ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسۀ هفدهم تفسیر سورۀ یوسفِ حجت‌الاسلام قاسمیان آیات سی‌وهفت تا چهل را می‌خواند و سی‌ونه را با چهل یکی می‌کند: یوسف به همبندی‌ها می‌گوید آیا ربّ‌های پراکنده بهترند یا خدای یگانۀ قهّار، و حکم جز برای خدا نیست. «خیر» می‌تواند تفضیل یا صفت مشبّهه باشد. مشرکان خالقیت و ربوبیت تکوینی را قبول داشتند؛ گلوگاه ربوبیت تشریعی است. ارباب متفرّق امروز چوب و سنگ نیست؛ علوم و آرایی است که در عرض خدا نظر می‌دهند (روان‌شناسی «شریک جنسی»، زندانِ هتل، بیرون‌گذاشتن همجنس‌گرایی از فهرست انحراف). «ما نعبدهم إلا لیقرّبونا» و «هؤلاء شفعاؤنا» شبیه زبان شفاعت است؛ فرق در اذن و سلطان است (سبأ/۲۲–۲۳؛ نساء/۶۴). واحد قهّار یعنی مالکیت حقیقی و احاطه (نساء/۱۲۶ و ۱۰۸؛ معیت قیّومی)، نه واحد عددی در ردیف دیگران: سه نفر نجوا نمی‌کنند مگر خدا چهارمی است (مجادله/۷) — این را با شمارش اصحاب کهف (کهف/۲۲) قاطی نکنید. اسماء سمیّتموها میراث بی‌دلیل است (چهارشنبه‌سوری، گاوبازی؛ نجم/۱۹–۲۳). «إذا دعی الله وحده کفرتم» (غافر/۱۲). جملۀ امام کامل است: میزان رأی ملت است و ملت اسلام را می‌خواهند. خدا بسیط است: أنا خیر شریک. ما کان لهم الخیرة تکوینی (قصص/۶۸) و تشریعی (احزاب/۳۶). ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت است نه شخص؛ منطقة الفراغ و «أمرهم شورى» مال امر مردم است نه امر الله. شورای نگهبان و مجمع تشخیص امضای إن الحکم إلا لله‌اند. «وشاورهم فی الأمر» مردم‌سالاری را اثبات نمی‌کند.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه، صلوات و تلاوت آیات سی‌وهفت تا چهل
  • یا صاحبی السجن: آیهٔ سی‌ونه و چهل یک مطلب‌اند
  • منشأ شرک: حوادث متشتّت عالم
  • مشرکان خالقیت و ربوبیت تکوینی را قبول داشتند
  • بت‌پرستی امروز چوب و سنگ نیست
  • إن الحکم إلا لله: ما مستنبط قانونیم، نه قانون‌گذار
  • روان‌شناسی در عرض خدا: شریک جنسی و تجویز خودارضایی
  • حدّ زنا: همان خدای رحمت، رأفت را اینجا برمی‌دارد
  • زندانِ هتل و ارباب متفرّق مجازات
  • مؤمنون: زمین مال کیست؟ سیقولون لله
  • یونس: از آسمان و زمین که روزی می‌دهد کیست؟
  • مشرکین یعنی ماها: از شفعا به شرکا
  • مهندسی و علوم انسانی: با ده الهه می‌شود در رفت
  • و امرهم شورى بينهم؛ امر الله را به مجلس نبرید
  • واحد قهّار: قرآن از بحث علمی ثمرهٔ عملی می‌گیرد
  • نساء: آسمان و زمین مال خداست؛ مالکیت حقیقی نه اعتباری
  • نساء ۱۰۸: با خیانت‌کاران بیتوته هم خدا هست
  • مجادله: سه نفر نجوا نمی‌کنند مگر خدا چهارمی است
  • کهف را با مجادله قاطی نکنید
  • برگردیم به یوسف: ارباب متفرّق یا الله الواحد القهار
  • میراث فرهنگی بی‌سلطان: چهارشنبه‌سوری و گاوبازی
  • نجم: لات و عزّى و منات؛ قسمة ضیزى
  • غافر: إذا دعی الله وحده کفرتم
  • میزان رأی ملت است و ملت اسلام را می‌خواهند
  • أنا خیر شریک: خدا بسیط محض است
  • ما کان لهم الخیرة: تکوینی در قصص، تشریعی در احزاب
  • سبأ: نه مالکیت مستقل، نه شراکت، نه ظهیر؛ فقط شفاعت مأذون
  • إن نافیة: حکمی نیست مگر برای خدا
  • شوری: آیات را مثله نکنید
  • فقاهت وکالت از مردم ندارد؛ ولایت بر مردم دارد
  • شورای نگهبان و مجمع تشخیص: امضای إن الحکم إلا لله
  • و شاورهم فی الأمر: مشورت عقلا، نه اثبات مردم‌سالاری
  • دعای پایان جلسه

نکات کلیدی

  • آیات سی‌ونه و چهل یوسف یک مطلب‌اند: ارباب متفرّق در برابر الله الواحد القهار، و إن الحکم إلا لله. «خیر» می‌تواند تفضیل یا صفت مشبهه باشد: کدام بهتر است / کدام را می‌پسندید.
