د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۲
دارای متن همگام
آغاز جلسه
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۴۷:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۶ سرفصل
## آغاز جلسه
۰:۰۰
## پس از دریا؛ صنمِ اسنادِ بالادستی
۰:۲۲
بارها گفتهام: پس از دیدن حجتها باید قدمِ بعد را برداشت.
۶:۵۷
## دو مردِ خداترس؛ یوشع بن نون و کالب
۱۰:۴۴
## عقد با امام و حلال شدنِ نعمتها
۱۱:۰۸
## برادری نه برابری؛ عدالتِ قضایی در خانواده
۱۳:۰۶
## اخلاقِ قرآن و اخلاقِ احتیاط؛ فقه دولت
۱۶:۱۶
## محرم؛ تبیینِ بیعتنکردن، نه سکویِ اخلاقِ خانگی
۲۱:۲۳
محبت در آیات قرآن بحثی جدا دارد. عدهای خواهند آمد:
۲۹:۲۸
## اگر ایستادن دوگانگی آورد
۳۸:۱۴
## تیه؛ موسی نیز در تیه است
۴۰:۴۵
با همان منطق میروند، میگیرند، خراب میکنند. چون منطقه عوض شده است. «قولوا حطة» هم در بقره است هم در اعراف:
۴۲:۱۸
## بیماریِ خودایمنی؛ گوساله؛ بدر و احد
۴۴:۵۰
آیهٔ پنجاهوچهار بقره را بیاورید:
۴۶:۱۰
## مذاکره زیر آتش؛ نه آتشبس سپس مذاکره
۴۷:۰۶
## تفاهمنامه و هیکلِ توافق
۵۱:۳۱
## قالیباف؛ گوه در تیم مذاکره
۵۴:۱۲
## الهیات جنگ؛ پزشکیِ میانرشتهای
۵۷:۵۳
## پایان قرآن و پروژهٔ منافقین
۱:۱۲:۵۱
آیهٔ هشتادویک سورهٔ توبه:
۱:۱۳:۱۱
اینان کم باید بخندند. معلوم است حرارتی به این جماعت هست.
۱:۲۱:۵۶
## اولو الطول؛ انفال و ثروتِ نظمِ کشور
۱:۲۴:۲۴
میآیند عذرخواهی میکنند؛ عذرخواهی قبول نکنید. شما که اینقدر خوبید همهٔ عذرخواهیها را قبول میکنید. بعد:
۱:۲۵:۱۹
## کاظمین الغیظ، نه بیغیظی
۱:۲۷:۰۲
آنچه درست است «کاظمین الغیظ» است نه بیغیظی.
۱:۳۰:۱۷
امام رضا علیهالسلام به رَیّان بن شبیب فرمود:
۱:۳۴:۲۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
سلام علیکم و رحمه.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
و به راین نستعین.
صلوات الله علی سیدنا
محمد و آلہ الطاهرین.
الله. جهت شادی ارواح طیبه شهدا، روح حضرت امام، همه گذشتگان
ذوالحقوق، پدر، مادرمون، معلمان و اساتیدمون،
امام شهیدمون. الفاتحه ما الصلوات.
الله.
صفحه صد و یازده رو بیارید.
در این داستان معروف
سوره مبارکه مائده که
از آیه بیست این سوره شروع میشه،
یه نقش خاصی رو برای دو نفر آدم معرفی میکنه
که اینا نقش ویژه بازی میکنن دو نفر.
البته این نقش ویژه شون هیچ تأثیری هم نداره.
یعنی بامزهش اینه که این دو نفری رو خدا یاد میکنه هیچ تأثیری نداره
، ولی به هر حال یاد میکنه از این،
از اینا. ااا
حالا میگم تو روال
این مشکل کجا بوده که این اتفاق افتاده؟
خب شما این داستان
رفتن به سمت ارز مقدس
، قدم بعدی
رد شدن از اون دریا بوده دیگه.
به هر حال با یه وضعیتی از دریا رد شدند و
با دیدن معجزات مختلف رد شدند.
اینجا بود که داشتی سوره اعراف یادتون هست این قسمت رو خوندیم وقتی که اینا رد شدند
و جاوزنا ببنی اسرائیل البحر
فأتوا علی قوم یعکفون علی اسنام لهم.
اینا دیدن که خلاصه یه قومی هستن دارن
یه صنمی رو میپرستن، بت پرستی میکنن.
گفتن حالا که ما رد شدیم حالا اومدیم اینجا،
حالا چه کار باید بکنیم؟
گفتن خب ما چارهای نداریم، چاره ما علم جدیده دیگه باید بریم
همون کارای قبلیو بکنیم دیگه.
رد شدیم. ولی چارهمون چیه به هر حال
اقتصاد جهانی همینه، WHO مون همینه،
اسناد بالا دستی مون همینه.
چیکار باید بکنیم؟ نگفتن که میزنیم زیر میز.
کی گفته؟ WHO کی گفته؟
این کی گفته؟ اون کی گفته؟ اقتصاد لیبرالی کی گفته؟
دانشکده مدیریت شریف کی گفته؟
فلان کی گفته اینا؟ خب.
شما الان میبینید که تقریباً همه دولتها،
همه، همه ها مثلاً در حوزه
فرض بفهمید سلامت
میخوان خودشونو با WHO تطبیق بدن.
در چند درصد از موارد؟ در بالای نود درصد از موارد.
یعنی به هر حال فرعون کارش مگه چیه؟
فراعنه کارشون همینه. میگه من یک انا ربکم الاعلی، من رب اعلیام.
یعنی اون بالاتریش منم پایینتریش هرچی میخواید باشید تو پازل من باش، هر کوفتی میخوای باش،
باش. اصلاً برو صبح تا شب قرآن بخون بخوای نمیدونم چیکار، هر کاری میخوای بکنی بکن.
خب. نماز بخون توش ختم قرآن بکن تو نمازشون این
عربستانیها خب. تو میخوای هر کوفتی میخوای باش، باش.
تو پازل من باش. برو هرچی میخوای باش،
باشه رب اعلی منم.
اون پوش بالاتر منم.
تو سیاستهای اقتصادی منو از بین نبر،
سیاستهای سلامت، حوزه سلامت منو از بین نبر، اینو از بین نبر، اینو.
دقیقاً میشه همون بیست سی که
اعلام کرده، همین اونو دقیقاً تطبیق میدنا.
نه فکر بکنید مثلاً پنهان کاری توش داره که مثلاً نه میگه که این اسنادی که ما نوشتیم در پایین دست بر اساس
سند بالا دست که سند بالا دست بیست سیه.
مثلاً این میشه اسنام.
ببینید دقت کنید یهویی
در نیارید یک سری آدم
خل و چل رو به عنوان اینکه مثلاً طرف یه بتی
میتراشیده بعد میزده میشکسته یا مثلاً با خرما این بتو چیز میکرد بعد میخورده مثلاً اینا خب.
این که مثلاً
خود بت پرستام اینو گردن نمیگیرن.
چون من تو این کشورهای شرق و این بت پرستا بودم مثلاً نمیدونم چی قائل نیستن که ما قائلیم
راجع به اونا. خب.
اینا رو یه سری واسطه فیض میدونن، یه سری
اینها رو چیز میدونن حتی
قائلن به اینکه واسطه فیض اون جوری که ما میگیم باشه، باشه شما حضرت مهدی شما باشه.
دقت کنید. من حتی اون مجسمه گامبوههام
که به نابودا میگن
که اصلاً نمیخوره این، این شمایل به یک انسان کامل نمیخوره.
بعد من با یکی از این غریب المرجعیتاشون
صحبت میکردم، میگفتم من میشه به جای این مثلاً چیزو بپرستم مثلاً بذارم حضرت مهدی خودمون رو بذارم.
گفت آره مشکلی نداره.
با اینش هم مشکلی ندارن.
خب. فقط تو دستگاه خلاصه اونا باشی اینش،
یعنی که حالا اینو ساختن خوردن نمیدونم فلان، این یه سری جهله ممکن از اینا
تعریف بت همینه. یعنی شما در نظام توحیدی نباش،
برای خود یه سری سند تولید کن و به اون اسناد خودت پایبند باش.
این میشه بت. خب.
خیلی وقتها میبینیم که در قالب حزب عمل بکنن.
میشه اینو بتپرستی نوین.
نه هر چیزی که در قالب حزبها مثلاً یه چیزی،
اینجوری میشه بتپرستی نوین.
پایبند به آرمانهای اون حزب باشی و فلان، اینا میشه
بتپرستی. پس میخوام بهتون بگم اینی که
رسیدن به یه چیزی بعد از دیدن
حجتها، من اینو بارها عرض کردم.
لی أهلک من هلک عن بینة و یحیی من حی عن بینة.
یه بعدش هم هلاکته.
حالا شما باید قدم بعدی رو برداری.
یعنی به هر جهت از دست فرعون با یه مذاکره خیلی خوب آز-آزاد شدن دیگه.
مذاکرهش این بود گندگی نکن بده بریم.
این کل مذاکره موسی بوده با
فرعون که میگن این قول لایین به کار برده.
قول لایینش اومده دیگه. سوره طه هست، اینا هست.
قول لایینش معلومه چیه. قول لایینش اینه که گندگی نکن بده بریم.
این کل مذاکرات بین موسی بوده و فرعون.
و اینجاست که اتفاقاً کمک میده خدا
و این نیست که شما وقتی که موس موس بکنی و چیکار بکنی و اینا خدا هم بگه تو پیش
غیر من هم گردن کج میکنی، چیکار میکنی، اونو لحاظ میکنی،
وعده میدی که من به تو حمله نمیکنم.
خب. یعنی انگار تا حالا ما حمله کردیم.
حالا. حدش خلاصه، بله.
بعد میشیم ما از بد آمریکا رو بررسیم.
او هم ما رو بررسیکنه. بله، حالا ما که او رو رسما میشناسیم که.
ولی اولا ما خیلی بیجا میکنیم میگیم که ما دیگه با همدیگه نمیجنگیم.
نه خیر، جنگهای وجودی معنیش اینه که ما با همدیگه میجنگیم.
ولی حالا اینش نکته جالب ماجرا این است که ما به
تو-تو تعرّض نمیکنیم.
مگه ما تا حالا تعرّض کردیم؟
چه به چه چیزی؟ یعنی انگار پذیرفتیم
که ما، این اصلا خودش این یعنی چیه؟
مثلاً اینکه بگن آقا من دیگه مثلا به شما تجاوز نمیکنم.
معنیش اینه که تا حالا من داشتم تجاوز میکردم دیگه.
خب این چه وعدهایه حالا.
که اتفاقا خدا این چیزا رو، این اقتدارها رو
میپسنده. شما وقتی که موسی میره مذاکره میکنه، دیدید دیگه تو آیات قرآن،
امیرالمؤمنین اینو به عنوان یه قله ازش یاد میکنه که
شرط کردن موسی و هارون برا فرعون که
بقاء ملکه و دوام عزّته.
اینا برا اونا شرط کردن
که اگه بنیاسرائیل رو آزاد کنی ما قول میدیم که
کاری به کارت نداریم. بعد اینا اومدن گفتن آقا ما کاری به کارت نداریم
که اصلا موسی همینجوری فرعون مونده بود که
چیه اصن این میگه مثلاً یعنی الان کلاً با یه عصا اومدن دو نفری
و نمیدونم مدار از صوف مثلا یه پشمینه هم پوشیدن.
ما به تو قول میدیم که
تو بمانی سر جات. اینجوری.
این کل اون مذاکره بوده.
بنیاسرائیل هم رد کن بیاد. دیدید دیگه آیاتش رو بیارم.
بله خلاصه آیات بامزهای داره دیگه که شما
اینا رو میدی میریم. خلاصه
بنیاسرائیل میرید بیرون. حالا رفتن و با اون وضعیتی که حضرت عاقل
خیلی ازه ازش یاد میکردن رسیدن به اینکه کار بعدی رو load بکنن.
کار بعدی این است که برن سرزمین مقدس رو بگیرن.
یه قسمتی داره ببینید آیه دوازده این سوره رو نگاه بکنید.
آیه دوازده این سوره
از یک دوازده نفر نقیب داره یاد میکنه.
خب. اینا میدونید که به هم مرتبطاند.
این دوازده نفر نقیب دوازده نفری بودند که
اون اسبات بنیاسرائیل زیر نظر اینا بودند
و اینا زیر نظر موسی بودند.
یعنی تشکیلاتشون اینجوری بوده.
اینجا تو داستانش اینجا داره یه تیکه که حالا بخوان دو نفر نقل بکنن.
خب اینا آدم گندههای سیستم بودند دیگه.
اینا رو میفرسته برای اینکه سرزمین مقدس رو یک
اطلاعات عملیات یه چیزی بردارن بیارن.
درسته؟ اینا
مأمور بودند که برن در سرزمین مقدس و اون حکومت خودشون و حاکمیت خودشون تشکیل بدن.
این قال یا موسی اینو کیا میگن؟
اینایی که رفتن اطلاعات عملیات
از این ده، دوازده نفر ده نفرشون
میگن که نمیشه، در نمیاد کار.
بالاخره یه آمریکایی اون طرف هست،
یه رژیم صهیونیستی مثلا اون طرف هست که
به هر جهت اینا قوم جباریاند.
یعنی شوخی نداره، درگیر. کیا اینو میگن؟
بزرگان سیستم میگن.
اینو دقت بکنید. ده نفر از اینا گزارششون اینه
که اینم میدونین که این گزارشها بعدا حالا نشون میدم
که یهویی تبدیل میشه به گفتمان بقیه.
