د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
آغاز جلسه و تلاوت آیات آغازین سورهٔ یوسف
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۷:۴۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۸ سرفصل
## آغاز جلسه و تلاوت آیات آغازین سورهٔ یوسف
۰:۱۶
## سه گونه غفلت در قرآن
۲:۲۱
### غفلت نکوهیده: غفلت از آیات
۳:۵۹
صفحهٔ سیصد و پنجاه و دو را بیاورید. آیهٔ بیست و سه سورهٔ نور غفلت را به معنای خوب به کار میبرد:
۶:۵۴
## شعور عمومی موجودات و شهادت اعضا
۷:۴۵
سورهٔ نور هم همین مضمون را دارد. زبان و دست و پا در قیامت شهادت میدهند:
۸:۰۵
### شعور، تکلیف نیست
۱۳:۴۲
سجدهٔ ملائکه بر انسان را در نظر بگیرید:
۱۴:۲۵
## برادران در هیئت ستارگان: خاتمةٔ اعمال
۱۶:۲۸
## شفاعت در آینهٔ آیات یوسف
۳۱:۲۹
آیهٔ صد و بیست و سه بقره نیز همین مضمون را دارد:
۳۲:۵۹
## آغاز مسیر یوسف با رؤیا: روش تربیت الهی
۴۲:۱۳
حتی نکشتند؛ سر به نیست کردند. همین مهم است. یکی از خطرناکترین آیات مال کشتن عمد است:
۴۴:۲۲
## کلیات بحث خواب
۵۲:۱۲
### حالت منامیه غیر از خواب
۵۳:۵۰
برای همین در تمثل مریم علیهاالسلام آمده است:
۵۵:۱۱
### توفّی در منام
۵۵:۳۲
و در آیهٔ دیگر:
۵۸:۴۳
### روح متقلب و روح قوی
۱:۰۱:۰۳
### روح منضبط و روح پرحرف
۱:۰۴:۰۴
## رازداری در رؤیا و تعبیر به خیر
۱:۱۲:۴۶
لذا یعقوب میگوید:
۱:۱۵:۴۲
## کید برادران و دشمنی آشکار شیطان
۱:۱۶:۰۲
یک آدم خودش هم به کمین است. اینگونه دم در دل نشسته و کنترل میکند. وقتی حملهٔ شیطان انجام شود:
۱:۱۷:۵۸
### نفس مسوّل، تسویل، امّاره
۱:۱۸:۳۱
تزیین و اغوا مال اول کار است. بعد که گرفت، آن نیست. آن که در سورهٔ اسراء است:
۱:۱۹:۱۳
خیلی وقتها همین است:
۱:۱۹:۳۴
## دعا و حسن ختام جلسه
۱:۱۹:۵۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
رب العالمين. صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.
اللهم صل على محمد و آله الطاهرين.
جهت شادی ارواح طیبه شهدا و حضرت امام
همه گذشتگان ذوالفقرون، پدر، مادرمون، معلمهامون.
الفاتحه ما السلامات.
اللهم صل على محمد
و آله الطاهرين.
این قرآنها رو اگه دستتون بگیرید و قرآن پیشتون باشه یا در جلوتون باشه که نگاه بکنید خب بهره بهتر میشه.
در ضمن آقاهایی هم که یواشیواش
اومدن بیایید کاملاً از این جلو رو پر بکنین چونکه همینجوری به تدریج احتمال این که زیاد بشن هست
و من میام پامو بذارم رو شونهشون.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الم را تلك آيات الكتاب المبين
انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون
نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا اليك هذا القرآن
وان كنت من قبله لمن الغافلين
اذ قال یوسف لابیه یا ابت إنی رأيت احد عشر كوكبا
والشمس والقمر رأيتهم لي ساجدين
قال يا بني لا تقصص رؤیاك على اخوتك
فيكيدوا لك كيدا ان الشيطان للانسان عدو مبين.
این چیزی که در انتهای
آیه سوم اومده که وان كنت من قبله لمن الغافلين
تعبیر منفی محسوب نمیشه.
یا اونجوری interprete نشه که این غفلت چونکه
سه نوع تعبیر غفلت در قرآن ما داریم.
یک سریش هست که غفلت به معنای
بده. یک قسمش هست که غفلت به معنای خوبه
و یک قسمش هم هست که غفلت طبیعیه.
این غفلتی که تو این آیه میبینیم
غفلت طبیعیه. یعنی به واسطه این که
خب در اون زمان حضور نداشتن پیغمبر میگن وان كنت من قبله لمن الغافلين قبل از این تو از غافلین بودی،
تعبیر منفی نیست. بالاخره جد--
یه چیزایی بوده که گفتیم تو قرآن میگه وما كنت لديهم.
تو پیششون نبودی، اونجا پیششون نبودی.
یه غفلت طبیعیه. این غفلت بدی نیست.
مثل این که مثلاً شما نمیدونین پشت دیوار چه خبره.
این غفلت طبیعی محسوب میشه.
اونی که حالا غفلت بد یا خوب فقط برای اینکه
بحث تک-تکمیل بشه. صفحه دویست و نوزده
از صفحه سیصد و پنجاه و نه رو میتونید
بیارید. صفحه دویست و
نوزده. صفحه
سیصد و پنجاه و دو. اینا.
یه چیزی میخوان، قرآن میخوان؟
قرآن. صفحه
دویست و نوزده، آیه نود و دو سوره مبارکه یونس.
میبینید که خطاب به
فرعون که بعد از اینکه موقعی که میخواسته غرق بشه توبه کرده و اینها.
در اینکه فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك آية
وإن كثير من الناس عن آياتنا لغافلون.
میگه خدا میگه امروز ننجيك ببدنك.
حالا بدن یا به معنی بدنه یا به معنی زرهه.
حالا اگرم به معنی بدن باشه بدن خیلی گنده رو میگن بدن تو عربی.
بدنی که خیلی درشت باشه رو میگن بدن.
ظاهراً خیلی هیکل درشتی داشته فرعون حالا.
فاليوم ننجيك ببدنك ما امروز این بدن تو رو نگه میداریم کما این که ظاهراً بدنش مونده دیگه فرعون.
لتكون لمن خلفك آية برای اینکه برای بعد از تو
یه نشانه باشه که به عنوان نشانه نگهت میداریم به هر جهت.
"و إن كثيرا من الناس لآياتنا لغافلون" بسیاری از مردم
از آیات ما غافلن.
الان این صداش کمه. خب "و إن كثيرا من الناس" این تعبیر غفلت به معنی بده تو قرآن.
اون موقع صفحه سیصد و پنجاه و دو سوره مبارکه نور آیه بیست و سه رو که نگاه کنید
این غفلت به معنی غفلت خوبه.
آیه بیست و سه سوره مبارکه
نور رو که نگاه بکنید
میگه که "إن الذين يرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا في الدنيا والآخرة ولهم عذاب عظيم".
کسایی که رمی میکنند، رمی میکنند یعنی تهمت میزنند و نسبتهای ناروا میدن
و نسبت عملا فحشا میدن.
به کیا؟ به "المحصنات" به
خانمهای پاکدامن.
"الغافلات". یعنی به عنوان یک وصف خوب میگه غافلات.
این غافلات به معنی تعبیر بدی نیست، تعبیر خوبیه.
یعنی آدم از فحشا بیخبر.
مثلا خیلی چیزا رو نمیدونه.
یعنی به عنوان یک ویژگی خوب اینکه غافلاته خیلی این چیزا رو نمیدونه.
خیلی دونستن همه چیز detail خوب نیست.
این خیلی چیز مثبتی نیست. تعبیر مثبتی نیست که کسی همه اینا رو
بدونه. بدونه که مثلا چند نوع فحشا ما در دنیا داریم کلا.
مثلا چند نوع آزار جنسی وجود داره.
مراکز فساد در تهران کجاست مثلا.
خب؟ خب ندونیم مثلا خیلی چیز بدی نیست.
در ضمن که خیلی، خیلی هم خوبه. این غافلات اینجا به معنی غفلت مثلا از آیات الله که نیست.
یا مثلا غافلات که اینجا هست به معنی
غفلتهای معمولی نیست. این تعبیر، تعبیر
مثبتیه توی قرآن. این که داره میگه که "إن الذين يرمون المحصنات الغافلات المؤمنات"
اون خانمهای غافل مؤمن پاکدامن غافل مؤمن
یعنی بیخبر از این چیزا، بیخبر از فحشا.
"لعنوا في" کسی که اینا رو رمی میکنه و نسبت فحشا میده این که تعبیرهای سخت قرآن همینه.
"لعنوا في الدنيا والآخرة ولهم عذاب عظيم".
کسی که این کار رو بکنه در دنیا و آخرت ملعونه.
یعنی حتی این دامن این تهمت،
این تهمت دامن اون رو تو همین دنیا میگیره.
تو همین دنیا اگه کسی از این میخواد
حالا خودش لو رفته میخواد که یه جوری خودشو تبرئه بکنه بعد
میچسبونه به یه دختری مثلا برای تبرئه خودش.
این اگه اینجوری باشه "لعنوا في الدنيا والآخرة ولهم عذاب عظيم" یه عذاب عظیمی هم گرفتارش خواهد شد.
به هر جهت این تعبیر از غافلاتیست که میبینید تعبیر مثبتی هم هست.
خب یه سوالی جلسه پیش از ما کردن گفتن که
در این ساجدين که از کریمه گفتیم نگفته ساجداد در آثار این آدم یه مرور بفرمایید خوبه دیگه.
یعنی از قبل که دیگه تکرار نشه.
ولی یه سوالی همون جلسه شد که
گفتیم اینا همه شعور وجود داره و شعور عمومی موجودات وجود داره و همه اینا شهادت میدن
و حتی دست و پا شهادت میدن. سؤال کردن که مگه دست و پا غیر خود ماست؟
جواب این که دست و پا غیر خود ماست.
ما دست و پا نیستیم و این
مضمون همون آیه
سوره مبارکه فصلت و سوره نور هم داره همین مضمون.
که "وقالوا لجلودهم لم شهدتم علينا قالوا أنطقنا الله الذي أنطق كل شيء"
اینا برمیگردن به پوستشون میگن که "لم شهدتم علينا"
چرا بر علیه ما دارید شهادت میدید؟
بعد اینجا میگه "قالوا أنطقنا الله الذي أنطق كل شيء"
خدا ما رو به نک 说 话 اون خدایی که همه چی به نک میاره.
به این معنی هم نشین. نمیگن "أعلمنا الله الذي أعلم كل شيء"
نمیگن خدا به ما یاد داد
مثلا خدا یادمون داد. میگن خدا نطق ما رو باز کرد.
ما فهمیدیم، درک کردیم تو دنیا
که شما دارید چه، چه میکنید.
منتها اینجا نطقمون باز شد. خدا نطقمونو باز کرد.