  • منشأ شرک تشتت حوادث بود (باران، باد، رزق، زلزله). مشرکان توحید خالقی و ربوبیت تکوینی را قبول داشتند؛ پذیرش ربوبیت تشریعی سخت بوده و هست. برنامه که یکی شد باید عمل کرد؛ برنامه که ده تا شد می‌توان در رفت.
  • بت امروز چوب و سنگ نیست. «ما نعبدهم إلا لیقربونا إلى الله زلفى» و «هؤلاء شفعاؤنا عند الله» زبان وسیله و شفیع است؛ بدون سلطان و اذن همان شرک است.
  • جامعۀ دینی قانون نمی‌گذارد؛ قانون را استنباط می‌کند. مبنای حکومت دینی و ولایت فقیه فقط إن الحکم إلا لله است. امام: صرف تصور درست تصدیق می‌آورد. جوادی: ولایت فقاهت و عدالت، نه ولایت شخص.
  • منطقة الفراغ جای شوراست: وامرهم شورى بينهم، نه وامر الله شورى بينهم. شکل حکومت (پادشاهی یا جمهوری) در فراغ است اگر حکم الله بماند؛ شاه عباس و علامه مجلسی هم می‌تواند مصداق باشد.
  • روان‌شناسی در عرض دین — تجویز خودارضایی، «شریک جنسی» اعم از همسر و جنس مخالف، روابط پیش از ازدواج «ضمن احترام به مذاهب» — یعنی ارادهٔ قاهر را تقسیم کردن.
  • همان خدای «وما أرسلناک إلا رحمة للعالمین» در حد زنا رأفت را برمی‌دارد: صد ضربه و شهود طائفه‌ای از مؤمنان (نور/۲). آنجا روان‌شناسی جای حکم نمی‌نشیند.
  • نظریۀ «مجرم مریض است» و زندانِ هتل بازدارندگی را می‌کشد؛ نهضت معکوس قصاص را برمی‌گرداند. خارج کردن همجنس‌گرایی از فهرست انحراف، ارباب متفرّق است.
  • مؤمنون ۸۴–۸۹ و یونس ۳۱: زمین، آسمان‌های هفت‌گانه، عرش، ملکوت، رزق، سمع و بصر، تدبیر — سیقولون لله. پس «فأنى تسحرون / أفلا تتقون». مشرکین یعنی ماها: از شفعا به شرکا.
  • «أجعل الآلهة إلها واحدا إن هذا لشیء عجاب» (ص/۵) همان اعتراض امروز است اگر تبر خلیل‌اللهی امام زمان علوم ساخته‌شده را بشکند. علوم انسانی با ده الهه راه فرار می‌دهد؛ مهندسی معمولاً یک جواب دارد.
  • قرآن از «متخذات أخدان» نهی می‌کند (نساء/۲۵). نظریه‌های متضاد روان‌شناسی (مضر / مفید / خنثی) همان الهه‌های متفرّق‌اند.
  • مالکیت اعتباری دزدیدنی است (کفش). مالکیت حقیقی شبیهِ تصویر ذهنی است و فقط از آنِ خداست: وکان الله بکل شیء محیطا (نساء/۱۲۶). با بیتوتۀ خیانت هم خدا هست؛ معیت قیومی (نساء/۱۰۸).
  • خدا خود را واحدِ تنها معرفی نکرده؛ واحد قهار است. ثالث ثلاثة کفر است (مائده/۷۳)؛ رابع سه نفر توحید است (مجادله/۷). کهف/۲۲ شمارش اصحاب کهف و سگ است نه معیت؛ بحث بی‌فایده نکنید (إیاک أعنی واسمعی یا جارة؛ المیزان).
  • اسماء سمیتموها میراث فرهنگی بی‌عقل و بی‌نقل است: چهارشنبه‌سوری، گاوبازی اسپانیا. تفریح مباح (فوتبال) رخصت است. نجم: لات و عزى و منات؛ قسمة ضیزى برتری دختر و پسر نیست. ولا تزر وازرة وزر أخرى محکم است؛ جعفر کذاب و پسر نوح حجت‌اند که وزر فرزند بر امام نیست.
  • إن یتبعون إلا الظن وما تهوى الأنفس: اندیشه گمانی، انگیزه هوایی. با یک الهه نمی‌شود در رفت؛ با ده‌تا می‌شود هر چیزی را توجیه کرد. غافر/۱۲: إذا دعی الله وحده کفرتم وإن یشرک به تؤمنوا.
  • بعضی بت‌ها ابتدا قدیس بودند؛ بعد «آقای فلانی گفته» حجت شد. دست از دست خدا بیرون رفت.
  • جملۀ امام در صحیفهٔ نور کامل است: میزان رأی ملت است و ملت اسلام را می‌خواهند. ارادهٔ جمعی غربی فحشا را شناسنامه می‌دهد؛ دین می‌گوید غلط می‌کنی می‌خواهی، از دین خارج شو.
  • خدا بسیط محض است: أنا خیر شریک — یا همه یا هیچ. نؤمن ببعض و نکفر ببعض و جعلوا القرآن عضین مردود است.
  • ما کان لهم الخیرة تکوینی در قصص/۶۸؛ تشریعی در احزاب/۳۶: مؤمن حق ندارد مقابل قضای خدا و رسول نظر بدهد. سبأ/۲۲–۲۳ نردبان را پایین می‌آورد: نه ملک مستقل، نه شرک، نه ظهیر؛ فقط شفاعت با اذن. شفاعت ائمه دلیل دارد (انبیاء/۲۸؛ نساء/۶۴). تأثیر استقلالی ائمه شرک است.
  • إن نافیه: حکمی نیست مگر برای خدا. عدد ولی در اصل ولایت فقیه نیست. شوری/۳۷–۳۸ را مثله نکنید: اول اجتناب از کبائر و گذشت در خشم، بعد استجابوا لربهم و نماز، بعد أمرهم شورى. نماز سامانۀ عامل و فرمان و عمود دین است؛ قبول و رد بقیه اعمال به آن بسته است.
  • فقاهت وکیل مردم نیست؛ وکالت از خدا و ولایت بر مردم دارد. شخص موضوع نیست. شورای نگهبان سازگاری با إن الحکم إلا لله را می‌سنجد؛ مجمع تشخیص تزاحم اهم را با امضای فقیه حل می‌کند. أمرهم به مجلس می‌رود (ترافیک، بانک)؛ امر الله نمی‌رود (ارث، حدود). در واجب تخییری می‌شود میان افراد حکم انتخاب کرد، اصل حکم را حذف نمی‌کنند.
  • و شاورهم فی الأمر ثم إذا عزمت فتوکل: عزم با پیامبر است؛ مشورت با چند عاقل، نه اثبات مردم‌سالاری یا پادشاهی.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: ارباب متفرق؛ واحد قهار؛ ربوبیت تکوینی / تشریعی؛ توحید خالقی؛ منطقة الفراغ؛ إن الحکم إلا لله؛ مستنبط قانون در برابر قانون‌گذار؛ ولایت فقاهت و عدالت؛ أمرهم / أمر الله؛ شوری؛ وکالت و ولایت؛ مالکیت حقیقی و اعتباری؛ معیت قیومی؛ احاطه؛ ثالث ثلاثة / رابع سه نفر؛ اسماء سمیتموها؛ سلطان (برهان)؛ ظن و هوای نفس؛ قسمة ضیزى؛ أخدان؛ شفاعت مأذون؛ ملک / شرک / ظهیر؛ إن نافیه؛ تزاحم و مصلحت اهم؛ واجب تخییری؛ بسیط محض.

منابع نام‌برده در جلسه: قرآن (یوسف/۳۷–۴۰؛ زمر/۳ و ۲۹؛ یونس/۱۸ و ۳۱؛ شوری/۳۷–۳۸؛ نور/۲؛ انبیاء/۲۸ و ۶۷ و ۱۰۷؛ مؤمنون/۸۳–۸۹؛ زخرف/۹؛ ص/۵؛ نساء/۲۵ و ۶۴ و ۱۰۸ و ۱۲۶ و ۱۵۰؛ مائده/۷۳ و ۱۰۴؛ مجادله/۷؛ علق/۱۴؛ کهف/۲۲؛ نجم/۱۹–۲۳ و ۳۸؛ ملک/۱۰؛ غافر/۱۲؛ قصص/۶۸؛ احزاب/۳۶؛ سبأ/۲۲–۲۳؛ حجر/۹۱؛ آل‌عمران/۱۵۹)؛ حدیث قدسی «أنا خیر شریک»؛ روایت قبول نماز («إن قبلت قبل ما سواها»)؛ کتاب ولایت فقیه امام خمینی (صرف تصور تصدیق می‌آورد؛ میزان رأی ملت است و ملت اسلام را می‌خواهند — صحیفهٔ نور)؛ ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت از آیت‌الله جوادی آملی؛ المیزان (ضرب‌المثل إیاک أعنی واسمعی یا جارة)؛ اشارۀ شاه عباس صفوی و علامه مجلسی؛ شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت؛ نقل از آقای حریری؛ رادیو بی‌بی‌سی بخش فارسی (نمونۀ روان‌شناسی)؛ سایت مشکات برای جلسۀ بعد.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.