د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۵
دارای متن همگام
آغاز جلسه
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۸:۲۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۷ سرفصل
## آغاز جلسه
۰:۰۰
## نقطهٔ تمایز؛ بُعد سومی که کتمان میکنند
۰:۴۵
## گردشگری و تصویر بزککرده
۲:۴۹
## زنجیرهٔ نعمت و بعثت امت
۷:۰۳
«إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ»
۷:۲۶
آیهٔ بیستوهشت سورهٔ توبه را نگاه کنید. بسم الله الرحمن الرحیم.
۷:۵۸
بله؛ اگر آن درخت طیّب باشی که اصلش ثابت است و فرعش در آسمان:
۸:۳۶
«اُسْكُتْ قَبَحَكَ اللَّهُ يَا أَثْرَمُ»
۱۲:۰۴
«حَتَّى إِذَا نَعَرَ الْبَاطِلُ نَجَمْتَ نُجُومَ قَرْنِ الْمَاعِزِ»
۱۶:۰۷
## سرگور اوزلی؛ میانجیای که از پشت میبندد
۲۱:۳۱
بعد میگوید:
۲۳:۰۳
برای همین قرآن سورهٔ توحید همهاش همین است. سورهٔ توحید قرآن اصلاً همین است:
۲۵:۴۹
سورهٔ مریم را بیاورید، صفحهٔ سیصد و یازده. یکی هم سورهٔ نجم، صفحهٔ پانصد و بیستوشش. آیهٔ هشتادوهشت سورهٔ مبارکهٔ مریم:
۲۶:۲۵
صفحهٔ پانصد و بیستوشش، سورهٔ مبارکهٔ نجم، آیهٔ بیستویک:
۲۹:۰۶
## چرا عُزیر ابنالله نه موسی؛ سرّ القدر
۲۹:۳۲
نگاه کنید حضرت یوسف در عمق چاه به او چه گفتند:
۲۹:۵۳
حتی به حلقههای میانی وحی هست:
۳۵:۰۶
## سبق کتابی؛ فرح غیر از شادی است
۴۰:۱۵
یعنی الکی غصه نخورید، الکی هم فرح نشوید. چون خوشحال بودن با فرح بودن فرق دارد. فرحان از نعمت بودن میشود:
۴۱:۳۴
بنات برای خدا، بنین پسرها برای شما.
۴۹:۱۶
## انثی یعنی انفعال؛ ضربالمثل روسی
۴۹:۴۱
یهودی که همینجا ربا را میگوید، میگوید دست خدا بسته است:
۵۸:۲۹
میشود این را تعبیر کرد به آن سخن فرعون:
۵۸:۵۹
## یا لثارات الحسین؛ قصاص حیات است
۱:۰۱:۴۰
## ادبیات مستضعف و مستکبر
۱:۰۲:۴۹
## جریان یهود را از پشت صحنه بیرون بکش
۱:۰۸:۵۲
## روضه و دعا
۱:۲۰:۰۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
بين السنين وصلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.
صفحه صد و نود و یک رو بیارین.
یه نکتهای رو که آخر جلسه به یه آیه ای اومدیم استناد بکنیم که بحث
به پایان رسید. من این بحث رو تکمیل بکنم.
بعد یه نکتهای راجع به همین بحث
خونخواهی و این بحثهایی که انجام شده
و رهبر معظم انقلاب هم روز یه پیامی دادن،
این نکته رو راجع--
از روی قرآن نکاتی عرض میکنم خدمتتون.
در ادبیات اه
دقیقا دینی حق و باطلی ما
، در رویاروی جریان حق و باطل
، یه چیزی وجود داره ما این دیگه برمیگرده به اون جلسه قبل
که اه از روی فضله
نه رو در حقیقت اون مقداری که شما کار کردید
و جریان
که نمیخواد این ادبیات پخش بشه،
کتمان میکند این را.
این آیاتی بود که دیدیم.
یعنی نمیخواد نشون بده.
نمیخواد بعد سوم داستانو نشون بده.
یعنی انقدر نمیگه که کتمانه.
یکتمن ما آتا الله من فضله اینو کتمان میکنه که تو سوره مبارکه نساء این بحث رو مفصلاً دیگه عرض کردیم.
آیاتشم دیدیم.
این همون بخش غیرقابل
باور یا
همون بخشیه که مورد حساب کتاب آدمها نیست و اتفاقا وقتی شما از این حساب و کتاب
میاین بیرون، اون موقع مواجه میشید با منطقهای دو بعدی که
میشه نقطهی مایز ما دیگه نیست.
نقطه، نقطه مایز. حالا من اینجا باز دوباره این نکته رو به عنوان یک تذکر عرض میکنم که ما تو همه
امور مربوط به انقلاب اسلامی باید دنبال نقطه تمایز خودمون بگردیم.
دنبال نقطه مایز خودمون بگردیم.
تو نقطه مایزمون حرف داریم.
تو نقطههای دیگمون خیلی حرفی نداریم.
یعنی فوقش قویتریم.
دقت بفرمایید، فوقش توی یه نقطهای قویتریم.
چه جوری مثلاً فوتبالمون ضعیفتره، کشتیمون قویتره.
خب؟ اینکه نقطه مایز ما نیست که.
الان ببینید همین الان یکی از بحثهایی که به صورت جدی ما تو بحث
بین الملل داریم این هست که خب میگن ورود گردشگر .
ببینید یه دعوای توشی اینه.
میگه ورود گردشگر، خب گردشگر
میاد چیکار بکنه؟ میاد فسق و فجور بکنه دیگه.
ببینید اصلاً با این شروع میشه.
میاد فسق و فجور بکنه. خب پس باید چیکار بکنیم؟
ما باید حجاب و شراب رو اینا رو آزاد کنیم.
این دو تا پارامتر رو باید کلاً
آزاد باهاش برخورد کنیم. خب اینجا هم که نمیشه آزاد برخورد کنیم پس مثلاً تو کیش آزاد برخورد کنیم.
یعنی بفرستیمشون اونجا. خب داره میخواد بیاد ایران رو ببینه.
بعد فکر میکنیم این نقطه مایز ماست توی
مسئلهی گردشگری. در صورتی که نقطه مایز ما
اتفاقا حوزه مقاومت ماست.
همه دوست دارن بیان ببینن ایران،
این جماران که حضرت امام میاومده از اونجا
حکومت میکرده دنیا این کجاست؟
این بیغوله رو ببینن.
ببینید اینجوری بر قلبها داشته حکومت میکرده.
پس تو این نقطه، این مایز ماست.
بابت این باز حاضره پول خرج بکنه.
بابت همین حاضره پول خ--
شما تصویری که میخوای از خودت بدی چه تصویریه؟
تصویر یه آدم ملو
خیلی چیزی
گوگولی مگولی چیزی که خب این تو این تصویر،
تو این دو بُعد، دو بُعد مشترکی بین شماست با همهی دنیا.
خب اون نکتهای که اتفاقا نقطه مایز ما میشه این نکتهست که شما همه دنیا امروزه واقعاً اینجوری شدن،
انگشت به دهن شدن که شما چجوری
مقابل آمریکا در اومدید و نخوردین هنوز
و خورده نشدید و بلعیده نشدید.
چی هستید شما؟ توان-- فقطم که توان رزمیتون دفاعی و تهافندی و
پدافندی نیست. چه جوری شدید شما؟
چرا اینجوری شدید؟ ببینید این نقطه مزیت ماست
که دنیا دنبالش اتفاقا بدونه.
گردشگر حاضره بابت همین بلند شه بیاد.
بیاد جماران رو ببینه. بعد ما فکر کردیم مثلاً بریم یه کاخ بسازیم مثل چیز
کاخ امام مثلاً اون میشه نقطه مزیت ما؟
بریم مثلاً یه چیزی چی ساختیم
برای اماممون. اصلاً نقطه مزیت ما نیست اون.
خواستم لذا بگم ما یه ضلع سومی داریم و بُعد سومی داریم
که این بُعد سوم نقطه مزیت ماست.
و بابت همین هست که ماندیم، بابت همین هست که مبعوث شدیم، بابت همین هست که پیشرفت میکنیم، بابت
همین هست که و اینا نقطه مزیت-- من نمیگم آقا ما فوتبالمونو خوب نکنیم، نه فوتبالمونم خوب بکنیم،
کشتیمونم خوب بکنیم، فناوریمونم پیشرفت بکنیم
ولی این نقطه مایز ما نیست. شما هیچ موقع با سیلیکون ولی نمیتونید رقابت بکنید.
خب؟ خب اینکه ما نقطه-- ولی یه نقطه مایز اینجوری داریم.
این نقطه مایز اتفاقاً نقطهای که امروز دنیا بهتون تو آیات قرآن هم نشون میدم شواهد هم همینه.
دنیا تشنه این نکتهشه از ما
از ما اینو میخوان. ما حتی خب من مسافرت خارجی زیاد میرم.
میفهمن ما ایرانی هستیم از تو اروپاش بگیرید تا شرق شرقش تا غرب غربش.
وقتی که صحبت میکنی راجع به
تخت جمشید و راجع به این و راجع به اونو، میگن اینا چی میگی مثلاً؟
از خودتون بگین.
اونم دنبال همینه. و اینم شما تخت جمشید، اونم ونیز داره،
اونم نمیدونم. برای چیه آقا میگن آقا ایران رو با تخت جمشید معرفی نکنین.
آقا با حساسیت بالا میگن ایران رو با تخت جمشید معرفی نکنین.
یه جوری نگو ما تخت جمشید داریم.
خب شما برو ببین معادلش هزاران هست از اینا.
تو تمدنهای خیلی قویه تو دنیا.
تمدنهای سابقه دار تو دنیا.
خب اونا هست. اگه این نقطه مایید ماست.
این نو-نکته چیزیست که حالا تو
فاز بعدی عرض میکنم. اتفاقی که رقم خورده،
اتفاق عجیبی رقم خورده و این اتفاق عجیب میتونه به چیزای عجیبتر هم کشیده بشه منبع این که به تعبیر امیرالمؤمنین
إذا وصلت إليكم أطراف النعم
فلا تنفروا أقصیها بقلة الشکر.
اگر طرف نعمت و اطراف نعمت، نعمت مثل زنجیر به همدیگه وصله.
اگه طرفشو بگیرید و درست بکشید زنجیر حلقه به حلقه میاد
و اگر نکشید درست حواست نباشه یهویی در مقطع
کنونی چه کار باید بکنی؟
فلا تنفروا أقصیها بقلة الشکر با ناشکری ببینید حلقات بعدی زنجیر نمیاد.
با حال آنکه اگر حواست باشه میاد.