نمیگه خدا به ما یاد داد.
خب دقت کنید اونجا تو این دنیا همین دست و پا
میبینه رفتار رو،
اعمال رو میبینه. شـ--
شاهد پوست شما شاهده.
پوست شما هم شما نیستی.
پوست شما شاهده و شهادت هم میده علیه شما و قالوا بعد اینا به خودشون به جلودشون میگن و "قالوا لجلودهم
لم شهدتم علينا قالوا أنطقنا الله الذي أنطق كل شيء"
خدا ما رو به نطق آورده دیگه.
به هر جهت
خدایی که میتونه همه چی رو به نطق دربیاره این پوستم رو هم به نطق درمیاره.
خیلی چیزای هم دیگه هم به نطق درمیاره.
همه اینا میشه امیرالمؤمنین هم داره توی نهج البلاغه که
"أعضاؤكم شهود و جواركم جنود".
اعضا و جوارح شما شهود خودان،
یعنی شاهدان خودان و جنود و سپاه خودان.
خب این شعور عمومی موجودات رو کسی قبول بکنه
تو تاکسی هم خلاف نمیکنه،
تو تاکسی هم خلاف نمیکنه. الان هیچکی، هیچی نبینه هم خلاف نمیکنه.
پای کامپیوتر هم خلاف نمیکنه.
چرا خلاف نمیکنه؟ واقعا اگه جا بیفته که بالاخره
یعنی چی کشینی؟ کشینیش نداریم که.
اصلا ما کشینیش وجود نداره.
وقتی عالم پر از شعور همه دارن میبینن، همه دارن چیز میکنن گاهی اوقات یه کاری آدم یه بچه نمیکنه.
آقا در محضر حالا خدا که هیچی،
در محضر دیوار، در محضر این چی؟
در محضر پرده، در محضر... اگه واقعا اشراف بیفتین
، یکی از کن-کنترل کنندهترین ابزاره.
اصلاً کاری به، به این کاری نداره که کسی میبینه یا نه نمیبینه.
اولا اینه که همه میبینن.
امام زمان در جا شاهده.
این یکیش. در جا شاهده.
این اولین چیز. وقتی کسی دروغ میگه غیبت میکنه،
حالا نفهمن اصلاً غیبت شما رو نفهمن،
دروغ شما نه-- موچتون نگیرن.
اولش که امام زمان شاهده و این شهادت رسول الله شاهده.
و کذالک جعلناکم امه متوسطه لتکونوا شهداء على الناس و یکون الرسول عليكم شهيدا.
رسول بر همه شاهده.
، این حالت اشراف هم داره.
، خب اینا همه معلوم. به هر حال
خدا کنه اینا بفرمایید.
اینا به هر حال
همه شاهدهن. عالم در دیوارش شاهده.
، همه شاهده. سؤال دیگه که شد این شد که اگر شعور و درک دارن آیا تکلیفم دارن؟
نه شعور و درک با تکلیف
نسبتش مستقیم نیست.
یعنی اینکه چون همه شعور و درک دارن پس لابد همه تکلیف دارن.
نه تکلیف ندارن. موجودات دیگه غیر جن و انس
یعنی غیر مجموعه جنیان که در عالم هستن
که اونام تکلیف دارن و غیر انسانها که اینام تکلیف دارن،
بقیه تکلیف ندارن. به شعور و درک هم ارتباط مستقیم نداره.
یه نصاب خاصی از شعور و ادراک لازم داره به اضافه اختیار،
به اضافه اختیار لازم داره که اصلاً این در منطقه تکلیف واقع بشه وگرنه ملائکه هم خب شعور و درک دارن.
اینا دارن
شهادت بر امانتشون به ما میدن.
همه هستن، حضور دارن ولی
شعور و درک دارن ولی تکلیف ندارن چون اختیارم ندارن.
شعور و درک نسبت مستقیم با تکلیف ندارن.
تکلیف ندارن ولی شعور و درک دارن.
، خیلی خب اینم که گفته ساجدین.
اینی که شمس و قمر رو یازده ستاره سجده کردن.
، اینی که شمس و قمر سجده یعنی چی دیده؟
اولا ببینید آیه داره میگه که قال یوسف لنبی يا بتنی رأیت.
من دیدم. حالا اینکه من دیدم
، چجوری دیده؟
آیا دیده یا تو خواب دیده؟
این از آیه بعدش مشخص میشه که تو خواب دیده.
یعنی از این آیه چیزی در نمیاد.
از آیه بعدش که حضرت یعقوب
بهش میفرمایند که قال يا بنى لا تفت في رؤیا که معلومه تو رؤیا دیده.
بعد حالا چجوری دیده که سجده میکنن؟
اصلاً شمس و قمر مگه سجده میکنن؟
یا سجده کنن یعنی چیکار میکنن؟
خب ، بعضی از مفسرین
اهل سنت هم مثلاً اومدن بگن که این
یوسف دیده حتما باید تو خواب دیده باشه.
گفتن که خب اگه تو بیداری دیده بود که خب همه میدیدن.
این حرف درستی نیست
که اگه تو بیداری قرار بود کسی چیزی رو ببینه بقیه هم باید ببینن.
نه حاج آقا خیلی چیزا ممکنه تنها تو بیداری ببینه بقیه هم نبینن.
، خیلی اتفاقات هست که
آدم توی بیداری میبینه.
آدم که بعد، بعد اوهده ای از آدمها میبینن،
بقیه هم نمیبینن. این چیزی نیست که چشم ما که فقط چشم مادی نیست که.
پراید سفیده، سفید رنگ
چهل و هشت پانصد و پن--
چهل و هشت پنجاه و پنج- چهل و هشت لام پونصد و هفتاد و شش.
لامه؟ ، چهل و هشت لام پونصد و هفتاد و شش.
، برو حاجی. این به مرتبه
هرکی از این کارو کرده بیاد نشونو به من بدید من
سریعاً میخونم. مجلس ما تماماً رو هم دیگه همش مستعد این کارهای حرامه.
صد در صد.
لذا هرکی از اینا بده من در جا میخونم.
از آقای امجد یاد گرفتیم. بله.
، اینجوری نیست که اوهده ای از آدما که یه خورده یه چیزی رو میبینن.
اینجوری نیست که حالا چون اونا میبینن بقیه هم میبینن.
نه اینجوری نیست. ممکنه اونا ببینن بقیه هم نبینن.
این چیزی که مثلاً راجع به
فرض فرمایید که ، اتفاقاتی که برای پیامبر یا برای بزرگواران اولیا خدا میفته مثلاً ستون هنانه ای که
معروفه این ستون هنانه
مثلاً مسجد النبی اینجوری نیست که
، میدونید که خب پیامبر بهش تکیه میدادن و صحبت میکردن.
بعد دیدن از این حرفا در اومدن که پیامبر خسته میشن.
اینا رفتن یه منبر،
چند پله ای آماده کردن و بعد حضرت از این ستون که فاصله میگیرن میان رو منبر میشینن.
این صدای این ستونه در میاد و ناله میکنه این ستونه.
که من که نرفتم ولی میگن جاش هست الان.
یعنی اون در خود مسجد النبی جای ستون رو نگه داشته به همون جا معلومه این ستون هنانه است.
و بعد پیامبر میشنون این صدای نالهش رو میشن، میرن بغلش میکنن.
اینو فریقین هم نقل کردن
شیعه و سنی فرق کرده. این که پیغمبر میان بغلش میکنن که این آروم بگیره،
خب چیزی که اصحاب میبینن
اینه که پیغمبر بلند شده رفته ستون رو بغل کرده.
اینجوری نیست که همه میبینن، همه میشن.
حالا ممکنه به برکت رسول الله بقیه هم یه چیزی شنیده باشن.
ولی روال نیست که این چیزی که حالا اینا میشنون اینا هم بشنون.
چیزی که اینا میبینن بقیه هم ببینن.
یه درصد کمی از آدما این چیزا رو میبینن، میشنون.
میان بغلش میکنن بعد این ناله این
فروکش میکنه و باز دوباره میرن
همون تو همون منبر میشینن که خیلی ادبیات فارسی و عربی رو این تحت تأثیر خودش قرار داده.
همین ستون هنانه، همون دیوان شمس رو اگه دیده باشید همین
شعری که شهرام nazاریه میخونه.
«حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو، من در دل آتشم پروانه شو، پروانه شو،
هم خویش را بیوانه کن، هم خانه را ویرانه کن.
آنگه بیا » چی؟
با عاشقان «با عاشقان همخوانه شو، همخوانه شو.» بعد
یه تیکش میگه که «بن واخت نور مصطفی آن استن هنانه را کمتر ز چوب، ز چوبی نیستی
هنانه شو، هنانه شو.» اگه می--
اگه بخواد تو هم ناله فراقت در بیاد قطعاً نور مصطفی تو رو هم بغل میکنه.
یعنی این نیست امام زمان به شرط درآوردن ناله فراق از یه نفر،
اونم بغلش میکنن. بالاخره اینا کمتر ز چوبی نیست بالاخره هنانه شو.
اگه هنانه باشه کسی نالهش در اومده باشه
بالاخره از اونور نور انبیا و نور
ائمه اطهار هست. به هر جهت اینی که حالا ساجدین
گفته میشه اینجا در حال سجده،
سجده واژهای است که ما در عربی داریم، در فارسی معادلش رو نداریم
و در زبانهای دیگه هم به همین راحتی گیر نمیاد.
حتی ترج-تراجم قرآن رو اگه نگاه بکنین همین تو این،
تو این جا که ترجمه فارسی نوشته سجده.
حتی ترجمه انگلیسی هم همین چیزی که به معنی اینکه بالاخره
تعظیم و تع-- مثلاً سرخم کردن و پیشانی به زمین زدن و این چیزاست.
یعنی اگه ببینید با مثلاً ترجمه اینجا نوشته
مثلاً prostrating با این ترجمه شده یا bowing down.
یعنی bow down اصلاً به معنی همین
چیه به معنی، به
معنی یه حالت تعظیمه. این در حقیقت این نیست سجده
. سجده اون خضوع کامل که
تحت اختیار باشه، این رو
میگن سجده، تو عربی.
حالا یه موقعی به صورت اینه که پیشانی به زمین زدن و اینا حاصل میشه.
یه موقع هم هست که نه، اینجوری حاصل نمیشه.
یعنی شما وقتی در آیات مربوط به سجده ملائکه دارید بر انسان
، خب اونجا داری که خب ملائکه که سجده میکنن ملائکه پیشونی ندارن که.
ملائکه دست و پا ندارن که.
سجده ملائکه یعنی چی؟
سجده ملائکه هر معنایی میده اینجا هم همون معنی رو میده.
سجده ملائکه، اونایی که دست و پا ندارن چجوری میخوان سجده بکنن؟
به این معنای سجده معمولی.
اونا چجوری سجده میک-- سجده اونجا یعنی یک خضوع تام و کامل که تحت اختیار باشه.
