بزنن، سوتیتر بزنن.
همه اینا رو یاد میگیرن تو اون سیستم و بعدش چون که حالا اینو مفصلترش بهتون میگم.
"نقّی له الشيطان".
ارتباطات شیطانیشم بالا میره به صورت طبیعی این حرفا رو یاد میگیره.
مثل اینکه کسی که معتاد میشه دیگه الان تهیه مواد مخدر برای ما سخته، درسته؟
مثلا ما نمیدونیم باید بریم از کجا بخریم.
خب یعنی مثلا فرض کن میخوایم ماده، مواد میخوایم یه چیز بکنیم- تست بزنیم.
یه تستی بزنیم ببینیم این چه جوریه این ماده مخدر.
یا مثلا مشروبات الکلی فکر میکنیم بریم به یه سوپری بگیم ببخشید آقا شما مشروبات الکلی دارید به ما بدین.
چنده مثلا، خب.
در صورتی که خود این معتادا رو نمیدونم دیدید یا نه.
مثلا از دونا میگه اون گل میکشه، اون یکی نمیدونم کوک میکشه، اون یکی.
از کجا اینو میفهمن؟
اینا میفهمن، همدیگه رو پیدا میکنن.
بُد هم چشم در چشم میفهمن.
آره چشم و زبون.
میفهمن همدیگه رو پیدا میکنن.
همدیگه رو پیدا میکنن بعد نزدیک میشن به همدیگه، راههاشو پیدا میکنن.
اینی که میگن توی مثلا دو دقیقه شما بری تو سوپرا به مشروبات الکلی دست پیدا بکنی چون ما، ما که دست پیدا نمیکنیم.
ما نمیدونیم به کی زنگ بزنیم.
از کجا باید سراغ بگیریم.
چرا؟
یه بینونتی بین ما و اونا هست ولی اونایی که اهلشن میفهمن.
[صدای محیط] حقشان هم حلال.
[صدای محیط] "اللهم صل علی محمد و آل محمد.
الخدايا خدانما را به حق خودشان.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
قلب ناظریم را به محبت آنها و از مرگ به حقشان بدار.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
و امر فرج شفیعت их بفرما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
و سرور جان خاصت که در آنها قرار بده.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خدا امام شهید ما را با حسیری و شهدا محشور بفرما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خدا ما را هم به خیر و شهدا ملحق بفرما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
صلوات نور به روح حضرت امام محمد باقر بفرما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
پدر مادر ما را و غایت از ما را به آنها بشور خدا.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
نسل و دودمان ما را تا قیام قیامت از مریدان و عاشقان قرآن اهل بیت قرار بده.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
آنچه گفتیم و نگفتیم با آن محتاجیم و تو بهتر میدانی در حق ما به هدف اجابت برسان.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
شر رژیم ستمشاهی نصرت بیشتر از سر عالم کمافتاح بفرما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنهای در کنف خودت حفظ و امانت خودت قرار بده.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
آنچه گفتیم و نگفتیم با محتاجیم و تو بهتر و در حق ما به هدف اجابت برسان.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
"اننی انا تاعتک المستجاب".