یعنی اینا میگن حالا نشون میدم تو آیات سوره نساء بهتون
که این حرفی که یه سری بزرگان میزنن،
اینا رو گفتمان میکنن توی گفتمان بقیه.
اینا یه همچین حرکتیه.
اینا میان میگن خب به هر جهت طبق محاسبه و معادله و فلان.
کیا دارن میگن؟ کسایی که از دست فرعون با اون وضعیت نجات پیدا کردن.
میگه آقا النفی اقامه جباری.
خلاصه اینا ازش در نمیاد.
و انّا لن ندخلا حتی یخرج منا فإذا خرج منا فإنا داخلون.
اینا باید به هر جهت این سرزمین رو خالی کنن تا ما بریم این سرزمین رو بگیریم.
حرف منطقیه دیگه درسته؟
یعنی حرف توی معادلات منطقیه.
منظور-- میخوام بهتون بگم اینا رو خیلی موجودات غیر منطقی هم
ازشون یاد نکنین. اون آخه رفته تمومه.
چیه؟ قبلی رو چی عملا تحلیل کرده برای خودش؟
اتفاق قبلی رو یک اتفاق تحلیل کرده،
یک شانس تحلیل کرده.
بالاخره حالا اومدن و تو تبس باز دوباره فلان شد و اومدن تو اصفهان اینجوری شد و
که حالا هی گزارش میدن بله در کمین نیروها.
این خبرها نبود، نه در کمین
نیروها. یه به یک صورتی هستن این عملیاته که هزار جور حسابش رو کرده بودن.
یک جوری این عملیات لو رفته که
روشون نمیشه کسی بگه.
چونکه باید شما قبول کنی به وعده های الهی دیگه.
بگی آقا ما اصلا حساب نکرده بودیم.
اومدن اونجا باند فرودگاه زدن چیکار کردن؟
دو نفر از اونجا رد میشدن همین.
دیدن یه اتفاقی داره اونجا گزارش کردن به دقیقاً پلیس.
اصلا کار پلیسه این فلان.
پلیس و پلیس میگن آقا چی شده و فلان اینا.
یکی از بزرگترین عملیات های طراحی شده خراب شده.
خب شما اگه اینو اینجوری بگی باید اعتماد کنی دیگه.
بگی آقا وعده های الهی اینجوریه.
این نکته هم تو قرآن خیلی جالبه.
کی هیچ جنگی رو اسلام پیروز نمیشه مگه دست پایینه.
نتیجه بامزهش اینه.
یعنی یک جا نیست فقط جنگ هونهاین که شکست میخورن در اولش.
خب؟ تنها جنگی که ما به جهت نظامی دستمون دست برتره جنگ هونهاین که شکست خوردیم درش، در اولش.
و الا در تمام جنگهایی که بردیم دست پایین بردیم،
دست پایین بودیم و بردیم. گزارش قرآنه دیگه.
اینا معنی خاصی اگر داره باید معنیش رو ازش منتظر بود.
دو نفر این وسط یهو بلند میشن میگن دو نفر یوشع بن نون و کالب
این دو نفرن که دو تا یارهای مخلص
حضرت موسی بودن. گزارش که راجع به اینا میده خیلی مهمه.
میگه ببین یه حرکتی میزنن که این حرکت بیفایدهستها.
خب؟ یه حرفایی میزنن، یه
صحنهای وارد میشن، حرف میزنن،
حرف بیفایده میزنن تهش.
درسته؟ ولی خدا تقدیر میکنه از این حرف بیفایده.
یعنی اینا رو برمیداره برجسته میکنه.
دو نفر از اون دوازده نفر یه جور دیگه حرف میزنن.
اینا ویژگیشون اینه که قال رجلان من الذین يخافون.
اولا اهل ترسن، اهل ترس از کی؟
خدا. خب؟ اهل ترس از God انعم الله علیهما هم هستن.
خدا به اینها نعمت داده بر این دو نفر.
چه نعمتی داده؟ نعمت همین جوری که به کار میره نعمت ولایته.
اینی که شما میگید خدایا منو بنداز صراط الذين انعمت عليهم.
منو بنداز تو راهی که تو نعمت دادی به اون.
راه انعمت عليهم راه بنداز.
نه اینکه نعمت هوا، نعمت زمین، نعمت خوراکیها.
این که اون میشه راه خیلیا. نعمت همین جوری که به کار میره معنیش نعمت ولایته.
نعمت ولایت هم مهمترین نعمت الهیه که بقیه نعمتها
در این صورت یک نعمته.
من اینو سر بحث اکبر یه موقعی به شما گفتم بلا ذکر الله اکبر.
امام، ذیل امام خمینی، ذیل این آیه اول سوره مائده
که يا أيها الذين آمنوا أوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الأنعام.
خب؟ میگه عقد با امام رو مراعات بکنید.
اینجاست که بهيمة الأنعام این چهارپایان برای شما حلالند که من دفعه قبل هم
مفصلشو عرض کردم. یعنی چی؟
یعنی حیوانات گنگ
و بهمه میاد در وجود شما زنده میشوند.
این بهمه، گنگه، چیزی نداره
ولی این گوشتها بلند میشه میاد مثل یک کودیه که پای درخت میدید.
این درخت وقتی که یک درخته
این کودو که میدی هلو میده از توش.
و الا اگه عقد با امامت کسی نداشته باشه، عقد با ولایت کسی نداشته باشه،
این دریافتیش أحلت نیست.
چونکه تبدیل به هلو نمیشه.
تبدیل به یک عقل
چیزی نمیشه، تبدیل به عقل نمیشه.
این حرف مهمه که بعد هی میگه اليوم فلان اليوم اليوم اليوم.
یعنی يوم يوم اقامه و ولایت که باشه،
اون موقع شما وقتی که این دریافت
کودو که دریافت میکنی
این تبدیل میکنه به، یعنی آوندهاش درست هم میره تو موجود زنده.
این موجود مرده میره تو موجود زنده میکنتش زنده.
خب؟ همونا رو.
کما اینکه بعضیا میگن که از این علوم غربی کلا میشه استفاده کرد یا استفاده نکرد.
بستگی داره شما موجود زندهای
آره اگه موجود زندهای آوندهات درست میگیره، درست میکشه و تبدیل میکنه به یک موجودات زنده اینو.
و اگر نیستی نه، این اون چیزی که میکشه و در میاره همونجوری بهم بوده که بهم خواهد بود بازم.
آیه داریم میگه به جای چهارپا بچرخه مخالف همین میشه.
بله ما نه مخالف نه موافقم اینو.
نه اونی که، اونی که
میفرمایید در سوره مبارکه پیغمبر
اونجا داره که "يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ"
میگه یه عده مثل گاو غذا میخورن،
نه اینکه زیاد غذا میخورن. مثلا عین گاو غذا
مثلا گاو برای چی غذا میخوره؟
چون گرسنهست غذا میخوره. بعدش میخواد چیکار بکنه؟
میخواد یه سری تولیدات بده دیگه.
این میخواد الان مثلا حکومت اسلامی رو تقویت کنه گاو.
نه، میخواد یه سری تولیدات بده.
شیر میده، گوشت میده، فلان میده،
نتایج داره. گوساله تولید میشه از توش فلان اینا.
میگه بعضیا مثل گاو غذا میخورن نه اینکه زیاد غذا بخورن.
گاو بهم غذا میخوره.
مثل اینکه میگه قرآن برخی از سن، برخی از سنگها
اینا "يَهْبِتُونَ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ" از خشیت خدا میافتن پایین.
حبوتشون ها ولی برخی سنگها نه.
برخی از سا، برخی از سنگها حواسشون هست کجای عالمن.
برای همینه داریم سنگ تو مسجدو نبرید بیرون.
سنگی که تو مسجده فرق داره با سنگی اون وای سنگ یکی.
گفتن "لَنَّى يُسَبِّحُ" این سنگ فرق داره با اون سنگ.
اون حیوون با اون حیوون فرق داره، اون یکی با.
حالا کسی که بهمه، گنگه، بهم یعنی
اصلا نمیدونه کجای عالمه.
یعنی گنگی همچین موجودیه.
همینجوری داره غذاشو میخوره، زندگیشو میکنه، چیکار میکنه، بچه، بچه تولید میکنه و همین، همین کارا رو میکنه.
اصلا او موقعیت خودشو تو این عالم نمیدونه.
از این چراگاه وردار بیارش تو اون چراگاه میچره، از اینجا ببر اونجا میچره.
نمیدونم علف بذاری میچره، ببری بگردونی بخوره میچره.
یعنی اصلا کار به الان X و Y
خودش تو این عالم که نداره الان کجای عالمه الان.
این میشه موجود بهم، خب.
میگه اگر شما عهدتون با امامت برقرار باشه، نعمت امامت و ولایت
برقرار باشه، این میشه "أحِلْتَ لَكُمْ بَهِيمَةَ الْأَنْعَامِ".
امروز حلاله، امروز زن پاکدانه حلاله، امروز
ارتباطاتتون حلاله، امروز طیبات حلاله، امروز و اینا طیبات غیر این حلال نیست.
مثل "بَهِيمَةَ الْأَنْعَامِ" آدم
چیز خورده. این حرف بسیار مهمه که تو همین محرم هم
باید بهش حواسمون باشه که
پیوند ولایی یعنی یک پیوند محبتی.
معنی پیوند ولایی یعنی پیوند اعتلاف حا-حاکی از محبت.
که حالا سرجاش بارها توضیح دادیم.
الان حالا دیگه وقتش نیست.
وگرنه نعمت ولایت
نعمت محبته، نه نعمت
حتی عدالت.
دقت کنید عدالت، برقرار کردن عدالت خارج از پروژه ولایت میشه یک کاری از بیرون.
شما چرا توی خانواده عدالت سعی نمیکنید برقرار کنید؟
چرا؟ چرا هی موضوعتون عدالت نیست؟
چونکه محبت خودش برادری درست میکنه،
نه برابری. ما قائل به برابری نیستیم، قائل به برادری هستیم.
تو خانواده اینجوریه.
تو جماعتهای بزرگتر هم همینجوریه.
عدالت خوبه، عدالتی از سر محبت در میاد، از سر اخوت.
چرا هی پیوند ماها رو گفتن پیوند اخوت.
من بارها اینو حرف زدم. به خاطر اینکه شما یک چیزی به نام روح امامت دارید،
اون روح امامت محبته.
میشه ولاع طولی، ولاع عرضی.
اینکه میگن ولاع طولی و عرضی توافقهایی و اعتلافهایی که بدن شما با همدیگه داره با پول به دست نمیاد که.
برای همینه هی گفته که
"لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ
وَلَٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ"
خب. اخوتو که با پول نمیخرن که.
توی خانواده اگر عدالت بخواد برقرار باشه،
عدالتی بر پایه اخوت یعنی بر پایه ولایت.
این باید برقرار باشه، نه بر پایه اینی که هر جا به عنوان یک مشاور ازدواج بهتون میگم.
هر جایی که ، ااا
هر جایی که رفتن زن و شوهر به سمت اینه که خطکشیهایی میکنن، تو ساعت شش میای منم غذا درست میکنم.
تو اینجوری میکنی منم اونجوری، خانواده پاشیده.
فکر میکنن این قول و قرارها با همدیگه به خانواده کمک میکنه در حالی کمک نمیکنه.
چون یه خانواده مبناش محبته،
مبناش ولایته، مبناش
این عدالتهای سیخ قوه قضائیه نیست.
تو مهرو میدی مهرو میذارن اجرا اونجور میکنی انقدر.
دیگه اصلا تو این فضاهام.
فضای عدالت وقتی تو فضای عدالت قضایی وقتی تو فضای خانواده ورود میکنه، خانواده رو به هم میافکنه.
چرا؟ چون این از دو منطق داره پیروی میکنه.
یه منطق، منطق عدالتهای قضاییه
، یه منطق، منطق محبته.
خب. یه منطق حق خودشو داره میگیره،
یه منطق داره اعتلاف درست میکنه
خب. اون موقع زن و شوهری که به همدیگه علاقهمندن،
محبت توشون در حقیقت هست اونا خود به خود داره عدالت توش اجرا میشه بدون اینکه هیچ حالت
تیز و لبهداری هم توش ایجاد شده باشه.
اینی که ما راجع به
ارتباط با ولی، ارتباط با ولیه شاید اون ده نفر
مشاورای خوبی بودن برای ولی.
رفته بودن نگاه کرده بودن شرایط رو گفتن انفی اقامان جباری رو
این معادل فلان اینا.
یکی ارتباط روحی داره با ولی.
اصلا، اصلا تحت ولایت قرار گرفته.
نه اینکه یه سری دستوراتیه این دستورات رو میذاره ببینه این دستورات رو میشه انجام داد یا نه.
ت-- انعم الله علیما اینجا چیز مهمیه توش.
یعنی رابطه یک رابطه کاملا ولایی، محبتی.
این رابطه البته اختلال از اون طرف.
اینو، یعنی ویژگی اینا خداترسی و این نکتهی
مسئله ولایت توی اینهاست.
که اینها تبدیل میشه به یک کنش.
ببینید اومده وسط کنش کرده
و اینجا یه نکتهای توی
بحثهای تحلیبی با یه سری عزیزانی داریم،
اونجا من بهشون گفتم مدل قرآن با مدل حتی روایات ما فرق داره.
ببینید مثلا ما روایاتمون پر از
احتیاطه، پر از صمت، صمت، پر از سکوته، پر از این چیزا.
قر-قرآن اصلا نداره.
اصلا همچین چیزی نداره. قرآن مدلش صمت و سکوت نداره.
حرف و کنش داره ولی میگه کنشش سدید باشه.
"فَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا".
حرف بزن منتها حرف محکم بزن.
آقای هاشمی شاهرودی رحمت الله علیه در این کتاب بحوثشون از شهید صدر نقل میکنن چون این تقریرات درس شهید صدره.
ایشون میگه این مقدار احتیاطی که تو متدینین هست و قواعد احتیاطی،
این قواعد احتیاطی محصول عصر تقیه است.
برای فقه الدوله نیست.
شما این حرف مهمیه ها.
یک کارشناسی مثل عمو شهید صدر اینو میگه.
یعنی چی؟ یعنی شما اگر بخوای اصل اولی توت احتیاط باشه اساسا نمیتونی حرف بزنی، نمیتونی کنش کنی.
به انزوا و انفعال میکشونت.
اون یکی چی؟ اون یکی اصل اولی براش حرف زدنه.
برای همینه که روایاتی داریم فضل کلام به سکوت.
در روایات ما حتی اینو داریم که انبیا با کلام مبعوث شدن نه با سکوت.
پس باید حرف بزنه. کنش بکنه منتها حرف سدید بزنه.
این دو مدل اخلاقه. اخلاق اقامهای و فقه الدوله
ای، فقه الدوله آمدن در صحنه و قول گفتن و سدید گفتن،
نه نگفتن. دقت میفرمایید؟
ببینید این دو نفر حرف زدن.
دو نفر کنش کردن. کنش بینتیجهای هم کردن.
درست؟ اینا باید کنش میکردن و نکردن.
نهایتا میبینید که حرف یه عدهای جا افتاده.
ما اصلا اهل احتیاط نیستیم.
میفهمی چی؟ کی گفته ما اهل احتیاطیم؟
احتیاط مال نظام فردی وجود آدمه.
یعنی اینی که فردی احتیاط میکنه راجع به فلان نفری که
یک فردیه غیبت نمیکنه.
اصلا حرف نمیزنه. میگن آقا نظر شما راجع به
آقای فلان این آقا چیه؟ میگه آقا من اصلا حرف نمیزنم راجع به این چیزا.
احتیاط میکنه و حرف نمیزنه.
این اخلاق متاسفانه اومده در متدینین
خیلی اhta-- با احتیاط اصلا حرف نمیزنه دیگه.
به واسطه احتیاط. به واسطه--
این اخلاق محصول عصر تقیه است.
محصول قرآن نیست. قرآن همه کما اینکه شما نگاه بکنید اصلا دستور به جوع و گرسنگی و اینا قرآن نداره.
میگه بخور، بیاش، اسراف نکن.
این یه اخلاقیه، اون یه اخلاق دیگه است.
خب. اسراف نکن، حرف بزن "وَلْيَقُلُوا قَوْلًا سَدِيدًا".
حرف بزن "اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا".
حرف بزن محکم ولی حرف بزن،
نه حرف نزن. حرف نزدن
باعث میشه که خیلی وقتها همین میشه که میبینید دو نفر حرف زدن بقیه هم همینجوری احتمالا یا
حرف نزدن یا بالاخره گفتن
باید ببینیم شرایط چیه
و نمیدونم چیه بالاخره طرف مقابل هم گنده است.
نهایتا شده آنچه که شده.
نعمت ولایت، نعمت محبته.
نعمت فهمیدن راه طرفه.
من به دوستان طلبه خودم
عرض کردم بارها که ماه
محرم الحرام رو جوری برگزار نکنید که انگار ابی عبدالله در یک تصادفی
به رحمت خدا رفته. میبینید که
توش مسائل خانوادهای میگن، اخلاق در خانواده میگن، چی میگن فلان اینا.
آقا شما اینو تبیین بکن که مثلی لا یبایع مثل یزید، اینو تبیین کن.
الان این حرفو تبیین کن.
بگو امروز چی میشه یه همچین حرفی.
حالا بله توش اخلاق خانواده رو هم خواستید بگید یه اشارهای--
این نشه که از این پلتفرم
استفادهای بشه مبنی بر اینکه
یه سری حرفایی که برای خانوادگی میشه زد و نمیدونم چی چی میشه زد و اینا
بیاریم مثلا تو این پلتفرم بزنیم.
از توی این بوده که انقلاب امام خمینی درومده و پس از دوره امام، من اینو بارها
عرض کردم ما دوره پس از امامیم.
بعضیا که هی میگن چرا مراجع اینجا واکنش نشون نمیدن، اونجا واکنش نشون نمیدن،
شما، اون سؤال نداره.
امام خمینی پدیده عجیبی بوده.
اون قبلش سؤال نداره.
قبلش همین بوده. خب؟
نه اینکه بد بوده، این بوده.
شما اینو سؤال نکنید که
چرا مثلا مراجع کنش، واکنشهای
لازم در این قضیه را انجام نمیدن.
اینو سؤال نکنید. اینو سؤال کنید چرا امام انجام میداده؟
اینان موجودات استثنایی بودن.
امام آقا استثنائن.
یعنی یه پیلهای گفتم شده پروانه شده یه چیز دیگهای و اینا قاطع به قاعده بقیه خب نمیکنن.
خب اصلاً این قاعدهش اینه که نکنن.
شما فرض بکنید آمریکا ما رو تصرف هم بکنه،
بالاخره برای خودشون یه وظایف خاصی دیدن،
اون وظایف خاص خودشون دنبال میکنند.
حالا دیگه یه جوری نگیم
یه خورده بیاحترامی بشه.
امام آقا همینه دیگه. ما در دوره پس از امام خمینی هستیم.
شما یه مکالماتی بازنویسی شده بین
امام و آقای حکیم. نمیدونم دیدید اونو یا نه.
بازنویسیش کردن.
اینا تو دیدارهایی که تو نجف داشتن اینا.
خب ببینید امام چجوری فکر میکنه، آقای حکیم چجوری فکر میکنه.
آقای حکیم به عنوان یه مرجع بزرگیه،
آقا محسن حکیم. به عنوان یه مرجع بزرگ،
خب نگاه بکنید دو نفر چجوری دارن فکر میکنن راجعبه
در حقیقت انقلاب کردن و وایسادن و ایستادگی کردن و تو دهن دشمن زدن و اینا.
اصلاً دو مد، دو تا انقدر از
دو تا یکی از مریخ اومده مثلا یکی از--
مثلا دو مدلن.
میگه دوتاشون عالم دینیان.
شما این رو باید حواست-- ما أنعم الله علیما ما دیگه
نعمت ولایت به ما رسیده است.
نعمت ولایت هم یعنی نعمت اقامه دین.
نعمت ولایت فقط یک محبت خشک خالیه،
اینجوری نبوده. نعمت اقامه بوده که تعریف کردم.
بله سؤال بفرمایید. يحببكم الله.
اینا اصلاً بحث محبت در آیات قرآن که یه عدهای خواهند آمد
"من يرتد منكم عن دينه فسوف يأت الله بقوم يحبهم ويحبونه" اصلاً ببینید
عجیبه. اون چیزی که
میخواد کار ارتداد را حل بکنه "يحبهم ويحبونه"
خب؟ این اون موقع است که تبدیل میشه به "عظةً على المؤمنين وعزةً على الكافرين".
یعنی شما عملاً
راه ولی رو در شما داره پیاده شده.
شما یه ولی کوچولویی شدید.
راه ولایت در شما پیاده شده.
من یه موقع راجعبه فرج شخصی یه نکاتی عرض میکردم.
محبت هم فرکانسی میاره، فرج شخصی میاره اصلاً.
فرج شخصی نه اینکه من امامو ببینم
بلکه امام در وجود من تصمیم میگیره.
میشه فرج شخصی. میشم ابزار.
میشم ابزار امام. کما اینکه شما فرکانستون با
فرکانس یه رادیویی با یه موجی
همراه بشه، فرکانسه میگیره اونم پخش میکنه دیگه.
محبت نسبت به اون امام و راه امام و همه اینا
تبدیل میشه به فرج شخصی.
یعنی امام در شما تصمیم میگیرد.
معنی فرج شخصی یعنی این.
همونجوری که گفتن که روح شما از بدن ماست.
گفتن روح مؤمنین اینجوری از بدن ماست.
یعنی چی؟ یعنی کما اینکه روح من در بدنم چجوری تصرف میکنه؟
بدن من هیچ مانعی نداره.
یعنی اگه بخوام دستم بلند کنم دستم بلند میکنم.
بدن من مقاومت نمیکنه که.
مگه اینکه دچار
یه سندرم دست بیقرار،
خودیشو حرکت بخواد وگرنه به صورت معمول دست من، من میخوام دستم حرکت میکنه.
حالا فرض بکنید من بشم بدن امام،
امام تصمیم میگیره من هرچی تصمیم میگیره من هم همون، اون کارو میرم انجام میدم.
هرچی امام تصمیم-- این جز با محبت طاعانه، جز با محبت واقعی،
خب؟ با محبت اقامهای
با این اتفاق نمیافته.
باید هی محبت ایجاد--
البته خب محبت تبعیت میاره و همه اینا.
محبت اقامهای جلسات قبل هم عرض کردم.
گفتم یه موقع یه محبتی انقدر فیالجملهست،
طرف فقط دوست داره یه نفر رو خیلی خشک خالی بدون هزینه دوست داره.
شما مثلاً الان محبت
اقامهای شما نسبت به فرزندانتون، محبت اینجوری.
شما فرزند داری؟ خیله خب.
بچهتون مریض میشه احساس میکنید خودتون مریض شدی، درسته؟
یعنی اینجوری نمیکنید که آقا بچه مریض شده، مریض شده، اون مریض شده، من که مریض نشدم.
اصلاً چیزی تو مخیلهش هم خطور نمیکنه همچین چیزی.
که بگه بابا بچه مریض شده، بچه مریض شده دیگه.
به من چه ربطی داره بچه مريض؟ محبتش از یک نوع،
یه نوع دیگهایه. غیر اینکه
یه آهی نمیدونم برای مردم فلان میکشیم و یه--
این یه فضای دیگهست، یه فضای دیگهای از محبته.
گفتم یه موقعی
شما میرید در سایت جان فدا ثبت نام میکنین،
مشکلی هم نداره ثبت نام کردین دیگه.
یه یوزر پس میگیریم، میشیم جان فدا
بعد میگن جانت رو حاضری فدا کنی؟
میگم نه. مال نه.
خب این که کاری نداره که. این
بعد محبت آدم
ممکنه ابراز-- نه محبتی که تبدیل بشه
به مودت یعنی تبدیل میکنه به اظهار این محبت و کنش و عمل لازم اینا انجام میده.
میگه یعنی تبدیل میشه به جهاد به اموال.
این میشه محبت اقامهای.
یعنی اونو میخوای اقامه کنی وگرنه این بارها عرض شده محبتی که رو تپه ندبه هم داشتن محبته.
نشستن از رو تپه ندبه دارن لایو میگیرن از کی؟
از شهادت امام حسین از اون دورتر دارن لایو میگیرن و بر مصائب ابی عبدالله گریه میکنن.
اینم محبته. منتها این محبت،
اون محبت اقامهای نیست.
این نعمت ولایت توش
چیز نشده. یعنی نمیخواد اون راه رو اقامه بکنه و پیاده بکنه و اینا.
یا هزینه داره هزینهش رو نمیخواد تحمل بکنه.
پس میخوام عرض بکنم یه نکتهای شما هم سوالتون رو بکنید.
من مطلع بودم که در مورد اینکه هیچ
وقت این بحث حرفی نزدند در جمع ما.
ولی شاید تو یه جمعی ما چهار صبح بشینیم
حرف بزنیم ولی همین استدلالهایی که واقعا شما مطرح کردید و منم تکرار کردم
در خصوص این مباحث اقامهای هست و
اینکه ما باید صحبت بکنیم، حرف بزنیم، مقاومت کنیم و به خصوص در رابطه
با حرف ن 打 خریم.
همینه که رفتیم به یه نکتهای رسیدیم و من سوال شد
و اینکه این بود که اگر این مقاومت ما باعث دو دستگی در جامعه و دعوا و نزاع بین اقشار مختلف 社 会 بشه.
ببینید سؤال کردن حالا چون گفتن اگر ما
این آ این
وایسادن پای ولی باعث دو دستگی و اینها باشه
، ببینید در درجه اول بذارید
حرف رو بزنیم ببینیم میشه یا نمیشه.
باعث دو دستگی میشه یا نمیشه.
یعنی ما حرفمون رو بزنیم بله.
حرف رو که زدیم آخرش هم موسی ببینید میگه
دیگه مسئولیت از گردن من خارجه.
خب. یعنی موسی، موسی هم گاهی اوقات میگه آقا مسئولیتش من مسئولیتم رو انجام دادم دیگه.
من باید میگفتم، گفتم.
اون حلقه های میانی باید میگفتن، نگفتن.
چون یه دو نفر گفتن. اگر
عدهی زیادی میگفتن شاید اینجوری نمیشد
ولی دو نفر گفتن قابل تجلیل اینایی که گفتن ولی اثر نداشت.
خب. بعدش هم موسی میگه خب به من چه ربطی داره دیگه من
چیکار مثلا-- ببینید این قدری که ما هزینه رو میندازیم به اون سمت،
هزینه رو میندازیم به سمت
موسی که آقا تو هزینه بده.
اگر او بخواد هزینه بده
معلومه یه جایی کار ایراد داره
. حالا کی کم کاری داره میکنه؟
خیلی وقتا اتفاقا همین
نه امت مبعوث، نه فلان.
گاهی اوقات این رجلانی که حرف نمیزنن یا کمن،
قال رجلانن که حرف میزنن.
خب. یا خود همین میادینن.
چون اینان خیلی وقتها حلقه های میانیاند و مگه ما چند درصد تو میادینیم؟
ما میگیم الا امت مبعوث مگه چند درصدن؟
شاید دو، سه درصد، پنج درصد
بیشتر نیستن- یعنی پنج تا پونزده درصد رو میگن در مجموع در مجموع شاید اومده باشه هر کی یه سکوت و کم کرده باشه
مثلا شمارش کنی آره ولی اون کسایی که وایسادن و پای چیز و شاید مثلا دو، سه درصد بیشتر نباشن.
وایسادن پای این صحنه ها و دارن چی میگن؟
بقیه به صورت طبیعی، طبیعی قضیه اینه که واقعا مثلا به عنوان مردم تماشا میکنن صحنه ها رو.
بذاریم اول این اتفاق بیفته
بعد دیدیم که داره، داره همدیگه رو میخوریم تازه فکر کنیم راجع به این.
ضمن اینکه اینو بدونید یکی از ویژگیهای تیه که میگه حالا که اینجوری شد آیه بیست و شیش رو نگاه بکنید
که موسی هم با اینها میره تو تیه دیگه.
یعنی اینجوری نیست که موسی الان در یه
شرایط غیر تیهه بقیه رفتن تو تیه.
نه دیگه موسی هم همه با همدیگه رفتیم تو تیه دیگه.
رفتیم تو سرگردون. سرگردانی هم
ببینید اینجوری تفسیر نکنید که بعد همش داشتن تو این صحرا میچرخیدن.
بله اونا تو این صحرا میچرخیدن ولی تیه در مقابل این پدیده است.
در مقابل کدوم پدیده؟ در مقابل این پدیده است.
یعنی اگه میرفتن حرف موسی رو گوش نمیکردن، یه حکومت یه جای دیگه
مثلا تشکیل میدادن، مثلا یه کار دیگه میکردن، یه زندگی دیگری راه مینداختن.
اونم تیعه فرق نداره که.
جهالت این نیست که مثلا دیگه بخورن مثلا میشه جهالت.
اگه مثلا یه حکومت جاهلانهای مثلا راه بندازن
بر مبنای اقتصاد غیر الهی و بعد چیز فلان این الان جاهلیت نیست.
این الان مثلا یه چیز دیگهست.
جاهلیت، اینم جاهلیته. اون کاری که باید بکنن نکردن، میبینن یه کار دیگهای میکنن.
اون کار تیعه. حالا هر کاری بکنن،
اون کار تیعه. حالا باید بچرخن فلان حتی کارهای تشکیلاتی میکنن.
تو همون دوره تیه همین کار رو کردن.
رفتن کارهای تشکیلاتی یاد گرفتن و فلان کردن همهی این کارا.
ولی اون دوره مربوطه به دوره تیه.
حالا یکی از ویژگیهای دوره تیه اینه من یه موقعی هم قبلاً گفتم
اینی که قرآن میگه ببینید
سوره بقره آیه پنجاه و چهار رو بیارید
حضرت موسی هم تو تیح میمیره.
ولی نقشه که عوض نمیشه. بعدش میان به یوشع ابن نوح میگن که
چیکار کنیم الان؟ برنامه چیه؟
میگه برنامه همونی که موسی گفت باید بریم ارز مقدس رو بگیریم.
منتها میرن ارز مقدس رو میگیرن با منطق تیح.
دقت کنید. میرن ارز مقدس رو میگیرن با منطق تیح.
یعنی چی؟ یعنی باز دوباره همونی که "یا موسی اجعل لنا الهًا как فلان و فلان"
تو تیح یه حرکتی زدن با همون منطق میرن
ارز مقدس رو میگیرن خراب میکنن باز دوباره.
چرا؟ چون که منطقه عوض شده.
منطقه شده این. میگن "وقول حتة" هم سوره بقرهست هم سوره اعراف است.
"قول حتة نقفل لكم خفاياها وثنجزی للمحسنين فبدل الذين ظلموا قولا غير الذي قيل لهم".
اینا میگن حتة و میگن استغفار و توبه و
برگردیم اون حکومت دینی رو تشکیل بدیم.
این خبرها نیست. ما میخواستیم بریم اینجا به حنطه برسیم.
میخواستیم بریم یک دقیقاً نظام اقتصادی
چچی فلان اینا اینو درست کنیم.
اینه. اون آرمانهای مهدوی فلان اینا
بذار در کوزه آبش بخوره.
ما که برای اون نمیریم.
در صورتی که قرآن سه جا پرده-- به خصوص اواخر قرآن به ترتیل بزرگ، سه جا پردهبرداری کرده.
آقا ما اصلاً منطقمون اینه.
"هو الذي ارسل رسوله بالهدى ودین الحق ليظهره على الدين كله".
ما منطقمون اینه. اگه تو این منطق حرکت نمیکنی هم تو سوره صفه، هم تو سوره توبه است هم تو سوره
فتح. یعنی تو سه تا سورههای آخری قرآن بگی آقا ما منطقمون یعنی اینه که ما
با آمریکا نمیجنگیم و خیلی بیجا میگیم نمیجنگیم.
اگه نخوایم بجنگیم خدا می-میجنگونه ما رو.
آروم نمیگیریم خلاصه.
یعنی اصلاً ما نمیتونیم نجنگیم که.
آقا پس کجا "لیظهره على الدين كله" بعد چیکار بکنیم؟
بعد نمیشه که اون رو انجام ندیم که.
لذا تو این پروژه بزرگ این--
حالا شما نگاه بکنید گاهی اوقات ممکنه یه کاری بکنید مجبور شید به جان همدیگه بیفتید.
ببینید مثل این مو نه. بدن مریضیش به خاطر چیه؟
بله. خیلی ممنون.
پس بدن
مریضیش به خاطر اینکه اعتلافش از بین میره، خودش با خودش درگیر میشه.
خود بدن که خودش با خودش درگیر بشه میشه مریضی بدن.
به خصوص مریضیهای خودایمنیها هستن.
خودایمنیها همینجورین. یعنی
میزنن خودشون، خودشونو از بین میبرن.
اینجوریه. مری-مریض میشه یعنی این میشه دیگه.
یعنی شما توقع نداشته باشید ما یه کاری بکنیم
و نتیجهشو نبینیم. حتی نتیجهش ممکنه بزنن،
بزنن یا بترکونن. این مشکل تو اینجاییه که
شما کاری کردی بدن مریض شده،
بدن از اون اعتلاف خارج شده.
شما اومدی زیر نظر
دقیقاً ولی عمل نکردی بدن از حالت اعتلاف خارج شده.
حالا که خارج شده این میگم این آره نگاه، نگاه کنید آیه پنجاه و چهار.
"واذ قال موسى لقومه يا قوم انكم ظلمتم انفسكم باتخاذكم العجل"
خب شما ظلم کردید "باتخاذكم العجل".
چیکار بکنیم؟ "فتبوا الى بارئكم" برگردید.
چیکار بکنیم؟ "فقتلوا انفسكم".
بذارین همدیگه رو قتل عام کنیم.
این توبه است. این تو خودش توبه است.
یعنی شما توبه بخشیش به همین است که شما اون مریضی رو که ایجاد کردی نتیجهشو--
من تو همین پادکست اخیرم این نکته رو راجع به جنگ بدر و احد عرض کردم که
جنگ بدر که قرار بود هفت-- اصن اسیر نگیرن، اسیر گرفتن زیر نظر پیغمبر ا-از اسرا رو به بهترین نحو آزاد کردن.
مگه این نیست؟ زیر نظر پیغمبر همین کار رو کردن.
یعنی چیکار کردن؟ اومدن یه سریشونو پول گرفتن و فلان اینا، یه درآمدی کسب کردن آزاد کردن.
یه سریشونم اینا سواد داشتن گفتن اینا باسوادا به بیسوادا
چیز یاد بدن و اومدن این کارو انجام دادن.
اومدن دو تا، دو تا کار فرهنگی هم از توش درآوردن و دو تا موکب هم
زدن و فلان اینا با اون پولا
یه، یه کارایی کردن دیگه و از
یه دو نفرم که چیز بودن از اون هفتاد نفر خیلی میکشتن بقیه، اون دو نفرم
کشتن. خلاصه یه--
خلاصه تمیز بیرنگ درآوردن.
آقا منتها کلاً غلط بود این کار.
چی شد؟ حالا شما نمیتونی که
اون کاری که بهت میگن نکن بکنی بعدشم بگی تو احد هم من هیچ اتفاقی نیفتاد.
اونجا داره "اولا ما اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها
قلتم عنى هذا قل هو من عند انفسكم"
گفتن آقا این چی شد دیگه؟ چرا ما اینجا شکست خوردیم؟
گفتم خب اسیر نگیرید. خب بهتون میگم اسیر نگیرید دیگه.
شما اسیر میگیرید زیر نظر رهبری اسرا رو تخس هم میکنید و اینم میکنید خیلی هم کار خوبی کردید الان.
خب هفتاد نفر معادل شهید میدید یکیش حمزه سید الشهداست که اون درآمدی
که کسب کردین در حد یه لنگه کفش حمزه سید الشهدا هم ارزش نداشت.
شما نمیتونید ببینید ما یه توقعی داریم
از خدا که ما میتوانیم یه کارایی بکنیم نتیجه ن-نتیجه نگیریم.
البته این به معنی این نیست که ما بدیم ها.
ببینید یه عامل سر خوردگی نکنید اینا رو.
این اتفاقاً این امت نبوت چون خیلی ازش دیگه داره توقع میره
نمیتونه با فرمون خیلی بازی کنه.
باید همون کارو مطابق با پروتکل انجام بده.
اتفاقا به خاطر همینه. اتفاقا این خوبی طرفه.
اون موقعی که به استدراج میرسه و فلان، اونجاییه که مریض رو ولش کردن دیگه.
دیدین این مریضایی که دیگه میمیره به اطرافیاش میگن دیگه بذارید هرچی میخواد بخوره بخوره.
یعنی گیر ندید بهش دیگه.
اتفاقا این نتیجه این است که ما نشون دادیم خیلی خوبیم،
خیلی بزرگیم، خیلی متفاوتیم.
اتفاقا چون خیلی متفاوتیم
یه مقداری توقع ازمون میره وگرنه نه اینکه بعضیا
یه حالت خودتحقیریه مثل این که آقا گند زدیم، له شدیم، فلان شدیم، بیچاره، بیچاره شدیم.
اصلا ما چه آدمایی هستیم خدا بمیره رو ما.
نه اینجوری نیست.
ما چون خیلی بزرگیم
مثل آدم بزرگا از ما توقع میره.
بقیه چیاند؟ بقیه بچهاند، بچه بیش نیستن.
بالاخره شما جنگ کردی، چهل روز جنگ کردی، چهل روز طرفو زمینگیر کردی دست کم.
خب یعنی چی؟
کار غیرقابل باور کردی.
بعد بالاخره اگه یه کار دیگهای بکنی تو این زمینه
یه اتفاقاتی هم میفته دیگه.
البته من اتفاقا خیلی خوشبینمها به دلیل همین امت مبعوث.
چه خوشبینی! به این هیچ اتفاقی نمیفته
، خب. یعنی
نه تفرقه اتفاقا باید
ببینید مثلا این میمونه که من
بخوام جراحی بکنم. بگی اینکه خون بیاد میمیره، آقا یه قدری باید خون بیاد نمیره.
خب آقا چرا
اینکه من میخوام جراحی بکنم باید حتما فکر کنم من اگه جراحی بکنم خون--
من دارم با چاقوی جراحی جراحی میکنم.
ببینید یه موقع با قمه آدم جراحی میکنن.
جراح با قمه جراحی نمیکنن.
چاقوی جراحی رو دیدید دیگه چقدره.
خب با قمه که جراحی نمیکنن که.
خب یه نفر عهده میخوان بیان نمیدونم فلان
بگن که ما هم حرفمون رو تو کانالمون زدیم.
ما نمیپذیریم. رد شدن از شروط رهبری رو ما نمیپذیریم.
چیکار میکنیم؟ میریم صحبت میکنیم، حرف میزنیم
تا اینقدم. بعد میریم فقط بمبگذاری میکنیم.
نه این کارو نمیکنیم . اثرایی میکنه
شما؟ توهاش اثر نمیکنه.
حالا میدونید چی میشه؟ به نظر من این است که
چون نمیشه اصن این اتفاق نمیتونه بیفته،
خب. یعنی این اتفاق ما ممکنه یه ضربه میخوریم.
کمونی که الان دارن اعتراف میکنن آقا
میدونین که نظر رهبر عزیزمون هم این نبود که مذاکره زیر آتش بود.
نظر ایشون این بود. اینو عن علم دارم میگم ها خبر دارم، تحلیل نمیگم.
میگه مذا-- اگه میخواد مذاکره باشه زیر آتش بود.
خب ما اومدیم یه کار دیگه ای کردیم.
یعنی آتشبس بعد مذاکره کردیم.
خب یه پالسای دیگهای دادیم اصن به دشمن.
اونم با ابتکار عمل دشمن با تحقیرهای دشمن که حالا من نمیدونم
اینو باید یه موقعی تاریخ قضاوت کنه.
در این توئیت آخر ترامپ دیدید که چی گفته دیگه.
کلمه sheet out رو به کار برده.
یا میاید امضا میکنید sheet out.
sheet out رو زبانم نمیگرده ترجمهش رو
اندازی ب- یه معنی اصطلاحی داده که مثلا من اصن نمیتونم بگم.
حالا بعدا نگاه میکنم.
مثلا اینو به رهبران ما گفته sheet out.
هیچ انسان غیوری قبول نمیکنه
که یه چیزی از اون kiss my ass که بهمون گفته بدتره sheet out،
خب. اینو گفت.
این غیرت قبول نمیکنه همچی.
اینکه آقا میگن انسان غیور اینا، اینا رو قبول نمیکنه.
که یا میاید امضا میکنید بعد حالا با این ابتکار عمل من بودم میگفتم آقا حالا
بذار بعدا حالا که اینو گفتی
خیلی sheet out به خودت
آینه به قول این بچهها.
آینه. بعد
فعلا هم امضا نمیکنیم. یه موقع-
آره از برجام بدتره اینکه از برجام بدتره.
اینم من تو پادکستش گفتم چرا.
گفتم این بدتر در میاد. به خاطر امت مبعوثه.
به خاطر امت مبعوث بدتر در میاد.
خود آقای راغشی هم تو جلسات گفتن، گفتن هرچی مردم راجع به این قرارداد بد میگن درست میگن.
تو جلسه با رسانهها گفته اینو.
گفته درست میگن. چارهای نداریم.
ببین نکته اینه شما یاد تو ذهنت اینه که جنگ که بده،
نه جنگ نه صلح هم بده.
پس چی خوبه؟ صلح صلح.
در صورتی این-- بعد میگی صلح؟
میگه نه .
ببینید طرف میگفتش که
حالا وسط اقیانوس کوسه حمله کرد چیکار میکنی؟
گفت میرم مال درخت. گفت
درخت نبود، گفت مجبورم دیگه.
چیکار کنم؟ ببین طرف تو ذهنش همینه دیگه.
که یعنی تو ذهنش بیشتر از این نیست
که آقا مثلا من الان
جنگ که خوب نیست. در صورتی قرآن میگه اتفاقا جنگ خوبه.
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ
وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ.
ما الان تمام مزایای اقتصادی که حتی تو جنگ
و تو اینجا به دست آوردیم تو جنگ به دست آوردیم
نه تو مذاکره. اونجایی که ما آتشبس کردیم رفتیم تو مذاکره محاصره دریایی شدیم.
خب لبنان هم خورد.
اینا رو ببینید اگر تونستیم اینا رو ادبیات بدیم برای مردم مبعوث توضیح بدیم، بگیم
اینا که بشه گفتمان اگه گفتمان بشه دیگه مردم هم
تکلیف خودشونو میدونن. لذا اینی که شما میگید ممکنه اختلاف بشه و این چون بله ممکنه اختلاف بشه
منم گفت، عرض کردم ما
اتحاد تحت شروط رهبری رو داریم.
ما اساسا در دوره هارون نیستیم.
ببینید اینو بعضیا هی میگن.
میگن ما الان خب چجوری هارون فلان کرد؟
گفتش که من گوسالهام قبول میکنم،
گوساله پرستی هم قبول میکنم.
«إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ إِسْرَائِيلَ فَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي»
درستهست؟ بابا اصن ما در دوره هارون نیستیم اصن.
چیه؟ آقا چرا اینو تک-- مثل اینکه بعضیا هی تعقیب میکنن آقا مگه امام حسن اینجوری--
بابا اصن ما در دوره امام حسن نیستیم.
این تعقیبات چیه اصن؟
یه مردمی که وایسادن میخوان بجنگن چیکار میکنن؟
چرا ما در دوره امام حسنیم الان؟
که میگن بله دوره امام حسن،
میگن در دوره امیرالمؤمنین فرموده بودند که امام مجتبی فرموده بودند من و بابام هارونی زندگی کردیم.
بله. مجبور بودند زی، زِیر گوساله پرستی
امتو نگه دارن. مگه ما الان تو این دوره ایم؟
خب نیستیم. با هیچ شاخصی نیستیم اینجوری.
خب برای چی باید ما خودمون رو شبیه
هارون جلوه بدیم در دوره پس از امام خمینی،
در دوره بعد از بعثت مردم، در دوره فلان اینا.
این اعتقاد منه. الان من فکر میکنم یه
تنشهایی ایجاد میشه ولی اتفاق خاصی نمیفته.
چون که الان دیگه به نقطهای ما رسیدیم
یه، یه تکانههایی ایجاد میشه حتما تو کار ما.
یعنی احتمالا مثلا اتفاقات بدی برای کشور میفته مثلا
، یه چیزی از بین میره، یه سری فرماندههامون بخوان خدا کنه
این جزو چیزا نباشه. من یه موقعی
قبل از شهادت آقا به مسئولی گفتم، گفتم
و ضبط شده این. گفتم این کاری که دارین میکنید
احتمالا تو هم-- گفتم موسی رو تو این دورهها میگیرن
که بر حجم تیغ بیفزایند،
خب. گفتم آقا رو میگیرن از ما
تو این چیز. گفتم نه آقا شما بدبینید، گفت باش شما خوشبینید.
میرسیم آره. این ببینید راهی که
ما به ذهنمون میرسه اولا اینکه
بریم یه توضیحی بدیم مجدد بگیم به مردم الان تو میادین نود تا نود و پنج درصد مخالفن.
میدونید که. تو میادین بیرون توضیح بدیم بعدشم بریم به ذاتمون خارجی بگیم آقا ما،
ما اینی که میفهمیم از حرفای آقا ما نه، قبول نمیکنیم.
حالا اگه شما دیگه آخر دستش چیه؟
نمیتونیم بمبگذاری بکنیم که مثلا.
آخرشم مثلا میپذیرن بعدش
فقط اینو جزو حافظه خواهش میکنم باز دوباره نگه داریم که میپذیرن.
یه بلایی سر ما میاد مثلا احتمالا یه اتفاق بدی میفته برای ما.
بعد یا ما میتونیم همدیگه رو لتوپار بکنیم
طبق قاعده. بعد میفهمیم که عه مثلا اشتباه کردیم.
نباید یه همچین کاری رو قبول میکردیم.
ولی اگرم سستی باشه عزیزان سستی اینه که «قال رجلان من الذين»
اینا کمن. آدمهایی که امروز
بیان تو میدان و تو صحنهها حرف بزنن، بگن، تبیین بکنن.
البته داره الحمد لله ایجاد میشه.
خود نمایندههای مجلس من دیدم دارن تبیین میکنن چیکار میکنن بدون اینکه
بخواد آدم ،
میگم یه کارهای آوانگارد در حقیقت بکنن.
بالاخره الان میتونیم کاملاً اعترا-- بگیم آقا از خطوط رهبری رسما رد شدی دیگه.
اینی که متن مقدس بود مثل برجام اون بود.
اینی که شما میگید الان همش که غلطه.
ولی خب چیکار کنیم؟ آقا متهم میکنن
شما رو احتمالا به اینکه شما از طرح ولی ولی برید خارج بشید چون به
ولی جامعه تاکید، تاکید کردن اکثر پیامهاشون به-
وحدت وحدت. ما- این رو ما چجوری- ببینید اصن
بحث و نقد رو ما خلاف وحدت چرا میدونیم؟
ببینید- حرف، حرفم هست.
گفتن تبدیل به نزاع نکنید.
بابا نه اینکه اختلاف موجه رو هم نگیم، اصن حرف نزنید.
مخصوصا ما اصن چرا مبعوث شدیم؟
خب. ببینید بعثت همراه با حرف زدن و مطالبهگریه.
گفتن اینا رو تبدیل به نزاع
نکنید. تجمع- یعنی بله.
تجمع- بله گفتن، گفتن.
برای همین گفتن آقا تجمعاتو ول نکنید.
پس معلومه یه چی-- ثمری دیدن ازش دیگه.
حالا ببینید تبدیل به نزاع بکنیم، نه تبدیل به نزاع نکنیم.
حرف نزنیم، نه حرف بزنیم.
بگیم آقا طبق بیانات
امام المسلمین این خطوط قرمز باید رعایت میشد،
رعایت نشده، اینجوریه، اونجوریه، ها این.
بعدشم یه خورده ما مجبوریم
شعور و سطح چیز رو-- الان دیدید که میگن آقا اینا توافق نامه است مثلا.
تفاهمنامه تفاهمنامه است، توافقنامه نیست.
لغت چرتیه اصن این. اصن اینو خود دیپلماتهام میدونن.
من تو این پادکستم گفتم اگر بهش می-میگن MOU اصن هیکل اصلی
همه اینا MOU... اون agreementها هم فقط
مسئله اگه اقتصادی بشه agreement و اینا تفاهمنامهها چارچوب اصلی
همه ذهنیت و فکرشه.
MOU memo of understanding اینا
memorandum بود دقیقاً memorandum یه مخففی میشه memo.
of understanding MOU اصن اصل قضیه همینه.
مگه برجام مگه چی بود؟
برجام همین بود دیگه. یه تفاهمنامهای بود که امضا شده بود.
بعد میگن نه هنوز جزئیاتش فعلاً.
شما هیکل اصلی
هر agreementی احتمالا همین MOUهاشه
که دارین میگین. درسته
چیز قانونی به حساب ظاهر نداره ولی خلافشم نمیشه عمل کرد.
مثل گفتم مثل این میمونه بری تو جلسات خواستگاری بگی چهارده سه کی باید بخوای بری ثبتش کنی بگی صد چهل و سه کی.
الان قبول نمیکنه کسی اینو
اینجوری نیست که بگه نه باید مثلاً ارزش قانونی نداره.
نه ارزش قانونی نداره به این معنا
ولی ارزش قانونی داره کاملاً. یعنی کسی خلاف اون نمیتونه عمل بکنه.
یه ایرادای زیادی هم بهش گرفتن حالا هنوز ایرادای زیاد تری هم بهش میگیرن.
بله آقا دو تا از مردم تمام توانشون رو گذاشتن.
حالا یه سوالی که برای من پیش میاد مثلاً یه همفکر واقعاً
مناسبی رو کجا بتونیم امضا کنیم؟
من فکر نمیکنم که برای تصمیم ایستادگی مردم واقعاً
به جایی برسیم.
به نظرم خیلی بیشتر- من اتفاقا گفتم که به خاطر همین ایستادگی مردم این به جایی نمیرسه.
انشاءالله. یعنی- واقعا آره من تصورم اینه که
ما حرفمونو بزنیما، ولی
یه حسی به من میگه که،
اِممم... این خود بعثت مردم
یک جوری تو منگنه قرار میده همهی
اِممم... امضا کنندگان و همهی فلان همه چیزا رو
که آمریکا هم که ننشسته که این حرفا رو از ما قبول بکنه که اونم بالاخره طراحی خودشو داره میکنه.
گرچه گندگی خودشو با این کردها.
به خصوص با اینکه امضا میکنی
و الا sheet out. خب؟
کاش میتونستم معنی کنم این
چیزو ببینید
یه چیزایی هم اشتباه شد. من همون موقعی که آقای قالیباف رو گذاشتن--
چیز به تیم قالیباف گفتم.
گفتم آقای قالیباف کار بدی کرد رفته.
دلیلش هم این نکته بود که تنها کسی که میتونست تو ساید مردم وایسته و اعتراض بکنه آقا قالیباف بود.
همین رو گذاشتن گذاشتن inside مذاکره.
الان کی دیگه الان وایمیسته تو ساید مردم،
یعنی طرف مردم کی وایمیسته؟ امضا
کننده این- دیگه خودش رفته دیگه.
یعنی عملاً قالیباف رو کردن گوه.
گوه یادتون هست تو فیزیک میذاشتن میزدن
چیز بشه. قالیباف تبدیل به گوه کردن.
اینا با-- خیلی باهوشن اینا.
پیشنهاد رو اصلاً دولت داده بله پیشنهاد دولت بود.
یعنی نه این نه پزشکان نه، این تیم باهوشه.
یعنی تا قالیباف رو گذاشتن من به تیمم گفتم عجب هنری واقعاً اینا به خرج دادن.
یعنی یه نفر که میتونست تو ساید مردم وایسه حرف بزنه، مجلسو تشکیل بده، قانون راه-- اقدام
راهبردی بنویسه فلان اینو گذاشتن
خودش رو گذاشتن چیز- عدالت
تا- آره، آره.
همون ایشون شد مسئول مذاکرات.
دیگه عملاً با یک تیمی مجبور شد که این مسئله رو با همدیگه
دربیارن. البته حالا به اضافه دور و بریهای ایشون.
نتیجهش که تعطیله فعلاً. نه خب حالا بالاخره ببینید آقا تو بعدی که قانون دوم میفرماید این درخشش ما،
این دو تو اسلام و جمهوریتی کنار هم قرار.
بله وقتی اون درخشش باید جمهوریتی شد-
برای همین گفتم مجلس باید تعطیل بشه مجلسی که الان نه بلاخره اون مثال رو زدم.
بعدشم یه چیز- حالا من الان-
جمهوریتی رو بالاخره یک جوری باید انجام بدیم
صفه دویست رو بیارین. عرض میکنم منم با شما خب تو جریان-- من که الان
تیم مذاکرهکننده من نبودم که
. بعدم با شما موافقم تو یه چیزایی.
یعنی تو خیلی چیزا موافقم.
من که خودم جزو سردمداران مخالفت با اصل مذاکره به هر نتیجهای میرسیدن.
من حتی تو این پادکسته گفتم. گفتم صد پله متر از برجام در میاد.
این قاعدهش اینو گفتم.
اصلاً هنوز چیزی هم در نیومده. من هم چیزی نمیدونستم.
اینا قاعدهست.
چیزای قاعدهست. حالا باید تغییراتی رو باید واقعاً تو شعم ما بدیم.
شعم احتیاج به چیز داره، احتیاج به عهد سوم، کارشناس سنن داره.
یعنی الهیات جنگ رو باید متوجه بشه.
چون ما جنگمون الهیاتیه. چون جنگ الهیاتیه
مثل اینکه شما الان پزشکی چیزی رو نداشته باشین، مثلاً پزشکی روحانی رو نداشته باشین.
ما یه سری از مشکلاتو-- طرف مشکلات روانی داره روی عدم ارتباط با عوالم بالا میذاره تو جسمش.
بعد هی میاد اینو میمالونن مثلاً به یه چیزایی مثلاً فکر میکنن این الان درست میشه.
خب نمیشه دیگه. شما این رو باید داشته باشی حتماً.
یعنی یک پزشکی روانی اِاِاِ...
اسلامی رو شما باید کنار دست پزشک داشته باشی.
برای همین چیزای interdisciplinary درست شده اصلاً.
یعنی تو دنیا هم فهمیدن اینا چون به هم ربط دارن
یه فضاهای میانرشتهای هی درست کردن که اینا رو بتونه پوشش بده.
بهش میگن interdisciplinary دقیقاً
یا بین رشتهای. نجسیش رو گفتیم.
اینو- آقا بله
وقتی مردم مبعوث میشن، انقدر بزرگ میشیم،
یه عایدی میشه به این مردم ازش کنیم.
بعد الانم بعد از این ما فهمیدیم که اون سیلی هیچ اتفاقی نمیافته.
بعد اینا که به هم میگن انگار همین همهشون- چون مردم مبعوث شدن-
خوردن یه چیزی به عنوان هزینه از این مردم که
حق خیلی چیزاییه
که سخت شده برای ما ببینید مثل این میمونه شما یه دونه-
هزینه جنگ رمضان
خیلی بیشتر از هزینه- جنگ چیه؟
رمضان آها. شما نگاه کنید--
شما مثل این میمونه که شما احساس کنی که کنار دست راننده کمکراننده هم هست
که کمکراننده حواسش جمعه
به مکان اگر ما یک کمکرانندهی حواس جمع کنارمون داشته باشیم،
از اینی که خوابش ببره راننده و یک
فاجعه درست بکنه، یه مقداری میتونیم خیالمون راحت باشه که ما باید هی به راننده تذکر بدیم.
ولی خیالمون از این جهت هم میتونه تا حدی آرام به-- به شرط این که اونم نخوابه
یعنی کمکراننده نخوابه.
فاجعهش اینه دیگه یهو مثلا وسط امامممم
چیزم بره باز بره. یه چیزی شبیه این چیزا.
بله یه چیز خیلی عجیب غریب- ضربه میخوریم- که
خب ضربه، ولی ضربه یـ...
آدم ضربه میخوره میمیره.
یهو ضربه میخوره مثل این کاراته کارا که تو زمین ضربه میخورن بوکسورا که ضربه میخورن.
خب بلند میشه. بنده اعتقادمون اینه که ما لزومی نداشت ضربهها رو بخوریم.
خب؟ ولی خب داریم میخوریم دیگه.
حالا میمیریم با این ضربهها؟
نه. امت مبعوث شده الان.
یعنی شما این ضربهها نمیمیریم.
ولی اگر امت مبعوث نشده بود به خاطر چی؟
فرض کنید الان آقا رو شهید کرده بود این کارا رو کرده بود و امت مبعوث نشده بود.
اینم یه فرضه دیگه.
این تموم بود کار ما. تمام.
یعنی اینی که امت مبعوث شد و ریخت تو خیابون
و بعد خدا چه طراحیهایی کرد مثلا هفده، هجده، نوزده دی
اصلا برای چی مردم رو ریختن بیرون؟ به خاطر
اینکه برای چی؟ به خاطر اینکه هجده، نوزده دی رو دیده بودن میترسیدن یه همچین واقعهای تکرار شه.
واسه همین ریختن بیرون. بعد اصلا کاراییای دیگه پیدا کردیم.
یعنی من میخوام بهتون بگم خدا هم واقعا ما رو ول نکرده.
این حلقه میانی نخوابه،
اگر اون چیزم خوابش برد حلقه میانی یه کاری میکنه که این اتفاق نیفته.
ولی این بخوابه خب یه ضربات مهلک
میخوریم دیگه. خاصیت
اینچه. اه بت مثرة ان لله معها اثر.
اینا هستن باید حتما باشن یا...
دیگه هستن دیگه. حالا هستن.
نه بالاخره هستن.
بحث اینه که حالا شما میخواین یا
حضرت آقا یه مقدار
مستقر شدن شاید واقعا یه تغییرات جدی بدن تو نفرات، تو ساختار.
میدونین که جزو پروژههای آخر خود حضرت آقا ساختار، حتی ساختار جمهوری اسلامی رو میخواستن عوض کنن.
به خیلیا داده بودن چیز شد.
اصلا ساختار ما الان کشش
چیز نداره، کشش پارایی،
کشش پارایی رو نداره این ساختار.
ساختار پیرمرد شده نه افراد پیرمرد شدن ها.
ساختار پیرمرد-- بحث زیاده اصلا راجع به این،
این نکته که فرض کنید دیگه این ساختار ما نمیکشه برای خیلی از کاراها.
پروژه ذهنی خود آقا رو به خیلی جاها هم سپرده بودن،
تغییرات تو قانون اساسی و و اینا.
بعد بارها هر time که شما میگی آقا مجلس
چرا اینجوری عمل میکنه؟ به خاطر اینکه ما یه مجلس داریم،
یه مجلس بودن همین میشه. طرف نماینده مجلس رو نمیدونه نماینده مردم ایرانه یا نماینده محله خودشونه.
واقعا نمیفهمه.
نمیدونه یعنی هرچی هم بهش بگی میگه آقا منو یه جایی انتخاب کردن
و باید منافع اونا رو هم
نگه دارم. اینجا هم به هر جهت نماینده مردم ایرانم هستم.
الان چیه؟ من الان کجام؟ نمیفهمن.
پیام خود رهبری هم بود که طرحی-
بخش اقتصادی دارن.
به غیر از اقتصادی چیز کلی ای بودش که یه طرحی آورده شده که این طرح قراره مثلا من، من
نه اینو یادم نیست. طرح اقتصادی یادم نیست.
مبارزه با آمریکا تو اول- تو اولین پیام من این بخشی که خودم
طرح دارم، لایحه اقتصادی و فلان اینا رو ندیدم.
حالا شنیدم هم ایشون یه مدتی فضاشون فضای مردمیسازیه.
اینا رو هم شنیدم ولی خب ایشون هنوز
چیزشون مستقر نشده. ما شبیه دوره غیبت صغرا شده.
هنوز با توقیعات شریف داریم
چیز میکنیم، کار رو میبریم جلو.
حالا باید یه خورده ایشون مستقر هم بشن ببینیم چه ذهنیتی رو کامل دارن دنبال میکنن.
از انتصابات، از فلان از اینا.
ببینیم چه اتفاقی داره رقم میخوره.
حالا اینم بخونیم دیگه، یه خورده قرآن رو خونده باشیم دیگه.
اقدام آخر تا اون موقعی که اینا امضا نکردن یه سری اقدام میخوایم بکنیم بکنه.
آقا بریم جلو در ذاتون خارجه-
آقای قالیباف- و میریم بله.
قالیباف ما نشین، ما نشین-
آقای قالیباف خودش چیزه
صاحب مجلسه.
باید بریم و حرف بزنیم و چیکار بکنیم بدون اینکه بخوایم بمبگذاری بکنیم تو ذاتون خارجه و اینا.
بگیم آقا ما اینو میفهمیم اینجوریه، اینجوریه، اینجوریه.
امت مبعوث اینو میفهمه. خب؟
نمایندگان مجلس هم هرکسی رو میتونیم همراه کنیم، همراه کنیم و ببریم و
بعدشم بریم فوتبالای جام جهانی رو نگاه کنیم.
والی بال هم خورده چند تا-
والی بال هم خورده تنگش الان.
جناب چند تا بخوره- اجازه.
چند طرف هستش. یکی امت مبعوثه، یکی ترامپ و بقیه
عراقی مثلا. حالا اون کارای
اطلاعاتی و ضد اطلاعاتیش بذارید یه عده دیگه دارن میکنن.
نه اینکه یه عده...
ببینید ما یه چیزی داریم اینو باید قبول کرد.
شما در قرآن همین جوری که به سمت انتهای قرآن میریم اصلا انگار همه چی رو ول کرده قرآن پرداخته به پروژه منافقین.
خب؟ یعنی سوره های آخر قرآن سوره های اصن منافقینه دیگه اصن.
یعنی surه توبه رو شما نگاه کنید surه منافقینه.
و تشکیلات قویای که اینا پیدا میکنن برای خودشون کلونیهایی پیدا میکنن.
پدیده مسجد زرار. اینا من تو سوره توبه مفصل اینا رو توضیح دادم.
از همینجوری که میره عقب شما توقع داشته باشید ما یه سری آدمایی داشته باشیم
که پروژههای دیگهای رو میبرن جلو.
سوره توبه، مائده، سوره منافقین، ولایت فلان، اصن همین صورت.
یعنی همینجوری دیگه از احزاب به بعد میبینید این پروژه خداست.
اینی که حالا ما فکر میکنیم نه ما تافته جدا بافتهایم، نه ما نداریم، اتفاقا منافقین قدر رو حکومتهای قدر دارن.
اینو داشته باشید. یعنی ح-ح-حکومت اسلامی که قدر میشه منافقینش قدر میشن باهاش.
خب. یعنی به اندازه خودش،
به اندازه هیکلش میاد خلاصه این مقدار مریضی.
حالا یه موقعی هم یه جوری میشه که دیگه مریض میمیره دیگه.
فقط باید بذاری مریض بمیره. چون آخرش همینجوری شد که شد دیگه.
میبینید بعد از رحلت پیغمبر اصن دیگه بحث منافقین نیست.
میگه آقا چی شد مثلا منافقین کو پس؟
این همه هی قرآن داره تذکر میده.
خب همون منافقینی که الآن سر کارن دیگه.
یعنی اومدن حکومت رو گرفتن به عبارتی.
خب دیگه امیرالمؤمنین پس دادن.
یعنی پروژه نتیجه گرفت.
پروژه، پروژه با موفقیت انجام شد.
ببینید همین الان حالا اینا رو دیگه،
همین الان مثلاً برخیهایی که خیلی ساکتن دارن روشون کار میشه ها.
یعنی اینا به عنوان علل بدلهایی که
بعد از آقا مجتبی اینا رو بخوان
چیز بکنن روش داره کار میشه.
اینا هم خیلی جدی، حالا ممکنه ما
خدا نکنه ولی ممکنه به همچین پدیدههایی
یهو برسیم دیگه که
عجب آقا مجتبی رو هم به شهادت برسونن و
روی پروژههای دیگه خیلی جدی دارن کار میکنن.
اینم حالا بیشتر از این اصن خیلی توضیح دادنش برای خودم
تلخه. این یعنی یه خورده آیه بخون بابا.
این چیزا رو
رجلانه رو فقط دقت کن.
آیه هشتاد و یک. هشتاد و یک سوره توبه.
بسم الله الرحمن فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله.
این بخون و ترجمه کن. یه سری گفتن آقا ما جنگ نمیایم
و خوشحال هم بودند از این. ببین خوشحال بودن نه اینکه میرفتن بشکن میزدن مثلاً.
یه کاریکاتوری فانتزیش نکنین اینو.
خوشحاله یعنی راضیه از این کاری که میکنه میگه
این جهادها و جبهه ها و فلان و اینا
یه سری آدما خل و چل مثلاً خب برن بخوان برن همین کارو بکنن، ما این کارو نمیکنیم.
خب. اینکه میشینه خلاف رسول، پشت سر داره میشینه خب برن خب بجنگن دیگه.
اینا از این راضیه، از این خوشحاله.
و کرهُ ان يجاهدوا بأموالهم وأنفسهم فی سبیل الله.
براش مکروه و ناخوشاینده
که بخواد بجنگه. جهاد و جبهه و جنگ و این چیزا براش خوشایند نیست.
و قالوا ببینید عملیات انجام میده.
عملیات انجام میده رو بقیه. یه سری هستن کلا اینجورین ولی عملیات انجام داد و قالوا لاتنفر فی الحر.
میگه الان برن بخواهین پتروشیمی تون خورده، فولادتون خورده، اینا رو هر کدومتو،
هر کدومشو چیز بکنید، بازسازی بکنید.
باشه. الان آخه گرمه، اون موقع سرده، اون موقع زن و بچه فلان هرچی.
الان پتروشیمی خورده اینجا، پت رفته بالا، نوشابه گرون شده، اون گرون شده، آخه یه چیزی شده دیگه.
ورق آهن نمیدونم فلان میشه از این، از این حرفا.
که اینم بدونید خیلیش حالا بعدا
تو پدیده منافقین یه پدیده مهم
گروکشی اقتصاده
که هم تو سوره منافقین هست، خیلی جاها هست راجع به چیز.
یعنی یهو میبینید که داره ورق فولاد و پتروشیمی و فلان اینا میره.
گرچه صادر که نمیشه داره یه احتکار میشه دیگه.
پس چرا داره قیمتش میره بالا همینجوری؟
چون که این که صادر نمیشه دیگه میگی صادر بعد تو کشور کم اومده.
نه گروکشی اقتصاد
و ربط اقتصاد به جنگ، این
یکی از تئوریهای منافقینه.
یعنی اتفاقا یه سری از آستا- بله، همین الان تو همین جا هست.
آیه 86ش اینجایی هست که
چون اینا گلوگاه اقتصادی دستشونه،
اینا هم تو سوره منافقین هست که اینا لا تنفقوا على انقدر تو بحث منافقین سوره حدید رو نگاه
کنید، هشت رو نگاه کنید بحث
اصن پدیده قرض الحسنه رو نگاه بکنیم.
این پدیدهه، هی جریان منافقین میاره اینا رو
که خنثی کردن تئوری ایناست.
خب. چرا؟ چون که اینا
گلوگاههای اقتصادی رو مدتها گرفتن.
خب. چون گرفته گروکشی میکنن اقتصاد رو.
یعنی هی لا تنفقوا على من عند رسول الله حتی یلصدوا.
یعنی میخواد که دور و بر پیغمبر خارج شه، دور و بر رهبری خارج
شه، یهو یه خلاصه فتیله اقتصاد رو میگیره میکشه.
در صورتی که میگه خب الآن طبق قاعده که نباید بره بالا باید میاد پایین
طبق قاعده. چون که شما میگی محصول پتروشیمی مثلاً ده درصد، بیست درصد پتروشیمی ما خورده.
خب صادارت هم که نمیکنی.
خب این که باید طبق قاعده بیاد پایین که نباید بره بالا که.
یعنی باید عرضه بکنی. این مثلاً نمیتونی ذخیره کنی که.
پس باید بیاد تو و قیمت رو بیاره پایین.
چرا داره میره بالا؟
حالا این یه نکته که هی خودش این تو اقتصاد که قیمتها با
دلار داره حساب میشه یعنی با بیرون داره قیمتها حساب میشه این خودش یه بحثه.
که داره با قیمت جهانی حساب میشه.
این خودش یه عدیثهایه توی بحث اقتصاد ما که داره هی با قیمتهای جهانی محاسبه میشه.
[سخنگوی 1] [سخنگوی 1] . این حالا خودش
فکر میکنم یه سرفصلیه ولی انقدر بشکه منافقین جماعتی هستن که
مسئله اقتصاد رو گروکشی میکنن چون شاهراههای اقتصاد دستشونه اتفاقاً.
[سخنگوی 1] تعجبانگیز- اینی که
حالا اقتصاد دیدید که خیلی هم راحت میگن اقتصاد باید بازار آزاد باشه، باید اینجوری باشه.
بعد بازار آزاد باشه یعنی لیبرالیستی باشه.
ما از مزایای بازار آزاد هم نمیتونیم استفاده بکنیم.
بعد یه عده هم همین رو دارن تئوریزه میکنن.
کنار دست حاکمان ما هم همین نشسته.
علارغم اینکه آدم بسیار خوبیاند اینا گاهی اوقات.
تو هیئتها دیگ میشورن با اطلاع عرض میکنم.
یعنی وزیر اقتصاد ما تو هیئت، هیئت شرعی همین الان دیگ میشوره.
این هم در زمانیکه وزیره. خب؟
یعنی میخوام بهتون بگم فکر نکنید آدمای بدیاند.
نه. اینه دیگه. این علمه اینه الان.
علمه همینو تولید میکنن. بعد تو ش-شریانها هم
وایمیسن. اون موقع میگ- اینا دستوری میگن قیمت باید چجوری بشود.
قیمت اینجوری میشود. نتیجهش اینه که «نَتِيجَةُ إِنْكَارِهِمْ حَتَّىٰ يَنْفَذُوا»
این انفطاز صورت میگیره خب.
مردم پراکنده میشن. شما اگه ببینن هزینه جنگ اینقدر بالاست.
خب؟ بعد هی ما می-- اینو میندازن گردن جنگ.
این گردن جنگ نیست، این گردن گردنگیری نظام نفاق روی شریانهای اقتصادی.
نتیجهش مال جنگ نیست.
[سخنگوی 1] بله. بله یکمیش نتیجهش جنگه.
ولی این همش مال جنگ نیست. [سخنگوی 1] مبعوث چکار میتونه بکنه؟
هیچ غلطی نمیتونن بکنن در این زمینه.
[سخنگوی 1] بله. بله.
حالا اونی که جریان نفاق چرا انقدر رو این از یه اقتصاد وایساده یه موقعی
«قَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قَالَ نَارُ
جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ» «فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا».
اینا کم باید بخندن.
معلومه خیلی حر و کریه به
این جماعت و چیز دارن اینا.
«فَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً مَّا
كَانُوا يَكْسِبُونَ» «فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلَىٰ
طَائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ
أَبَدًا وَلَنْ تَقْتُلُوا
مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ»
این همون چیزی بود که بارها عرض کردم.
اگر ما به فتوحاتی برسیم یه عده میگن ما هم هستیم.
ما هم، ما هم ما هم بازی-- ما اصلاً مگه نبودیم؟
مگه ما فلان... همین مشکله که هی میبینید که همون کسایی که یه دور به هرج و مرج امضا میکنه
باز دور تو سیستم حاکمیت هستن.
در صورتی میگه اگر این اتفاق افتاد
میگی تو میری اون، تو «إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ» شما برو عقب- [سخنگوی 1] گردن دیگه.
شما آره گردن برو عقب.
اصلاً قبول نیست دیگه شما بیای. شما «فَقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ»
همونایی که گفتن نجنگیم و فلان اینا.
میبینید که ب- من کاری به این اسمها ندارما.
یعنی خیلی اسمها برام تابلو نیست.
میبینید بالاخره یه آقای عراقچی اومد و فلان اینا این کارو کرد و آوردن و جنگ فلان.
نشد و امضا کردیم و نشد و جنگ شد و باز دوباره صدمه خوردیم.
حالا باز دونه مبعوث خواهیم شد به یک بحران جدید.
خب؟ بگو آقا بالاخره شما دیگه نه آقا میشه شما این کارو نکنی حالا.
یعنی جامعه اینو باید پس بزنه.
میگه میاد پیش تو، خب؟
تو ای پیغمبر بهش میگی که برو
نمیخواد این کارو بکنی و انقدر برخورد حساسه که «وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ
مِنْهُم مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ»
سر قبرش هم وای نایستی. نماز هم بهش نخون.
یعنی ببینید یه عدهای باید طردشدگان سیستم بشن.
الان کو؟ کیند طردشدگان سیستم؟
هیچکی. «إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ كَافِرُونَ» «وَلَا تُعْجَبْ
كَأَنْوَالِهِمْ وَأَوْلَادِهِمْ»
معلومه چند جای قرآن داره که اینا «فَلَا تُعْجَبْ كَأَنْوَالِهِمْ وَأَوْلَادِهِمْ» فکر میکنم این آیه،
آیه 55 همین سوره هم داره.
«فَلَا تُعْجَبْ كَأَنْوَالِهِمْ وَلَا أَوْلَادِهِمْ»
اینا اموال و اولادشون زیاد، تشکیلات بالایی دارن.
ج- گروههای اقتصادی «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَيُطَهِّرَهُمْ
تَطْهِيرًا» خدا اینجوری اراده کرده که اتفاقا با-واسطه همین قضیه اینها به ذلت بیفتن.
منتها خدا اراده اینجوری کرده که تو باید بیای وسط میدان تا اراده خدا محقق بشه.
«وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ
آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ»
میگه اِ-- وقتی که
یه سوره ای نازل میشه مربوط به جهاد میان از تو ای پیغمبر اجازه میگیرن.
کیاشون؟ «أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ»
پیاده نظامشون نه، سوار نظام اینا.
اونایی که صاحب شریانهای اقتصادیاند.
اینا «أُولُو الطَّوْلِ»اند. میان اجازه بگیرن که نجنگن.
اجازه میگیره که نجنگه،
نه اینکه مثلاً ما بشینیم تو خونهمون نجنگیم.
نه اونا مضامنا جنگن مثلاً.
«أُولُو الطَّوْلِ» یعنی «أُولُو الطَّوْلِ»
یعنی دست و پاش تو همه جا بازه.
خب؟ یعنی اگه بخواد زمینگیر بکنه یه سیستمی رو زمینگیر میکنه «أُولُو الطَّوْلِ».
[سخنگوی 1] بله. بله نباشن اصلاً اینا چیند؟
سیستم زمینگیر میشه. [سخنگوی 1] بله.
خب؟ اینا تراس- تراستیهان، تریدین، نمیدونم
فلان صاحبان ثروتهای به شدت-
ثروتهای اینا در order مملکته.
این خودش یه تئوری اقتصادیه که چرا انفال رو خدا اینجوری قرار میده.
نمیذاره ثروت order مملکت یعنی ثروت چند ده همت اینا دارن.
اصن این order این ثروت مال مملکته.
چند ده همت ثروتشه.
بله چند صد همت گفت آقا ث-ثروته.
چند صد همت یعنی چند صد هزار میلیارد تومن پولای اینه.
خب این الان فکر میکنید نمیتونه یه کاری بکنه؟
چرا انفال رو برداشتن گذاشتن برای امام؟
برای همینه. order پولهای بزرگ باید برای حاکمیت باشه وگرنه اینا با همدیگه یک تشکیلات درست میکنن.
تشکیلات که درست میکنن oloptop میشن.
دست و پاشون همه جا بازه.
میتونن راحت سیستم رو درگیر کنن.
میشه نتیجه اقتصاد بازار آزادی که منافعش هم نمیبریم چون تو تحریمیم.
خب؟ یعنی کاش الان منافعش رو میبردیم چون تو تحریم منافعش هم نمیبریم.
فقط یک کم کم صد فرنگ
دیگه حالا دیگه،
دیگه کار شماست کار ما نیست. به اون که حضرت سلیمان میخواست با هود هود داشته باشه.
هود هود میگفتن یک- بله
...خاصیتی داشت که میتونست آب رو پیدا بکنه برای مثلا اون،
برای اون لشکر خب خیلی
важ و اهمیت بود- خب بله
شما هود هود- سلیمان گفت
آقا من اینو دعواش میکنم اگه بخواد بدون اجازه، بدون مثلا- نگفت دعواش میکنه، گفت سرش میبره.
سنگین میخواست برخورد بکنه- بله
ما اساساً برخورد سنگین- سنگین رو با اون oloptop
انجام ندادیم. همین نکتهش اینه که
باید مردم بفهمند این برخورد رو.
اصلاً شما این سواله جاهد ال-- همش تو این آیات چه جاهد الكفار و المنافقین و غلظ علیهم.
این غلظ علیهم کجا اتفاق افتاده؟
کجا پیغمبر این کارو کرده؟
اینجا نکرده. چرا؟
یعنی اونجاهایی که مردم باید بیان تا این غلظ علیهم شکل بگیره.
یعنی چجوری بیاد؟ مردم باید بخوان، مردم باید
برخورد کنن، مردم باید
چیز بکنن، مردم مطالبهگری بکنن، نخبگان مطالبهگری بکنن
تا اینی که اومده تو بدنه حاکمیت گند زده بهش.
باز نگاه کنید شما اگر بخونید بعد
میگه «رَغُبَ أَن يَكُونَ مَعَ الْخَوَالِ فَتبَ عَلَىٰ غُلُوِّهِ» «فَأُمَّ لَا يَفْقَهُونَ» ادامه آیات.
بعدش میگه که بعد بیایید این طرف میگه آیه نود و
چهار «يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَن
نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ»
میان عذرخواهی میکنن، عذرخواهی قبول نکنید.
شما که میدونی انقدر خوبیم- انشاءالله ...همه عذرخواهیها رو قبول میکنیم.
بعد «سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِنْ أَنقَلَبْتُمْ إِلَيْهِ لِتَعْرُضُوا عَنْهُمْ»
میگن میان قسم میخورن که شما ازشون بگذرید.
میگه «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ» میگه اعراض کنید ازشونو «إِنَّهُمْ رِجْسٌ»
این نجاسته. این نجاستو اعراض کنید قبول نکنید.
«يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ»
قسم میخوره که شما راضی بشید «فَإِن تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَحْضُرُ» راضی نشیدها.
نمیدونم چی شد، چرا اینجوری شدی؟
«فَمَا لَكُمْ فَالْمُنَافِقِينَ فَرِيقَانِ»
چرا دو گروه شدید؟ یه گروه میگن نه آقا بالاخره اینا رو فضا بدید برگردن نمیدونم چیشو بشه ب--
خب هیچ موقع ما همچین کاری نمیکنیم.
نمیکنیم بعد شما توقع دارید نبی برخورد قلیظ بکنه؟
شما عملاً دارید وظیفه خودتون رو میندازید گردن نبی.
من بارها تو کوه به عزیزان عرض کردم کوه
عضله لازم داره نه مفصل.
به لحظهای که عضله ندارن
بار کوه نوردیشون میفته رو مفصلشون،
بعد مفصل داغون میشه. بعد طرف میگه ما کوه نوردیم که مفصلم داغون.
خب تو عضلت به کار نیفتاده.
خب؟ خب فشارو انداختی رو مفصل، مفصل کارش این، این کارا نیست.
اون برخورد «وغلظ علیهم» رو باید کسی دیگه کارسازی بکنه در آرد.
باور بکنید شما دو سال مدیر یه جایی باشی این حرفا جزو بدیهیاته.
که باید یه عده دیگه کارو دربیارن تا اون حرف شما دربیاد از آب وگرنه حرف شما در نمیاد از آب.
آقا خب همین خشم مردم الان من اون سؤال رو نوشته بودم قبل از اینکه بحث اینکه آقا یه
اخباری مردم میشنون خشمگین میشن- بله ...یه عده میان اینا رو آروم میکنن- خیلی به خود میکنن آروم میکنن.
سندلی کنید. به خود میکن آروم میکنن.
میبینیم بین عزیزان حتی- اینا به اشتباه-
خود مریم- کارو- آرامش- آره اشتباه میکنن.
اشتباه میکنن. اشتباه میکنیم.
آقا یه موقع هست آدم ببینید
اونی که درسته کاظمین الغیظه نه بیغیظی.
کاظمین الغیظ یعنی غیظ داشته باش
و این رو چیز بکن، کنترلش کن.
یه موقع هست طرف غیظ میکنه.
بعضیا میگن آقا آدم باید بیغیظ باشه.
بیغیظی مثل بیرگیه.
آدم بیغیظ، بیرگه. خب؟
اونی که فضیلته که
چیزه فضیلت کاظمین-- غیظو کنترل بکن.
خشمگین شدی نزن طرفو ناکارش بکن.
خشمگینیم آقا خشمگینیم. بایدم خشمگین باشه آدم.
شروط رهبر رو انداختن کنار رفتن یه معاهدهای امضا دارن میکنن فلان شروط رهبر.
چرا خشمگین نباشیم؟ باید خشمگین باشیم.
حرف بزن و تو حرف صدید بزن.
آقا اینش اشکال داره، اینش اشکال داره، اینش این این این این.
این همش این شما دارید این کارا رو میکنید الان.
این صد پله بدتر از برجام درمیاد.
خب؟ به هزار یه دلیل.
خب اشتباهه. اگه میدونو الان میدونو جمع کنن
نمیدونم بزن که خوب میزنی رو جمع بکنن بگن آقا این خود آقای پزشکیان گفت تو
تلویزیون یعنی رفتن به صداوسیما گفتن آقا
مذاکره شرافتمندانه زلزله نه تلویزیون جمع کنید و جمع کردن.
جمع کرد تلویزیون جمع کرد دیگه.
خب بالاخره اینه. باز اینا رو میگم بدونید ما یه امت
مبعوثیم که داریم این حرفا رو میزنیم ها نه یه، یه امت تو سری خور.
یه امت مبعوثیم.
حالا بدون اینکه خشم گینیمون غیرقابل کنترل باشه، خشم خودمون رو ابراز میکنیم، نمیپذیریم
و به اجبار پیش تاریخ خودمون
رو روسفید میخوایم نگه داریم که اینجوری شدیم، اینجوری شدیم.
ولی تو history قضیه نگه دارید چی شد.
خب یعنی خیلی وقتها نگه نمیداریم تو گفتمان نمیکنیم.
آخرش میبینید که باز دور همون چیزا رو هی میخوایم یه دوری به همون شیوه تکرار بکنیم.
فکر میکنیم که این مذاکره کنندگان ما خائنن.
نه بابا این مذاکرهکننده ما هم فکر میکنه که باید بره بالا درخت وسط اقیانوس.
خب؟ باید بره بالا درخت.
وگرنه خلاصه کوسه میخورتش.
بابا بجنگ به خدا صلح فایدار تو جنگه.
میجنگیدی این
اتفاقات به این صورت هم نمیافتاد، تحقیر هم نمیشدی، بهت هم نمیگفتن فرق نمیکنه آبروی
ماست. یا بیا امضا کن یا شی تا--
اصن من تا دیدم واقعا بند بند پیکر-- بابا اصن آبروی شما آبروی ماست.
خب؟ اینجوری با شما حرف بزنه کسی با آدم اینجوری حرف بزنه من
تو دهنش بزنم. خب؟
این همون بدتر از اون چیزی که به اون عربستانی گفت به مأمور ما گفت.
به تیم مذاکرهکننده ما گفت.
جایی که گفت نباید تکرار شود، تکرار بشه نه.
بله. این یا از اموال اله شامل میشه یا نمیشه اگه دوباره تکرار خطا رو خطا-
ببینید قاعدتا باید تکرار بشه.
منتها البته یه تفاوت جوهری ما کردیم.
یه تفاوت که یهندازه الگوها رو میتونه عوض بکنه و اون امت مبعوثه.
قاعدتا شاید به خاطر، من تشخیصم اینه به خاطر این امت مبعوث
خدا تکفیر سیئات بکنه از ما.
یعنی چه کار بکنه؟
با یه هزینه مختصر ما برگردیم به جنگ.
چرا؟ یعنی چه اشتباهی من؟
چی میدونم یه فیش کوئن من.
با یه هزینه مختصر یه هزینهای بدیم و امیدوارم هزینه مختصر باشه.
یه هزینهای بدیم به واسطه این هزینه مجدد برگردیم به جنگ.
یعنی قبول کنیم که جنگ شده بریم تو جنگ گسترده مجدد و-
حس می شه که اجاره عذابی- آره میشه.
بازم میکنیم. بله، اینو mr.
علی میشه. آقا ببخشید خیلی گذشت.
صلی الله علی سیدنا محمد و آله
همین جوری که دارید صلوات میفرستید
زیارت عاشورا در محرم یادتون نره به اضافه دعای القنه.
یه برگه من گفتش که در این
چیز بگید که زیارت عاشورا بخونن به اضافه دعای القنه.
دعای القنه رو تو خوندی دیگه بعدش.
صفار. حله. صفا.
بله این دعای القنه رو هم بخونید
و خلاصه
حالا چله نگو حالا تو همین
دهه حتما این زیارت عاشورا رو
بخوانید. تو مجالس هم حتما شرکت بکنید.
ما هرچی داریم از محرم و صفر داریم.
همین میادین و خیابونها رو به واسطه
محرم و صفر تونستیم سریع یهو خودمون رو adapt کنیم و بازسازی بکنیم بریم تو همین میادین.
این تبدیل به یه مجلس شکسته هم برید.
اندازه شکسته پیکسته، اندازه به درد نخور به اصطلاح.
یه اخلاصی تو این مجالس هست.
من یه موقعی یه شب قدری دعوت شدم یه کوره پسخونهای.
حالا نمیدونم چطور بود من وقت داشتم
برم شرفمت. یه کوره پسخونهای رفتم
همهشونم افغانستانیهای
خیلی داغون مثلا...
اصلاً یه چیز عجیبی بود.
اصلاً قرآن بلد نبودن سر بگیرن.
اینا ما هم همش تو سرخیستگان و نخبگان و
این چیزا بودیم. البته جزو فعالان جهادی چیزش که.
چنان امام زمان لطفی کرد به خاطر حضورم
اونجا. اینه که
نه لطف میکنن یه آدم به
شیعیانشون برسه و مجلسی که
مجلسی باشه که دیگه هیچ، هیچ آوردهای نداره به اصطلاح.
نه پاکت میدن، نه کسی گریه میکنه، همه هم گریه نمیکردن،
همه توجه میکردن نسبت به آدم.
خب؟ این یه مجلس
دقیقاً به درد نخور یعنی نه کسی گریه میکرد، نه قرآن کسی داشت قرآن سر میگیره.
یه چیز هچ هفتی بود واقعا اون مجلس،
به درد-- ولی خیلی به درد بخور بود.
چی شد رفتیم؟ نمیدونم چی شد که
گفتن هیچکی نیست مثلا یه مجلسی هست اینجوری هیچکی نیست
شما میاین. منم دقیقا ذهنم تو اون تب من
وقتم نمیدونم چی بود که شریف نبودم نمیدونم چرا خالی بود.
آها یه شب نوزدهمی بود
که به هم خورده بود. یه اتفاق دیگه افتاده بود شب نوزدهم یهو خالی شده بود.
یهو آقای جاویدن به من گفتن که
آقای حق شناس چون این توصیه رو میکردن بعد میومد ما هی با آقای حق شناس میرفتیم جلسه.
بعد با آقای حق شناس میرفتیم جلسه.
ما یه سری جلسه به درد نخور میرفتیمشون
مثلاً سه نفر بودن دو تا پیرزن اون و اینا.
اینجوریه. یه جلسه اینجوری مثلاً کلاً سه چهار نفر تو جلسه بود.
بعد ایشون میرفتنو بعد دیگه من یه جا اعتراف کردم گفتم آقا این چه جلسهایه مثلاً؟
گفتن دقیقاً امام زمان این جلسه رو میان،
اینو میان. یعنی
خلاصه انقدر های و هوی نمیخرن.
اخلاص میخرن.
این جلساتم مسئولش امام زمانه خودشون چیز میکنه.
حتماً شنیدید آقای کوثری اون
مداح امام بود که
یه جایی گفته بودن خلاصه حضرت زهرا در چی دیدن گفته بودن که من از شما راضی نیستم.
گفت آقا ما اینهمه داریم نوکری میکنیم و
فلان اینا. گفتن تو اون مجلس مفصل حتماً شنیدید.
گفتم اونجایی که نام با چادر و چیزها عوض شدن چیز شده بودن استخوانها رو نمیشستن کل کثیف بود.
اینا اومدن یه چای
هیئت مثلاً دادن به-- یه چی، گفت همین بغل خیابونم بود من از این بغل دیگه دیدم خیلی چای کثیفیه.
من دیدم از همون بغل ریختم تو جوب نخوردم.
گفتن چرا اون رو نخوردی؟ گفتم خب اینجا،
گفتن اونو من ریخته بودم. حضرت زهرا گفت اونو من ریخته بودم.
خلاصه این مجالس صاحب داره
خود امام، ائمه، امام صادق علیه السلام
گفتن اتجلسون وتحدثون.
گفتن میشینید روضه بگیرید فلان و اینا.
گفتن که میکنیم. گفتن وا هل تلك المجالس ای
کاش ما هم تو این مجالس بودیم.
آرزو اهل بیته دوست دارن این مجالس رو.
خودشون هستن. ادب نوکری مهمه.
باشین تو این مجالس نگید کار دارم و نمیدونم چیه فلان.
به این مجالس هیچی میرید تو مجلس شکسته پیکسته درب و داغون هم
برید مثلاً مج-- یه لطفایی گاهی اوقات تو این جاها هست که
تو جاهای دیگه معلومه و نمیخوام بقیه مجالس رو ملکوخ کنم ولی یه چیزی تو یه اخلاصی تو این چیزا هست.
همین روضههای معمولی.
این ابو هارون مکفوف اومد خدمت امام صادق.
امام صادق بهش گفتن که شنیدم روضه میخونی.
آره گفتن که برا ما روضه میخونی آقا.
بعد اینم خودش یه نوکهایه گفتن یه پرده بزنید خانوما بیان حتماً.
چونکه گریه کننده این خانوما
خیلی خوبن. گریه اینها،
محبتی که اینا دارن چیه؟
اینا اومدن و خلاصه روضه طرف
ابو هارون چون که روضه خوندن یه خورده باکلاس و اینا گفتن ابو هارون اینجوری نه،
همونجوری که تو مجلس خودتون میخونید همونجوری بخونید.
یعنی همونجوری بیکلاس و فلان همینجوری.
معمولی. خلاصه
ولی بعضیا نمیدونم شور اول شورا و چیه فلان آهنگ فلان آهنگهای جدید چیه الان؟
یه سری آهنگ جدید. با همون موقعش ما تا مدتها اصلاً این خبرا نبود اصلاً.
همینا بود. یعنی با همینا.
دیگه بعد اصلاً رفت تو آهنگ پردازی، آهنگ سازیها و اونها که حالا
من خودم شخصاً خیلی با
این فضا شخصاً دوست ندارم همون روضه قدیمیه.
حالا خوندن دیگه الان روضه
اللهم صل علی فاطمة وأبیها
وبعلها
وبنیها به عدد ما خاوة فیه
الموت.
امام رضا فرمودن
یابن شبیب ان کن باکیا علی شبیب.
какن الحسین ابن علی ابن ابی طالب.
ان ذوب حیایا
البحر کان شب
وسکوس فادک سر سقوی
تبه. شیعتنا ما
شرب الله
عذب الدروب.
أو سمعتم بخرینا
أو شیدنا في الدروب.
خیلی این روضه مهمه
ها. لیتنی کن فی عاشورا
جمیع التفرون.
كيف أستسقی تفبیف
فأبى أن يرحمون.
به قول مداح
اگه آبش ندید میمیرم.
اگه آب شرعی بگیرم.
یه وقتی کف دستش داغ شد.
نگاه کرد قصد بحر ما به
لا اله الا الله.
ومن البرید.
الى البرید.
ریان من جمیل.
جد من و حریرم دیرا آورده.
ریان من جمیل.
آب و ناصرم
دیرا آورده.
آخ تشیعه گودا
سرازییر تو.
حسین شیرشاه.
حسین پیروز.
آخ گودا.
حسین شیرشاه.
حسین پیروز.
حسین پیروز.
حسینم. بیا. دل شکسته.
حسین. حسینم.
مسافر
کاروان.
با خود ببر.
حسینم. حسینم.
السلام علیک
یا ابا عبدالله.
و علی الارواح التي
حلت فنائك.
علیک من سلام الله
ابدا باقی.
و بقی بیننا و
جعل الله
خاطر اهل المدینة بزيارتكم.
السلام.
و
علی ال و
اصحابه.
السلام.
ورحمة الله وبركاته.
خدایا ما را ببخش. قلب نازنین امام زمان از ما راضی و خشنود بفرما.
در امر فرجش تعجیل بفرما.
ما را از سربازان خاص ایشان قرار بده.
این قلیل توسلات ذخیره قبر و قیامت ما قرار دهد.
خدایا سرنوشت کشور به احسن وجه رقم بزند.
خدایا شر این رژیم صهیونیستی هرچه زودتر از سر عالم کم و کوتاه کند.
خدایا رهبر معظم انقلاب و همه خدمتگزاران اسلام و انقلاب را ید و منصرشون بدار.
روح حضرت امام، امام شهیدمون
در اعلی علیین با ابی عبدالله الحسین محشور بفرما.
آنچه گفتیم و نگفتیم و به آن محتاجیم و تو بهتر میدانی در حق ما به هدف اجابت برسان.
مرگ ما جز شهادت در راه خودت قرار نده.
بالنبی والاه الفاتحه ما السال. سلام.
جلسه قبل
جلسه بعد