که تحت اختیار او باشه،
تحت اراده او باشه، خاضع و رام او باشه، اونجا هست که سجدهست.
اینجا هم چیزی که در عالم رؤیا میبینه بالاخره کرات آسمانی که حالا سجده بکنن چجوری میشه سجده بکنن؟
مثلاً دست ندارن، پا ندارن، مثلاً پیشونیشون کجا میخواد...
اینا که نیست. سجده کردن
یعنی اینکه تحت اراده و اختیار دیده که
تمام این یازده ستاره و خورشید و ماه و اینا تحت اختیارشه.
یعنی این. یعنی این، نه اینکه دیده سجده کردن یعنی حالا افتادن پایین مثلاً یه جای خاصی رو خود زمین مثلاً.
اینجا اینجوری نیست. یعنی دیدن که تحت اختیارشه.
اینو، اینو دیده صیبه.
اینم دیگه مثلاً سجده هم عبادت ذاتی نیست
که بگید که چجوری ممکنه که
سجده کرده باشن یا اینا.
سجده عبادت ذاتی، ذاتاً عبادت نیست.
سجده کردن برای غیر خدا هم
جایز هست. گرچه توصیه نمیشه.
در همین آیه صد سوره
یوسف بیارین ببینید که
، ورفع ابویها علی العرش
وخروا له سجدا.
این در حقیقت پدر مادرش
و ببخشید پدر و خالشه.
ورفع ابویها علی العرش میشینه رو تخت
یعنی میشینه وخروا له سجدا که بعداً میگه که قال یا ابته هذا تأویل رؤیاي من قبل این تأویل رؤیا.
یعنی یک پیامبری
به نام یعقوب سجده میکنه بر یوسف.
پیامبری مثل یعقوب سجده...
لذا اگر در حرم
مطهر رضوی تشریف بردید توصیه نمیشه به سجده کردن.
ولی کسی که سجده میکنه معنای عبادت کردن هم نیست
سجده عبادت ذاتی نیست.
اگر کسی بره جلو ضریح خم بشه سجده بکنه،
توصیه نمیکنیم همچین کاری رو به دلیل
کم فهمی. خب؟
برای اینکه بعضیا فکر میکنن حالا ما بتپرست شدیم یا چی.
البته یه چیزایی که کاملاً عبادت باشه و عبادت تشریعی باشه،
این کار مثلاً رو به ضریح حرم امام رضا خب نصف نماز خوند.
یعنی کاملاً مثلاً قبله رو تغییر داد، اینوری نماز خوند.
من یه بار تو حرم امام رضا دیدم که یه نفر داره
پشت به قبله رو به امام رضا داره نماز میخونه.
من فکر کردم که این قبله رو نمیدونه.
دبیرستانی هم بودیم. گفتم-- نمازش تموم شد، گفتم که ببخشید قبله رو اشتباه برداشتین.
یه دو تا حرف لیچه آبدار بار ما کرد
و ما فهمیدیم که نه، اصلاً کلاً قضیه فرق-- متفاوته.
یعنی یه کار دیگهای داره میکنه.
اشتباه نگرفته.
این چیزی که در حقیقت عبادت تشریع شده فقهی باشه، اینو نمیشه به این سمت انجام داد.
ولی این سجده عبادت ذاتی مشکلی هم نداره.
نکته دیگه اینه که چطور شده که
این آدمایی که پیغمبر میخواستن بکشن، یعنی یوسف میخواستن بکشن این داداشای یوسف،
چه جوری اینا به صورت ستاره درومدن تو خواب، تو رؤیا این؟
چه جوری اینا ستارهن؟ اینا چه ستارهایه ان؟
که بعد تعبیر به ستاره تعبیر نسبتاً مثبتی محسوب میشه
که کنار به خاطر شمس و قمر که
خب حضرت یعقوب پیغمبره
و اونور این، اینا هم به عنوان ستارگان مطهرن.
چه جوریه که برادرانی که
هستن و حالا ببخشید من از این گل تشکر میکنم هرکی این گل رو برای من آورده.
اِمم، متشکرم. من یادم رفته بود که تشکر بکنم
. بله.
اگه آقای مطهری معلمه، واقعاً
ما شیر نمیدونیم.
اِمم، اگه واقعاً
آقای مطهری بودن معلم بودنه
که اون سواده و اون تقواست و
اون چیزن که نمیدونم ما
مدرسیم احتمالا. اِمم،
چه جوری اینا به صورت ستارگان درومدن؟
ببینید ممکنه که آدم ابتدا زندگیش حتی اقدام به پیغمبرکشی هم بکنه،
پیغمبر سر به نیست کردن هم بکنه.
ولی به قول روایت "إنما الأعمال بخواتیمها".
آدم و عمل و اینا خاتمهش مهمه
. خب؟ آدم و عمل آدم و "إنما الأعمال بخواتیمها".
اینی که ممکنه انسان خیلی هم اول راه
حسابی بعضیش توپ باشه ولی میره گند میزنه.
"إنما الأعمال بخواتیمها".
پناه بر خدا. و از اون ورش هم امیدواریم که حالا این گندی که فعلاً داریم زدیم و داریم
اولش پیش میبریم، آخرش با یک خاتمه خوش تموم بشه.
و ما سعادتمند...
این که آقای بروجردی یه موقع به،
یعنی امام از آقای بروجردی معروف میپرسه که
شما اگه یه دعای مستجاب داشته باشین چی میگین؟
آقای بروجردی میگن که علم اولین و آخرین رو خدا نصیبم بکنه.
بعد آقای بروجردی سؤال رو به امام برمیگردونه.
میگه خب تو چی میگی؟ اگه یه دونه...
میگه من دعا میکنم عاقبت بخیر شم
. و این خیلی دعای بزرگیه
که آدم عاقبت به خیر شه. هیچم مهم نیست که من چیکار کردم.
من ممکنه، من یه بار
خودم برای آقای مصباح حفظه الله البته اینا گاهی اوقات آدم اسم اینا میاره هی با چیزای سیاسی قاطی شده.
فکر میکنن حالا یه، نه داری یه چیزی حرفه.
نه واقعاً خب اینا علما بزرگین دیگه حالا هرچی.
حفظه الله و ابقا جا داره که از استادها...
من یه بار یه روایت برای آقای مصباح خوندم.
داشت نشسته بود ایشون داشت تحمل میکرد.
ما پریدیم تو افکارش. گفتم اینجا یه روایت،
گاهی اوقات روایتی که قشنگ باشه برای بزرگا می-میخونم.
برای آقای حمجت میخونم. برای آقای مصباح یادم یه روایت خوندم.
بعد همیشه یاد آقای مصباح چیزی یادم آورده که اون
که میشه ما چیز بریم. خب؟
بعد برای ایشون خوندم که
روایت مضمونش این بود که اگر
کسی کمربند رو...
اگر کسی با پیغمبر مقاتله بکنه
و توبه بکنه، چه میشه؟
سعادتمند میشه و حتی اگر
جلو پیغمبر شمشیر کش-- به پیغمبر شمشیر بکشه و اینا.
همینجوری آقای مصباح یه لحظه رفت.
هیچی نگفت. گفت اینه دیگه.
هرچی توبهست دیگه. توبه یعنی این دیگه.
توبه یعنی این که بعد
خوش خاتمه میکنه آدمو.
یعنی میتونه خوش خاتمه بکنه. ببینید اولش اقدام به خ-- پیغمبرکشی کردن ولی چون آخرش بیارید
، آخرش هم در آیه نود و دو، دو تا پیغمبر براش استغفار کردن.
و البته منوط به اینی که اینا خودشون گفتن "إنا كنا خاطئين".
این مهمه که آدم بگه "إنا كنا خاطئين" ما غلط کردیم.
غلط کردنه طرف در بیاد،
دو تا پیغمبر براش استغفار کردن برای این برادرا.
کلمه برادر همهشون تنینیستن.
میدونید که دقیقاً بنیامین و حضرت یوسف با هم تنین، بقیه همه اون یه تن دیگهاند.
اینا، اِاِاِ این از مادر جدا.
ببینید آیه نود و نود و یک رو نگاه بکنید.
"قَالُوا تَلَّهُ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ"
قسم به خدا اینا گفتن قسم به خدا "لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا" خدا تو رو بر ما برتری داد
"وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ" و اینکه ما
خاطی بودیم. ببینید این اشاره کردن به این مهمه که ما غلط کردیم،
ما راهمون غلط بود.
اینی که میگن به حضرت یوسف،
حضرت یوسف میگه "قَالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ"
سرزنش امروز بر شما نیست "يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ" خدا شما رو میبخشه.
خب؟ پس این یه پیغمبر استغفار براشون کرد "وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ" خدا "أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ" هست.
بیایید آیه نود و هفت رو هم...
در آیه نود و هفت هم یعقوب پیغمبر باز دوباره برا اینا استغفار میکنه که پدر اینهاست.
"قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ"
میگن، میگن پیش باباشون
این یک آیه شاهده برای بحث شفاعت ها.
کسایی که آیه شاهد برای بحث شفاعت باز هم میخوان غیر اون آیه شصت و چهار سوره نسا، اینم
آیه شاهده ها که
رو بحث شفاعت به دلیل اینکه ما آیات
کدوم طرفایید قراره بره؟
طرف درست. بله.
بله. اومدم البته همینو بگم ولی خب
نمیخواستم بحث خیلی شل بشه.
ما آخه داشتیم که اگر قرار بود
آدمی بر آدمی سجده بکنه امر میکردیم که زن بر مردش سجده بکنه.
خب؟ اِممم
این، این خب
حالا من نمیدونم این خواهر محترم هدف خاصی دارن انشالله که دنبال-- ولی به هر حال
این روایت، این، اینا نشان از این نیست، نشان
از در حقیقت اون حالت احترام و اطاعته.
حالا اول به شرط اینکه این روایت درست باشه.
چون اینم خودش یه شرطی داره. شرط این روایت،
روایته درست باشه بحث این نیست که حالا خانوما بیان مثلاً تا مثلاً ما اومدیم
تو خونه مثلاً همه به خاک بیفتن
برای ما خب؟ و اگر سجده رو به این معنایی که ما گفتیم
خضوع تام و کاملی هم داشته باشیم این خواهر نوبتش مثلاً سجده، سجده بکنه یعنی
اون احترام و تواضع رو داشته باشن.
این لازمه به هر حال ما خوشمون میاد
لااقل. شما خوشتون نمیاد
همین ما هم که ما خوشمون میاد بسه دیگه.
نه واقعاً اِاِاِ ببینید حالا کسی که ازدواج کرده میدونه.
اگر مرد هر موقع بیاد خونه احساس میکنه که
چند نفر قداره بند مقابلش در حقیقت میخوان شمشیر بکشن یا نظراتشو خراب کنن
یا حال و روزشو به هم بریزن
یا این، این
زندگی رو خراب میکنن.