یعنی میبینید ما داریم واقعاً ثمن شأننا خلقنا آقا ما به یه چیز جدیدی داریم تبدیل شدیم.
خب؟ خوب بودیم ولی مبعوث شدیم مثل هر پیامبری که قبل از بعثتش آدم خوبی بوده ولی
مبعوث نبوده که. الان
مبعوث شده چون مبعوث شده وظیفه مبعوث کردن داره حتی.
میدونید که پیامبر وقتی که مبعوث میشود،
هر پیامبری وقتی مبعوث میشود وظیفه داره بعثت ایجاد کند نه اینکه فقط خودش مبعوث شده.
باید بعثت ایجاد بکنه.
عین کلمات خود حضرت آقاشهیده
که باید بعثت ایجاد بکنه در بقیه امم.
حالا نوبت به این تیکش رسیده که امت مبعوث در جاهای دیگه بعثت ایجاد کند.
خب؟ این اون نکته
جدیه که حالا روششو چند ر-چند روش این قضیه رو
ما باید مورد تهدید قرار بدیم.
کیان دشمن رو با یه ادبیاتهایی که این ادبیاتها رو تو قرآن معرفی میکنیم.
پس میخواستم عرض بکنم این من فضلهی قضیه یه نکته بسیار مهم قرآنیه که در جلسه پیش هم عرض کردیم.
حالا عرض بکنیم یه تیکه رم.
آیه بیست و هشت سوره مؤمن توبه رو نگاه کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم. شما هم بگید بسم الله.
يا أيها الذين آمنوا إنما المشركون نجس.
مشركون نجسن نجسن نه نجسن.
اصلاً این بحث تو قرآن نیست که مشركون نجسن یا نجس نیستن.
این نجسن یعنی پلیدن اینا.
قذرن پلیدن. این پلیدیا به ساحت
جریان توحیدی انقلابها نباید نفوذ کنه.
یعنی نباید اینا بیان پادگان توحید رو خلاصه به قذارت شرک خودشون آلوده بکنن.
بله شما اگر اون درخت
طیبی باشه که شجرة طيبة أصلها ثابت وفرعها في السماء
اگه همچین چیزی باشه کود بهش بدی باید علوم بده.
خب یعنی یک درخت طیبیه که
میوههای توحیدی میده اگر بهش این علوم
چرت و پرتای خبیث اینها رم بدی که والذي خبث لا يخرج إلا نكدا.
چیزی که خبیثه
جز بیارزش بیرون نمیده.
امروز روزهاییه که داره پرده برمیافته از
تمام علومشون، فنونشون،
علوم انسانیشون، کارهایی که تو این عالم انجام میدن.
حالا تو نکته استخفار استظراف عرض میکنم یه رویکردی جهانی که خود قرآن
انتخاب میکنه و نقش آفرینه برای ما امروز
در مسئله ادامه حیات سیاسی کشور،
متعاقبا باز عرض خواهم کرد.
میگه إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا.
حالا که پرچم توحید میره بالا،
اینا دیگه نباید بلند شن بیان تو
کشور تو. میخوان برن فسق و فجور برن تایلند.
میخوان برن مناظر طبیعی ببینن برن تایلند.
اصلاً معبر فسق و فجور میگیم تایلند و تایلند
پر مناظر طبیعی بینظیره.
مناظر طبیعی میگن وای برین تایلند.
خب اینجا جاییست که الگوهای ما اینجا میرن
باید بیاد طرف بره گردشگری
قبر چیز شهید حاج قاسم.
باید بره چیز
بره کرمان، باید بره جماران، باید بره اینور و--
و اینا تو دنیا هم مشتری داره.
من آقا من از پشت کوه حرف نمیزنم.
اینا مشتری داره تو دنیا.
خیلیها حتی شما دوست داری بری کوبا،
بره سیگار برگش برات علاقمندی ایجاد میکنه یا
چیزش فیدل کاسترو
یا چگوارا. کدومش
چیز داره برای شما؟ برای شما،
برای بسیاری از ما اگه پول داشتیم میرفتیم کوبا
دنبال سیگار برگ نمیرفتیم که.
میرفتیم ببینیم چگوارا کیه.
خب؟ این فیدل کاسترو کیه؟
اونجا تو آخره اون پاتریس لومومبا کیه؟
خب؟ کی بوده؟ این نمادهای مقاومت اینا کجا بودن؟
این برای خودش چیز داره.
بعدش گفتن که اینا نیان نرن یه دفعه گفتن آقا سرمایه گذار خارجی چی میشه پس؟
پول چجوری بیاد؟ گفتن «بِن خِفتُم عَیْلَةً فَسَوفَ یُغنیکمُ اللهُ مِن فَضلِهِ».
اگر نگران پولی،
خدا از فضل میده.
این اعتقاد. خدا جریان حق رو از فضل حمایت میکنه.
یه «فَیَوفّیهمْ أُجورَهُم» بود که نشون دادیم اواخر سوره مبارکه نساء بود.
بله «فَیَوفّیهمْ أُجورَهُم» اجرشونو میده «وَیَزیدُهمْ مِن فَضلِهِ».
از فضل اون موقع زیادی رو میده.
برای همین ما اصلا لزومی نداره بخوایم چهره خودمون رو چهرهی غولی
خیلی مثلاً
تو دلبروی اینجوری.
ما تو دلبرو شدیم به خاطر کارای دیگهای که کردیم الان.
همونو رو ادامه بده. الان ما تو دلبروییم نه بخاطر فوتبال، نه بخاطر کشتی مون حتی.
یه عه هی اینا رو دارن انگشت نشون میدن که ببین
تو اینی که تو دلبروی. ما اصلا به خاطر فوتبال و کشتی تو دلبرو نیستیم.
بخاطر اینا تو دلبرو نیستیم. بایدم دنبال بکنیم و فناوریمونم باید دنبال، ولی به خاطر این بُعده اون نیست
که الان مسخور کردیم چشمامونو.
خب؟ اون،
همون ایدههای مقاومتی استکبارستیزانه
که الان عرض میکنم.
«فَسَوفَ یُغنیکمُ اللهُ مِن فَضلِهِ إِن شاءَ اللهُ عَلیمٌ حَکیمٌ».
«قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنونَ بِاللهِ وَلا
بِالْیَومِ الآخِرِ وَلا یُحَرِّمونَ ما حَرَّمَ اللهُ وَرَسولُهُ وَلا یَدینونَ
دینَ الحَقِّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الكِتابَ حَتّى یُعْطُوا الجِزیَةَ عَن یَدٍ وَهُم صاغِرُونَ».
دیگه مفصلشو من این بحثا رو تو سوره توبه کردم ولی باید بزنی،
انقدر بزنی تا خوارش کنی.
یعنی باید کسی که با تو میجنگه،
بعد کوری هم میخونه،
حرف زشت هم میزنه که من
واقعا اعصاب آدم خرد میشه که
با تو داره میجنگه، بی هیچ دلیلی با تو میجنگه.
بعدشم به تو میگه آشغال عوضی، زباله سرطان و فلان اینا.
بعد من موندم که از کی تا حالا این مفسدین اینقدر با ادب شدن.
اینا جیگر همدیگه رو تو رقابتهای انتخاباتی
در میارن. شما نهجالبلاغه رو باز بکنید،
امیرالمؤمنین، ما به اینا میگیم بابا آخه دو تا جواب همه عرض به این
بیناموس بده. امیرالمؤمنین برجه بن مسهره طائی یک روز نهجالبلاغه رو باز میکنی،
میاد جلو حضرت حرف بزنه از خوارج.
حضرت بهش میگن «اسکُت قَبْحَكَ اللهُ یا أَقْصَرَمُ».
خفه شو کچل.
اصرم
یا کسیه که جلوی موهاش ریخته یا کسی که دندونش ریخته، دندون جلوش.
یعنی خفه شو بشین کچل بیدندون حرف نزن.
یعنی زر زر نکن. یعنی اینه.
بعدش میگن که حتی مثلا «نَعْرَ الباطل نَجْمَ الثّجُومِ القَرْنِ المَاعِزِ».
یه فریاد باطلی بلند شه مثل بز اینجوری
برید بیرون.
حضرت جوابهایی میده من الان نمیتونم پشت بلندگو بگم در گوشیه اصن.
یه حرفایی حضرت میزنه به طرف مقابل
واقعا نمیشه پشت بلندگو،
درگوشی میشه گفت فقط. به خاطر اینکه
اون طرف حق نداره تسخیر بکنه، حق نداره نظام اسلامی
سا-- صاغر بشود
و باید بجنگه.
«قاتَلُوا الَّذینَ» باید بجنگه، محکمم بجنگه
تا اینکه حتی «یُعْطُوا الجِزیَةَ عَن یَدٍ وَهُم صاغِرُونَ».
این بحث اصن حکم جزیه ش اصن باید غرامت بده، صاغر هم بشه.
تو غلط میکنی به ما حمله میکنی.
اینه. تو بیخود میکنی حمله میکنی.
باید غرامت رو بگیریم ازت،
تنگه رو هم میبندیم، هیچ
حرفی هم نباشد، زر زر هم نکن،
پولم بده و برو. اینجاست که «مِن فَضلِهِ» کمک میکنه.
ببینید حرمت امامزاده رو متولیش نگه میداره.
وقتی که تو دفاعت از جنبه حق یه جوریه
که داری خود حقو صاغر میکنی،
خب حق چرا باید اینجا بیاد برای تو دل بسوزونه؟
ولی یه موقعی هست که وایمیسی مردمو که داری، بعثت امتو که داری،
این رهبرو هم که داری، اونم که
کاری کرده که بحثش انتقام فرد نیست.
که الان ما دیگه
مباحثهای داشتیم دیروز یه شش ساعت داشتیم بحث میکردیم، طرف به اونش که بله آقا کشتن
باید یه حرفا بزنه بالاخره باباشو کشتن، زنشو هم کشتن.
یعنی تحلیلش این بود که باباشو کشتن، زنشو کشتن.
بالاخره الان عصبانیه. حق داره.
مثلا اینجوری حق داره.
خب این بابا بخواد تو سرت کنه.
اصلا بحث فرد نیست الان که باباشو کشتن، زنشو کشتن.
آدم حسابیه برای اینکه نخواد اون حرف اصلی رو بفهمه.
این جایگاهو زده، جایگاه امام المسلمین رو زده،
جای محور رو زده. شما میتونید با این محور شوخی بکنی؟
واقعا این پیام امروز آقا این بخشش غصهدار بود که چه باشم چه نباشم.
چونکه من ادامه اومدم یه چیزی بگم که حالا گفتم نگم تو این پادکستها.
چون این مسیر خب باز دوباره همونه، تهش همون میشه.
شما یه مسیری رو رفتی باز دوباره همون مسیر رو داری میری.
خب تهش چه انتظاری داری چی بشه؟
خب معلومه ایشون نمیتونه بیاد بیرون.
بیاد هم بیرون رو معلومه میزنن. شما یه حرف درست نمیزنی به طرف مقابل.
بعد خلاف نظر رهبری هم میری این کارو میکنی.
بعدشم نتیجه نمیگیری.
باز دونه هم ول نمیکنی.
بعد نتیجه نگرفتن دیگه باز.
خب خودشون گفتن آقا تفاهم هم بنداش
نقض شد دیگه. اونم گفت آتشبس کش.
اینجوری شد که شد. بعد میگن ما تنگه هرمز-- آقا شما خودتون-- خودشون میدونن.
شما برید بند پنج تفاهمنامهها رو بدونید دیگه.
میگن این تدابیر و تفسیر ایرانی از بند پنج.
خب چه ت-تفسیر ایرانیه؟
شما خودت اون تنگه رو باز میکنه دیگه.
خب شما خودت برو ببین چه تفسیر ایرانیه.
شما یه موقع باید کل قرارداد رو بزنی زیرش.
بگی بهم، «بِمَا تَقَافَنَّا مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَنَبْذِ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءً».
باید کلشو بزنی آقا کلی از بنداش نقض شده بزنی زیرش.
نه اینکه این بندش نقض شده بند چهار.
حالا من الان بند پنج تفاهمنامه رو
میخوام یه تف-- خب حتما بره تو دادگاه بینالمللی تو رای نمیگیری،
تو بند پنج. یعنی چی تفسیر ایرانی کردن؟
خب شما بخون آقا یعنی عاقلی بخون ببین چه تفسیریه.
ما که نمیتونی این بندشو نگه داری که.
بعد میگی تفسیر منه.
اینجا ورود ممنوعه. اگر کسی رد شه من رگبار میبندم به طرف.
شما میشه-- چون ورود ممنوعه رگبار نمیبنده به طرف اونور که.
میگی تفسیر ایرانی منه. خب اینجوری کردی با--
با حرف رهبری، با این و اون باید با همون مسیر، با همون مسیر نتیجهش همون.
هنوز که هنوزه تو نمیتونی آقا رو
داشته باشی. خیلی چیز بدیه. نمیتونی داشته باشی.
بعد این دفعه خودشونم میگن که باشم یا نباشم.
یعنی معلومه بیای بیرون آقا رو زدن دیگه تمومه.
حالا دیگه همون کارو داری میکنی. شما حق نداری حق رو صاغر کنی.
باید حق پرتمتراخ
با سینه ستبر
حق باید اینجوری چی باشه؟
از اون اولش حالا اون کسایی که پادکست ما رو دنبال میکنن
عرض کردم اونجا آقای-- شما چرا یهو یه میانجی به نام
یه میانجی آمریکایی بالفعل و فعلاً به نام سید عاصم منیر میاد وسط که اصلاً آموزش این کارو تو
آمریکا دیده. چرا آخه این باید بیاد وسط این ماجرا؟
من تو همین پادکست آخه یه مثالی زدم راجع به همین قضیه.
شما برید ببینید زمان فتحعلی شاه
عباس میرزا فرزندش تو همین این منطقه قفقاز
تو اینجا داشت میجنگید با روسیه، جدی هم داشت میجنگید.
دو-- بزن بزن بود. یعنی بزن بخور بود.
یعنی اینجوری نبود که. ولی واقعاً وایساده بودن، یه عده هم وایساده بودن.
یهویی میبینید سر و کله کی پیدا شد؟
دیدید تو تاریخ، سرگور اوزلی.
سرگور اوزلی بریتانیاییه.
نماینده یعنی سفیر
بریتانیا در ایرانه. یهویی میاد
شروع میکنه آقا دوستی کنید روسیه فلان اینا.
آقا رفیق از پشت بسته با روسین خودش
برای اینکه چه اتفاقی بیفته؟
اینا با همدیگه ببندن در مقابل ناپلئون.
برید تاریخ رو-- تو نبرد اسلاندوز تو همون منطقه قفقاز،
اینا پیمان ننگین چی رو بستن؟
گلستان. میگن پیمان ننگین گلستان
ماله یه رکبی بود که اینا خوردن که ارمنستان و گرجستان و تفلیس و آذربایجان همه رو با یه عالمه مرز
در حقیقت دریایی دریای خزر رو دادن.
حالا میگن پیمان ننگ-- بدبخت عباس میرزا داشت کارشو انجام میداد اونجا.
خب اومدن گفتن آقا فلان بکنیم و پیمون ب--
برای چی انقدر دشمنی و فلان و اینا.
اومدن این کارو کردن با هم. کسایی بودن داشتن پای عباس میرزا،
داشتن چی میگن؟ پای کشورشون اینا.
یه سرگور اوزلی اومد این وسط
کارو اینجوری جمع کرد.
کارو این مدلی جمع کرد. اون موقع ماها حالیمون نشد یهویی چرا سید عاصم منیر امریکایی الاصل
یعنی از امریکایی الاصل بدتره این.
این یهویی سر و کلهش چرا
سر پیازه، ته پیازه، کجای پیازه این الان
که باید وارد در توافق مثلا ما بشه با آمریکا اصلا.
ببینید یه نکته مهم عزیزان اینه
شما سینه حق رو باید بالا نگه داری.
خب این، این کارو باید بکنی
و بجنگی با کسی که داره با تمام هویت تو داره میجنگه باید بجنگی.
بله تا اون موقعش برو صاغر کنی، صاغر کنی درسته.
میتونید مذاکره بکنید. میتونید «لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ
حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ» فلان هزار تا آیه دارید.
ولی تا اونجا باید «مِنْ فَضْلِهِ» رو تو معادلات خودت بیاری و روش حساب بکنی.
«قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ».
بعد «وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ».
اینه که چرا اینا یهویی طرح بحث اینه که این ابن اللهه،
اون ابن اللهه، این ابن اللهه.
چرا ملائکه دخترای Godان چرا فلان.
یه بحث مفصل داره تو قرآن و چرا اینجاها طرح میکنه این بحثو.
قاضی میگه مم فضله فلان، فلان.
این خبرا نیستا. از اینا ما نداریم.
از این، این قرتی بازیهات رو بذار کنار.
پدیده اینی که ملائکه به عنوان مدبرات امور که میخوان اعمال چیز بکنن چرا این پدیده تو قرآن انثائه؟
چرا زن، زنه؟ چرا انقدر قرآن با حساسیت دنبال میکنه میگه
. خانوما برای
من خدا، آقایون برای خود شما.
بعضیا فکر کردن مثلا بحث جنسیتیه الان
که اع، اع نامردا مثلا خانوما رو میدید به ما ملائکه انثی اینام فلانن.
این به خاطر چی؟ چون انثی یعنی انفعله.
یعنی عالم توسط انفعال ماست.
اونور خدا فعال نیست رو عالم.
یا ابن که رابطش با اب جداست.
یعنی اب و ابن. برای همین قرآن
سوره توحید همش همینه. سوره توحید قرآن اصلاً همینه.
لم یلد و لم یولد. نه زاییده شد، نه زاییده.
برای چی؟ مثلاً چه چیزیه مثلاً که تو سوره توحید؟
چون که آقا بچه شما که شما زاییدی از شما جدا شده کار خودشو انجام میده.
ملائکه هم که حالا نزاییدن ملائکه هم که انثان،
منفعلن. فعالانه رو عالم تاثیر نمیذاره.
برای همینه یهویی میبینید وسط این بحثا کلاً وسط اینجور بحثای طرح اینه که ملائکه
برای چی تو میگی ملائکه انثان؟
به خاطر همینه. که بعدشم میگه این عین حرف کفاره
که اینا دنبال این حرف بودن که بگن آقا این من فضله ای و از اونور
کمکهای الهی میرسه و خدا فعال تو این عالمه.
این حرفا رو بریز دور. مایه ما همین معضلات دنیا و همین چیزا.
اگرم یه همچین چیزی باشه ما رو آفریده ول کرده رفته
پی کارش. بخواد م--
فعال تو عالم چیز بکنه که آقا
من دارم آبرو-- حق رو حفظ کنم و حق باید آبروی منو حفظ کنن.
این، این بحث رو بذار دور بکنیم.
خب؟ برای همین است شما بعضیا تعجب میکنن چرا خدا با
حساسیت نگاه میکنه به پدیده
اینی که ملائکه انثان.
دیدین دیگه تو قرآن اینو.
فک کنم یه جوری منو دارید نگاه میکنید که.
سوره مریم رو بیارید صفحه سیصد و یازده.
یکی هم سوره نجم رو بیارید صفحه
پونصد و بیست و شش. سیصد و یازده،
پونصد و بیست و شش. ببین سوره مبارکه
این یکی آیه هشتاد و هشت سوره مبارکه مریم.
خیلی حرف نفرت انگیزی زدید
که خدا خلاصه ولد انتخاب کرده برای خودش.
. نزدیک آسمانها بشکافد،
بشکافد، زمین جر بخوره خلاصه.
. و این کوهها فرو بریزه.
اینه که اینا میگن خدا ولد داره.
خب؟ خدا ولد داره.
. خدا ولد نداره.
اینا جزو بحث معارفی خیلی لطیف قرآنه.
خدا ولد نداره.
. همه بندهوار پیش خدا میان.
یعنی بنده Godان
گوش به فرمان الهین.
نه اینکه ولدی داره که اون ولده داره کارو در حقیقت در میاره از آب.
بیارید صفحه پونصد و بیست و شش.
پونصد و بیست و شش سوره مبارکه نجم.
صفحه پونصد و بیست و شش.
آیه بیست و یکو نگاه کنید.
میگه . ذکر برای شما، پسر برای شما، برای من انثی.
. خیلی قسمت ناعادلانهایه
که اینجوری میگید. .
یه سری هوای نفستو
داری تبدیل میکنی به یه بحث نظری که
هوای نفستو داری تبدیل میکنی به اینی که این ملائکه، ملائکه خلاصه انثان و خدا منفعل است از فعل من.
در صورتی که ملائکه میخواد بگه ملائکه مدبرات امرند که فعال تو عالمن.
حالا چرا اینجاها طرح میشه یا جاهای شبیه به این؟
به خاطر همین نکتهشه که آقا بریز دور این بحثای نمیدونم
اینجا وعده های الهی میاد و کمک میاد و من فضله ای میاد و از بالا میاد و نمیشینم.
یه سری قانون دو بعدی داریم برو با همین قانون دو بعدی کارتو راه بنداز دیگه.
خوش اومدی سر منم درد نیار.
خب حتی این، اِممم...
آیه سوره ذو الخرف رو ببینید.
آیه هجده
از آیه پونزدهش نگاه بکنید.
خب من میگم اینا حرفای مبناییایه که بعدا طرف نتیجه داره از توش میگیره که عُزیر ابناللهه.
عُزیر ابنالله، عُزیر چرا نمیگه موسی ابنالله؟
چرا میگه عُزیر ابنالله؟ به خاطر اینکه اون کسی که بازنویسی تورات کرده عُزیره.
خب. اون تلمودو عُزیر نوشته.
بعد میخواد بگه این ابنالله اینه.
ما دنبال همین این تلمودیم.
تورات به ما چه ربطی داره. خب.
حالا همون هم محرفهها،
همونه چی. پیامبرم- بله عُزیر پیغمبر بوده چرا.
عُزیر یه رد پای دیگهای هم داره توی-- تا--
پیغمبر خیلی باطنی هم بوده.
آیه دویست و پنجاه و نه بقره مربوط به حضرت عُزیره.
قبل از اون قصه حضرت ابراهیم
که میخواد اون پرندهها رو میم--
اطمینان قلب و فلان و-- دویست و پنجاه و نه بقره مال عُزیره.
البته اونجا اسمش گفته نمیشه ولی تو روایات میگه این عُزیره.
به دنبال این امور باطنی بوده که چی میشه؟
یعنی آ-- پشت صحنه عالم چیه؟
اصطلاحا سر القدر چیه؟
سر القدر چیه؟ ببینید بعضیا سر القدرم میفهمن ها.
بستگی داره به الهاماتی که
میشه. این مسیر، مسیره
که توش پر الهامه،
پر الهامه. اگر کسی حواسش باشه درست زندگی بکنه و اینا ممکنه به جزئیات سر القدر پی نبره
اما یه سر القدری ممکنه متوجه بشه.
حالا یا آدم دیگه ای به او بگه مثل این چیزی که به
آقا گفته بودن تو شاه میشی.
ایشون یه طلبهای بوده تو قم.
یه صاحب نفسی میبینه میگه تو شاه میشی.
و ایشون تو ذهنش بوده که آخه من قراره یه موقعی شاه بشم.
خود سر القدر دونستن این چیز داره هم بعد خوب-- یعنی آرامش بخش داره هم بعد اینوری داره.
خب. یعنی طرف میدونه
آقا من یکی از علمای دین میشم.
خب. مثل اینکه آقا
فرمودن من از بچگی دعا میکردم قبل بلوغ من مجدد دین بشم.
احساسم میکردن میشن.
خب. یه سری بهش میگن نفسهای ملهمه اینا
که به اجمال میدونستن یه چیزی میشن.
خب حالا چی میشنش رو با
detail شاید نمیدونستن ولی اجمالا میدونستن یه چیزی میشن
و مجدد دین میشن و اینا رو خودشون میدونستن.
توی راههای الهی میبینید اینو حالا هم به لحاظ فردی حساب بکنید، حالا بحث
یه خرده چیز شد هم به لحاظ فردی حساب بکنید هم به لحاظ
اجتماعی اینجوریه.
این راهها که انسان میره توش یه سری
ول نمیکنن طرفو که بگن که
آقا خوش اومدید، خواستین راهتون نرین،
برین به من چه؟ مگه برای من انجام میدین؟
واسه-- نه یه تنفسهای خوبی وسط
مسیر هست که یه چیزایی متوجه میشود.
شما نگاه بکنید حضرت یوسف
در عمق چاه بهش گفتن چی؟
«و أوحينا إليه لتنبئنّهم بأمرهم لا يحزنون»
گفتن تو بعدا به این داداشهات خبر میدی که.
یعنی چی؟ یعنی من از چاه میام بیرون دیگه.
یعنی من از چاه میام بیرون بعدشم یه چیزی میشم.
خب. که بعد به این داداشام میگم که یه موقع
آدم ضایعی هستن. خب.
یعنی من یه چیزی شدم دیگه.
این تو عمق چاهه دیگه داره اینو خدا بهش میگه «و أوحينا إليه لتنبئنّهم بأمرهم لا يحزنون»
این مسیر ببینید مسیری نیست که تنها بذارن طرفو که.
آقا این مسیر الهی سنگین، سخته،
هیچ الهامی هم توش نداره.
میخواستی-- میخواستین نرین.
نه اینجوری نیست. اینی که خدا حتی به حلقههای میانی دارد که «و أوحيْتُ إلى الحواريين أن آمنوا بي و برسولي»
ما به حواریون وحی کردیم.
اینجوریه. بالاخره یه وحی هست، یه الهامی هست، یه چیزی هست.
ما یه توقعی داریم از خدا که ما افتادیم تو این مسیر به هر جهت.
اینقدریم که میفهمیم نه دنبال پولیم، نه دنبال پستیم، نه دنبال شهرتیم.
اگرم هست یه همون گندهکاری که همه دارن تو زندگیشون.
بالاخره نمیشه که ما همینجوری به--
ول معطل ما رو همینجوری چیز بکنی.
اگر قراره بچهشو بندازه تو رود نیل
دارد که «إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا
قَفْتَ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّۖ وَلَا تَخَافِي وَلَا
تَحْزَنِيۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ» اینا رو به مادر موسی گفتن دیگه.
یعنی اینجوری نمیذارن. شما دیدید قلب یه عده این خانواده شهدا رو گرفته معلومه.
یه چهار تا ملک وایسادن قلب این چهار تا خانواده شهدا رو گرفتن.
یعنی این باید ترکیده بود.
معلومه یه چیزی هست، یه خبری هست،
یه فضلی هست، یه وحی هست،
یه سر القدری هست،
یه فهمی هست از سر القدر که چیزه.
سر القدر باعث میشه آدم آرام میشه خیلی.
مثل آدمهای استعداد شناس هستن.
با فرض فرمای که اگه مثلا ما
حالا چون علی ما اینجا نیست.
علی ما صداش خوب نیست. حالا همه هم انتظار دارن چون باباش صداش خوبه،
این صداش خوب باشه و نیست.
خب منم هیچ زوری ندارم چون من خودم حنجرهش رو نساختم.
میفهمم این صدا، این صدا، صدا ازش در نمیاد این حنجره.
خب صداش چه زور الکیه.
برای چی مثلا من باید فشار بیارم که تو صدا.
حتی آقا یه موقع من این علی رو بردم پیش آقا
تا آقا دیدن گفتن صداش خوبه.
پشت اینجوریه. خب همه توقع دارن مثلا صداش خوبه.
آقا نیست دیگه. آقا چه زوریه مثلا الان
من باید برای چی زور بیارم؟
گاهی اوقات میبینم میفهمن
این جعفر خالیبند رو که دادن دست امام هادی
فرزند امام هادی بود، جعفر کذاب.
از این نگاه کردن گفتن این لطمهای که به گیر میزنه هیچکی نمیزنه.
اون میدونستن دیگه حالا فرض میکنید
نماز صبح لابد این جعفر رو بیدار میکردن دیگه.
ولی دیگه اصرار هم نمیکردن دیگه مثلا آقا این قراره یه لطمه مفصلی به دین بزنه دیگه.
این تقدیرشه، این سر القدرشه.
خب خیلی وقتها آدما میفهمن تو خود بچههاشون تشخیص، این یه چیزی میشه.
همین صدلی خمینی رو
امام یه چیزی، یه صحیفه سجادیه که بهش داده بود از اون بچگی حالا شما
مثلا این سنشون بالاست یادشونه
که اینو دیگه هی مرور میکردن دیگه اون موقع خیلی بچه بود دیگه اون
موقع. موقعی که امام در رحمت خدا رفته بودن.
والا در جبهه این
پیشانی من نور علی نور میبینم
نوشته بودن. دیدن حالا اینجوری شده دیگه.
نه اینکه حالا اون بد باشه، آقا اون یه چیزی، یه توهفه ایه دیگه به اجد-- یه چیزیه خدا یه چیزی بهش داده.
یه زحمتی هم حتما میگه ولی اینا سر القدره.
حضرت عزر تو همون آیه دویست و پنجاه و نه هست
که دنبال سر القدر فهمیدن هم هست.
ما هم میتونیم باشیمها
ولی اولا توقع بکنید یه همچین چیزی.
بعضی وقتها ما توقع نداریم.
مثلا فکر نمیکنه آقا مثلا تو یه سوپر مارکته ممکنه یه چیز داشته باشه بخریم اقلاً.
خب آقا توقع بکن، ما داریم این مسیرو میریم.
این مسیر مگه میشه پاکوب نباشه مگه؟
اگه تو کوه الان شما تشریف دارید مسیری که پاکوب نباشه شما شک میکنی.
خب بالاخره یاصول کوهنرد مسیر پاکوب کردن دیگه.
اگه یهو بخوری به مسیری که پاکوب نیست حتما شک میکنی.
خب شقا نکنه یهو آدم بیفته تو دره دم بیفته، مسیر باید پاکوب باشه دیگه.
مسیر باید معلوم باشه. گرچه که ممکنه سخت باشه ولی نمیشه مسیر پاکوب نباشه که.
نمیشه که من بهم وحی نشه که.
نمیشه که منو برای نماز شب بیدار نکنن که.
نمیشه که اینجوری نباشه و نمیشه و نمیشه و نمیشه.
نمیشه من حلقه میانی باشم.
آقا این خب اون واسه خودتی دیگه.
برو بچرخ واسه خودت.
ببینم چیکار میکنی. نمیشه که اینجوری که.
آقا یه خورده توقع هم بکنید از خدا این چیزا رو.
که ما اومدیم برای گیر آوردن یه پست و پول و اینا هم نیومدیم.
خدا رو خودت میدونی برای دغدغهمون این نبوده به جهت امت بوده ما هم اومدیم وسط صحنه دیگه.
اینجاست. پس سر القدر رو و این فهمها رو از خدا طلب بکنیم،
مطالعه بکنیم. این پیام عزر.
خب حالا بحث اینه که چرا اینا این بحث
رو میگن. حالا شما نگاه بکنید صفحه چهارصد و نود.
حالا یهو چی شد رفتیم تو عزر.
جا بخشید استاد.
سر القدر با اختیار جعفر
نه خیر نیست. نه دادا.
اگه میشه یکم باز کنید. خب نمیشه داداش.
نه ببینید چونکه اونجا لازمانه.
ما یه بحثی داریم به نام سبق کتابی.
تو سوره حدید اصلش اونجا اومده.
سبق کتابی یعنی شما یک سابقه،
یک سابقه کتابه نوشته شده دارید.
ما أصاب من مصيبة في الأرض ولا في أنفسکم
إلا في کتاب من قبل أن نبرأها.
قبل از اینکه خدا بارع باشه این کتاب نوشته شده.
خب بعدش خروجیای که میخواد بگیره مهمه خدا.
خروجیش اینه. لکی لا تعسوا على ما فاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم.
خب. یعنی به خاطر اینه که
شما چیز نشین. الکی غصه نخورید، الکی هم فرح نشید.
چون که خوشحال بودن با فرح بودن فرق داره.
فرحان از نعمت بودن میشه فرحین بما آتاهم الله من فضله این آیات
شهدا. یه موقع هست نه، اونجوری که تو سوره قصص هست
راجع به قارون میگن که إذ قال لقومه لا تفرح إن الله لا يحب الفرحین.
تعبیرش تو فارسی میشه چی؟ خرکیف.
خب تعبیر فارسیش خرکیفه.
یعنی طرف به عک-- عشق و حالی به ریز به پا چی مثلاً داره میکنه نمیدونم ور میداره با ماشین--
میره ماشین بوگاتی میخره مثلاً.
مثلا آدم-- مثلا پ-- اگه پولداره برای چی بوگاتی؟
برو ماشین خوب بخر. بوگاتی مال
آدمای فرحه دیگه. خب.
برو ماشین خوب بخر. نه دیگه این
مثلا چند ده میلیارد مثلا،
مثلا پول مثلا یه ماشین داره میده که چی؟
که یه دور دوری بکنه همه بگن اه بوگاتی سواره.
خب. بابا ماشین خوب ب-- باشه ماشین خوب بخر.
ولی اینی که بیای مانور اینجوری بدی که
لتنوع بالعسرته وللقوة.
کلیدهای ما إن مفاتحه له لتنوع.
کلیدهاشو هم نمیتونست بکشن ببرن اینجوری کلیدای گنج رو.
این کار دیگه از این کارای خز و خیل
قارونی شکله. خب.
این میشه آدم خرکیف. آدم نباد خرکیف بشه.
تو-- بفرمایید یکی رزقی داره.
خب. اینا به، ااا،
چیز من ارتباطی نداره.
به اختیار من. ببین من با اختیار خودم همین رو انتخاب کردم.
اونجا چون زمان نداره
شما نمیتونی زمانو تو،
ااا، یعنی لازمانو تو زمان اشراف بکنی.
اونجا قبل نیست که قبل زمانی.
خب قبل زمانی که نیست که.
قبل بهش میگن قبل دهری اصطلاحا.
شما ببینید به این درد میخوره این فهم که شما دارم که شما،
یه روایتی هست از نازنین پیغمبره فکر میکنم که
"نفخت فی روعی"
این همون الهاماته که جبرییل در
من دمید که
هیچ بندهای نمیمیرد حتی "یصطفی رزقه".
خب تا اینکه رزقشو بخوره. یعنی
یه مقداری رزق رو باید بخوره.
خب. برای همین گفتن "فاجمل" پشت همین روایته "فاجمل في الطلب"
طلب رو خوشگل برگزار کن.
نمیگه در مغازه نرو، مغازه باز نکن، در مغازه رو باز نکن.
میگه باز بکن، کار بکن.
ولی اگه فکر کردی میتونی فوق رزقت پول دربیاری نمیتونی.
باید بری دنبال همون کاری که برا اون آفریده شدی.
اونو بفهمی، بهت بگن،
بفرمایین برید اون کارو بکنین. فکر هم نکن که میتونی یه رزق--
طرف اسبشو، خب ببخشید امیرالمؤمنین اسبشونو دادن یه نفر نگه داره.
بعد این فرد زین اسب رو دزدی برد
تو بازار. حضرت اومدن
یه پولی دادن به نفر بره اون زین اسب رو بخره.
دو دینار خرید. حضرت گفت من این دو دینار رو میخواستم به خودش بدم.
یعنی یه رزق دو دیناری داشته
حلال، حلالباری این تبدیل که به دو دینار حروم.
خب. و تجربه آدم به آدم ثابت میکنه.
من یه موقعی آقای بهشتیپور رو میشناسید از
علما، خب. شبیه آقای بهجت.
آدم مکتومی اینقدر.
خیلی هم آدم قویایه. یه موقعی آقای--
چی به من گفتش که منو کشید کنار آقای بهشتیپور گفتش که
محفل خوبهها ولی خدا تو رو برای مشکات آفریده.
برای طلبهها وقت بذار. خب.
و من اینو به تجربه بارها فهمیدم که دیگه فهمیدم که اگر وقت زیادی حتی برای کار اقتصادی بذارم، من اینجوریم.
یعنی خدا برای اینها ما رو آفریده.
وقت زیادی برای کار اقتصادی بذارم که پول دربیارم که بدم به طلبهها، خدا نمیده.
میگه حاج آقا جون از همین راهی که دارم بهت میگم انقدرم
جنگولک بازی درنیار. اون پول این طلبهها رو من خودم میدم.
چیز نمیکنم. فلان، انقدر از
جنگولک بازی درن-- وقتی که میبینیم مثل آدم داریم چیز میکنیم،
پول میاد، اون خیرات میکنیم، اون چیکار میکنیم، اون فلان میکنیم، میدیم به--
میبینی بیشتر اینجوری میاد تا اینکه من بخوام
برم کار بکنم، وقت نذارم برای طلبههام،
برم این کارو بکنم که بخوام پول دربیارم که اون کارو بکنم.
میگه تو نمیخوای اون کارو بکنی. تو شأنته اینه که برای طلبهها وقت بذاری.
خب. اینو از کجا شما میفهمین؟
در تجربه خدا.
یعنی خدا رو که تجربه بکنیم میبینیم این مسیر مسدوده.
این مسیر، مسیر من نیست، مسیر.
من نباید اینجا برم.
خب. و بعد اونجاها الهامات حتما به کمک آدم میاد و توقع بکنید از خدا
که آقا من میخوام بدونم من راه-- چیکارهام این وسط این همه کور راهها و فلان و همین چیزا.
منم که نمیخوام مثلا بردارم
مثلا شلنگ پخته بندازم تو این عالم.
آقا ما دو تا کار درست حسابی رو انجام بدیم.
خدا ما رو راهنمایی کن دو تا کار درست و حسابی رو انجام بدیم.
اونجاست که "و اوحینا الیه لتنبئنا بامرنا".
خب خدا حتما ته چاه
کمک میده. منتها تو بفهم ته چاهی.
اینو طرف آقا ته چاه بود گفتش صبر کن برم
کمک بهم-- گفت صبر نکنم چیکار کنم ته چاهم دیگه.
خب. بفرمایید ته چاهی الان
اون موقع "و اوحینا الیه لتنبئنا بامرنا"
اونجا خدا وحی میکنه حتما.
منتها تو فکر میکنی نه من خودم هنوز اینقدر آشنا دارم، اینقدر چی دارم، اینقدر برو بیا دارم،
اینقدر آدما منو میشناسن، سلبریتیام، نمیدونم اونجا
فلانم، اونجا نمیدونم چیام، این چیزا.
میگم فعلا برو دور دورتو بکن.
برو. بله. برو دور دورتو بکن.
برو دور دور که کردی.
سوره مجادله ذخرف هم نگاه کنید.
میخوام بگم این بحث سر جای خودش.
صفحه چهارصد و نود.
آیه پونزده رو نگاه کنید "و جعلوا، و جعلوا له من عباده جزءا"
اینا از،
ااا، قرار میدن برای عباد او جزء یعنی خدا رو جزء جزء میکنن.
"ان الانسان لكفور مبين.
ام اتخذ من ما يخلق بنات
و اصطفي بالبنين آیا
میگیرن مِمَّا یَخْلُقُونَ بَنَاتٍ خدا بگیرد،
بنات بگیره؟ یعنی بنات برای خدا،
ما اصطلاحا گفتیم بنین پسرا برا شما،
دخترا برا خدا.
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا زَرَعَ لِلرَّحْمَٰنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ
به حال اینکه تو خودت وقتی بحث دختر میشه اینجوری
به هم میریزی بعد میگی دختر برا ما.
حالا این بحثه، گفتم ب-- سطح بحثو نیاری در حد جنسیتی.
یه هدفی، هدف معرفتی پشت این قضیه است
که میگه که أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ.
تو خصام کسی که أنثی و أنثی-- أنثی و منفعلة تو خصام غیر مبینند.
یعنی تو دعوا نمیتونه دیگه وارد شه.
تو یه چیزی رو داری میگی تو دعوا نمیتونی بیاد.
خب، تو داری
من خودم میخوام دعوا کنم.
خب بعضی میگن شما جنگطلبید یا صلحطلب؟
معلومه جنگطلبیم. خب
جنگطلبیم با کی؟ با همونایی که
سر چشمه حیات و گل آلود میکنن با اونا جنگطلبیم، معلومه باید جنگ-- میجنگیم دیگه.
باید بجنگیم دیگه. وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَٰنِ إِنَاثًا
میگه ببین اینا ملائکه رو میکنن اناث.
أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ شما چی گفتی؟
شاهد زایمان بودی مثلا و
که میرسه به اینی که
آیه بیست و دو، بیست و سه رو نگاه میکنید
معلومه طراحی،
طراحی بحث توسط مطرفین امت برای اینه که جلوگیری از راه الهی انجام بشه.
قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا
عَلَىٰ أُمَّةٍ مِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ.
اون زمینه معرفتی رو باید بگیری که باید بگه آقا ما رو رفتار پدرانمون داریم عمل میکنیم.
بالاخره اینا یه مرامی داشتن، روی رفتار داريم عمل میکنیم.
وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا
إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ مِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ.
معلومه که این امت هم نبودن، مطرفین بودن.
کسایی که وایمیستن جلوی انبیا وایمیستن این پولدارا و کارتلهای اقتصادی اینجوری و
اینا وایمیستن مبانی معرفتیش رو درست میکنن.
شما الان فکر میکنید چرا اقتصاد ما همیشه لنگه؟
چونکه مبانی معرفتیش تو دانشگاه شریفه.
از توی اقتصاد و مدیریت دانشگاه شریف بالا کنی، پایین بکنی همین درده.
اقتصاد همین میشه که میشه، همین میشه.
اون از کجا اومده؟ اون از یه جای دیگه اومده، از شیکاگو اومده،
اون اقتصاد. خب،
یا بالاش کنی پایینش بکنی همونی که هست.
خب، یعنی مبانی معرفتیش رو درست کنه خروجی
کاریش رو اونجا میگیره. برای همین هست که شما هی نمیتونی اقتصاد معماعی چیزی داشته باشی.
بالا کنی، پایین-- به اینم بستگی نداره که وزیر دیگ میشوره یا دیگ نمیشوره.
اصلا به این بستگی نداره.
مبانی معرفتی و یه موقعی حالا رو جریانات بعد خواهم گفت انشاالله که شما باید دست جریان
یهود رو که کلاً مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ از پشت صحنه است.
همیشه اینجوریه که خودش رو نشون نمیده اتفاقا.
باید دستش رو رو کنی بگی اینه،
دشمنت این داره با تو دشمنی میکنه.
با تولید علم داره دشمنی میکنه، با
تولید سازمانهای بینالمللی داره دشمنی میکنه و دشمن تو این جریان یهوده.
نتانیاهو اینا جلو پنجره یه جریانین
که داره دشمنی میکنن. این قبول کردید داره تکیه میکنه؟
خب چرا داره تکیه میکنه؟
ها. ببین أنثی یه کلمهای، یه معنیای داره.
خب أنثی اصلاً معنیش یعنی انفعله.
معنی کلمش اینجوریه. خب،
خب، ان-- انفعال کلاً برای أنثی خوبه یا بده؟
بله، بله. خوبه، از صفات خوبه ها.
برای مرد بده. خب، برای مرد
منفعل بودن چیز بدیه.
برای زن منفعل بودن ببینید یعنی چیز بدی نیستا.
گرانیگاههای وجودیه اینا.
خب، کما اینکه
مسئله حلیه برای زن خوب، برای مرد خوب نیست.
گفتم یه ضرب المثل روسی هست ترجمهش اینه: مرد یه کمی باید از میمون خوشگلتر باشه.
خب، ما مردا یه کمی از میمون باید خوشگلتر باشیم همین.
بیشتر از اینم لازم نیست. اگه باشه بیشترش فضله دیگه.
خب، مرد باید مرد باشه یعنی مردونگی داشته باشه بتونه کارو از آب دربیاره.
مرد باید في الحلیه بودن یعنی خب، خانوم، زن خوبه تو الحلیه باشه.
نگه مرد تو الحلیه باشه که.
خب، طبیعتاً
ببینید این مردا کچل میشن نمیدونم چه شد، خب، عمه کچل
شدن دیگه. اون-- ولی میبینید یه خانومی تا موهاش میریزه شروع میکنه به هزار تا امولسیون میماله به کلهش که نریزه.
خب، این چیه؟
درستش همین اینه اتفاقاً.
خب، طبیعتاً
توی حلیه بودن خصام را غیر مبین میکنه.
این یه چیز طبیعیه. این واژه رو
اتفاقا انتخاب میکنه
میگه شمایی که هی میگین ملائکه اناثن،
برای چی میگی اناثن؟ اصلا ببین
چه مبنای معر-- چرا انقدر حساسین؟
اصلا دخترن، فرض کن دخترن.
حالا چه مشکلش الان کجاست؟
ملائکه دخترن. هی به عه پسر برای
مثلا شما دختر برای من خدا
چه قسمت ناعدلانه ای بهم مثل بچه بازیش که حل کرد که اینو.
خب؟ که عه من خدا دختردار شدم تو پسر دار شدی.
نمیدونم فلان اینا دست که این نیست.
برمیگردیم، اون از این طریقه.
سر بحث مدبرات امر
چونکه ملائکه، ملائکه چیزی بوده که اونا هم قبول دارن، کفار هم قبول دارن.
برای همین تو همین آیات سوره توبه داره یداحئون قول الذین کفروا.
میگه دقیقا مشابه قول کفار رو دارن میگن.
حرف کفار چیه؟ مبانی معرفتیش تو این چیه؟
مبانی معرفتیش اینه که خدا در عالم تاثیر نداره.
یه عالمی آفریده. این به هزار و یک
تئوری امروز تئوریزه شده تحت عنوان ساعتساز لاهوتی هزار سال پیش تئوریزه شده،
تکامل داروینی بعد تئوریزهاش کرده.
گرچه اینا میتونه مشکلی نداشته باشه ها
که فرض کنید یه اجداد شامپانزه هم مثلا ما داشته باشیم، آبا و اجداد داشته باشیم.
مشکلی با الهیات مسیحی داره، مشکلی با الهیات ما نداره،
خب. که
تغییراتی کرده باشن بعد بلند شده باشن نمیدونم چی چی شده باشن.
بعدا سلاح دستشون گرفته باشن و بعد
تبدیل شدن یهویی به انسان.
چه اشکالی داره؟ این همه دگردیسی های این مدلی و ما خودمون یک حیوانی هستیم توی بدن مادرمون بعد منشأ نو خلق آخر.
بعد یه چیز دیگه میشیم، میشیم آدم.
خب. اینایی که هی داروین رو میکنن تو چشم ما.
میگیم آقا چرا ما یکی از بحثهامون کلاً تو خارج از کشور این داروین فلان فلان.
یعنی این داروین رو میکنن تو چشم ما که این داروین.
گفتن اصلا باشه اصلا باشه تو اون اجدادت شامپانزه.
این چه مشکلی به الهیات ما داره الان که اینو داری هی چیز میکنی
که میخوای بگی نژاد آدم شامپانزه بوده.
نه، این جزو نسل خودته.
ولی اگه بتونیم چند میلیون سال قبل مثلا یه شامپانزههایی بودن که بعدا تبدیل شدن به آدم.
بعدا تو خود قرآن داره تو آیات سوره مغره.
یا ایها الناس ابتغوا 于 ربکم الذي خلقکم والذین من قبلکم.
هم شما هم قبلیهاتون. این نظر اکبر و ادوار.
حالا کاری ندارم. میخوام بگم انقدر تئوری درست میکنن که بگن خدا تو این عالم کارهای نیست.
بعد شما نگاه بکنید تئوریهای ربوی
اقتصاد همین جوریه مبناش.
که خدا تو عالم کارهای نیست.
یه سری جمع و تفریق میزنی
به همدیگه. أحل الله البيع وحرم الربا.
خدا میگه این خدا ربا رو حروم کرده.
میگه چه فرقی داره؟ انما البيع مثل الربا.
میگه چه فرقی داره؟ این همین معادلهست، اونم همون معادلهست.
اینجوری جمع و ضربشو میزنی، اینجوری میشه.
خدا نمیدونم داغون میکنه، فلان میکنه، چیکار میکنه، به میبره و...
اینا اصلا خبری نیست که.
اقتصاد ربویه. فرمولهاش در میاد.
فعالیت خدا برای چیه؟
یهودی که همینجا ربا رو میگه،
میگه وقالت اليهود چی؟
ید الله مغلوله ید الله مغلوله.
دست خدا بسته است دیگه. خدا یه عالمی رو آفریده، یه عالمی رو آفریده.
خودش هم جدا کرده از این عالم.
تو میگی ملائکه داره، ملائکش هم اناثن.
ملائکش هم منفعلن. خب.
ملائکش هم منفعلن.
برای همین است که مبانی معرفتی درست میشه برای این که خدا در عالم کارهای نیست.
تموم شد. اصلا تئوری خ--
دقیقا که خدا مرد. یه تئوری به نام خدا مرد.
مرگ خدا. خب.
خدا مرده. تموم شده. الان عالم داره سرپا برای خودش اعلات الرحمن همدا فلان اینا کار نمیکنه.
حالا همین ید الله مغلوله میره توی تئوری اقتصاد.
شما ببین من با این اونا صحبت کردم.
یعنی کلاً یکی از کارام دعوای با همیناست.
میاد روحو همینجوری بررسی میکنه، اقتصادو همینجوری بررسی میکنه.
کلاً ید الله مغلوله.
دست خدا بسته است.
برای همین، همین بیاد تو حوزه نظامی،
اون من فضلهاش دیگه دیده نمیشه چون دست خدا بسته است.
چون دست خدا کلاً بسته است.
این میشه اقتصاد دانشگاه شریف.
میشه اقتصاد دانشگاه تهران. خب.
حالا شما بالا کنی پایین بکنی اقتصاد همینه که هست.
که یه جای دیگه بحث معارفش کرده.
ربا. میشه اینو تعبیر کرد به اون انا رب الفوق الاعلی- دقیقا همینه.
بله دست خدا کلاً قفل است، بسته است.
میگه رب منم. نمیگه رب منمها.
میگه رب اعلی منم. ببین پوش بالا رو من میدم،
تو این پایین برو ورج و رجهاتو بکن.
تو خرده فرهنگتو تولید بکن.
اشکال نداره.
خرده فرهنگتم به من نسابه،
برو نماز بخون پیر خودتو دربیار تو نماز.
هزار رکعت، هزار رکعت نماز بخون.
به من چه ربطی داره؟
تو از اون نظم جامعه جهانی فاصله نگیر، برو نماز بخون انقدر میخوای پیر خودتو دربیار تو نماز خوندن.
حالا بذار من رب اعلی باشم،
بذار من اون رب برتر باشم،
شما تو این پایین خرده فرهنگاتو تولید بکن، کشتی بگیر، فوتبال بازی کن،
ازدواج بکن. اگر حتی ازدواجم بشه خانواده که بشه از دفاع موزاییکی در مقابل دشمن،
این کارم نمیذاره بکنی این یعنی خرده فرهنگت به من بسابه.
این کارو من نمی-- لذا «وإذا تبنا
سعى في الأرض ليفسد فيها ويهلك الحرث والنسل»
لذا کلاً اگه ببینی نسل رو تو داری ازش استفاده
چیزی میکنی ازش، استفاده اعتقادی داری میکنی.
یعنی از نسل چنین استفادهای، اونا نمیدونن نسلتم گسترش پیدا میکنه.
هر کاری میکنن تو این طرحها و ریختههایی بتونه یک کاری بکنه، میکنه.
تو واکسن بتونه بکنه، میکنه. تو نوشابه بتونه بکنه، میکنه.
توی در حقیقت
علم راجع به این قضیه بتونه بکنه، میکنه.
بعد خود جریان خودشو مبرا نگه میداره از این فضا.
شما برید ببینید من اینا رو دیدم.
این یهودیه باید ببینی چقدر بچه دارن.
یعنی فرت و فرت بچه دارنا.
براشون یه بحث اعتقادین،
اونجوری داره چی میکنه بعد این ور
چیزی که ترویج میکنن یه چیز دیگهست.
برای خودش یه تئوری دیگهای میده برای ملت بدبخت
جهان سوم یه تئوری میده که اون باید هیکلش اونجوری باشه، اون باید نمیدونم چیش، چیش
اونجوری باشه، اون باید فلان باشه، اون باید
هزار تا جزئی که شما بهتر از من میدونید.
تا من توی یه بحثی بودم اینجا داشتم میگفتم تو این شهر آیندهoven هلند برای من عجیب بود.
این فیلیپس مال آیندهoven هلنده اصلاً.
بچه آیندهoven. یه موقع رفته بودم اونجا.
میدونید که فیلیپس و زیمنس و فلان اینا، اینا
های تکهای چیزن دیگه، صنعت پزشکین.
یه موقع میگفتن اینجا ترویج اینا توی آیندهoven هلند این است که بچه رو تو خونه تو تشت به دنیا بیارین.
بچه رو تو خونه تو تشت.
یعنی کار مادرای ما هم نه، کار ننه بزرگای ما.
خب؟ گفت اینا اینو ترویج میکنن برای ما اونو ترویج میکنن.
خب؟ یعنی شما مواجهای با یه کسی که داره فکر میکنه، درسته فکر میکنه شما الان
نمیدونم این چرچیل رو چقدر میشناسید، خاطراتش رو چقدر خوندید.
چرچیل واقعاً زحمت کشید اینا،
ولی همه زحمتشو گذاشته رو چپاول
ملتها. برای همینه تو نظ-- آخرین نظرسنجی
نفر یک بریتانیا شد چرچیل.
بله خب این کار کرده زحمت کشیده.
تو خوردن عالم اینا زحمت-- اینا همه زحمتکشین.
اینا توی نه نفری که توی ژاپن
تو چیز سرنگون شدن،
هشت نفرشون کشته شدن، یه نفرشون
چهار ساعت شنا کرده تا زنده بمونه فلان و تو و این.
اسمش چیه؟ بوش پدر.
اینا گفتن از زیر بطه درنیومده.
زحمت میکشن ما برای کارشون.
«تبنا سعى في الأرض ليفسد فيها ويهلك الحرث»
یعنی تمام تلاششو برای اینکه تو رو زمین بزنه انجام میده.
تو اگه خوشبین باشی نسبت به همچین چیزی،
اینا اگه بگن ماست سفیده هم فکر میکنم رو-- برای رو کم کنی ذغال دارن میارن.
یعنی آدم به هر، هر حرف از اینا باید شک بکنه چون که اینا کارش اصن اینه که تو رو بزنه زمین.
راجع به خانواده بگه، راجع به اقتصاد بگه، راجع به هوش مصنوعی بگه، راجع به هر کوفت و زهرهمار اینا
حرف بزنن یه جاش میخوان یه چیزی
خور-- چون کارش اینه، دشمنه،
دشمن کارش اینه. اگه بوش پدره زحمت کشیده
این شده، اگه چرچیل زحمت کشیده،
اگه مارگارت تاچر زحمت کشیده، اگر
گلدمایره و خانوم فلان، فلان شده،
چیزم هست اونم زحمت کشیده همشون زحمت میکشن
. اینی که امیر نوحی میگه من نامم لم ی و نمن اینن.
حالا من اینجا از این فرصت یه
سوء استفاده، یه حسن استفادهای بکنم راجع به این تشت یه نکتهای
عرض بکنم راجع به این بحث انتقام.
حالا به یه سری آیات هم استناد میکنم انشاالله.
ببینید من تو بحث معرفت المهدی که حالا بعضیا هم شاید شنیده باشن،
من وقتی که میشنفتم
که پرچم اینو توی روضهها پرچم
حضرت یا لثارات الحسین،
من فکر میکردم که یه مداری استعاریه این حرف، جزو استعاراته.
که مثلاً یعنی من تو منطق امام حسینم و فلان.
یهو وقتی که مواجه شدیم با
این حجم از این پرچم
که مردم حتی بین پرچم ایران
و این، اینو انتخاب میکردن،
خب؟ و توی همه جا کل
تشییع جنازه رو قرمز کردن دیگه.
پرچم خونخواهی و یا لثارات الحسین.
من واقعاً نفخ فی روحی
که این چیه؟
این جریان ارتباط به امام زمان داره ظاهراً.
این اگر درست سرشو بگیری،
سر قضیه رو بگیری و بفهمی که داره چه اتفاقی میافته
شاید واقعاً جزو مقدمات ظهوره که این پرچم داره پرچم افراشتهای میشه که بحث خونخواهی امام حسینه.
یه بحث انتقام داریم که بحث قصاصه و که باید هم انجام بشه و این فرمایش اخیر همین چند ساعت پیش
رهبر معظم هم همینطوری یه لیست و سیاهه ای وجود داره از اینی که اینا رو باید
خلاصه ترتیبشون داد و ولی باید هم حتماً یه اتفاقی بیفته.
اون آدمای ناآشنای بیمغز
واقعاً که
ظاهراً تاکسیدرمی شدن، یعنی
خالی شدن کاه پر کردن،
تو اینا که قرآن میگه «ولکم في القصاصe حياة يا أولي الالباب لعلكم تتقون»
میگه اگه مغز داری قصاص توش حیاته.
محتوای قصاص حیاته.
باز دوباره از این دو قطبیهای فیک
که دنبال چیزیم، دنبال
قصاص و خونخواهی هستیم یا معیشت مردم.
آقا این دیگه چه دو قطبیایه؟
یعنی اصلا کی دنبال این بحث بود؟
این چرا مقابل اینه؟
اینا واقعا هنر این شیاطین خدا وکیلی که از هر چیزی یه دو قطبی
فیک درست کنن که آقا دنبال انتقامی و دنبال معیشت مردم.
مثل اینکه دنبال حجابی یا دنبال آزادی.
آقا مگه اصلا این دو تا مقابل همه الان
که من باید حجاب رو انتخاب کنم یا آزادی،
خب. مگه این دو تا از دو تا انبان
مقابل همدیگهست. حالا
این کار که باید اتفاق بیفته حتما.
یعنی کار خونخواهی،
این تهدیدای فلانم که کرده
اینا تهدید میان سگی که واق واق میکنه نمیگیره، خب.
یه موقع میزنم تزارا موشک میزنم اگه منو بزنید فلان.
این خبرام نیست. این واقعا باید
آزادیخواهان جهان اینو بردارن، این
سیاهه رو بردارن بزنن. یعنی یه چیز غلط بکنن، همچین حرکتایی بزنن.
اما یه مطلب بلندتری وجود داره اینجا همون یا لثارات الحسین
و اون بحث مهدویته.
من اینجا ادبیاتشو بگم، اشاراتشو هفته بعد تو آیات بهتون میگم.
ببینید ما یه بحثی داریم
در قرآن و اونی که مهدوی-- چه مهدوی رو چه موسوی رو
خدا با ادبیات مستضعف، مستکبر معرفی کرده.
ادبیات قرآن اینه. یعنی شما در سوره قصص که نگاه بکنید
همون آیه مهدوی ما چیه؟
"و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعل الظالمین صاغرین" آیه
موسوی این در سوره اعراف چیه؟
"و اورثنا القوم الذين کانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها التي بارکنا فيها"
خب. یعنی ادبیات رسمی قرآن استضعاف، استکبره،
خب. این ادبیات، یه ادبیات به شدت فطری و قابل پذیره برای دنیاست.
یعنی همین دنیا با این ادبیات میفهمه این ادبیاتو.
که شما یه موقع میگی نبرد حق و باطل و فلان، میگه نبرد حق و باطل یعنی چی؟
وعدههای الهی، این، این ادبیات یا عهد الحسنی این یا فلان،
این ادبیات یه خورده advance این ادبیات.
به درد امت مبعوث و اینا میخوره.
ولی مگه قرار نشد ما بشیم امت وسط؟
اگر شما از چین و روسیه و ژاپن و هند و فلان و اینا شروع کنید تا کوبا و آرژانتین و اینور تا
آفریقا و فلان همه با این ادبیات هماهنگن
که شما فقط باید نشون بدی.
آقا یه عدهای تو این عالم هستن، اینا مستکبرن
و اینو بتونی نشون بدی به دنیا، تبیین کنی به دنیا.
اگر تبیین کنید پرچم یا لثارات الحسین رو نیارید پایین.
اینو بدانید، اینو من تحلیل نمیگم، خبر دارم که میگم.
به شدت ضربهای که
نفاق داخلی از این پرچم قرمز خورده اینقدر زیاده که میخواد بگیره اینو
از این. شما بذارید این پرچم بیاد بالا، اربعین رو با این پرچم،
تجمعاتو با این پرچم، این پرچم نزاری بیفته.
این پرچمیه که آزادیخواهان عالم رو جذب میکنه
و برای اونا هم میشه اینو تبدیل به حتی نظام استکبار، استضعاف.
با این بحث آورد جلو و نشون داد که آقا شما میتوانید حتی وارد راهپیمایی اربعین بشید
و نشون بدید به دنیا که آقا اینا یه سری
مستکبرن تو این عالم که میخوان حق شما رو بخورن و خوردن،
حق شما رو بخورن و خوردن.
شیرینم خوردن. اینا رو به دنیا نشون بدیم.
الان ما یه امت مبعوثی هستیم که باید این کارو انجام بدیم.
اگه فکر کردی که الان ها-- د-دولت و مثلا فلان به این چیزا فکر میکنه، اصلا به این چیزا فکر نمیکنه.
گفتم همون سکانس
مارمولکه که گفت شما راجع به من چه فکر میکنید؟
گفت اصلا راجع به شما فکر نمیکنم،
خب. اگه فکر کردی دارن فکر میکنن، نه کسی فکر نمیکنن.
الان اگر فکر کردید تو صفحات مجازی
بالا آوردید این نکته رو از ظرفیت کشورها استفاده.
تو هر کشوری ما یه سری آدم داریم،
آدمای رزمنده،
آدمایی که در مقابل جریان طواغیت ایستادن،
خب. این رو اگر این پرچم رو ما
بیاریم بالا و وایسیم سر این ادبیات مستضعف، مستکبر که قرآن حالا بعدا بهتون مفصل آیاتشو بهتون نشون میدم.
همینی که نه تنها اونا دنبال کشتن انبیااند،
"یقتلون النبيء" بلکه دنبال کشتن ولی فقیه هم هستند.
"یقتلون الذين يأمرون بالقسط من الناس"
نه تنها دنبال کشتنه، دنبال کشتن معادلش هم هست.
یعنی اینو میخوان از کار بندازن.
دشمن برای اینی که اون مهره رو بزنه، چه فیزیکی بزنه، چه یه کاری بکنه از کار بندازه اونو.
دنبال اینن. چونکه همه مزیت ما تو همون نقطهست اتفاقا.
یعنی بحث ولایت که گفتم شما الان میگی من جونمو میدم، خونهمو میدم، مالمو میدم،
زندگیمو میدم برای آقا مجتبی که ندیدم،
نه صداش رو شنیدم. دو تا متن مکتوب بیشتر ازش ندیدم.
چرا من همچین کاری باید بکنم؟ چرا؟
چون بحث ولایت چون بحث ولایته من حاضرم این کارا رو بکنم.
این همون نقطهی مزیت ماست.
این همون چیزیه که يأمرون بالقسط من الناس و این نکتهی قسط و عدل چیزیست که در مورد حضرت مهدی
صفت برجسته حضرت مهدیه عجل الله تعالی فرجه الشریف
در روایت ما به نام عدل مشتهر
یعنی اصلاً روی یک عدل اگه بالا بیاد که آقا ما دنبال عدلیم،
عدل اقتصادی، عدل چی؟
عدل ارث، زکات، عالم، عدل، عدل، عدل، عدل.
خب هی عنوان عدل رو بیارید بالا.
اگه این عنوان عدل رو بیارید بالا با پرچم یا لثارات الحسین ترکیبش بکنیم یهویی میبینید
یک استغاثه عملی میکنیم شبیه آن کاری که بنی اسرائیل کردن که گفتن بهشون چهل سال دیگه امامتون میاد.
اینا استغاثه کردن گفتن سی سال،
استغاثه بیست سال، استغاثه ده سال، استغاثه
گفتن همین الان میاد یهویی موسی از دور
دیدن یه مردی داره میاد. یعنی واقعاً ما اگه بریم سراغ این عدلیه درست جهت رو انتخاب بکنیم.
الان ما باورمون نمیشد کی، کی باور-- کی اصلاً پیشبینی میکرد پرچم دست مردم بشه یا لثارات الحسین؟
شما مثلاً دو ماه پیش، سه ماه پیش، چهار ماه پیش اصلاً چه تصوری ما داشتیم؟
که بگیم آقا پرچم دست مردم بشه یا لثارات الحسین.
آقا یه اتفاقی داره تو عالم میافته.
یه اتفاق مهدویای داره میافته تو عالم.
چرا نمیفهمیم؟ چرا نمیدونیم الان کجاییم؟
که اگر درست این پیگیری بشه موجب یک اتفاق بزرگ میشه.
آزادیخواهان عالم هم به ما خواهند پیوست.
اینو شک نکنید. اینا دنبال عدلیته.
بعد ما میشیم نماد ایران قوی نه اینکه حافظ و سعدی.
بله نقالی هم میکنیم دیگه شاهنامه نقالی میکنیم.
ما میشیم نماد ایران قوی به عنوان
ام القری مقاومت
مستضعفین در مقابل مستکبرین.
اون موقع ببینید چجوری گردشگر میاد، پول میاد،
فضل الهی میاد، ثغار
دشمن میاد همه چی تو این فرع خدا میدونه ما افتادیم تو مسیر درستش افتادیم.
این خونهی امام حسین ما رو محبوس کرده.
اگه فانتزیش نکنیم حضرت آقا رو که بعضیا
کلاً چون یه تهیهکننده داره این برنامه رو درست میکنه هی بخوان آقا،
آقا میخنده آقا نمیدونم چیکار میکنه آقا با شاعرها چی میکنه؟
چایی برده بیار نمیدونم همین چیزا.
این انقدر آقا حواشی جذاب زیاد داره که کلاً حال میده راجع به این چیزا صحبت کنم.
درصورتی که آقا امامی بود که سی و هفت سال رو به مقابل مستکبر وایساده
و جامعه رو اداره کرده. این اصل وجود آقاست.
این نباید از بین بره. چیز.
یا حالا ما که مخالف بودیم با چیز،
چیزم گفت که همه هم طرفای مخالف خودشون ابراز کردن
با دفن آقا در چیز.
حالا، حالا دیگه شده دیگه. در نتیجه کنار امام ربوش دیگه خب اصلاً یه همچین چیزی مطرح نمیشه.
ما باید حالا بریم حالا اونجا هم برای زیارت میریم ها ولی اصلش باید
فضاسازی بکنیم این مدفن آقا نور قرمز بپاشه به هوا.
الان شما نگاه کنید همون برج دوقلوها رو تو آمریکا الان تصورش کردین که نور آبی میپاشه هوا،
ما نور قرمز بپاشیم هوا
کار رو چی بکنیم؟ آقا ما دنبال
دعوایم. ما دنبال دعوایم.
فکر کردی ما فکر کردی آدمای ملو
نمیدونم چچی هستیم؟ نه ما دعوا داریم با، با پدرکش دیگه دعوا داریم
با کسایی که يأمرون، يأمرون--
يقتلون الذين يأمرون بالقسط من الناس.
اینا کسایی که اینا رو میکشن،
کسایی که دنبال قسط و عدلن اینا رو میکشن.
با اون یهودی که اینا همش ویژگی یهوده
که حالا نکتهای رو هم عرض بکنم اگر توان خیلی مختصر
و نشون دادنه که پشت صحنه همهی این دعوا یهوده.
شما نمیتونی داشته باشی لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ
اینا اصل دشمنت باشن بعد نیستن.
این باید چون برآیزو داره باید بکشیش بیرون.
ببین تویی داری میجنگی.
تو داری با ما میجنگی الان.
جریان یهود داره با ما میجنگه.
تو حجش جریان یهوده.
شما برید ببینید چرا عربستان پایه مبارزه با ماست.
چرا عربستان انقدر با تو بحث تطبیق
با جریان یهود هماهنگه؟
چرا سازمانهای بینالمللی رو از دویست سال پیش
کیا زدن برای چیز زدن؟
از دویست سال پیش سازمانهای بینالمللی کیا زدن؟
تو داری میجنگی. نه اینکه فکر میکنی دو تا کشور هوس کردن مثلاً ما رو بزنن.
نخیر جریان یهوده و این جریان به شدت هم منفوره در دنیا.
یهودیان در کل دنیا منفوره.
اینو بدونین. اتفاقاً شما اینو از پشت صحنه بیاری بیرون نشونش بدی که اینه داره با ما میجنگه.
آزادیخواهان عالم ببینید چجوری به ما
خواهند پیوست. همونجوری که ما در چهار ماه چی تبدیل شدیم؟
ک был من شهر نو و خلت و آخر به اون که تو چهار ماه بعد اصلاً یه تودهای اتفاق بیفته.
همین جوری داریم
نمایی اتفاقاتی که around داره میافته.
همونجوری که واقعاً هیچکی نمیتونه ادعا بکنه بحرت مردم رو چیز کرده،
برنامهریزی کرده الان.
میادین رو برنامهریزی کرده، پرچم قرمز رو برنامهریزی کرده،
یا لثارات الحسین رو برنامهریزی کرده.
هیچکی این ادعاشم نداره الان.
بله خیلیا مقاومت میگن ما با بدبختی اون دو تا پرچمی که کنار تو مصلی بود،
خود فشار ما بود، فشار دوستان ما بود که اون دو تا پرچم یا لثارات الحسین تو مصلی
دعواس آقا سر یا لثارات 血
دعواس الان.
شما نمیدونید چه کردید.
آقا مخالف چیا؟
خیلی طرفدار مقاوه. یعنی اون دو تا پرچم یا لثارات 血 حسین کنار
تابوت آقا تو بالای مصلی اون دو تا،
اون دو تا با دعوا رفت اون بالا.
خب؟ چرا؟
چون که عدهای دوست دارن آقا رو نشون بدن یه ایرانی ملوئه که کاری با
کسی نداره با دشمنم مشکلی.
بالاخره میسازه
با همه میسازه یعنی همچین آقایی در صورتی که همین آقاهه اصلاً این نبوده که.
این آقا پرچمدار مقاومت بوده، پرچمدار مبارزه بوده.
شهید. وصلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
اللهم صل علی
محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اللهم صل علی
آ Last
آ می و
بعده و بنیه و
عدد ما احاطه بیننا.
اللهم کل ولی
ک. حجه ابن
حسن.
صلواتک علیه
و علی في
هذا الصاع
و في کل صاع.
وليا
و حافظا و
هذا 나서 و
دلیلا
و عینا.
عطوف کنه.
الذکر
و المت. و مته.
فی آتباءنا.
چقدر آقای شهید ما با این شعر مقبل کاشانی
خوب گریه میکرد.
روایت است که چون تنگ شد بر او
میدان
فتاد از هر که از ذل جناح
و از جناح.
نه ذل جناح
دیگر تا بنست ما مدار
نه سید الشهدا بر جدال
طاقت دار.
آغاز باد حال چو غیل غل گردی
عزیز فاطمه است.
فن مر گدی.
بلند مرتبه شاهین و
بلند مرتبه شاهین
ز سر زمین خوای اگر غنچ نکند
اشناز این بدار.
ریان بن شمر.
زلف منو امیر. ای
رانده
ریان
بن شمیر.
آه سد حبیب.
آه دیار غرب.
آه چیم ز پی جوی
. حسین پی جوی.
حسین پی جوی.
آخ تن بلدا.
حسین پی جوی.
حسین پی
جوی. ابی حسین.
یا حسین.
السلام علیک
یا غريب. آقا الان شما کنار ما هستین
. میگن خاک سرده
اما نه، برای اونی که سرده خاک سرده.
برای اونی که گرمه خاک سرد نیست.
خاک همیشه براو گرمه
مگه خاک امام حسین سرد شده؟
اصلاً هر سال کی باورش میشه امام حسین
مرده؟ امام حسین زنده است.
آقای شهید ما هم زنده است.
آجان برا ما دعا کن.
شما خاک سرد نیست.
چون خون سرد نیست.
السلام علیک یا با ابوالفضل.
بر روح الذي
حل فنائش
علیک یجعل لی
صفا ابدا
و یغنی عن النور.
فلا جعل الله
آخر عهدني
بزيارتك.
السلام
على الحسين
و على علي
ابن الحسين صلاة
الله
و صلاة
الله عليك. رحمت الله برکاته.
خدا ما رو ببخشه. قلب نازنین امام زمان از ما راضی و خوشنود بفرما.
نور فرجش تعجیل بفرما.
ما را از سربازان خاصش قرار بفرما.
این قلیل توسلات رفیق قلب گناهان ما بگیر و ما را بیار.
خدا تبعاتی از نور رو به حضرت امام و
امام شهید ما آقا علی واسه بته ما،
امام معظم رهبری، همه خدمتگزاران اسلام اللهم یکرص وجههم بلا.
خدا این پرچم رو به دست،
پرچم رو به دست با کیفایت امام زمان برسون.
آنچه گفتیم و نگفتیم و به آن محتاجیم و تو بهتر میدانی در حق ما به حق اجابت برساند.
مرگی با درس شهادت در راه خودت قرار نده.
إن الذین یقولون رکمنا بهل مسل.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد