د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۶
دارای متن همگام
آغاز جلسه و پیام رهبر
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۴:۰۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۹ سرفصل
## آغاز جلسه و پیام رهبر
۰:۰۱
آیهٔ سیزده پس از آیات ده و آن قول سورهٔ صف میآید؛ پس از آنکه:
۶:۱۱
## پروژهٔ بزرگ نبی؛ نصر قریب و فتح قریب
۱۰:۰۴
## یونس؛ خانهها را قبله کنید
۱۴:۱۴
## نفرین موسی بر مال فرعون؛ استجابت و استقامت
۱۵:۵۱
## سیاست فرعون؛ کنیزی و بردهداری نوین
۲۱:۵۴
## مرور زمان؛ هزینه را بر دوش رهبر نگذارید
۲۷:۵۹
## غرق فرعون؛ ایمان دیرهنگام
۳۳:۳۳
## ندامت غیر از توبه است
۳۴:۵۱
## زیرساخت جاده؛ هستهٔ سخت نظام
۳۸:۴۴
آیه را نگاه کنید، آیه بسیار مهم است. میگوید این جمعبندی سورهٔ صف:
۴۲:۰۶
## وحدت کلمه راه دارد؛ محور وحدت ولی است
۴۴:۳۶
شما نگاه کنید این آخر سورهٔ شعراء را نگاه بکنید که:
۴۴:۵۷
## تنزل شیاطین؛ سماعون للکذب اکالون للسحت
۴۵:۱۷
## انتصار یعنی انتقام؛ برنامه و زمانبندی
۵۷:۴۸
## ثار نه قصاص؛ مظاهرهٔ شیخنشینها
۱:۰۴:۲۲
## امانت احزاب؛ میدان جداکنندهٔ صفها
۱:۰۹:۴۲
## پیشنمای جلسهٔ بعد؛ یهود و نفاق؛ اربعین و پرچم ثار
۱:۱۲:۴۸
اینها سرند، سر مار اینان که شما باید بتوانید سر مار را بزنید اتفاقاً.
۱:۱۸:۵۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحیم.
بین الزین و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرین.
صفحه صد و نود و یک رو بیارین.
میگن آقا الان پیام صادر کردن.
اجازه است بخونیم این پیام رو.
حالا اینی که الان من دارم آخرش نوشته بخشی از پیام رهبره.
قسمت دومش رو همیشه اول گفت بخشی از- نه الان من قسمت دومش رو ندارم همیشه اول گفت
آماده شد میاد.
این قسمت دومش مال دیروزم هست.
قسمت دومش کامل ولی اولش تشکر که
قسمت دوم، قسمت اولشم بالاست.
اینجا باز میشه.
چی الان کدوم تیکش رو بخونیم ما؟
از اصولیترین امور اصرار بر--
آقا این تیکهش رو که الان دادن من بخونم دیگه.
قسمت اولش بالاش.
خب بسم الله الرحمن الرحیم.
این تیترها رو من دارم میخونم دیگه حالا من نمیدونم دقیقاً
از خود-- نه میدونم. این تیترها؛
نقض تفاهمنامه بار دیگر بیارزشی و نامعتبر بودن امضای رئیس جمهور آمریکا را ثابت کرد.
ملت ایران برای دشمن آمریکایی درسهای فراموش نشدنی دارد.
ان شا الله. ان شا الله. همزمان با این حماسه بدرقه های شهید ایران،
نقض عهدها مکرر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده
بین رئیس جمهور ایران، رئیس جمهوران ایران و آمریکا بار دیگر این حقیقت را
به همگان ثابت کرد که امضای رئیس جمهور آمریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگویی،
تمامیتخواهی و وحشیگری اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد.
امروز شیطان بزرگ بار دیگر
چهره واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرد
و این تجربه تاریخ از جنایت و بدعهدی سند محکم دیگری بر دروغگویی
غیرمنطقی و غیرقابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد.
اکنون که دشمن آمریکایی به دنبال جنگافروزی
و تحمل هزینههای سنگینتر و بیآبرویی بیشتر است،
بداند که ملت عزیز ایران و جبهه مقاومت
درسهای فراموش نشدنی برای او دارد که رشادتهای رزمندگان اسلام و غیرت
مردمان شجاع خطه جنوب در این روزها
نمونههایی از آن را نشان داده است.
بعد قسمت دوم. لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران
عرض شود که از جمله اصولیترین امور در این برهه،
اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدس
در همه سطوح مردم و مسئولان و در تمام
عرصهها برای تحقق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی
و تأمین عزت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار
و حیلهگر آمریکایی است. همانگونه که پیش از این مکرراً و مؤکداً تذکر داده شده،
صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته
کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفه
همه گان است و البته نقش مسئولان
و عناصر دلسوز و دلباخته انقلاب و امام و رهبر شهید
در انسجام و یکپارچگی کشور
مهمتر و حساستر است.
این باز نوشته بخشی از پیام.
فکر کنم تموم شد دیگه همین عبارت.
درسته تاریخش هم بیست و شش تیرماه هزار و چهارصد و پنج میشه تاریخ
دیروز. خب یه صلواتی بفرستید.
الله اکبر، الله اکبر.
احتمالاً همین مقدار چیزی که الان به ذهن میرسه من یه نکتهای عرض بکنم.
سوره مبارکه صف رو بیارید.
سوره مبارکه صف،
آیات پایانی صف رو ببینید.
آیات معروفی هم هست. بله،
پانصد و پنجاه و...
ببینید یه نکته مهم
که اخیراً آقای قالیباف هم خب این آیات رو زیاد میخونن.
یعنی در پایانبندی بحثاشون این آیات رو میخونن.
آیه سیزده
سوره مبارکه صف میشه صفحه پانصد و پنجاه و دو.
یه نکته بسیار مهم در بحث
اتحاد که
ما تا به مدلهای مختلف اتحاد رو تعریف نکنیم
و براش تبیین واقعی ندیم، اتحاد شکل نمیگیره.
یه پوسته اتحاد درست میشه ولی اون گوشت و خمیرمایه اصلیش
درست نمیشه. خیلی ظاهری
مثل این میمونه که مثلاً بعضی از مشاورا
مثلاً به زن و شوهر تو در-دعوا و اختلاف میگن بیا برید خوب باشید دیگه مثلاً اینجوری این مدلی یهویی در میاد.
در صورتی که اتحاد محور داره،
اونجا حقیقت معلومه چیه،
مرجع داره اتحاد وقتی اتحاد اینجوری باشه
معنی داره و اتحاد مهم هست.
ببینید این آیه سیزده که
پس از اون آیات ده و قول سوره صف دیگه حالا پس از اینکه لما تقولون ما لا تفعلون کبر
مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تف-تفعلون.
خشم بزرگ خداست که شما رهبر رو بذاری سر کار.
معنیش اینه. یعنی اینی که
کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون ربطه به سوره داره.
نه اینکه خشم بزرگ الهی برانگیخته میشه که یه چیزی بگی عمل نکنی.
مثلا فرض بکنیم بگی آقا من ساعت پنج میام دنبالت،
بعد نیای ساعت پنج، ساعت پنج و نیم بیای.
یعنی یه فعل
که خشم خدا رو برمیانگیزه.
اون بحث وعد و وعید و فلان اینها، وعد هم
چیز مهمیه. مح-- منتها هرچی درجه خودش رو داره.
شما نمیتونی برای اینکه مسئله وعده رو ببری بالا دیگه انقدر
جو بدی که بگی که آقا مثلا فرض بفرمایید که اگه کسی نیم ساعته مثلا
سر قرار دیر اومد این کبر مقتا یا گفت مثلا من این
کارو برات انجام میدم انجام نداد
کار بعد به این خشم
بزرگ الهی برانگیخته میشه.
نه، این همونجاست که شما عملا
رهبر و ولی جامعه و مهره جامعه رو
شما قول میدی و میخوای پایمردی بکنی میفرستی جلو بعد پشتش خالی میکنی.
اینجاست. این اصل سوره
مربوط به اینه. بعدش هم میگه
خلاصه اینجوری نیست که شما قول دادی بعد بگی من
قولم را رفتم عمل کردم نشد.
نشد نداره.
شما بابت این باید اسبابش هم فراهم میکردی.
یه کارهایی هست شما نمیتونی که مدافع جریان ولایت باشی بدون اینکه
صفی کار بکنی، تشکیلاتی کار بکنی.
باید تشکیلاتی کار میکردی.
اینکه من به تنهایی بلند شدم نمیدونم چیکاری کردم جوابم نداد.
بالاخره من وظیفهم رو انجام دادم. خب شما بیکار--
چیکار کردی؟ نمیدونم چیکاری کردی.
شما باید صف رو تشکیل میدادی، تشکیلاتو درست میکردی و اون موقع مبارزت رو تشکیلاتی انجام میدادی
که تا کار ولی رو دربی-- کار ولی که یه کار
سادهای نیست که کارش یه کار سنگینیه.
پروژش یه پروژه سنگینیه.
برای همین است که ان الله يحب الذين يقاتلون فی سبيله صفا
کأنهم بنيان.
ببینید بنیان، بنیانه به سرب ریخته.
یعنی اینی که ساختمون ما یه اصطلاحی داریم ما عمرانیها بهش میگیم ساختمانهای مونو لیتیک.
ساختمانای یه پارچه. ساختمانای یه پارچه،
یه جاشو فشار بدی همه جاش تقابل میکنه.
خب؟ یعنی چون یه پارچه ریخته شده.
این بیه پارچه سرب ریخته شده همه رگ و پیهاش رفته تو همدیگه.
اینه، اینجوریش درسته.
اگه به صورت بنیان مرصوص عمل کرد اینجوریش درسته کار ولی رو درمیاری.
وگرنه اگه همینجوری یلقی و تکی و مثلا این چیزا این کار در نمیاد.
واقعا خیلی از این کارا در نمیاد.
ما در همین دوستانی که رفته بودیم
دماوند همین چند روز پیش
رفته بودیم قله رو زدیم و فلان. هر کدومشون ازشون بپرسی تکی شما میرفتی قله بزنی؟
امکان نداره. یعنی معمولا کسی هم such کاری نمیکنه.
تازه این باید تکیه کاری رو بکنه.
یعنی ما کوهنردی هم که میکنیم آخرش تکی داریم کوهنردی میکنیم دیگه با گروه که کوهنردی نمیکنیم.
ولی تو گروه جواب میده.
یه کارهایی هست تو گروه جواب میده مثلا تکی اصلا نمیشه این کارو کرد.
پس باید تشکیلاتش فراهم بکنی،
مسئولش رو مشخص بکنی، چیکار بکنی، یه کار شلخته یلقی رو اون کار ولی رو نمیتونی اینجوری دربیاری از آب.
حالا بحث اذیت نبی فلان همه اینا حالا خیلی بحثه دیگه کاری بهش نداریم فعلا.
پروژه مهم نبی که آیه نه گفته میشه،
پروژه مهم، پروژه برای همین است که این مسئلهست.
پروژه، بزرگترین پروژه دنیاست عملا
که شما میخوای چیکار بکنی؟ والذي ارسل رسوله بالهدى ودین الحق
لیمدخله علی ذي القربى
والمقربین لجد ان دار الرضا.
اینم میشه بر-بزرگترین پروژه خدا برای همه رو بعدش هم میگه بیاین تجارت رو بکنید، تجارت
سودمند بکنید. که چیکار میکنید؟
بیایید ایمان و اینا بیارید و وایسید تو میدانهای جهاد.
هم بهشت گیرتون میاد آیه دوازده
و یه چیز دیگه هم گیرتون میاد.
اینم قیامت هم دنیا داره.
آخرة حسنة و اونم نصر الهی جذب میشه.
نصر من الله و فتح قريب.
هم نصر قریبه هم فتح قریبه
و بشره المؤمنین. ببینید
نصر قریبه، فتح قریبه.
این یه حرف مهمیه. یعنی شما
من بارها اینو عرض کردم. این غذا
میپزه. اگر
یعنی نصر و فتح قریبه،
شما اینجوری باشید که حوالی ناکجاآبادها و اینا همه یه اشتباهی صورت داره میگیره.
آره. نه ببین اینقدر زیاد
آقا یه عکس بگیرید از این صورت
گرفتار میشیم ها. نه جلوی دوربین خوب نیست آخه.
ما هرجا مترو سوار میشیم و اینا ما رو میشناسن.
هی تعارف میکنن که حاج آقا شما تشریف بیارید و بشینید.
من میگم ببین یکی میاد از در میبینه ما نشستیم یه مثلا پیرمردی وایساده اینا
بعد داستان میشه دیگه. همه فکر میکنن.
میگم بذارین من همین وایساده من در این مسیرم و میرم.
شما هم چیز نکنید لطفاً نکنید
یه بار این آقای حسنانی ما رو دعوت کرد توی یه رستورانی توی
کربلا. بعد که پذیرایی کرد ما اصلا سر این سفرهها نشستیم نه میشینیم.
عربها یه نوع پذیرایی دارن، تعبیر میگیرن.
مهمون رو بره درسته گذاشته، گفت آقا تو رو یک ماه،
تو رو هشت ماه. الان فکر میکردم ما مثلا میایم اینجا
بره درسته میخوریم .
ما هنوز ناهار نخوردیم .
حالا عرضم، عرض خدمتتون که
این نصر و فتح قریب،
نصر و فتح قریب اینجوری که
معلوم نباشه هی ما حوال به ناکجاآباد داریم میشیم خیلی، حتی این اشتباه است.
البته این
هرچی پروژه گندهتر باشه ما توقعمون هست که وقتی قریب میخواد تموم بشه مثل این باشه که مثلا
شما فرض بکنید که برج میلاد رو بخواید در بیارید.
این باید مثلا سه چهار سال حداقل کار داره دیگه چهار پنج سال.
البته مصلی کلا استثنای در
تاریخ بشریه است .
که فعلا چهل سالی هست دارن اینو میسازن تموم نشده.
خب یعنی همین مصلی مثلا ساختش، من یه بار پرسیدم حتی از آقای قالیباف.
پرسیدم دست شما بود چقدر میساختید؟
این حرفش هم کارشناسی درسته.
گفت هجده ماه. گفت من اینو قول دادم به آقا.
حالا یه درگیری پیش اومده بود تو بیت،
گفت ساختش هجده ماه طول میکشه مصلی.
انقدر دیگه. حالا پروژهها بزرگ و کوچیکش چیه، ولی یه حدی که داره پروژه جلو میره.
یعنی آدما میفهمن داره یه اتفاقاتی میافته، پروژه جلو میره، پیشرفت پروژه وجود داره همه.
ما قبول داریم تایمای بالاخره پروژههای بزرگ
، تایمای سرنگونی فرعنه.
این انگشتو آقا کسی اینجا نگه میداره؟
پیام کامل هم داد. اگه تفاوت جوهری داره هم بگید.
نه خواهش میکنم.
صفحه دویست و نوزده رو انگشتتون رو اونجا نگه دارید آها.
در صفحه دویست و این دیگه بداهه نوازیه ها.
دیگه داغ داغ داریم پیام رو آقا میخوایم توضیح بدیم.
ببینید در سوره مبارکه یونس
صفحه دویست و هیجده رو ببینید، آیه هشتاد و هشت.
یه بحثی هست خب بحثای اقتصادی
جدیه. واقعا آدمها رو اقتصاد بالا پایین میکنه به صورت طبیعی جوامع رو بالا پایین میکنه
که حالا یه بحثی تو یهود نسبت یهود، نفاق و اقتصاد انشاالله تو یکی از این جلسات طرح خواهیم کرد.
بعد اینکه آیه هشتاد و هفت سوره مبارکه یونس میگه آقا شما «وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً»
خونههاتونو مقابل همدیگه بزنید و مثلا همدیگه رو یاری بکنید و چشم تو چشم همدیگه بشید و بتونید
صبرتونو بر هم تکیه بدید و حالا ما چون فعلا از کوه اومدیم پایین
یه خورده جوگیریم. انصافا اگر صبر بر همدیگه
تکیه ندن آدما
نمیرن. میبینن اون جلویی داره میره، اون عقبی هم داره میاد و فلان.
اینا بالاخره با مردن، مردن همه خودشونو میکشن بالا.
این یه واقعیتیه تو میدان
که میگه «وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً» این خیلی حرف مهمیه.
حالا از این رد میشیم. «وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ
زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ».
میگه حضرت موسی میگه که
«رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ» تو
یه پول قلمبهای دادی به این فرعون و اینا.
بالاخره اینا فرعون و ملأ زینه و اموال هستن.
«رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ» اینا دارن چیکار میکنن؟
دارن اضلال عن سبيل الله میکنن.
وگرنه اگه این پولی که ناشی از غارت هم هست،
شما فرض بکنید این پول توی آمریکا نبود،
تو اروپا نبود، کی بلند میشد میرفت لزوما تو این فرهنگ منحط
بره و بخواد چی بکنه؟
بخواد افلاغ بکنه بره برای اونا کار بکنه.
خب اون پول هست، اون شرایط هست، اون چیز هست
و، و، و هزار تا چیز هست از این.
نمیخوام تمام داشتههای طرفو ندید بگیرم ولی وقتی میگه پول هست، شهت هست، همه این چیزان
بستگی به سطح توقع و دید آدما
که بعضی وقتها هم آدم تعجب میکنه از.
یه آدم معروفی بود که حالا ممکنه اسمشو بگم بشناسین.
میگفت حاج آقا فقط چین، پیشرفت چین.
گفتم قبول دارم پیشرفته.
گفت اونم میشینی، ببخشید حاج آقا، میشینی سر دستشویی ، آب میزنه از اینور یه چیزی مثل دست میاد پاک میکنه.
گفتم آخه این چه پیشرفتی ؟
خب یعنی این، این دیگه چه نوع پیشرفتیه
؟ این
بعد اینکه حال و هواشون ، گفت پیشرفت چیه؟
حالا بله واقعا چین پیشرفتهست ولی
دیگه این دیگه حالا. «رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِ».
بعد نفرین میکنه. میگه «رَبَّنَا اَطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ»
خدا مال اینا رو
داغون کن. پولو از اینا بگیر.
اینا با پول به همه دنیا دارن زور میگن.
پولو از اینا بگیر. «وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ»
قلب اینا هم شدید بشه.
یعنی چی بشه؟ یعنی وقتی که پول داشت در حقیقت
قلب هم نکشه به جهت معرفتی دیگه نکشن اینا.
حق رو نفهمن. نفرینه دیگه.
حق رو نفهمه، پولم نداشته باشه، دیگه با مخ میخوره زمین.
«فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ» که دیگه ایمانم نیارن تا اینکه عذاب الیم رو ببینن.
قال قد أجيبت دعوتكما اولا.
یه نکته جالب. مگه حضرت هارون هم بود تو اینا؟
یعنی گفت قال موسی دیگه. خب حضرت هارون که نبود.
ولی میگه قال قد أجيبت دعوتكما دعای شما دو نفر استجابت شد.
یعنی چی؟ یعنی محور موسی داشت دعا میکرد،
ولی این قضیه رو داشت نفرین میکرد و طبق روایت همین هم هست که هارون هم داشت کارسازی میکرد.
داشت آمینگوی واسه هیتو گرم میکرد.
فقط مداح نبود که باید مداح بیاد روضه خون بخونه اون گریه بکنه.
نه یعنی باید دربیارن با همدیگه کارو، خب.
بعد داره حالا که دعای شما مستجاب شد فاستقیما.
یعنی حالا دعا مستجاب شده ولی محکم وایسید حالا.
یعنی حالا باید محکم وایسید. این تو روایت اومده که وقتی که گفتن دعاتون مستجاب شده
تا اینکه دعائه مستجاب شد چهل سال طول کشید.
خب دعا درسته مستجاب شد ولی شما باید حرکت کنی.
درسته دعا-- گفتیم نون تموم شده چرا سبو به هم میزنیم؟
دعا مستجاب شده ولی دعا مستجاب شده که تو باید بیای بیوفتی وسط صحنه.
نه اینکه تو بگی خب دعا، دعا کردی و
مستجاب شد دیگه. نه میگه حالا که دعات مستجاب شد،
حالا فاستقیما، حالا محکم وایسا ولا تتبعن سبيل الذين لا يعلمون.
سبيل اونا رو هم دیگه پیروی نکن.
تو گلیمتو، دامنتو، منطقتو،
اینها رو بکش بیرون از اینا.
یعنی دیگه تو در اون مسیر باهم حرکت نکن.
درسته دعات مستجاب شده ولی بیوف وسط صحنه.
این فاصله برای همین هست تو روایت ذیل این
آیه گفتن دعاهای بزرگ استجابات چیز دارن.
طولانی دارن. میخوان هی طرف بره تضرع بکنه فلان بکنه، هی اقدام بکنه، تضرع بکنه، کارو بکنه فلان اینا.
دعا مستجاب شد ها، ولی اینو میخوان از تو.
برای همین هست که این دعاهای چیه میگن دعاهای طولانی مدته و اگر کسی سریع دعا کرد بهش دادن
این چیه؟ یه احتمالش اینه تو، تو روایت هست
که بخوان صداتو نشنون. ملائکه میگن یا الله برو
به کارش مثلا.
این ما نمیخوایم این صدا اینو بشنویم.
لذا اینی که طرف دعا میکنه، اصرار میکنه، کار میکنه، زحمت میکشه.
دیگه نکتهی ما هم این میشه ولا تتبعن سبيل الذين لا يعلمون.
تو داری فرعونی رو نفرین میکنی که دست خودتم باشه همین کارو میکنی.
اون چه دعاییه داری میکنی؟
چه منطقیه؟ برای همین تو همین
روایت ذیل این ولا تتبعن سبيل الذين لا يعلمون
میگه سبيل همون فرعون رو نری
خودت. خودت یه فرعون کوچولویی، یه آمریکا کوچولویی هستین
که اگه کار دست ما بیفته این کارو میکنیم.
مال فرعون از طریق فساد به دست اومد.
بله فساد بنی اسرائیل.
یعنی شما یه عالمه کاری که حالا فی- روایت آیهای داره من هرچی گشتم پیدا نکردم.
فرعون مثلا مال اموالش رو از طریق مثلا-
از راه استخفاف دقیقاً بنی اسرائیل به دست میآورد.
یعنی حکومت جهارانه
پولی که- تاری توی این، این روایتی که مثلا قرضه داری کردن و تمام داره نقل میشه.
نه ببینید حالا کشفیات تاریخ یه
خیلی سودگیری تو این کشفیات تاریخ وجود داره.
ببینید اینی که فرعون
ببینید یک کاری فرعون مجبورم یه انگشت دیگه اینجا نگه دارم.
ولی حالا بهتون میگم فعلا. یه کاری که فرعون به عنوان سیاست رسمی میکرده، این سیاست هم برای گیر آوردن موسی نبوده
چون که بعد از زمان موسی هم همین سیاستش بوده
و اونی که یستحیون النساء یذبحون اغنام،
خب. دو تا کار میکرده.
یکی اینکه زن رو به بیحیایی میگرفته
و به کنیزی. ببینید به کنیزی گرفتن اینا رو گفتم برای اینکه هر دو تاشو بتونم
جدا معنیشو بگم.
یستحیون النساء.
زن رو زنده نگه داشتن که عذاب نیست دیگه.
نه، اونی که عذابه
اینه که میدونسته باید اون نیروی کار چیز رو
خفه کنه. یعنی یذبحون اغنام.
اون نیروی کار حرکتی رو چیز بکنن،
زن رو هم بیحیا بکنن، خب.
یعنی اونو میکرده کنیز.
کنیز در فرهنگ قرآن
یعنی شما اون رو از یک طبقهای خارج بکنید به یک طبقهی پست و فرومایه تبدیل بکنید
و رفته رفته این پستی و فرومایه رو طرف بپذیره،
خب. یعنی قبول میکنن که ما فرومایهایم.
ما پستیم. به جای اینکه
هی به هیچی میگن آقای ایرانیای جهان سوم لوله heng هم درست نمیکردن فلان.
آخرش چی میشه؟ یک حس پستی.
اینو که قرآن در چند جای قرآن گفته
نه فقط برای گیر آوردن موسی، بلکه سیاستی بوده که بنیاسرائیل
پس از دورهی موسی داشته پیاده میشده.
همین که شما یه نفرو بکنید، همین.
از نیروی کار فعال تبدیل بکنید به
میوه کاری که کنیز شماست و عبد شماست
و عملاً شما عبد معنیش یعنی چی؟
یعنی خودش و مالش ملک المولا.
خب، الان هم
شرایطش همینه. شرایط الـ-- الانش هم همینه.
وقتی طرف داره میگن بردهداری نوین یعنی چی؟
طرف داره درسش رو میخونه، کارش رو میکنه،
پروژه رو اون تعریف میکنه.
طرف مثل مهرههای پروژه داره یک پروژه بزرگیه یک کسی رو داره انجام میده.
شما در توزیع پروژه،
در واسطهکاری پروژه و بعد جمع کردن پروژه
یک کسی دیگه داره این کارو انجام میده.
اون داره به عنوان یک مهره داره اون کارو انجام میده.
من بارها عرض کردم تو این کشور
اروپایی آدم بره ببینه طرف یک گوشهای از یه صنعتی رو دارن انجام میدن.
بعد میگی فاندتو از کی میگیری؟ میگه فاند دارپاست.
خب فاند دارپا یعنی صنایع هایتک نظامی آمریکا.
داره فاند و اونجا معلومه دارپا داره
پروژه رو توزیع کرده، واسطهکاری کرده
و اون داره انجام میده. خب این پولی، پولهای خوبی هم گاهی اوقات رد و بدل میشه.
اما این پول در نظام جاهرانه داره انجام میشه
و اون چون پولدستشه، ببینید هرکی پولدستشه زور میتونه بگیره
و آدمها رو چیز بکنه که
برای همین است یه بحثی وجود داره که حالا تو بحث یهود و چین همه میگن همه اعداد بزرگ مال ولی فقیه، مال امامه.
کلاً اعداد بزرگ مال امامه.
تو دین اینجوریه. نمیذاره اعداد بزرگ مال آدما باشه.
اصلاً تصمیمات بزرگ،
دیتاهای بزرگ، اینا رو نمیذاره دست آدما باشه.
بی دیتا انفاله الان.
شما مثلاً شما نگاه کنید ما خیلی هم طبیعیه ها.
مثلاً شما فرض فردا که تو کل دنیا اینجوریه هوش مصنوعی
مثلاً چین الان اینجوریه. هوش مصنوعی دست حزبه.
کسی نمیتونه حرف بزنه راجع به هوش مصنوعی.
چرا؟ چون یه تصمیم جامع شبیه نانو نیست که هوش مصنوعی.
متأسفانه الان تو اینجا دانسته یا نادانسته، خوانانه یا غیرخوانانه برای همین تصمیم خوبی که توی چیز گرفته شد،
شورای انقلاب فرهنگی راجع به هوش مصنوعی گرفته شد، تبدیل کردن به یه مثل ستاد نانو.
فکر میکنن مثل نانو میمونه. هوش مصنوعی یک ویرایش
سنگینیه رو تمدن بشری.
اصلاً شبیه نانو نیست که. انگار یه ستاد درست کردن به اسم ستاد هوش مصنوعی.
تو چین کسی راجع به هوش مصنوعی نمیتونه حرف بزنه.
فقط حزب، اون حزب خلق چین میتونه حرف بزنه.
تصمیم وقتی تصمیم بزرگ میشه،
انگار آدما حرف نمیزنن که.
آقا ولی فقیه داره جنگ مسئله تصمیم بزرگه.
ماها کند کردیم تیغ ولی فقیه رو که ولی فقیه نمیتونه بگه آقا میجنگیم.
آقا میجنگیم و اینجا دیگه تصمیم همه مشاور میخوان حرفاتونو بزنن ولی میجنگیم تمام.
نمیجنگیم. نه اینکه
این خودش یعنی تیغ ولی فقیه رو داریم کند میکنیم
که شما میگی علل اصول که من مخالفم.
ببینید این اصلاً یعنی تیغ ولی فقیه ما داریم کند میکنیم.
یعنی جنگ مهمتر چیز مایه ما داریم.
در اصل اصول که مورد نظرم این نیست.
ولی آقایی اون رفتن یه چیزایی میبندن و حالا ببینیم
این تفاهمنامه، تازه الان من دیدم گفتن تفاهمنامه نقض شد.
اینا که نمیگن لام از سواکه.
بابا تفاهمنامه نقض شد چجوری باید بگن نقض شد؟
یعنی باید نقض شدن تفاهمنامه رو بندازیم گردن
ولی فقیه اعلان شد.
خب بده دیگه. شما صد پله باید زودتر از مولا،
دیگه آقای اعرافی ما ملوتر از آقای اعرافی نداریم
تو این آخوندا یعنی یک گلولهای از معنویت و نورانیت و این چیزا.
آقای اعرافی برمیگرده میگه آقا این نقض شد دیگه این.
بعد ببینید ما هزینه درست میکنیم برای آقا.
الان حالا شما صدای سگهای
هوابر رو خواهید شنید باز دوباره.
که آقا چرا،
چرا تفاهمنامه نقض شد؟ نقض شد دیگه.
چجوری باید همه بنداش نقض شد؟
همه هم میگن نقض شد. خود اون طرفم میگه نقض شد.
آقا بعد شما وقتی نمیگی نقض شد، میدونید که اینا آثار حقوقی داره.
بعضی اوقات بحث ترس فقط نیست.
ما یه چیزی داریم
تو کل دنیا هم هست.
خب؟ تو کل دنیا داریم تو دعاوی
خودمونم برمیگردم میگن مشمول مرور زمان شد.
این مشمول مرور زمان شدن که میگن لیمیت قانونی داره، لیمیت عرفی داره.
مثلاً شما فرض بفرمایید که شما نمیتونید برید یه فیلم ببرید دادگاه بگه آقای ده سال پیش
آقا رفتی فحش خالمادر دادی.
میگه خب ده سال پیش میاومدی میگفتی.
میگه نه حالا دوست دارم بگم الان، اون بیخود.
لیمیت داره. شما نمیتونی که اگه بهت گفت آشغال عوضی، اگه مسئول کشور گفت آشغال عوضی خودتی و جد جد آداد.
خب؟ این. ولی مثلاً شما فقط دو هفته بگذره،
بگه اون گفتی آشغال عوضی به من،
خودتی. میگن شما اصلاً از اون لیمیتش گذشته.
تو نمیتونی الان، شما مستقلاً یه فحش جدید رو کردی الان.
خب؟ میدونین که یه اصطلاحی هم نمیدونم statutory، statutory
نمیدونم limited یه همچین اصطلاحی دارن.
خود غربیهام دارن که یه لیمیت
قانونی چیزی داره که باید مثلاً تو اون لیمیت بگی و اگه نگفتی بیخود میکنی بعدش میگی.
آقا طرف نقض میخواد بکنه نقض، طرف میگه آقا نقض شد، تو هم بگو نقض شد تموم شد
تموم شد دیگه. بعد نمیگه، نمیگه، نمیگه، نمیگه، نمیگن، نمیگن، نمیگن
آخرش رهبر میگه توافقنامه نقض شد.
خب میشه-- ببینید شما با یک جایگاه رخیی برخورد دارید که این جایگاه نباید هی هزینه رو بذاری تو این جایگاه.
به ما گفتن که آقا ما میشینیم تماشا میکنیم،
نگاه میکنیم، مراقبت میکنیم از بندهای
توافقنامه مراقبت میکنیم، آقا باید مراقبت بکنیم دیگه.
بعدشم بگیم دیگه. بعد حالا به نوع خیلی هوشمندانه هم ایشون
مسئولیت رو گذاشت در-- با رئیس جمهور به عبارتی.
مسئول مذاکرات رو رئیس جمهور معرفی کرد.
خب آقای رئیس جمهور خب بگو دیگه.
بگو توافقنامه نقض شد. خب؟
اینکه شما منتظر میشی که دیگران بگن.
الان اگه این سگهای هو و عب که گفتم،
اینه دیگه به اون زن گفتن پیغمبر که بعد
حالا غیر اینکه یه حادثه تاریخیه، اصلا
مدل گفتن پیغمبر یعنی اگه صدای واق واق سگهای فلان رو شنیدی یعنی داره اشتباه میکنه.
جنگ جمل، ماجرای جنگ.
سگهای هو و عب رو صدای واق واق سگهای هو و عب رو شنیدی،
آقا الان یه عده دارن واقعاً بی واق واق میکنن.
یعنی میبینید آقا این الان
انقدر اینا سواد دارن که
بدونن که این یه امتحان شخصی نیست که.
درمیاره که خلاصه چیه؟
آقا مجتبی بگذره دیگه از خونه باباش، بگذره و دیگه رو هم بیاد ببوسین و دیگه.
خب انقدر که سواد دارن.
اینا جریان نفاق
یهو میبینی که از لانه در میاد یه پروژه تعریف میکنه میاره جلو که هم انتقامش شل میکنه، این حرف رهبره،
هم انتقامش شل میشه تو اون بحث،
هم به ما فروخته میشه رکون و تسلیم به اسم صلح.
بعد ما میشیم جنگطلب. آقا بیشور!
ما جنگطلبیم، ما صلحطلبیم ولی شما داری تسلیم رو به نام
چیز می-میفروشی این ادبیات رو به
اسم صلح و اینا ما هم، ما دنبال صلحیم، دنبال صلح پایداریم.
این چیزی که شما میگی اسمش صلح نیست اصلا، این اسمش تسلیمه.
صدای سگهای هو و عب داره در میاد.
اگر دیدید داره صدای سگهای هو و عب
اینجوری واق واقهای اونا داره در میاد معلومه یه جایی اشتباه داره میشه.
خب؟ یه سریش طبیعیه.
حالا مسیر خیر بارها عرض کردم یعنی نفاق رو درست میکنه.
حالا میخوام بگم فاستنیم الان تتبع سبيل فلان.
بعد بجا وزنا ببنی اسرائیل البحر
فاتبعهم فرعون وجنوده بغیاً وعدوان
حتى اذا ادرکه الغرق.
وقتی که غرق اتفاق افتاد قال آمنت انهم لا اله الا الذي
آمنت به بنو اسراء وانه من المسلمین.
کار که به بیخ گوش رسید،
این گفت آقا ما هم ایمان آوردیم.
خدا هم با لهجه ترکی گفت آلآن،
الان، خب؟
آلآن یعنی
الان مثلاً که ایمان نمیارن که.
اینم بدونیدها برخی از
ایمان آوردنا کلاً به درد نمیخوره اگر شما ایمان آوردین.
اون حد
آخرشه که به حد معاینه بیفته.
اینو بارها عرض کردیم.
همین جوری که بر عمر انسان افزوده میشه،
توبه سخت میشه. خیلی چیز طبیعیام هست،
چون که انقدر حجت دیده، دیده، دیده، دیده، انقدر حجتهای
مختلف دیده تو زندگیش که دیگه باید بر،
باید برمیگشت قاعدتا باید برمیگشت، برنگشته.
در بسیاری از موارد همینه.
یعنی آدما وقتی باز دوباره یه اتفاقی میفته این چشاش وا میشه میگه من
ایمان آوردم، اسلام آوردم قبول نیست، اصلا این اسلامه قبول نیست.
حتی این انفعالها من ب-بارها عرض کردم بعضی وقتا آدم میگه
ندامتی توش ایجاد میشه ولی توبه نیست.
یه انفعال نفسانیه. شما وقتی که قابیل هابیل رو کشت،
تو آیات سوره مائده ببینید.
اونجا در آمد که فبعث الله غرابا يبحث في الارض ليريه
كيف يواري سوء اخيه
قال يا ويلتا اعجزت ان اكون مثل هابل غرابه
اواري سوء اخيه فاصبح من النادمین.
از یه کلاغ یاد گرفت چجوری مرده رو دفن کنه.
دفن کرد پشیمون شد. این پشیمونی توبه است؟
نه، اصلاً ن--
گناه انفعال میاره به آدم.
یعنی حس Bad تولید میکنه تو آدم.
آدم رو خوشحال نمیکنه،
گناه. چونکه فطرت پاک بشری همیشه هست و همیشه لا تبدیل لخلق الله است.
لذا کسی که گناه میکنه منفعل میشه روحت نفسی.
بعد فکر میکنه این توبه است. این توبه نیست.
بله میتونه سر رشته رو بگیری توبه کنی باهاش.
ولی مجرد این که من حالم گرفته میشه، این معنای توبه نیست که.
این انفعال نفسه. این قضیه فکر میکنن ندامت توبه است.
این ندامتها توبه نیست. شما هر گناهی بکنی حال نفس گرفته میشه.
چون بالاخره یه خوراکی داره، این خوراکی رو بهش ندین ناراحت میشه.
اینکه معنای توبه کردن نیست که.
به این نکتهش باید دقت کرد.
این طرفی که میگه وانه من المسلمین که این فایده نداره
بعدش خدا میگه حالا،
حالا اینجوری هم میشه که فَاليَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ بدن به معنی جسد نیست، بدن به معنی هیبت هست.
این هیبتتونو نگه میدارن،
عبرت میکنن اینا. اصلا
آدم چاق رو میگن بدن.
یعنی آدم
تپلو مثلا یه هیبت چیزی داره.
گرچه حالا این جسدش هم نگه داشتن ظاهرا تو موزه
بریتانیا یا مصر هستش.
ولی این خیلی وقتها الان برای ما ممکنه به عنوان یه خاطرهای مثلا
باشه. اون چیز این است که شما ببینی یه آمریکایی با تمام هیبت فرو نشسته است.
بگی اصلا اِاِاِ! این مثلا با تمام عظمتش رو باشه به یه غرقی افتاد و آمریکا فرو نشسته است.
اینجاست که فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ
عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ.
میگه بازم یه آیه است اگه کسی بفهمه و اگه غفلت بکنه بازم نمیفهمه.
الان اگر شما بفهمید واقعا درگیری ما با آمریکا،
ضربه هژمونی که زده به آمریکا چقدره.
اگه اینو بفهمیم که ما زدی-- واقعا آمریکا رو زدیم مثلا.
منتها این مرتب هی شل کردنش و نگفتنش و این چیزا خود این باعث میشه که احساس
یأس و خودتحقیری توش داره.
حالا من برای چی اومدم تو این چیز نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ.
قَرِيبٌ کُلَّ شَيْءٍ به حسبه،
خب؟ قَرِيبٌ هر چیزی به حسب خودش.
این پروژه بزرگه که غرق فرون چهل سال
بالاخره کار میخواد و دعا میخواد و استجابت دعا اینا.
اینم قریبه به عبارتی.
تمام گندایی که زدن. ولی اینجوری که اصلا ما همش وعده به حواله هایی که
معلوم نیست چیه این. انگار پیشرفت پروژه نداره، انگار مثلا چیز نداره و اینا،
اینجوری هم نیست. حالا کاری بازم با این تیکش ما نداریم.
بعد که میخواد جمعبندی بکنه،
س-- آخر سوره جمعبندی سوره است.
این خیلی مهمه. تو بحث اتحاد این بحث خیلی مهمه.
ببینید ما یه اصطلاحی داریم ما عمرانیها بهش میگیم زیرساخت
جاده، خب؟ بهش میگن Subgrade جاده.
Subgrade اگه اهمال میکنن تو اون زیرساخت
Subgrade، اونجا باید دانه بندیش، نمیدونم شن ریزیش، نحوه غلدی زدنش، بیل ریزیش همه چی یه حسابی دارن.
Subgrade اون همونی که ما میگیم هسته سخت نظام،
خب؟ اگه اون زیرساختو درست کردید،
آسفالت خیلی هم خوب اجرا نکردید،
جاده میمونه. ولی اگر آسفالتو خیلی هم خوب اجرا کردید،
زیرساخت اون Subgradeش درست اجرا نشد، خراب شد.
این به قول زمان نجسیها میگن alligator crack میزنه.
شکافهای پوست سوسمار میزنه روش،
خب؟ اینا دیگه
اصطلاحات زمان جاهلیته.
این چیه نکتهش؟ ببینید شما
اگه حواست به میدان نباشه آقای
مذاکرهکننده که میدان داره چی میفهمه؟
اونی که هسته سخت نظام که زیرساخت دست اونه.
یعنی اونی که اگر قراره مدافع باشه اونه.
اونی که هزینه میده اونه. اونی که تشییع میاد اونه.
اونی که چیز میکنه اونه.
یعنی ما یه مردم داریم، یه زیرساخت داریم
باید حواسمون باشه. مردم زیرساخت نیستن همشون.
ما یه چیزی داریم واقعا اگر این بماند به عنوان زیرساخت درست، نه اینکه زیرساخت گیج شده تو میدان،
تو مذاکره گیج شده، هیچی هم توضیح نمیده براش.
میخوام بگم راه رسیدن به این اتحاده مهمه.
زیرساخت چیز شده، گیج شده الان.
شما هی آسفالت بریزین رو این باز درست نمیشه.
ما یکی از نکاتی که خیلی جدی لازم داریم
همین میدانهاییه که،
همین بچه حزباللهیهاییه که،
همین ایناییه که، اینا اصل داستان دارن چیز میدن.
من یه موقعی حالا چون عرض شد میگم، یه موقع آقای قالیباف به من میگفتش که ما هر موقع خط به هم میریم،
میفهمیدیم باید بریم تو خط.
باید بریم خطو توجیه کنیم.
خط نه تهران و خط.
یعنی خط مقدم اونجایی است که خب یه سری آدمی هست
که با جانفشانی داره اومده وسط صحنه.
هزینه میده اومده وسط صحنه،
خب؟ میدانها رو نگه داشته، تشییع رو نگه داشته،
پای خون و جون بشه این وایمیسته.
اینا رو شما نمیتونید غفلت بکنید ازش.
این میشه زیرساخت. اگر زیرساخت جاده رو درست کردیم،
اون موقع حتی تو این مسیر نصرت الهی میاد.
آیه رو نگاه کنید، آیه بسیار مهمه.
میگه این جمعبندی سوره صف یَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِل--
کی؟ حَوَارِيهِ.
به بنی اسرائیل نمیگه اول.
ببینید بنی اسرائیل دو تیکه اتفاقا میشه.
خاصیت اینه که شما جریان حق و جریان زیرساخت و Subgrade رو
میکشی چیز میکنی تازه جریان
حق راه میفته. اگه زیرساختو ازش غفلت کنی جریان حق راه نمیفته
كما قال عیسی بن مریم للحواریین من أنصاری إلى الله.
چی میگه یاده من؟ قال الحواریون نعم أنصار.
اینا میگن ما أنصار الله ایم. یعنی حواریون در درجه اول و زیرساخت جذب میشن.
فآمنت به واسطه اینکه زیرساخت جذب میشن
حالا احتمالاً دو شقه، این دو شقه شدن اشکال نداره.
این دو شقه شدن اینجوریش احتمالاً چون زیرساخت درسته
مشکلات چیزو حل میکنه.
مشکلاتو حل میکنه. فآمنت طائفتم من بني إسرائيل وكفرت طائفة.
به واسطه حضور نه رهبر، واسطه حضور
حواریون احتمال یه عده ایمان میارن، احتمال ایمان نمیارن.
نه تنها ایمان نمیارن، کافر میشن.
دو شقه میشه. این دو شقه بودن خطرناک نیست.
این دو شقه بودن اینه که فأيدن الذين آمنوا على أدبهم فأسرحوا غارين.
احتمالاً ما مسیر درسته،
درست ما که انتظار نداریم که
همه بیان به جریان حق ایمان بیارن.
آخه قطعاً یه عده ایمان نمیارن.
قطعاً وقتی که شما جریان حواریون
میاد وسط یه سری کفار درست میکنن،
اون موقع ولی ما فأيدن الذين آمنوا اونایی که ایمان آوردن ما تأییدشون میکنیم.
فأسرحوا غارين. اینا پیروز میشن
. لذا در جریان وحدت،
حضور و توجیه زیرساخت یکی از مهمترین کارهاست.
باید اون توجیه بشه چه اتفاقی داره میافته وگرنه
خب این میگه نقض شد، اون میگه نقض شد بعد این نمیگه نقض شد.
آدما بعد چطور باید اعتماد بکنن تو این بحثها؟
ببینید نکته وحدت کلمه خیلی نکته اساسیه ولی وحدت کلمه راه داره.
تو همین بیانیه هشت صفحهای آقای قالیباف
سه جا اومده که آقا ما
با نظر رهبری حرکت داریم میکنیم.
برو دیدی یه خوندی بیانیه
رو. سه جاش اومده. خب بالاخره
ما این طرف داریم میبینیم که ایشون میگه علی الاصول ما این نبود.
بعد ایشون میگه ما نظر رهبریه که ما داریم میکنیم.
بعدش باز دوباره همین اتفاقها داره میافته.
کسی نمیگه تفاهمنامه نقض شده.
آقای خانمی میگه تفاهمنامه نقض شد.
امروز خود آقا فرمودند-
ما همین رو داشتیم میگفتیم. دیر اومدید فک کنم.
آقا ایشون نباید بگه. مگه بقیه قاوت تو دهنتون آقا بگین نقض شد.
میدونید که من گفتم یه فاصله زمانی اگه بیفته
شما اگر بگی نقض شد،
یه کار حقوقی جدید داری میکنی.
یه بحث مهمیه. آثار حقوقی داره اینا حتی.
شما بعد از سه هفته یهویی بگی آقا نقض شد.
یه قاوت تو دهنتون همون اول گفتین نقض شد.
اینا که گفتن نقض شد خودتون هم گفتین نقض شد.
پس تو نمیگی نقض شد، لاقل از دید تو نقض نشده.
این حرف مهمیه. ببینید ماها یه سری آدم
چيورييم؟ معرکهگیریم.
کسی به ما کاری نداره که. ولی اینا میدونید که اگر حرفی بزنن یا نزنن رو همش حسابه.
حساب حقوقی میشه. حساب حقوقی عرفی بینالمللی دارن اصلاً اینا.
تو باید زود بگی نقض شد. اگه زود نگي نقض شد یعنی نقض نشده.
برای همین هست میگن حتی تو محاکم قضایی ما شما نمیتونید یه دعوای ده سال پیشو بردارید بیارید.
قبول نمی کنن. میگن در مشروع زمانه.
باید زود بگی خب. آقای بغایری و غریب آباد که گفتند کافی نبود؟
امروز بود قبل از
حالا دیگه حالا احتمالاً پیام به من نرسید.
پیام رو دیدن گفتن
دیگه از الان همه میگن نقض شد
. ببینید آدم باید
هم جیگر- جیگرش
جیگر قضیه هم مهمه.
آقا شما بنده خواستم بگم نقض شد
به چی بر میخوره اصلاً؟ خب؟
تویی که مسئولی اونجا رو تو باید بگی نقض شد.
نه اینکه هیشکی نمیگه نقض شد،
رهبر انقلاب میگه نقض شده.
خب اینکه دور این واقعاً دو...
این وحدت رو به هم میزنه. چون اون محور وحدت رو خراب داری میکنی.
شیش و شش گفتم- نکته این است که من میخوام عرض بکنم، بارها هم عرض بکنم که شما
وحدت محور داره وگرنه اتحاد کلمه حول هیچی
شکل نمیگیره، واقعیت نداره.
الان میگن انتقام. آره آخه بگو
رهبر معظم گفتن انتقام همه میگن آقا انتقام.
شما همین این سوره مائده شعرا رو بیارید این برش آخر سوره مائده شعرا
چون برشیه که همه دیدید.
میشه صفحه سی و سه هفتاد و شش.
شما اگر رو مبنا حرکت نکنید
ما به وحدت دسترسی پیدا نمیکنیم.
محور وحدت، حرف
خاص، مقصد او،
مقصد او. الان مقصد داره اینجوری پیش میبره.
اصلاً برای همین ما ولی فقیه اِه...
هی میخوایم. اون و بعدش شما مجبوری با محکمات حرکت بکنی.
شما نمیتونی محکمات رو بذاری کنار با متشابهات حرکت بکنی.
باید همیشه متشابهات رد رو محکم بشه.
محکمش چی بوده؟ هرچی که بوده.
توسط ولی فقیه قبلی، توسط ولی فقیه جدید
راجع به مذاکره، تفاهم فلان اینا نقض شد و فلان.
محکماش معلومن. اگر از محکم بخواید دست بردارید دیگه نمیشه کاری کرد.
اصلاً دیگه نمیشه فهمید چیزی رو
شما نگاه کنید این آخر سوره
شعرا رو نگاه بکنید
که «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنَّهُمْ أَنقَلَبُوا غَلَبًا» درسته همش ما همین تیکه رو میخونیم دیگه.
درسته؟ یعنی به زودی ظلمه خواهند فهمید تو چه چالهای افتادن.
به زودی خواهند فهمید که شما باید بری اسفاهش رو انجام کنی.
اسفاه توهات قبلش. یعنی شما باید بری اون کار رو انجام بدی و اینا
برای چی باید به زودی اینا بفهمن تو چه چالهای افتادن؟
خب «وَسَيَعْلَمُ» به زودی خواهند فهمید که تو چه چالهای افتادن اینا.
خب برای چی باید اینو بفهمن اینا؟
شما باید یه اقدامی بکنی
که اینا بفهمن تو چه چالهای افتادن.
خب اقدام همین، خود آیه شو بخونیم که اصلاً تو بحث شعرا
که از آیه دویست و بیست و یکش نگاه بکنید
اینو که بحث اساساً رسانه است.
رسانهی فعالی که
کار میکنه و ذهنا رو به هم میریزه و داره رسانه کار میکنه.
رسانه داره بخش عمدهی از جنگ رو رسانه میبره جلو.
الان شما نگاه بکنید من اینا رو میدونم اینا
اعتماد میکنند بهش تو همین دروغهاشه.
یعنی اون چیزی که فرق نداره از یزید و سپاه شام شنیدید که چند ده هزار نفر دارن میان.
میگه اگر منو بکشین هزاران موشک میاد.
همه غلافن. خب؟
چیکار میکنید تا میفتن. بدون اینکه این کار، کار شعرائه.
رو چی؟ شعرا تو قرآن منظور حافظ و سعدی و اینا نیست.
خب؟ کار رسانهایه
که حرف پوچ باطل رو
جلوهی خوب میده و عرضه میکنه
و ضریب میده و عرضه میکنه. این کاری بوده که شعرا انجام میدادن.
انقدرم ازشون بد گفته شده بخاطر اینه.
اینا لانچرن. اینا شبکهان.
اینا توییترن. اینا اینترنشنالن.
پول میگیرن و بعد اینا زبانشو دارن.
ما یه موقعهایی که توی، با این آقایا میگشتیم
خدا ما رو نجات داد. اینا سفارش میدن.
میگن فلانی رو بزن. گفتم من همچین کاری نمیکنم.
گفت مگه جزو تیم نیستی؟ گفتم مثلا یا هستم یا نیستم.
گفت من همچین کاری نمیکنم.
میخوام فلانی رو مثلا پروژه بگیرم فلانی رو بزنن.
اگه به اعتقاداتم خورد میزنم.
نخورد نمیزنم. پروژه من نمیگیرم از کسی.
ولی اینا یه سری آدم دارن
تو چیز پروژه رسانهای داره اصلاً.
مثلا شما اینا رو چون میدونم که کی به گیز میز پروژه میده پو-- پول turn over داره.
اینا که یه موقع میخواستم بهشون بگم آقای بخشم بدید پورسانت به خودم
که پروژه برداشتی.
خب؟ ما هم بازیگریم الان یه بخش به خودم بده .
مثلاً اینو میکنن پروژه
بعد شروع میکنن میگن دیگه.
میگن میزنن فلان اینها.
حالا اینکه ما که یه الفبچهایم،
یه چیزی رو میکنن پروژه.
بعد شما یه موقع میبینی که این داره میگه بعد خاتمی شروع میکنه.
بعد که خاتمی شد اون شروع میکنه.
بعد اون شروع میکنه بعد صحیح القلم میاد بعد اون
میاد. ولی اصلاً محاله این مقدار اط--
اِاِ-- اطلاعات. این معلومه پروژه است.
دقیقاً رو نقطهای می ایسته که رهبر می ایسته.
آقا اینا چی نیست؟ اینا شوخی نیست.
این تصادفی نیست. اینا کار شعرای است.
خب؟ شعر این بود.
برای همین هی به پیغمبر میگفتن این شاعره.
شاعره نه اینکه داره شعر میگه که مثلاً مثل تق--
ذوق تقزلش مثلاً.
نه میگه این پروژه داره، این چیز داره، این نیت داره، این
از یه جایی پروژه گرفته داره ما رو میزنه.
افکار عمومی رو افکار عمومی رو داره خراب میکنه و خود در--
کانال داره در-- یعنی این بوده که تهمتش میگرفته و اینه که ایشون شاعره.
حالا شاعره که هست.
حالا البته پیغمبر به همین دلایل سعی میکرده شعر نخونه اصلاً.
شعرها رو-- پیغمبر شعر نمیخوندن.
پیغمبر هیچ موقع شعر نه، هر شعری هم میخواست استناد کنه قافیه و وزنش به هم میریخت.
استناد میکرد. ولی حالا شاعر بودن چه اشکالی، این همه آقای شهید ما شعر گفته شعر میخوندن.
حالا چه اشکالی، امام خمینی هم شعر داره.
نه، این که نیست که. اینی هم که داریم که مثلا ماه رمضون تو شعر و فلان اینا رو مثلا شعر
نباشه. اصلاً تو فضای
خلاصه لانچر اینجوری بودن که هی بخوای بزنی آدما رو فلان میکنی پروژه بگیری و
پروژه افکار عمومی.
ببینید دیگه «هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ».
میگه میخوای بهتون بگم کی،
على من یعنی در کی شیاطین نازل میشن.
یعنی چیز میکنه که اصلاً
وحی میکنه بر این دیگه. یه موقع گفتم راجع به شعره.
سوره انعام بود که «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا»
شیاطین به هم وحی میکنند. «تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ» به اون دروغ پرداز در حقیقت
تهمت زن گناهکاری که کارش اصلاً اینه.
شیطان رو این سوار میشه.
خب؟ از توش خروجی میگیره.
آدمیه که دروغ میگه. آدمیه که
تهمت میزنه راحت،
راحته. قاعده نداره. شیطان رو این پیاده میشه
"یلغون السمع". این آدم خیلی خوب گوش میکنه اتفاقا.
یعنی تمام این آدمو داره دنبال میکنه، تمام افکارو داره--
القاء سمع میکنن اینا.
اتفاقا خوب گوش میده.
یادتون هست یه جایی گفتیم که اینا تو قرآن میگن
اینا "سماعون للكذب"اند.
خوب گوش میره برای اینکه چه؟
یه جا داره اینا سماعون دیگه "أكّالون السحت"ند.
اینی که رشوه میگیره نه اینکه پول زیرمیزی،
نه پروژه میگیره بابت این کارش.
أكّال سحت یعنی مال حروم خوره تو این چیز.
نه قرار داد، قرارداد
اینجوری نیست که مثلا حضرت گفتن آقا بطونکم من الحرام پر شده، مثلا همه دارین از دهن هم دیگه میدزدین.
نه، اینجوری نیست. تو به عنوان یک پروژه
زدن جریان انقلابی تو روزنامه فلان داری پول میگیری، پولگیری این کاریه الان.
این میشه "سماعون للكذب أكّالون السحت".
خب؟ یعنی داره پول این کارو میگیره.
آخه یه خرده نمیدونم الان حسش چجوریه.
معلومه چقدر
حرف نوعه، چقدر حرف
نزدیکه به خودمونه. فکر نکنید،
همون جریان رسانهایه. "وأكثرهم كاذبون" بیشترشون هم دروغ بگن اینا.
نشسته اونجا دروغ بگه.
نشسته پول تختیc میگیره.
یعنی پول دروغ میگیره.
پول چیزا رو میگیره.
"والشعراء يتبعهم
الغاوون". نه اینکه شعرا تبعیت میکنند از اینا.
نخیر، غاوون و این
کسایی که منحرفاند میفتن دنبال این لانچرا.
میبینه این چه داره، "الشعراء يتبعهم الغاوون"
یعنی غاوون و منحرفین دنبال این شعرا میگردن.
دنبال این رسانه چیا میگردن.
بعد میگه "ألم تر أنهم في كل واد يهيمون".
میبینی تو هر زمینهای،
میبینی آدم یه تخصص داره دیگه.
نمیشه که شما تو هر تخصصی وارد میشی بعد چی میکنی؟
این طرفو میزنی، اینو میزنی، اونو میزنی، اونو میزنی، اون یکیو میزنی.
خب؟ بعدشم
همه جا سرک میکشه.
میگه نمیبینی این کارو میکنه. "وأنهم يقولون ما لا يفعلون".
خودش رو هم جوری جلوه میده که انگار
وایساده به نفع مردم و به نفع انقلابها و به نفع چیز وایساده.
اتفاقا یه وانمود اینجوری داره.
خیلی وقتها اینو توی BBC و اینترنشنال پیدا نکنیدا.
اینو توی داخل پیدا بکنید.
بعد میگه "إلا الذين آمنوا
وعملوا الصالحات". "الذين آمنوا وعملوا الصالحات" مال کیه؟
ولا این ترکیب کسایی که بر اساس حجتهای الهی عملیات انجام میدن، میشه "الذين آمنوا".
"وذكر الله كثيرا"
که قبلا هم یه موقعی گفتیم کسایی که پای خدا رو تو همه جا باز میکنن و همه جا تئوریشون تئوری خداست.
نه اینکه تصمیم میاندازن، نه تو همه جا.
این در مقابل اون "ولا يذكرون الله إلا قليلا"
که یادتون باشه تو سوره نساء عرض کردم که منافقین
کم یاد خدا میکنند.
یعنی چی منافقین کم یاد خدا میکنند؟
یعنی میگن این محدوده خدا،
این محدوده دیپلماسیه.
لذا سر تا ته دیپلماسی میبینید خدا نداره دیگه.
این میشه منافقین اینجورین که "ولا يذكرون الله إلا قليلا" اینا کم به یاد خدااند.
کم یاد خدا میکنند. کم یاد خدا میکنند در مقابل "اذكروا الله ذكرا كثيرا" یعنی این.
نه اینکه اینا زیاد تصمیم میاندازن، اینا کمتر تصمیم میاندازن.
نه. ممکنه همین جوری هم داره تصمیم میاندازه.
منتها به هر حال پای اینا،
بابا اون چی که براشون جوکه براشون خاطرهست.
میشینیم برای با، با اینا صحبت میکنیم.
با هم میگه که خب شما با واقعیات باید زندگی کنیم.
میگیم بابا یکی از واقعیات همین این وعده های الهی و خدا و همه این چیزا.
میگه نه حالا این که آخر آدم باید با واقعیات زندگی بکنه،
اینا واقعیات نیست. لذا اون "وذكروا الله کـ..." "وانتصروا من بعد ما ظلم".
انتقام بگیر از ظلمه.
شما برنامه انتقام باید داشته باشی.
بله، شما برنامه انتقام داشته باش
و میدونی انتصار معنیش یعنی انتقام.
آقای جوادی هم اخیرا میگفت آقای جوادی آملی.
میدونین که انتصار بعضیا فکر میکنن معنی نصرته.
انتصار کلمهش در قرآن به معنی چیه؟
به معنی انتقامه در قرآن.
تو اول سوره آیه سه و چهار سوره مبارکه محمد همونجا
امام حسین تو اونجا
دارد این نکته رو که، که خلاصه "ولو شاء الله ولويشاء الله لانتصر منهم".
اگر خدا میخواست "يا أيها الذين آمنوا
إذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب
حتى إذا أثختموهم فشد الوثاق فإما منا
بعد إما فداء حتى تضع الحرب أوزارها
ولو يشاء الله لانتصر منهم".
اگه خدا میخواست خودش انتقام میگرفت.
"ولكن ليبلوا بعضكم ببعض".
میخواد شما هم دیگه امتحان بشی.
شما برو انتقامو بگیر. بابا خدا که باید انتقام بگیره، تو برو انتقام بگیر.
خب بعضیا میگن آقا انتقام خون امام حسین،
انتقام شه-- امام شهید.
بابا تو باید بری انتقام بگیری.
خدا که باید انتقام بگیره خدا هم الله عزیز و ذو انتقامه.
این عزیز ذو انتقام
که ان من المجرمین منتقما تو باید این کارو بکنی.
یعنی ان ما این کارو میکنیم
بعضیها فکر میکنن مثلا یه چیز غیبیه کلا خدا این کارا رو میکنه.
مثل اینکه بخش برخوردشون با اون بیست و پنج سال
حضرت آقا یه همچین برخوردی کردن
که مثلا ده سالش گذشته پونزده سال دیگه این مثال نابود میشه دیگه.
کی گفت برای چی باید همچین اتفاقی بیفته؟
این یعنی اینی که آقا بلند شو برنامهریزی بکنی طبق این برنامهریزی انقدر زمانبندی داره.
شما الان مثلا نشان میزنید،
درسته؟ نشان میزنید به شما میگه هفتاد و هشت دقیقه مونده برسید به اونجا.
یعنی چی؟ یعنی طبیعتا با این مقدار شلوغی که شما الان میخوای راه بری با این فلان و اینا میشه هفتاد و هشت دقیقه.
حالا یا میشه هشتاد دقیقه یا میشه هفتاد و پنج دقیقه، یا رو بالا یا رو پایین.
خب؟ انقدر میشه دیگه. خب این به این معناست که اگه شما راه بری هفتاد و هشت دقیقه طول میکشه با ماشینت.
به این معنی نیست که شما حالا این وسط پارک کردی ماشین.
آقا چرا نشد هفتاد و هشت دقیقه؟
بابا این که خبر غیبی نیست که!
گفتن انقدر این مسیر کلا مسیره.
این هفتاد و هشت دقیقه انقدر اگه وایستیم بیست و پنج سال دیگه تمomen.
بعضیا فکر میکنن این یه خبر غیبیه.
آقا این نیست اصلا. این برخلاف خبر بعد
تو میدون فلسطین چی گذاشته؟
کنتر گذاشته- بله یعنی کانترهای چی گذاشته تو شما.
آقا یعنی چی این حرفا؟ آقا بله هفتاد و هشت دقیقه این طول میکشه.
شما بگو حالا ممکنه مسیر
بند بیاد. نمیدونم یه اتفاقی تو مسیر بیفته، جاده فلان بشه،
شما پارک کنی یه چیز دیگه بشه ولی قاعدتا انقدر میشه.
خب چرا این برخوردو میکنی که انگار مثلا یه خبر غیبیه این الان؟
اصلا این نه روش امام شهید بود و نه روشه.
اصلا روش این نبوده هیچ موقع.
یعنی شما بیا وسط انتصار کن،
انتقام بگیر. اون سیعلم الذين ظلموا ای منقلب ینقلبون
که اینا به زودی خواهند فهمید چه چالهای کندن برای خودشون.
این موقعایه که حالا منتصرند و انتصروا بعد ما ظلموا.
بعد که این ظلمه باید ازشون انتقام بگیری، برنامهریزی کن انتقام بگیری،
باید بفرما اینا. اینجاست که خدا میگه من میام حتما اینجا اگر شما پروژه انتقام رو وگرنه شما
پروژه انتقام رو دارید کما این که شل کردن دیگه اون
سگهای هواب دارن شلش میکنن.
اون یکی هم که برمیگرده میگه که
خلاصه آقا مشتاق بیزن اون بابات.
این نمیکنه کشتن امام امت،
امام امت مثل یه کشتن امته.
میگه اگه این کارو کردی به نتیجه میرسی.
اگه این کارو نکردی پروژه رو نبردی جلو
بعد برای چی ظلمه اینو بفهمن؟
اینجاست که خدا به ما مانع میشه
که اگر تو بخوای فکر کنی یه زنگ میزنیم تو مار تو
و ویژهبیینو گفته، گفته که اگه انتقام رو بذارید، انتقام تازه بحث
قصاص از این نجسهای چیز نیست،
اون یه پروژه طولانیتریه. این میشه قصاص،
اون یه پروژهایه بستگی به خود اون
نفر چیز داره که چی رو
کشتی عملا چه اتفاقی رو رقم زدی.
بعضی فکر میکنن مثلا انتقام از امام شهید یه دو درجه بالاتر از حاج قاسم سلیمانیه.
نه اصلا اینجوری نیست، اون بحث ساره دیگه.
اصلا سار میدونی که از
لغتش ثوره هم مال همین لغته.
یعنی یک جوشش و انقلاب باید ایجاد بکنم.
فک نمیکردم بکنیم که مثلا این باید بزنه.
خلاصه تا خیلی از اتفاقات رو حتی این شیخ میخهایی که چیز کردن اینا در قتل امام
شریکاند که تعارف نداره که.
اینی که در قرآن گناه مظاهره رو مکزّم میکنه، گناه پشتیبانی بخاطر همینه دیگه.
شما خودت یه کاری نکردی ولی پشتیبانی داری میکنی.
همه شیخهای چاقالو اینا.
خب پشتیبانی کردن اینا.
یعنی میگن آمریکا به ایران حمله کرد، آمریکا کجا تو به ایران حمله کرد؟
از تو پایگاههای شما از شیخ احمد و شیخ فلان و شیخ محمد و شیخ زاهد و شیخ بن سلمان و همه این گامبه
چاقالوی روزگار اینا آقا از پایگاه اینا حمله کردن دیگه.
به عنوان مظاهرهست این.
هم عقلیه هم قاعده بینالمللی داره.
میدونید که قواعد بینالمللی داره این
که اصلا تعریف متجاوز،
تعریف طبق قواعد بینالمللی اگه پایگاه در اختیار بذاره،
بند سه ماده واو
قدنامه 1933 سازمن ملل متحد مصوب 1974
به عنوان Act of Aggression عمل متجاوزانه هم کسی که پایگاه در اختیار کشورای دیگه بذاره،
هم عقلایی هم شرعی. خب این پایگاه رو گذاشته.
خب؟ یعنی پای-- اگه پیدا کردید برید بند جنرال یاد- یادم اومد.
ماده واو قدنامه 1933
فکر میکنم. یه عبارتی داره اصلا به عنوان Act of Aggression.
آقا کسی که همچین پایگاهی در اختیار میذاره خب متجاوزه.
تو امام ما رو برا چی شهید کردی بعد داری گندهگی هم میکنی برای ما مثلا
ما چرا مثلا نفت و گاز ما رو میزنید؟
خب تو امام ما رو زدی طبق همه قواعد بین المللی تو متجاوزی.
قواعد شرعی هم متجاوزی،
قواعد عرفی هم متجاوزی.
تو قاتلی. اگر اون موقع از این وقتی که کوتاه میای،
امروز کوتاه بیای دو هفته دیگه، یه ماه دیگه تو نمیتونی اصلاً مطرح کنی دیگه.
چون میگن قاوت تو دهنت، قاوت تو میگفتی.
میدونین که به جهت عرف بین المللی
لیمیت داره اینا گفتنش.
یعنی تو حدش گفتی، گفتی نگفتی
باید به همین شد بابت شش میلیارد دلار باید بدیم دریوزگی اینا،
تو امام رو شهید کردی.
و این گناه مزاحم ببینید در سوره احزاب
همینه. اینجاست که [سخنگوی 1] وسيعلم الذين ظلموا ای منقلب
ينقلبون یعنی پروژه انتقام به عنوان یه پروژه مهم و روی میز در دستور کار
باید بذارن برنامهریزی بکنن انقدر بگن که همه متوجه بشن ما میخوایم انتقام بگیریم.
تموم، تموم شد و رفت. ما همه جور برنامه انتقامی داریم.
یعنی از این کثافتهایی که این کارو کردن انتقام میگیریم تا اینکه این پروژه رو به عنوان یه پروژه بزرگ
در حقیقت میبریمیش جلو.
اگر ملت این--
ببینید نباید باز داره بزنیم همه رو که آقا بگن که
رهبر بگن خب بگو انقدر بگین، بگین، بنویسید، بگید فلان.
هم یه سری سگ واق واق نکنه این وسط که بفهمن که نه بابا دیگه سقف این خواسته این هسته سخت نظام لااقل همینه.
هم طرف مقابل بفهمن،
بفهمن ببینیم ما که شوخی نداریم از این پروژه ما که
توقع رهبر انقلاب توقع عرفی و عقلی قرآنیند و سيعلم الذين ظلموا ای منقلب ينقلبون من صدی نود و نه قبلشو نشنیدم
که گفت و انتصروا من بعد ما ظلموا.
اگر انتصار کنه، انتقام بکنه اون موقع اون
چیزش روشن میشه و از این منشق شدنهای طبق قاعده نباید ترسید.
شما ببینید اصلاً اینا وحدت آفرین اتفاقند.
شما وقتی شما باید
با همراه با تمهیز غربالگری،
شما آیه انا عرضنا الامانة را شنیدید؟
سوره احزاب. این آیه
به دلیل که تو آیه معارفیه
خیلی مورد استقبال واقع شده، خیلی بحث معارفی مهمی داره.
اما یه نکته مهمی که هست خدا بحث معارفی نمیکند مگر اینکه خروجی
عینی میخواد از توش بگیره.
سوره مبارکه احزاب ببینید این آیه رو.
چه صفحه انا عرضنا الامانة.
اصلاً این امانت الهی رو خدا داده که
آیه پایانیه چهارصد و بیست و هفت
. ببینید انا عرضنا الامانة على السماوات والأرض والجبال ما این امانت بزرگ الهی رو دادیم،
فابين ان يحملنها واشفقن منها همه قبول نکردند.
به این میگن عبای اشفاقی اصطلاحاً.
عبای اشفاقی یعنی پروژه خیلی بزرگیه.
شرمنده اخلاق ورزشکاری نمیتونم.
ببینید یه عبای استکباری داریم که عبا بستک بره.
یه عبای اشفاقی داریم یعنی
حد من نیست این پروژه.
حد فابين ان يحملنها واشفقن منها.
اینا اشفاق کردن
و عبای اشفاقی کردن.
گفتن نمیتونیم. این امانت خیلی سنگینه و حمل هل انسان، انسان این امانت بزرگ رو بر دوشت.
انه كان ظلوما جهولا.
این یعنی که ای لامصب این انسانه.
معنیش اینجوریه. نمیخوام بگم عجب خری هستی قبول کردی خب؟
اینجوری نیست. این همینه که
شعرا مثلاً میگن، میگن حافظ بیشرف
چی میگه؟ خب دیگه ما میگیم بابا
لعنتی. این
تو چیزش ذیلش همین بحث رو تفسیر کردن که انه كان ظلوما جهولا رو که نمیشه گفتش مثلاً عجب خری قبول کرد این امانتو
. نه بحث اینه که انه كان ظلوما جهولا.
اشفاقو دمت گرم این میگه که
آقا این یعنی
بیشرف لعنتی مثلاً اینجوریه.
که چه بشود این امانت
تا خدا تا این امانت بزرگ انقلابها و
این امانت بزرگها نباشه،
صف منافقین و مؤمنین جدا نمیشه.
لیيعذب الله المنافقین والمنافقات والمشركين والمشركات
ويتوب الله على المؤمنين والمؤمنات.
تا اینکه این امانت،
این مسابقه، این میدان،
میدانی که آدمها رو از هم دیگه جدا کنه.
تا این میدان نباشه آدمها از هم جدا نمیشن که.
خدا مگه میشه می--
در حقیقت آدمها رو از هم دیگه جدا نکنه.
حالا پس وحدت رو تعریف باید بکنیم کجا؟
تو این میدان. حول کی؟
حول ولی. حول این پروژه، حول ولی، حول اینا.
این رو باید یعنی اگر این نقطه
مایزی که تو این فرمایش هست که
گفتن که سهم اصلی رو انداختن گردن مسئولین باز داره،
نکته وحدت، نکته
معرفی ولایته باز داره.
چون اونجاست که محور وحدته
خب منم بودم هیچکدوم رو نمیگم.
میگم آقا ولایت میبینید؟
جمع شید دیگه. یعنی چی؟
یعنی یه دور، یه ها دارم این حرفو میزنم دور
ولایت باید جمع شید
تا معلوم بشه که کسی که جمع نمیشه حول چی جمع نمیشه الان.
چون مگه میشه شما همه رو دور کی، چی جمع بکنی الان؟
دور بی-- بدون محور جمع بکنی.
آقا ادعاهارو پیدا کردید؟ سی و سه چهارده سی و سه چهارده،
ها؟ پیدا کردین؟ بخونین بلند.
این خیلی مهمه. الان یهو یه چیزی یادم اومد.
این خیلی بحث مهمیه. تعریف متجاوز.
کسایی که مظاهره میکنن و پشتیبانی میکنن متجاوزن.
چی شد یعنی؟ اینا رو
مگه خود همون الان
میگم
ماده سه بند واو
بند الف در واقع در عکس--
در واقع درخواست یک دولت که در واقع اجازه بده از
حاکمیت ارضیش، از خاکش استفاده بشه علیه یک کشور دیگه
که در واقع، که در واقع تفسیر بشه به عنوان یک
عمل در واقع متجاوزانه aggression
علیه دولت ثالث.
این در واقع به معنای همین- متجاوزن aggression Action aggression.
یعنی به معنای عکس متجاوزان از اقدام متجا...
ببینید اینها رو که درست کردن به عنوان بحثای جدلی به درد میخوره.
یعنی شما میتوانید ولی مهم اینه که مفسرشو خودشون گذاشتن.
شما به عنوان بحث جدلی حتی باهاشون میگی آقا خودتم قبول داری اینو.
یعنی خودتم توی بندهای خودت هست،
هم عقلاییه که الان شما
همسایه مثلاً خونهتون رو اجاره میدید به یه نفری که میخواد بره همسایهتون بکشه.
این عمل چیزه دیگه، معلوم عقلایین نباید به شما اجازه بده همچین کاری بکنه.
شرعی هم هست، عقلایی هم هست، عرفی هم هست، قانون بین المللی هم داره.
بالاخره ما که از اینا میتونیم استفاده کنیم که.
یه لحظه این شیخ نشینای
که دارن انفال امام زمان رو اینجوری میخورن
و دارن برا ما شاخشون هم میکشن، امام ما رو اینا کشتن.
خب اینو یه خورده ادبیات کنید بابا!
امام ما رو اینا کشتن. همین
شیخ تمیم و شیخ حمد و شیخ
ممد و نمیدونم شیخ فلان و محمد بن سلمان و اینا، اینا امام ما رو کشتن.
غیر اینکه اون ترامپ فلان و
این نتانیاهو و اون اگزیت و فلان رو کشتن، اینام کشتن.
اینا تعارف نداره.
اول میگفتن باید پزشکیان رو عذرخواهی میکردن.
خب این بعده دیگه. یعنی ما
این به عنوان پایگاهش، امام ما رو کشتن
ما داریم عذرخواهی میکنیم از اینا. اینا
همین دیگه واقعاً. پس میخوام بهتون بگم که
امانت بزرگ رو خدا
میذاره، میخواد اتفاقاً این صفها رو جدا بکنه و اون موقع کمک بده به صف جبهه حق.
پس ما باز دوباره مثل این گربه مرتضی علی که پزشکیان با چهار دست و پا میاد پایین،
آخرش به ما هم بگن وحدت میگیم یعنی ولی.
خواست ولی، حرف ولی،
مقصدی که ولی داره میره به یعنی
پروژه ذهنی ولی
ما باید اینو ببریم جلو. حالا شما من که همین الان خوندم.
حالا شما ببینید همین تفاهمنامه نقض شد چه شری میشه برای
آقای هشتم میگم بله دیگه.
ببین تفاهمنامه رو نقض کردن
. بابا تو باید میگفتی اینا رو.
اینجوری شده. حالا
بحثمون موند بازم از بحث، میخوایم بحث بعدی که میخوایم تو این حوزه بکنیم انشاالله اینه
تلاقی جریان نفاق و یهود به عنوان یه جریان به شدت مهم و زیرزمینی.
این تلاقی این بهلحاظ دو تا امر اقتصاد و رسانه.
یه لحظه من یه خورده باید برم جریان یهودشناسی رو تو قرآن به شما نشون بدم.
این جریان، جریان بسیار مهمیه و ما هم فکر میکنیم این نتانیاهو الان.
نتانیاهو این جلو پنجره قضیه است.
این جریان کلاً ورای جداره و پشت صحنه وایمیسته.
این جریان که چه ویژگیهایی داره در قرآن
و چجوری داره دشمنیش رو ابراز میکنه.
خلاصه این از سوراخ باید بریم بکشیم بیرون و توضیحش بدیم.
اینو اگه توضیح بدیم جریان یهود رو شاید به سیاستهای
دشمن اصلی ما که "لَتَجِدَنَّ شَدِّدَ النَّصْحَ دُونَ الَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ"
اینا سرن، سر مار اینان
که شما باید بتونید سر مار رو بزنید اتفاقاً.
من یادم شده دفعه قبل- برای تو رفتن
اربعین همان شعبه ایجاد کردن که نرفتن خساره
خوردن. ببینید اربعین حالا امروز هم یه عدهای ازم پرسیدند.
یه موقعی طرف دیگه کاری دستشه.
یعنی اگه یهویی بره مثلاً میدان میخوره زمین.
یه موقعی هست که نه کاری دستش نیست.
همینجوری حالا داره پرچم تکون میده توی
چیزا. خود پروژه اربعین هم
اگه فقط پیادهروی نباشه، یه مقداری هم داره روشنگری هم میکنه.
مثلاً ببینید ما الان همین پرچم رو گفتم یا علی سارات الحسین
مشکل چی بود ما درآوردیم دیگه اینو.
آره دارید که؟ جزو
نصیب بازات و صالحات
تیم ما بود. الکی باورمون هم نمیشد اصلا یهو اینجوری
بگیره و دیگه همه. حالا استاد نجاتی رو گرفتیم توی هیئتی و توجیهش کنیم و فلان بعد مسئولین رو توجیه کردیم.
مسئولین شروع کردن توجیه شدن.
حالا بالاخره الحمد لله به ثمر نشست.
این خلاصه قرمز شده بود فضای تشیع
با یا علی سارات الحسین. این پرچم امروز شناخته شده.
حالا دوستانی که کوه بودن تو دماوند با ما، اونا میدونن.
حسن وقتی ما رو با پرچم قرمز میدیدن
یا فحش میدادن یا طرف میگفت این پرچمو بده منم عکس بگیرم.
این براش مهم بود. ببینید پرچم شناخته شدهای شد.
من عرض کردم که من فکر نمیکردم که میگم یا علی سارات الحسین پرچم امام زمانم فکر میکردم استعارهست.
نه، انگار داره پرچم خود پرچمش هم
علم میشه. یعنی تا یه عده میدیدن آقا شماها چرا میاید کوه حسن؟
میگفتین خریدین؟ اینا میگفتن آقا ولمون کنید اینجا چرا راحتمون نمیذارید؟
در همین کوه اینا، یه عده هم میگرفتن
عکس میانداختن مثلا باهاش و فلان.
یعنی پرچم شناخته شده.
حالا اینو توی مسیر ببینید،
یه موقع هست ما مسیر رو طبیعی نمیکنیم.
همونجوری باز داری موکب و کباب و
نمیدونم ماساژ و فلان باز داره همه این مدلی.
یه موقع هست نه، ببینید ما یه step اومدیم بالا.
یه پله، دو پله، سه پله اومدیم بالا.
حالا مطابق اون باید
موکب گردانی جدید بکنیم.
یعنی فرض کنید ما خودمون تو موکب خودمون که اون عمود پونصد و پنجاه و هفته، موکب بزرگیه.
داریم اینا، داریم پردهخوانی و نقالی
جدیدی راه اندازی داره میشه
که آدم میبینه شبروی دارن میکنن ملت روزا بیکارن تو چی zijn؟
موکبها هستن اینا. موکب اونم خنکه و
با کولر گازی و اینا حال میده.
یه موکب بزرگی هست. اینی که
توضیح بدیم که آقا جنگهای پیغمبر این بوده، جنگهای عراق و جنگ ایران این بوده، این بوده،
این طرف بفهمه کجای تاریخ ایستاده.
کدوم ور تاریخه الان.
این، این باید باشه. نه اینکه باز بره مو، مو کجا فلافل میدن، کجا چی میدن و اینجوری این فضا.
اگه این باشه یه همتی هم بکنیم
فضا رو برای ایرانیها، برای چیزا، برای دیگران فراهم بکنیم.
اینم سر جای خودش ارزشمنده.
خب میگم یهویی اینجوری نکنیم اینو مثلا بگیم یه چه شل وارفتهای، به درد نخوریه.
مثلا یه جای، یه مثلا میدان الان حتما فقط احتمالا این میدونی که مسئله اربعین علل بدل حج بوده دیگه.
یعنی گذاشتنی که این
سیر به سمت امام قطع نشود.
یه بحث مفصلی من قبل از این هم کردم که اربعین
به عنوان فضای علل بدل حج
که که بیان پیش امام،
این حرکت به سمت امام قطع نشود.
برای همین یه پدیده به نام اون شبکه اجتماعی که امام عسکری گفتن جزو ویژگیهای مومنه
که همونجوری که انگشتره که من یه موقع گفتم کمپین انگشتر بوده دیگه.
چونکه انگشتر دست راست نمیکردن، انگشتر دست چپ میکردن.
بعد گفتن که انگشتر مؤمنین انگشتر میکنن دست راستش علامات مومنه.
این همون کمپین انگشتر بوده
که همه نگاه میکردن اِ اینم دست راستونه.
حالا بلا تشبیه چیزاش. یادتون هست هشتاد و هشت یه عده
چه سبزی میبستن اینا خودشونو اینجوری به عنوان کمپین پیدا میکردن.
اینم همینه. این کمپین انگشتر دست راست و جهره به بسم الله الرحمن الرحیم
که یهویی بسم الله رو بلند میبردن هم میگفت ای ای اینا جماعت چیزن
و یکی هم زیارت اربعین.
زیارت ال-- میخوام بگم اینو دست کم
نباید گرفت. گرچه حالا میدان و این چیزا هم سر جای خودش.
مهم روز تولد امام باقر هم هست دیگه.
روضه نمیخونیم دیگه. صلوات الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
جلسه قبل