از اون ور هم مردو به پرخاشگری میاندازه و اینا.
من این آبدارچی دانشگاه امیرکبیر،
آبدارچی دانشگاه امیرکبیر ما
چون که در حقیقت
سهم رفاقتمون با اوناست خیلی.
چون که خودمون فرغون فروشیم رفقامون هم همین چیزان.
خیلی با استادها آشنا نشدهم ولی با این آبدارچی خیلی آشنا شدهم.
به هر حال اِاِاِ چون خودم رو خیلی استاد فرض نمیکنم.
اِممم ولی دیدم این آبدارچی
خیلی خوشه. آقای غربی.
بعد به یه آبدارچی نمیخواد خیلی باید خوش باشه،
باید چی؟ این همه مشکل اقتصادی این همه مشکل
چیزی که خودشم داره اقرار میکنه.
یعنی وقتی باهاش صحبت میکنی میبینی که خیلی مسئله اقتصادی داره.
اصلاً تأمین شغلی درستی ندارن اینا.
چند، چند خیلی مشکل دارن اینا.
یه شبی به من گفتن ببین یه سوالی دارم.
من آخه معمولاً
جا میگیریم question зада میکنم. گفتم تو خیلی بیش از اندازه به نظرم میاد که خوشحالی.
حالا نظرت نمیزنه ولی بگو موضوع چیه؟
اینجوری تو انقدر با طراوتی.
به سه شماره نرسید گفت من خانم خیلی خوبی دارم
و من کاملاً انتظار داشتم این جوابو بده
و توصیفی که از خانم خودش میکرد به عنوان یه خانم خوب
نمیگفتش که ما وقتی میریم خونه مثلاً میشینیم با هم
درد و دلهای تا شروع میکنیم مثلاً یا
مباحثات علمی لازم و ضروری
مختلف جا میندازیم. تعریفی که از--
و این تعریف فکر نکنید خیلی هم
تعریف غیر مشترکی یعنی فکر کنید الان بریم از آدمای تحصیل کرده بپرسیم میگن نه چون که خانم ما مثلاً
اِممم من خیلی هم چون حافظ کل قرآنه الان من خیلی از این بابت که
خیلی مثلاً مشعوفم و چیزه.
اِممم درسته که دعوا میکنه اوقات ترسونده میکنه اصلاً ارتاب میافته خونه به جهنم ولی
همین حافظ کل قرآن بودن اصلاً این خیلی منو جذب کرده خب؟
اینا تعریفهای خیلی غیرمشترکی، تعریف مشترکیه.
حالا انسانی ظاهراً. گفتش که تعریفش این بود که وقتی من میرم کاملاً محیط خونه رو با اون حالت
در حقیقت اطاعت و اینی که من مسئول و مدیر خانوادهم اینو فراهم کرده تو خونه.
اون موقع تأثیری که گذاشته رو تو این اینه که فکر نکنید
لزوماً قلدر میکنه این فرد رو.
یعنی اینجوری میکنه که اگه من برم توی--
من خانم برم تو مود، مود اطاعت
و اینو بالاخره چی میگن؟
همیشه یه جایی کل نزنم با آقا اون، عه آقا اون مثلاً پررو میشه
و باید یه جاهایی مثلاً و نه تنها یه جاهایی بلکه تقریبا همه جا
باید نشونش بدم یه چیزایی رو که
ما هم هست و اینا. به هر جهت زندگی رو اخلاق میگرده.
اگر این حالت تواضع و اطاعت، این سجده به شرط اینکه باید درست باشه،
میخوره به این چیز. نه اینکه حالا به این تواضع و اطاعت کردن.
جالب است که بدانید در اقصیای تحصیلکرده آمار طلاق
خیلی بالاتر از اقصیای تحصیلنکرده است.
این آیا ثمرات تحصیله؟
نخیر، ثمرات اینه که انگار یاد دادن،
یاد دادن به جای اینکه مثلاً آدم متواضع باشه،
باشه از این رو مرد بشه هم همینجور اینا.
به جای اینکه آدم-- فکر میکرد باید از همدیگه بکند مثلاً یه چیزی رو.
مثلاً وقت بکند از همدیگه.
نمیدونم کار به دوشتون خیلی نسپردن مثلاً.
تو این مود وارد میشن، تو این مود وارد میشن زندگی خراب میشه.
آمار طلاق تو تهران پنج به یکه،
تو دانشگاهیا سه به یکه.
یعنی ماهی چهار تا.
آره . بله احتمالا بالاتر.
همونطور خب داریم میایم بالا آمارم مال سال پیشه.
سه ماهیت چهار به یکه مثلاً.
بالاخره داره میاد پایین. حالا یه-- همین حول و حوش.
به هر جهت اینه آمارشون بالاتره.
سه ماهیت چهار تا ازدواج، یه دونه طلاق. سه ماهیت چهار تا ازدواج، یه دونه طلاق.
یه دونه آها یه ماهیت چهارش که دیگه ازدواج میکنند
. این، این رو آمار دیگه.
آره. این ممیز شده
. ازدواج نمیدونم تقسیم آماری شده.
بله. آره این ضرب در cos زاویه شده .
قبله هرکی. قشنگ میام
اینجا.
خوب بود . ایشون یه خورده با این بحثا احساساتش کلاً
تحریک میشه. این اگه یهویی چپ بشه آبش بریزه فاجعهست.
اینو توجه بکنید به این نکه.
خب انشالله نمیریزه. اینایی که میگن
شفاعت، شفاعت ما نداریم یعنی چی؟
میرید پیش-- چون که آیات خطرناکی ما راجع به شفاعت تو خود قرآن داریم.
یعنی هم مثلاً تو آیه چهل و هشت بقره داریم، آیه صد و بیست و سه بقره داریم
که مثلاً "واتقوا یوم لا تزی نفس عن نفس شيئاً ولا يقبل منها شفاعة".
اصلاً شفاعتی نیست، شفاعتی قبول نیست.
از اون طرف حتی بدتر از این هم داریم
که "انفقوا من مالكم من قبل ان يأتی يوم لا بیع فیه ولا خلة ولا شفاعة".
نه اینکه شفاعت مقبول نداریم، اصلا شفاعت نداریم.
خب؟ این آیات قرآنه.
که بحث جمعبندیش اینه که بالاخره شفاعت چی میشه ما در جلسات
خودمون پنجشنبه گفتیم، اینجا نمی-- فقط برای آقا شاهد میخوایم بیاریم.
اینم شاهدش که در چی؟
اینا اومدن گفتن به، به یعقوب گفتن که چیه؟
"قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا".
گفتن پدر ما تو برا ما استغفار بکن.
تو برا گناه ما تو استغفار بکن.
دقیقا همون چیزی که با شفاعت سازگاره و تو شفاعت هم ما همین رو میگیم.
اگه کسی بره حرم امام رضا بگه که
امام رضا این خدا که معلوم نیست چی کار، اصلا حواس شما هست، نیست، حالا تو یه کاری بکن.
این که خب شرکه، خب
. این اگه کسی اینجوری از خدا طلب بکنه اون که شرکه، اصلاً هم درست نیست.
ولی اگه اینجوری که "يا أبا nastغفر لنا ذنوبنا" تو برا ما، برا خودت،
برای ما به خدا استغفار بکن، گناههای ما رو ببخشه "إنا كنا خاطئين"
که ال-- یعقوب میگه "قال سوف أستغفر لكم ربي إنه هو الغفور الرحيم"
که من استغفار میکنم.
تو روایات اومده که منتظر وقت سحر بود.
اینا مثلاً شبش گفتن، گفته حالا میکنم، الان نمیکنم، میذارم سحر میکنم.
"سوف أستغفر لكم ربي" براتون استغفار میکنم "إنه هو الغفور الرحيم".
به هر جهت اگر اینا به صورت ستاره دیده شدن در عالم رؤیا،
به صورت ستاره دیده شدن، چرا ستاره دیده شدن؟
به خاطر اینکه نعم العمال و الخواتیم و اینا خوش خاتمه شدن آخرش.
دو تا پیامبر هم براشون استغفار کرده.
اینا هم به غلط کردنم افتادن.
حالا دیگه اینشون خیلی نگاه نمیشه که
پیامبر سر و نش 迹 میخواستن بکنن، حالا میخواستن بکنن دیگه
تموم شد. خاتمه مهمه.
اینم اینه. نکته بعد این که
این تمام حرکت حضرت
یوسف با یک ماجرای خواب شروع میشه.
این کارو خدا میکنه با آدم.
برای بندهوانی که بالاخره
باهاشون یه کاری داره یک نوع اجتناب
برای این میخواد اتفاق بیفته.
اجتناب و گلچین کردنی میخواد انجام بده که توی
آیات داریم و کل یجتبی که.
و بخوفش برای اینه که مسیرهای پر مخاطرهای رو میخواد اینا رو از اون مسیرها بگردونه.
از مسیرهای سختی میخاد اینا رو عبور بده
. به خاطر اینکه باید اصلاً آدمو از مسیر سخت عبور بدن که او چیز بشه،
آبدیده بشه. بالاخره باید ببرنش تو کوره تخلیص بشه.
بالاخره این چوب بیارزش رو باید
برن با اره و مداد و تیشه و میخ و اینا بزنن تا بشه یک تابلو معرق کاری درست و حسابی.
بالاخره دست نمیکشند روش که
مواظبت نمیکنن بالاخره میکلوننش.
یه آدمی که قراره مسیرهای پر مخاطره رو اینجوری بره،
قبلش این کارو گاه میکنن.
خدا این کارو میکنه. در عالم رؤیا
یک چیز خوشی به او نشون میده
که اون با اون خاطره خوش همیشه بره.
بهش میچشونن و میبینه
که مثلاً تو خواب شیر خورد.
خب این مثلاً عالم قرار بشه.
اولاً این رؤیاها هم یه بار هم گفتم دیر تعبیره.
دیر تعبیر میشه. به عالم یکه یکه نمیشه که.
خب. این مثلاً که قراره حالا دیگه مسیر، مسیر پر مخاطرهایه، مسیر عالم شدن.
این ممکنه با همون اونی بهش نشون میده همینجوری بره با همین این رؤیا و رؤیاهایی که وسطش هی حل، حل بدن اینه که
در اون وسط اونجاهایی که این خیلی داره اذیت میشه
که حالا میبینید در جریان سوره
اونجایی که یوسف رو انداختنش تو چاه.
و اولاً قطع امید داره میکنه.
داره که و أوحینا إليه لتبلنهم.
این أوحینا هنوز پیامبر نشده.
أوحینا إليه لتبلنهم
. این شبیه اون سوره طه هست که و أوحینا إلى أم موسى
أن ألقي رفیه في التابوت. که به مادر موسی گفتیم اینو بذار تابوت خواب دیده مادر موسی.
اینو. این وحی یا از سنخ الهامی که به
حضرت یوسف شده تو اون چاه
یا از سنح همون خوابی که مثل همون
أوحینا إلى أم موسى است.
أن ألقي رفیه في التابوت فغرفيه فلي مثل يلقي الیم البحر الساحل.
که بنداز تو تابوت بره مثلا بنداز توی گهواره تو رود رهاش کن.
خب اونجایی که تو اون غیابة الجب رفته،
اونجا داره و أوحینا إليه لتبلنهم بأمرنا هذا وهم لا يشعرون.
این قطعاً تو فردا بین خبر خواهی،
خواهی داد که چه، چی شد.
یعنی میخوان بگن که در میای از این زمین بیرون.
پس این کارا میکنن بالاخره با آدم.
شما پاتو بذار تو مسیر خیر.
فکر نکن که همش له بکنن آدم رو.
مگه شما توی باشگاه چیز میکنی،
میری شرط بندی کنی همش وزنه میدن هی وزنه بزن، وزنه بزن، وزنه بزن، پا بزن، دست بزن،
حالا سرشونه کار بکن، حالا چهار سر زانو رو تمرین بکن.
همش با آدم این کارو میکنن؟ نه. یه دو تا وقت استراحت میدن،
دو تا ورزش مفرح میدن، دو تا نرمشْ
آشیونه، یه استخر میبرن آدمو.
اصلاً اینا تو مسیر
ترقیشم همینه. کسی که بیاد و شروع کنه تمرین کردن
بی برو برگرد این کارو باهاش میکنن.
چجوری میکنن؟ هر جور که صلاح دیدن میکنن.
خواب قراره ببینه، خواب میبینه.
صدایی قراره بشنوه، میشنوه.
چیزی رو قراره ببینه، میبینه
. خدا خودش مربیئه،
خودشم بلده تربیت کنه. شما توپای در راه نو
چه هیچ نپرس کسی که خواجه
روش، خواجه روش بنده پروری داند.
ها؟ این اولش مثلاً این بود
. خدا از رحمت خود راه
به رقیب چون برده. خب این نه .
این که نه خدا راه بگوید که چون بارک نه.
که خواجه روش بنده پروری داند.
میشه اولش به این مثل؟
تو بندگی- تو در به شرط مزد مکن کهْ سمت کن.
تو بندگی شو گرایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند.
خود اون بلدش این کارو بکنه.
یعنی اگه کسی پا بذاره و بیاد تو مسیر و
یا الله رو بگه، یا علی رو بگه،
اولش اذیته. اینو قطع بدونید.
اولش اذیت کردنه. به خاطر اینکه
این نکنه همه پا بذارن بگن که او چه مثلاً اتوبانیه مثلاً.
مثلاً بیان نه اولش سنگلاخ و بالا داره پایین داره هی انگار آدم انداخته جاده خاکی داره میره.
اینجوریه. این
اولشه. ولی از این اولش که رد بشه از اولش که
یواش یواش بشرا میاد.
اینی که در آیه داریم لهم البشرى في الحياة الدنيا
بشارت تو همین حیات دنیا.
اون موقع تو پرسیدن این بشارت گفتن یک رؤیا
به عنوان یکی از بشارتها.
که بشارت به عنوان رؤیا بشارت میبینن
حالا اگه ببینید اول داستان یوسف با این بشارت شروع میشه، با این بشارت شروع میشه.
این اتفاق چیزی نیست.
اتفاق-- ببینید که خدا جا به جا برای پیغمبر
رؤیا میاره. جا به جا برای پیغمبر تو این جریان رؤیا میبینه پیغمبر.
خب این چیه؟ رؤیا میبینه.
میخوان راه رو برای خودشون چیز بکنن.
حالا این همش باشه تو ذهنش که
مثلاً من قراره عالم بشم به هر جهت
به ما گفتن عالم میشی. حالا
مشکله تحمل میکنی. اینجوریه، با یه شخص میشه
یه رؤیای دیگه، یه
تحریک دیگه، یه چیز دیگه این وسطاش
میاد. این که جریان اینجوری شروع میشه دلیلش اینه سؤال.
ببخشید این برادرها چه چیزی، چه خصوصیاتی داشتن که
خدا هدایتشون کرد؟ یعنی خب داریم که مثلاً یه آدمهایی که همچین حرکتی میکنند، یه کار اشتباهی میکنند.
مثلاً باز از عقده اول و دوم و بله تغییر پیدا میکنن.
بله کسی که ببینید الان تو آیه روشن میشه اون چیزی که...
ببینید اگه واقعاً کسی قلبش به یه ضیغ کلی بیفته بله اونم از عقده، اون به املاء استدراج میفته، چه میفته.
ولی اگر حتی خطاهای گنده بکنه یک لحظه حسد گاهی اوقات با آدم یه همچین کارایی ممکنه بکنه.
یک لحظه حسد با آدم این کارو میکنه.
این حسدی که داریم که گفتن
تو، تو روحت انبیا هم ازش خیلی به همین راحتی
چیز نکردن ازش در نرفتن.
حسد یه چیز جدیه. البته راهش
راه برای یه خود سبک شدن بارش هستا.
یکی از بزرگترین راههاش اینه که برای طرف محسود دعا کنید.
برای طرف، برای همون کسی که دارید بهش حسد میورزید.
حالا تجربه کنید ببینید چقدر تاثیر داره.
خالصانه دعا کنید. شبی بلند شید برای او به طور خاص دعا کنید.
برای کسی که دارید بهش حسد میورزید.
به هر جهت این جریان اینا مشخصه اینجوری نبوده که به یک ضیغ و مثلاً
چیزای خیلی ناجور و ناهموار رسیدن.
نه اینجوری نبود. حالا یه کاری هم کردن.
بلکه کسی که مدتها در این خطا باقی میمونه، در خطاها باقی میمونه، اونه که دچار املاء استدراج و اینا میشه.
نه. یعنی کلاً آدمای خوبی بودن بعد مثلاً یه- بله حالا آدمای معمولی بودن.
آدمای معمولی بودن یه کاری از دستشون در رفته کردن دیگه.
پیغمبر میخواستن سر به نیست بکنن.
اون موقع هم پیغمبر نبوده که اون موقع هم داداششون بوده،
داداششون بوده. بعد
این رؤیا رو هم اومده تعریف کرده، یه اشتباهی هم خودش کرده.
خب؟ با اینکه از یعقوب بهش گفته اینو نرو بگو.
بوده رفته گفته. گفته عیب نبوده مثلاً چیز باحالی مثلاً لا بل مثلاً.
بعد تعریف کرده، تعریف کرده
چیز شده دانه خودشو گرفته.
این حسد. نه آدمای معمولی بودن مثل ما.
ما اگه آدمای معمولی هستیم اونا هم آدمای معمولی بودن.
بله. حتی نکشتن سر به نیست کردن.
خود همینش مهمه. چون که
کسی اگه بکشه کشتنه.
چیز، یکی از خطرناکترین آیات مال کشتن عمده.
"فمن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه
جهنم خالدا فيها
وغضب الله عليه ولعنه وأعد له عذابا عظيما"
یعنی دیگه هر جوری بگیم دیگه چیزش کردن.
لهجه یعنی کشتنه به عمد.
"فمن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فيها وغضب الله عليه ولعنه وأعد له عذابا عظيما"
این همین که نکشتن این خیلی بزرگ-- یعنی نشون میده چه
جوار هدایت هستن. اینم مال اینه که چطور این جریان با
رؤیا شروع شده. و اما چون که در میانههای این سوره ما اقسام اصلاً
و فروعات بحث خواب رو قراره بگیم،
یه کلیاتی از بحث خواب با عرض شرمندگی از کسایی که جلسه پنج شنبه رو شرکت کردن،
من یه کلیات چون که یه مقدار جمع فرق داره کاملاً با اون
جمع، یه کلیاتی از بحث خواب من خدمتتون میگم
با توجه به اینکه ،
این کلیات رو باید بدونید تا بتونید اون
بحث فروعات بحث خواب رو معلوم بشه
برای، برای ما. خیلی سعی میکنم که جمع و جور
خلاصهاش کنم بگم اونایی که شنیدن یه بار
خیلی خسته نشن.
یک حالتی داریم که اون حالت خواب نیست.
اون حالت بهش میگن حالت منامیه.
اصلاً هم خواب نیست. اون حالت اینجوریه که طرف بیداره
و طرفی که بیداره داره یه چیزی میبینه یا یه چیزی میشنوه
که شما نمیشنوید و نمیبینید.
این بهش نمیگن خواب، بهش میگن حالت منامیه.
تو روایت و اینا هم هست بهش میگن حالا چشم برزخی باز میشه،
چه میشه؟
اینجوری نیست کارش چون میگن مثلاً اونو ج-- مثلاً من شنیدم پس تو هم باید بشنوی.
تو شنیدی منم باید بشنوم. اینجوری نیست. بهش میگن حالت منامی.
اگه تجربه بشود
اینجوری هست که، اه...
از داخل شنیده میشه یا دیده میشه.
از بیرون دیده نمیشه. اینا قابل اثبات عقلی هم هست.
رزقنا الله و اگر یه بار تجربه بشه
اینجوریه که صدا از داخل شنیده میشه،
از بیرون شنیده نمیشه. یعنی اگه صدا، یعنی به کسی بگید که تو میشنوی مثلاً
این آدم میگه نه نمی شنوم. بعدش اینجوری هم نیست که اصلاً احساس این دست نمیده که
مثلاً این یه چیز بیرونی رو داره میبینه الان
. در حقیقت همین احساس دست نمیده که یه چیزی از حقیقت خودشو داره میبینه.
برای همینه که در اون تمثل چیز میگن فتمثل الله بشرًا سویًا که برای حضرت مریم تمثلی پیدا شد.
لامش اینا رو، اینا آدمایی که اهل فنن اینا رو میفهمن.
لامش میگن لام ملکیته. یعنی تمثل، تمثل مال خود حضرت مریمه.
یعنی اون مرده رو که میبینه به صورت یک بشر سوی،
این مال خودشه ضمن اینکه ممکنم نشناسه.
کما اینکه ما خودمون رو کاملاً نمیشناسیم.
اینجوریه. ما خودمون رو کاملاً نمیشناسیم.
ااا اونم ممکنه نشناسه.
این صدایی که مثل خوابه که شما خواب میبینید،
اون چیزی که خواب میبینید
تو همون خواب فرض بکنید چجوری دیده میشه؟
انگاری که از جزو حقایق خودتون دارید میبینید.
یه جور اتحادی با اون... یعنی، یعنی یه چیزی نیست که دارید یک
شیء اشیاء بیرونی رو دارید میبینید.
دقیقاً یک اتحادی بین
روحی که میبینه و اون چیزی که الان بیرون هست
و الان بیرون واقعاً نیست، یک اتحادی پیدا شده.
دستتون رو گوشتون هم بذارید احساس میکنید میشنوید.
یعنی حتی بذارید میشنوید. اینجوریه.
این دست رو گوش هم باشه فشارم بدید که یعنی میشنوید اصلاً، اصلاً احساس میکنید ظاهراً از خودتون میشنوید.
ظاهراً اینجوری احساس میشه که از خودتون میشنوید.
بحث عقلی هم داره. این بهش میگن حالت منومیه.
چه حالت دیدنی هم میشه، چه شنیداری هم
میشه. خب و
شنیدن کی باید مانند البته میگن با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه.
خب یه خوردم شیرین میشه.
بعداً خب این البته به شرط اینکه عجب نیاره
خب خیلی چیز خوبیه با آدم بدن همچین حالتی رو
خیلی چیز خوبه به شرطی که عجب نیاره. عجب بیاره
یا گرفته میشه یا خودش رهزن میشه.
خود این رهزن میشه
در آدم. این که حالت منومیه است.
اینو با خواب اشتباه نگیرید.
اون چیزی که خوابه و واقعاً
کاملاً خوابه و خوابیدنه،
شما وقتی تمام قوای ادراکیتون مسدود میشه و تمام ورودیهای نفستون قطع میشه و عملاً میخوابید همچین اتفاقی میفته،
شما روحتون آزاد میشه.
همینی که در آیه قرآن داریم که
هو الذي يتوفاكم بالليل
شما، شما شبها شما خ-- شما رو
به تمامی میگیره. یا در آیه
فيمسك التي قضي عليها الموت ويرسل الاخري الله
يتوفى الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها کسی که میمیره و میخوابه خدا جانش میگیره.
فيمسك التي قضي عليها الموت اونی که
قراره بمیره رو دیگه نگه میداره.
ويرسل الاخري لاجل مسمى اونی که خوابیده اون جونشو میفرسته.
پدیده خواب و خواب دیدن و اینا به عجل روش باید حساب کرد.
به معنای کف مرگ زمین گذاشتن نیست.
خواب خیلی چیز مهمیه.
چونکه این جان شما قراره بره پیش ملت حکیم علیم.
میره پیش حکیم علیم باید حکمت و علم گیرش بیاد .
مگه میشه کسی بره پیش حکیم علیم و حکمت و علم گیرش نیاد؟
نمیشه کسی بره بخوابه خواب نبینه.
نهایت خواباش یادش نیست. خب این که شما میخواید و دریچههای
قلب مسدود میشه و عملاً جان آزاد میشه، تمام چیز ادراکی مسدود میشه و جان آزاد میشه،
این جانی که آزاد شده اگر
بتونه از خود محیط خودش خودشو خلاص بکنه، خب خلاص میکنه میره.
اگر یه جوری آدمی باشه که به ویژه آدم خیالپردازی باشه و آدمی باشه که با خیالات نفسانی خودش خیلی کار میکنه،
آدمی باشه که گاهی اوقات مثلاً همینجوری یهو لنگه،
سه ساعت مثلاً با خاطرات روز مثلاً کار میکنه.
خب این نفس، نفس چی میشه که عادت میکنه به اینی که صور نفسانی رو برای تب-- خودش ترکیب کنه.
اگه نفس به این ویژگی بیفته که صور نفسانی رو ترکیب بکنه،
خدای... این عملاً چیزی میشه که تو قرآن داریم که از غاص و احلامن که تو همین جا تو همین surه یوسفه.
که میشه از غاص و احلام، اصلاً چیزی نمیبینه.
اصلاً نفس که آزاد میشه
شروع میکنه تصاویر خودشو ترکیب میکنه، تبدیل میکنه، تحویل نفس میده باز دوباره چیز جدید در میاد.
یه صحنههایی ممکنه ببینه. اون صحنهای که ممکنه ببینه
خاطرات روز ترکیب شده توش این چیزا ترکیب شده اونو، اونو دیده.
لذا خوابای، خوابایی که اینا تعبیر ندارن اصلاً دون تعبیره.
اصلاً پایینترین حدی که میخواد تعبیر بشه.
اصلاً چیزی نیس که بخواد تعبیر بشه.
اگر خوابی رو شما دیدید و مدتی اینجوری بوده که مدتی روش تو روز و یه روزهایی فکر کرده بودید،
این خوابا اگه بگویین که و اگر نگویین که بیارزشه، بسیار خوابهای کم ارزشیه.
خوابی که شما خیلی روش فکر کرده باشید
این نفس اونا رو برمیداره برای خود شما تبدیل میکنه تحویل خودتون میده.
خب این خوابا خواب، خوابای با ارزشی نیست.
و اگر روح آزاد بشه یعنی از شر خود تبدیلات خودش آزاد بشه،
بره با حقایق دیگهای که تو این عالم هست چه عالمای مثال هست که عالمه دقیق--
نمیخوام دیگه مفصلش بگیم تجردات برزخی هست چه عوالم
عقلی هست، عوالم ملکی هست با اونا وقتی برخورد بکنه
حالا بستگی داره باز به روح شما.
بستگی داره به روح شما. ببین من به-- تو دانشگاه امیرکبیر هم گفتم، گفتم تقلب نکنید.
مثلا کاری نداشت باشید به اینکه حرام یا حرام نیست یا اینکه دانشگاه میگیره یا دانشگاه نمیگیره،
میفهمن یا نمیفهمن استاد.
اگه نفس، نفس متقلبی بشه
شما خیلی چیزها را از دست میدید.
یک اینکه شما خانا--
نظام خانوادگی خودتون رو از دست میدین چون روحتون عادت کرده تقلب.
شما وقتی خانوادهام تشکیل میدین آدم متقلبی هستید
. خب همه رو میپیچونید. این
دو اینه که یکی از تعصبات و سنن عظماش تو بحث خوابه.
نفس متقلب و اینی که قلب میکنه، حقایق رو عوض میکنه،
حقایق رو عوض میکنه .
این همین نفسه که میخواد با یه علمی برخورد بکنه.
اینم برمیداره عوض میکنه. اینا رو برمیداره عوض میکنه.
حالا بستگی داره به روح شما. اگه روح شما
از یک قدرت و قوت بسیار بالایی برخورد بود،
خوابی میبینید که اینم تعبیر نمیخواد چون که فوق تعبیره اصلا.
مثل رؤیا حضرت ابراهیم که تو سوره صافات اومده که «اني»
يا، يا بنى «انى
ارى فى المنام انى اذبحک»
من دیدم که تو رو دارم ذبح میکنم، عین واقع اصلا.
حوادثی که در این عالم اتفاق میافته در حوا-- در عوالم بالاتر تنظیم شدهش وجود داره.
اونجا تنظیم شده، اینجا این لگد هم به اختیار شما نمیزنه.
ولی بالا، عوالم بالاتر اینا تنظیم شدهست.
هست اصلا. فقط تو اینجا داره اتفاق میفته.
خب اینجوریه مثل یه فیلمی میمونه،
خب مثل یه تابلو نقاشی میمونه
که این تابلو نقاشی کشیده شدهست و شما از بیرون میتونید اینو ببینید.
بعد وردارین این تابلو نقاشی رو،
این، اینو از این دستگاه یدونه قلع و قفلیها بذارن،
این با یه زمانی از، از جلو چشم شما رد شه، اینجوری میمونه.
خب با یه فاصله زمانی از جلو چشم...
کل فیلم ساخته شده هست، وجود داره در عوالم بالاتر.
این داره میاد به مرور رد میشه.
به اختیارم لگد نمیزنه. بحثش هم خیلی مفصله.
اینجا جاش نیست. بحث منطق عقلی فلانم داره در سر جاش گفتم ضبط هم شده.
انشاالله یه موقعی حوصله داشتید به این مسئله میتونید گوش بدید.
به اختیار لگد نمیزنه، این میاد به صورت چی رد میشه.
به هر حال اگر یه جوری شما برید مثلا اون پشت صحنه کلشو نگاه کنید،
کل تابلو رو، کلشو دیدید دیگه کل صحنه رو دیدید.
هرچی رد میشه همون چیزی بود که کشیدن رد میشه دیگه.
اینجوریه. خب اگه شما با اون عالم
برخورد کنید، اگه جان خیلی در مرتبه قوت باشه مثل حضرت ابراهیم، مثل حضرت رسول که همون رؤیايي که دیده
سر تراشیده اومدن مکه.
خب همین اتفاق افتاد دقیقا.
تو فتح مکه، سر تراشی هم اومدن مکه.
دقیقا انتقال میده. اگه جان در مرحله خیلی کاملی نباشه، در اون مرتبه نباشه که جانهای ما در همین مرتبه
اونقدری نیست، اینا رو برمیداره صورتبندی میکنه،
تبدیل به یک سری صور میکنه
و تحویل نفس میده. تحویل اون حس مشترک میده اصطلاحا.
حالا بستگی داره به روح شما.
روح شما اگر روحی باشه که
خیلی روح 非 اولاً غیر متقلب
و منضبط، روح منضبط.
اگه شما آدمی هستید که خیلی گپ میزنید،
گپ زیاد میزنید، چرت و پرت
زیاد میگید یعنی کلاً اینو که میبینید توی قرآن به اصحاب پیامبر گفته
که «اذا دعيتم فخلوا واذا تعيمتم فانتشروا ولا مستأنسين الحديث».
تو خونه پی-- دعوت کرد پیغمبر بشینید تموم شد خرت و پرت باید برید «ولا مستأنسين الحديث»
انقدر نشینید حرف بزنید،
چیز، تو خونه پیغمبر
که این کار «يؤذي النبي فيستحي منكم والله لا يستحي من الحق» پیغمبر اذیت میشه.
نه اینکه حالا پیغمبر غیر اینکه پیغمبر کار داره و مثلاً
پیغمبر که درس نداره یا مثلاً امتحان پایان ترم نداشت مثلاً این چیزا.
نه اصلا پیغمبر پی-- یه پیغمبر از اینکه هی هم بخواد
بشینید شما حرف بزنید، حرف بزنید نه تنها پیغمبر، خیلی از این علمایش ببینید خیلی راه نمیدن که
خیلی بخواید حرف بزنید.
خب میگن کاری دارید بفرمایید، ندارید بفرمایید.
خب ق-- خب یعنی واقعاً
کاری دارید بفرمایید، ندارید بفرمایید.
یعنی خیلی هم اگه گپ زیاد
بزنید و شاخه به شاخه منضبط فکر نمیکنید،
ببینید مثل این میمونه.
اون موقع این رؤیاها هم تبدیلاتش خیلی زیاد میشه، انقدر تبدیل پیدا میکنه که این چیزی که تهش میمونه
یه چیزی میشه که نه خودتون میفهمید چی شد نه مفسر میفهمه چی شد.
چون که دقیقاً روح شما همین کارو داره میکنه.
ببینید م-ما دو، دو تا مجلس تصور کنید.
یه مجلس، از این مجلس گپ زنی
شروع میشه یه موضوعی طرح میشه.
به اندک مناسبتی وارد یه موضوع دیگه میشه.
مناسبت دارهها ولی به اندک مناسبتی یه موضوع دیگه طرح میشه.
شما یک، یه، یه دقتی بکنید یه قلم کاهلی بگیرید موضوعات این بحثها رو بنویسید
تو یک ساعت. خب؟
مثلاً یهو میبینید بعد از یک ساعت
پنجاه تا موضوع حرف زده شد،
موضوع آخری اصلا به موضوع اولی هیچ گونه ارتباطی نداره.
د-دقیقاً اینا با مناسبت طرح شدهها.
با مناسبت طرح شده
. ولی اینجوری شده
مثلاً از بحث آب پشت سد کرج شروع میشه بحث ازدواج تموم میشه.
میبینید خب چه ربطی داشت؟ مثلاً حالا یه نفر این تهش بیاد،
بیاد تو بحث. شما به این آدم بگو که آقا شما بگو اول بحث چی بود؟
اگه گفتی میبینید که واقعاً مشکله اول همچین بحثی رو پیدا کردن
که این از بحث ازدواج پیداست که
این اولش با آب سد کرج شروع شد این بحث
و اینکه پشت سد کرج چقدر آب وجود داره.
خب؟ میبینید که بری دست مفسر میگه من
نمیفهمم. خودمم نمیفهمم.
نه من میفهمم نه اون میفهمه. ولی حالا یک بحثی که مثلاً چهار تا کارشناس راجع به یک موضوع علمی دارن صحبت میکنن
یا یک فیلمی که آخر یک موضوعی رو داره پیش میبره.
شما خیلی وقتها ممکنه فیلم از وسطش شروع کرده باشه اولش هم بدونید چی بوده.
یک بحث علمی آخرش هم برسید بفهمید موضوع این بحث چی بوده.
لذا این بستگی به روح شما داره که چه اتفاقی، اگه
روح شما حتی متقلب هم نباشه،
روح متقلبی نباشه ولی روح خیلی گدکنی باشه
یعنی خیلی این کارو زیاد میکنه و عادت کرده به همچین کاری
و مهم عادت نفسهها. یه،
ولی یه کسی باشه ده دقیقه دارن یه حرف میزنن فلان اینا
بیشتر چند تا شوخی هم میکنه فلان بعد واقعاً میشه میره.
یعنی در آخر بحثها چی میکنه؟
یه انضباطی توی مسیر اصلا حرکتش وجود داره.
اینکه بعضی وقتها میگن
خواب بعضیا چпе یا مثلاً ااا
مثلاً نظیر این چیزا این واقعیت هم نداره هم داره.
واقعیتش تو اون بخشی که
خیلی وقتها ممکنه یه انضباط وجود داشته باشه.
خب؟ از تو مردم نداره خیلی وقتها.
ولی این
بگیم درسته حتماً یه مستند و روایت که نه یعنی چیزی
نیست. ولی کسایی که خیلی خوابهای آشفته میبینن به صورتی که خیلی صحنههای مختلف داره خواب.
صحنههایی که واقعاً به همدیگه هیچ ارتباطی نداره.
یعنی هی فکر میکنه مثل همون انگار مثلاً تو نفس دارن گپ میزنن با
چیزا مثلاً با حقایق. خب؟
این، یه همچین اتفاقی داره میفته.
این خوابی که
میبینه خواب
چیزی نیست. خواب آشفته میشه دیگه.
خوابهای پراکنده، پراکندگی انگار توش وجود داره.
مفسر هم کاری از دستش بر نمیاد.
اگر هم که متقلب باشه که اصلاً داره عوض میکنه به صورت ک-کلی.
متقلب باشه، نفس دروغگو باشه،
این بحث دروغگویی خیلی، نفس دروغگو باشه اصلاً انقدر عوض میکنه که چی دیگه طرف بازدوره نمیاد.
بستگی داره به روح شما. روح شما اگه روح صاف سالم چیزی باشه
شما حقایق رو دریافت میکنه، صورتبندی میکنه با تعداد صور کمی
تحویل شما میده و شما هم میفهمید
و بشارتیه یا یه انذاریه یا بشارتیه هرچی هست
اینه. منضبط فکر بکنید، دروغ نگید، چی میکنی اینا تو خوابهاتون تأثیر میذاره.
انقدر خواب مهمه که میومدن
پیش پیغمبر و پیغمبر اااه خیلی وقتها سؤال اولش این بود که حلme مبشرات از این خوابهای خوب چی دیدید؟
از این خوابهای خوب چی دیدید حالا؟
تعریف کنید .
مهمه خواب خوب دیدن و خواب دیدن اینا مهمه.
این اصول و عمحات
بحث خوابه تا فروعاتش که چه خوابی ببینه، چجوری میشه و فلان اینا
باشه تو خود مخی خوابهای اون همبندیها و فلان اینا مطرح میشه اونجا مطرح میکنیم.
پس خلاصهش که خلاصهش بکنیم یه حالت منافع میدونی چی؟
یه حالت ازغف و اهله اینم دون تعبیره.
یک حالت روحهای قبله که عین واقع خواب میبینه، یعنی عین واقع رو میبینه اصلاً فوق تعبیره.
یه حدی این وسط داریم تعبیر میخواد.
اینم خیلیش بستگی به روحیات شخص داره.
اصلاً یکی از کسایی که خوب میتونه تعبیر کنه خواب خودش خود آدمه.
با توجه به روحیات خودش با توجه به
اتفاقاتی میفته که یه کلیدهایی هم وسطش وجود داره که میشه خواب رو تعبیر کرد.
در هر صورت خواب چیز مهمیه ازش به شوخی
نگذرید. این میشه
بحث اینکه
قای
بعد میگه ذینهار
میده چونکه حضرت یعقوب میفهمه.
ذینهار اینه که ما در روایت داریم که خوابتون رو برای کسی تعریف نکنید کلاً.
خب؟ خوابتون رو برای کسی تعریف نکنید
ااا چونکه براتون اتفاقاتی ممکنه بیفته.
خیلی خواب تعریف نکنید و
خوابها رو هم همیشه تعبیر به خیر بکنید.
بحثی هم توضیح دادم دیگه خیلی. خوابتون که دیدید هرچی هم که حتی خواب بد دیدید،
خواب ناجور دیدید، بلند شید یه استغفار بکنید، دو رکعت نماز بخونید.
اینا تو روایته. دو رکعت نماز بخونید،
خوابتون رو برای کسی تعریف نکنید. بعد هم بگید خیره انشاالله.
خیره. خواب میبینید مثلاً
یه نفر زنده شد، میگن خیره.
مثلاً میگن دیدم مرد، میگن خیر انشاالله مثلاً عمرش به درازا-- همش، همش خیره.
خب اینا هم تاثیر داره. این که رؤیا رو چجوری
تعبیر بکنید لذا تعریف نکنید که
تعبیر... خواب دیدید یه دسته گل دستتونه،
یهو چلف ساقهش شکست.
به گلها افتاده پایین. بگو الحمد لله.
ممکنه هم-- و این یعنی مهمه تعبیر شما تو اون
ممکنه هم یه اتفاقی بوده ولی تعبیر شما تو خواب مهمه.
اینو بدونید. تعبیر شما تو خواب مهمه.
ممکنه یه حوادثی بوده، یه چیزی بوده ولی
همین تعبیر شما مهمه. من چیز اساس پنج شش بار دیگه نقاشیش--
روایاتش هم خوندم که این تعبیر بد کردن یهو چیز ممکنه اصلاً یه نفر رو بکشه.
به خاطر تعبیر شما. یهو خواب ببینید بعد بگید که اینم خرافات نیست ها.
یعنی چهار آدم خرافاتی مثلاً.
نه تا-- اینا تاثیر داره.
ماها نمیدونیم که تاثیر داره این تعبیر ما.
یهو بگین اِ خواب دیدم
میمیره. پس میمیره.
همین که بگید
گام اضافه کردید به اینکه میمیره.
یعنی داری مردن رو یه خورده جلو همین کار جلو میندازه.
در لوح محو و اثبات نه لوح محفوظی که حوادث تثبیت شدهش هست.
ما لوح محو و اثبات هم داریم. یعنی
اونجا خط خوردگی و پاک کن و این چیزا هم هست.
یه لوحی به نام لوح محو و اثبات در اصل نمیخوام دیگه این چیزا رو زیادتر کنیم ولی هست.
یه لوح محو و اثبات و یه لوح محفوظی اون دیگه...
این که ما داریم هم اجل معلق هم اجل مسمی.
خب؟ اینا داریم .
تو چیز هم داریم اجل مسمایی هم که تو قرآن داریم همینه.
یعنی چی اجل مسمی؟ یعنی اجل معلق.
اینا یه اجل معلق داریم، اجل مسمی هم داریم.
با اینا فعلاً کاری نداریم. لذا
اولاً لا تخصص به أوایك علی اخوتك.
برای برادرت خوابتو تعریف نکن.
خود رازداری کلاً به خصوص
در مسئله خواب خیلی مسئله مهمیه.
حسد بلند میکنه دیگه وضعيت یکی از چیزاش حسده.
فيكيدولك كيدا برات كيد میزنن و نقشه میکشن.
نقشهکشیدنی. بالاخره بچهها خودشو میشناسه از این طرف هم میدونه اینا آدمن.
بعد خوابم خواب شوخی نیست که.
خواب یعنی که شماها میخواید به من سجده بکنید.
چونکه خواب یه قدری واضحه از اینکه شمس و قمر رو
یازده تا داری یعنی همین یازده تا داداشا.
خب؟ اینکه یازده تا داداشن.
شمس و قمر دارن سجده میکنن.
به کی؟ به من دارن سجده میکنن.
خب این کلاً خواب
حسدبرانگیز هم هست.
فيكيدولك كيدا إن الشيطان للإنسان عدو مبيْن.
هم میخواد بگه که ببین هم دشمن درون وجود داره، كيد این نفس برگرد
و هم دشمن بیرون هم وجود داره.
إن الشيطان للإنسان عدو مبيْن.
شیطان هم برای انسان یه دشمن آشکاره.
شیطان ببینید دشمن آشکاره نه اینکه خودش آشکاره.
اتفاقا خودش هم اصلاً آشکار نیست.
شیطان دشمنیش آشکاره.
اینو باید از مجموعه قرآن برداشت میکنیم.
دشمن آشکاره به این معنی نیست که ما میفهمیم که شیطان
اومد و میخواد منو گول بزنه و فریب بده و اصلاً اینجوری نیست.
اتفاقاً داریم که إنه يراكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم
شیطان و قبیلهاش از یه جایی شما رو میبین که شما نمیبینید.
من حيث لا ترونهم میان.
یعنی از نقطهای نفوذ میکنه و وارد میشه که شما نمیفهمید و شما چیز نیستید.
معمولاً آدمها به عجب-- آدمها به کمین نشستن که.
حالا یه موقع هست یه نفری به کمین نشسته است
از اونور کمین شیطان رو نگاه کرده که خودش گفته
لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ.
من تو صراط مستقیم کمین گرفتهم.
از اونورم کمین خدایی که گفته إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ.
مرصاد و کمینگاه خدا هم داره.
یه آدم خودشم به کمینه.
اینجوری دم در دلش نشسته.
اینجوری داره کنترل میکنه.
اون وقتی که حمله شیطان هم انجام بشه...
تو قرآن داریم إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ
طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ
وقتی طائفه از شیطان حمله بکنند این تازه برق میگیرتش، میفهمه.
میفهمه کمین خورده، میفهمه رگب خورده.
اینا رو میفهمه. شخصی که دم در دلش هست میفهمه اینا رو خودش.
یعنی حملات شیطان رو ممکنه
هم ضرباتشو بخوره ولی میفهمه خودش.
میفهمه که ض-ضربه خورد. نفس از اینور
نفس مسول که تو آیه هم میاد نفس مسول
چیه؟ جاسوسه. نفس مسول نفس در مرحلهای که مسول باشه نفس مسول یعنی اینکه
داره کد میده به شیطان که شیطان از کدوم نقطه حمله کنه.
چونکه شیطان برای همه از یه نقطه حمله نمیکنه
دیگه. یه نفرو از طریق پول حمله میکنه، یه نفر
از نقطه قدرت حمله میکنه، پست حمله میکنه،
جاهای مختلف شیطان حمله میکنه.
نفس مسول شروع میکنه کد رو میده به اون که اون از چه طریقی چیز بکنه و نفس هم در مرحله تسلطه ابتدا
نفس که در مرحله تسویله یعنی زینته.
از اون ور شیطان چیکار میکنه؟ شیطان کادوپیچ میکنه،
زینتی میکنه، قشنگش میکنه، خوشگلش میکنه تحویل نفس میده.
این موقعیه که نفس در مرحله تسویله.
نفس مصور تو این مرتبش enable هست.
خب؟ یعنی این شأنش
کاملاً الان فعال شده.
این شأنش فعاله. اونی که خب واقعاً نفس لوامه و چه و چه شده اینا،
اون مرتبش فعاله که حالا این مراتب نفس و اینا رو بعداً باید تو همین از surah یوسف بگیم.
اینکه خب اراده مصور، سعی میپره،
تازه بینا میشه، میفهمه،
نقطههای ضعف رو تشخیص میده.
اون از حملات شیطان استفاده میکنه اصلاً.
نقطه ضعفها رو میگیره، ولی این در مرحله تسویل باشه اون شروع میکنه
برای نفس میخونه و خوشگلش هم میکنه و اینا.
این که نفس و این نفس
پناه بر خدا برسه به نفس اماره دیگه کادوپیچ هم نمیکنه.
کادوپیچ هم با همین زشتیش تحویل میده و تحمیل میکنه.
اون موقعی که نفس برسه تو مرحله امارهش یعنی عادت میکنه.
وقتی که عادت میکنه نفس به حالت اماره بودن در میاد، نفس مصور نیست دیگه امارهست یعنی و اون
شیطان اصلاً کادوپیچ نمیکنه یه چیزی رو تحویل بده،
تحمیل میکنه. اینی که حالا بعدها آره میبینیم که داره میشه اولیاء الشيطان میشه یعنی تحت ولایت میره.
اینی که تحت ولایت میره، شما نمیدونم با معتادا سر و کار انشاالله ندارید، ولی من چونکه سر و کار داشتم و دارم
همش هم با اعراب خود هروئینیها
. هروئینیها بله بالاخره
ما اینجوریم دیگه. این هروئینیها
یه موقع از طرف اولش که شروع میکنه با سیگار و تریاک و اینا شروع میکنه، اونجا نفسش نفس مصوره.
فعلاً داره کیف میکنه و داره
حال میکنه مثلاً اینجوری که همینجوری هم بهش تحویل میده شیطان.
ولی هروئینیها اینا دیگه مصور نیست، اینا امارهست.
یعنی شما برو ازش بپرس که شما کلاً خوشحالی از همچین وضعیتی؟
وضعیتی که نمیدونم دیدی یا نه گاهی یه
یکی از این هروئینیها جلو مغازه چیز شد،
یه چیزی از دستش افتاد چهار، پنج ساعت طول کشید تا اینو برداره.
چهار، پنج ساعت .
یعنی این هی میرفت تو زمین،
یه چیز دیگهش میافتاد، اینو میخواست بردارد، این اه مثلاً اینجوری
. و این چهار، پنج ساعت مشغول بود این که واقعاً رقت باره.
چهار، پنج ساعت اینو داشت از این هرچی میخواست بردارد بعد بینش مثلاً یه نیم ساعتی میخوابید مثلاً
بین، بین، بین اینا. خب این شما برو به این هروئینی بگو که شما خوشحالی الان؟
مثلاً کیف میکنی از همچین وضعیتی و اینا؟
به تمام صد و بیست و چهار هزار پیامبر قسم بخور که من ناراحتم از این وضعیت.
البته پناه بر خدا. ما هم همینجوری هستیم نسبت به اولیاء خدا.
یعنی اولیاء خدا این حالت
ما رو تو این دنیا نگاه کنن همینجوری میبیننا.
چیز دیگه نه، همین مدلی میبینن.
که یه نفری که میبینی درگیره، یعنی
یه کار عادی رو همش گرفتاره، یعنی همش مشغوله
. گرفتش انگار.
اینجوری مشغول شده.
اونا هم همینجوری نگاه میکننا
. پناه بر خدا. ولی نفس که تو حالت اماره قرار بگیره دیگه به همین حالته.
یعنی دیگه اصلاً بحث اینه که کادوپیچ میکنه.
لذا اونی که در surah هجر داریم که
قسم خورده که «قال رب بما أغویتنی لأزینن لهم في الأرض ولأغوينهم أجمعین»
تزیین میدیم اغوا میکنیم مال اول کاره
. تزیین میدیم و اغوا میکنیم مال اول کاره.
بعد، بعد که میگیره اون نیست.
اونی که «لأهتكنكن ذریته إلا قليلا»
که تو surah اسراء اونه. یعنی ما دیگه احتناکه، ما سواری میگیریم مثلاً.
ما اصلاً تزیین نمیدیم اغوا کنیم.
مثلاً میشینیم سواری میگیریم اینجوری حالا تو بخوای یا
نخوای، اینجوری. بحثی از حالت...
حالا این مراتب نفس و به اینا لذا «إن الشيطان للإنسان عدو مبین»
بحث اینه که شیطان خیلی چیز آشکاریه، دشمن آشکاره.
به این معنی که خودشم آشکاره.
اصلاً هم آشکار نیست شیطان.
برای کسایی که کمین گرفتن
یه چیزایی رو میفهمن و تذکراتی براشون هست و
مبصر هم میشن و نقاط ضعف هم خوب تشخیص میدن با تاثیر شیطان.
شیطان هم میکنن نود و دو ازش میان بالا.
برای کسایی که کمین نگرفتن
و در این کمین ننشستن و خیلی باری به هر جهت داریم میگذرونیم اوضاع رو
. برای اینا به هر جهت اصلاً دشمن آشکار نیست "إنه یراکم هو وقبیله" "حتی إذا جاءوا حشوا لا ترونه"
خودشو قبیلهش میزنه یه نقطهای میاد که "لا ترونه"
اصلاً شما نمیبینیدشون. میبینید که
خیلی اوقات میشه همین که "قل هل ننبئكم بالأخسرین أعمالا"
میخواید به بدترین اعمال تو رویا بگم چیه؟
"الذین ول شعيهم في الحياة الدنيا وهم يحسبون أنهم يحسنون صنعا"
چیزایی که اصلاً حرکتشون گم و گوره تو این حیات دنیا "وهم يحسبون أنهم يحسنون صنعا" خودشونم فکر میکنن خیلی
کار خوبی دارن میکنن و خیلی خوب دارن کار میکنن
و درست کار میکنن اینا. میبینید که اون داره
چی میکنه؟ به اون طرف بود چیزه...
البته با یه توبه همه چی حلهها.
توبه واقعی باشه همه چی حله.
نفس شیطونی در عالم رویا دید و گفتش که آره چه نشستهای که
فلان عابد نوشته داره پرتهتو میریزه تمام شیطانتا داره رو میکنه.
یه خندهای کرد گفت چی میخندی؟ گفت اونو خودم گفتم بنویسه.
یعنی خودم گفتم بنویسه بنویسه اینا.
به هر جهت اینی که تو اون عالم رؤیا این داستانی که همه شنیدید
اینو با اون طناب میکشیم و اونو با اون طناب میکشیم و
شیطان یدونه با یه طناب کلفت میکشه و خب این طناب کلفته
دارن با همدیگه میرن. این طناب کلفته یعنی مال شیخ انصاریه.
دارن این هرچی که تونستن ن-- خاصه نکشید.
گفت طناب من کدوم؟ طناب نمیخواد.
همین داریم میایدی. خب این داریم صحبت میکنیم با همدیگه میریم.
تو طناب لازم نداری. خب یعنی
گاهی اوقات میبینی طناب لازم نداره طرف اصلاً
همینجوری داریم میریم دیگه با هم. اِاِاِ.
اینه. به هر جهت آشکار، آشکاری کرده که اومده تو این منظور همینه.
ما هی میخوایم آیاتو زیادتر بخونیم نمیشه.
خدايا خداوندا ما رو ببخش و بیامرز.
امين. عاقبتمون رو هممون خط خوشی بفرما.
امين. قلب نازنین امام زمان از ما راضی و خشنود بدار.
امين. خدا نسل دودمان ما رو تا قیام قیامت از مريدان و عاشقان قرآن و اهلبیت قرار بده.
امين. خدا
دست ما رو در دنیا و برزخ و قیامت از قرآن و اهلبیت کوتاه نفرما.
امين. هر حس و عقل از هر جای این عالم به روح حضرت امام حاضر و حاصل بفرما.
امين. همه خدمتگزاران به اسلام و انقلاب در پناه خودت حفظ و حمایت بفرما.
امين. همه گذشتگان و رفتگان، ذمه عقیم، پدر، مادر و معلمامونو
همهشون رو سر سفره قرآن حاضر بفرما.
امين. همه مرزهای عالم، مرزهای شیعه، مرزهای اسلام،
همهشون اگه خیر و صلاحشون در شفاعت عادلاً و کاملاً لباس عافیت بپوشن.
امين. پدر مادر ما رو به غایت از ما راضی و خشنود بدار.
امين. مقام شهدا عالی سالکان بگردان.
امين. النبی آله فاتحه کتاب.
اللهم صل علی محمد
و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد