ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ سی‌وپنجم تفسیر سورهٔ یوسفِ حجت‌الاسلام قاسمیان از آیهٔ صدوهشت است با تلاوت تا صدویازده، صفحهٔ دویست و چهل و هشت: «قل هذه سبیلی أدعو إلی الله علی بصیرة أنا ومن اتبعنی». دعوت بر بصیرت غیر کار نظری صرف است؛ مأمون در تسلط قرآنی حتی از مراجع نمونه ندارد ولی رمز آیه گرفتن غیر از دیدن مطلب است. أنا و من اتبعنی هر دو فاعل‌اند نه مفعول؛ وظیفهٔ دعوت مال همهٔ پیروان است نه فقط علما، حتی بازاریِ کم‌سواد با عمل بی‌زبانش گلولهٔ نور می‌شود. دین کورکورانه مردود است؛ خدا با دو آیه حصن کرده: میثاق اعراف که جز حق بر خدا نگو، و یونس که ندانسته تکذیب نکن. حج، جدال بی‌علم را برای تابع و پیشگام جدا می‌کند. بصیرت تا نصاب عصمت است؛ سامری و بلعم صاحب بصیرت شدند معصوم نه. بر را به خوبان گره می‌زند نه به قبلهٔ چپ و راست. هل یستوی ذیل نماز شب است نه مدرک. یستمعون القول در بستر اجتناب از طاغوت است و احسن الأقوال دعوت به خداست. انظر إلی ما قال جای محدود دارد؛ طعام علم را از سفرهٔ عالم مفتون به دنیا برمدار. رجالاً نوحی إلیهم هم بشریت پیامبر است هم پست اجرایی نبوت برای مرد؛ مقام معنوی و ولایت مال انسان است. أولوا الألباب در آل عمران ذکر و أنثی ندارد. اعراب بادیه است نه عرب. حجاب همشهری و هم‌عصر ضد دلیل است. چهار قاعده: قوا أنفسکم، کان أبوهما صالحاً، أزهد الناس بنوه، الحاق ذریه و قطع نسبت نوح.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه و تلاوت آیات صدوهشت تا صدویازده
  • أدعو إلی الله علی بصیرة؛ أنا و من اتبعنی فاعل‌اند نه مفعول
  • دعوت بر بصیرت غیر دعوت علمیِ صرف است
  • دین کورکورانه مردود است؛ دو آیه به‌مثابهٔ دژ
  • جدال بی‌علم در سورهٔ حج؛ تابع و پیشگام
  • الفبای دین و مراتب دعوتِ من اتبعنی
  • بصیرت تا نصاب عصمت؛ سامری و بلعم
  • بر را به خوبان گره زدن نه به خوبیِ انتزاعی
  • هل یستوی؛ مدرک علمی ملاک دین نیست
  • یستمعون القول؛ احسن الأقوال دعوت به خداست
  • انظر إلی ما قال؛ طعام علم و عالم مفتون به دنیا
  • دعوت بی‌زبان؛ الفبای اخلاق در پرونده‌های قضایی
  • رجالاً نوحی إلیهم؛ بشریت پیامبر و اینکه ملک الگو نیست
  • رجال بودن؛ نبوت پست اجرایی است نه انحصار مقام معنوی
  • وحی به فاطمه و علی بدون ادعای نبوت
  • مرجعیت زن؛ فهم علمی و بار اجرایی
  • أولوا الألباب در آل عمران؛ لب مال زن و مرد است
  • گشت‌وگذار برای آرامش؛ چراغ ده متر تا مشهد
  • کلاس اخلاق نیست؛ عمل به آنچه هست
  • فاستجاب لهم؛ ذکر و أنثی؛ مادر و دوختن کلمات
  • من أهل القری؛ اعراب بادیه است نه عرب
  • آمادگی مدینه؛ حجاب همشهری و هم‌عصر
  • گزینش با فامیل؛ جعفر طیّار و جعفر کذّاب
  • چهار قاعده دربارهٔ اهل و ذریه
  • وعدهٔ جلسات بعد و دعای پایان جلسه

نکات کلیدی

  • آیهٔ صدوهشت راه یوسف و پیامبر است: دعوت به‌سوی خدا بر بصیرت، من و هر که پیرو من است؛ تسبیح خدا و برائت از شرک. أنا و من اتبعنی هر دو فاعل دعوت‌اند نه مفعول دعوت.
  • بصیرت غیر علم نظری است. «منهم من ینظر إلیک» نگاه می‌کنند ولی لا یبصرون. مأمون در احتجاج با امام رضا با رمز آیه حرف می‌زد؛ تسلطش را در مراجع فعلی نمی‌شناسیم؛ رمز گرفتن دعوت علی بصیرة نیست.
  • دین آره و نه بی‌دلیل را رد می‌کند. روایت غرر: خدا بندگان را با دو آیه حصن کرده. اعراف/۱۶۹ میثاق کتاب که جز حق بر خدا نگو؛ یونس/۳۹ تکذیب آنچه به علمش احاطه نداری.
  • حج/۳–۴ روحیهٔ تابع: جدال بی‌علم و پیروی از هر شیطان مرید، گمراهی و عذاب سعیر. حج/۸–۹ روحیهٔ پیشگام: جدال بی‌علم و هدی و کتاب منیر، ثانی عطفه از سر غرور، لیضل عن سبیل الله، خزی دنیا و عذاب حریق.
  • الفبای دین شهود می‌خواهد: خدا هست، حکیم است، برنامه به دست اوست. خرده‌ریز نظری الفبا نیست ولی باز آره و نه دلیل می‌خواهد. دعوت به‌سوی خودشان نیست به‌سوی خداست.
  • من اتبعنی علما نیست. بازاری کم‌سواد که دروغ نمی‌گوید و مال مردم نمی‌خورد و مغازه را برای مسجد می‌بندد در حد خودش علی بصیرة دعوت می‌کند؛ گاهی مثل گلولهٔ نور است بی‌آنکه حرف بزند.
  • صاحب بصیرت معصوم نمی‌شود. سامری گفت بصرت بما لم یبصروا به و گوساله ساخت (طه/۹۶). بلعم آیات گرفت و انسلخ (اعراف/۱۷۵). عصمت نصاب بصیرت است: شیرابهٔ زباله به ذهن نمی‌آید؛ کالباس هنوز به آن نصاب نرسیده.
  • بر را به خوبان گره می‌زند نه به خوبی مجرد: لیس البر أن تولوا وجوهکم قبل المشرق والمغرب ولکن البر من آمن بالله. قبلهٔ بیت‌المقدس یا کعبه خوبی نیست.
  • هل یستوی الذین یعلمون در زمر/۹ ذیل قانت آناء اللیل است نه حواله به مدرک دانشگاه. نگار مکتب‌نرفته مسئله‌آموز صد مدرس شد؛ مزاج دین مدرک‌محور نیست.
  • یستمعون القول فیتبعون أحسنه (زمر/۱۸، صفحهٔ ۴۶۰) را آزاداندیشی بی‌قید نخوانید؛ قبلش اجتناب از طاغوت و انابه إلی الله است. احسن الأقوال را فصلت/۳۳ گره می‌زند به کسی که دعا إلی الله.
  • انظر إلی ما قال ولا تنظر إلی من قال یک روایت است نه جمع‌بندی معارف. جایش جایی است که حرف خوب را به بهانهٔ عمل گوینده رد نکنی؛ نه اینکه هرجا بنشینی گوش کنی. قرآن خوبی را به خوبان گره می‌زند.
  • فلینظر الإنسان إلی طعامه (عبس/۲۴) در تفسیر ائمه یعنی العلم ممن یؤخذ. سفرهٔ آلوده غذای آلوده دارد. لا تجعل بینک وبین الله عالماً مفتوناً بالدنیا؛ ادنی اثرش کندن حلاوت مناجات از دل است.
  • عالم دنیاگرا — ساعت و تلفن همراه و آرایش خانه و حرف پولی و دنبال صیغه با درجات علمی بالا — علوم نظری می‌دهد علی بصیرة نه. حق دارید زندگی کسی را که از او معارف می‌گیرید ببینید؛ تعلقات حداقل معیار است.
  • کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم. پرونده‌های قضایی دنیا غالباً الفبای اخلاق است نه پیچیدگی حقوقی: کلاه، خلف وعده، دروغ. هر کس به حسب خود می‌تواند دعوت کند.
  • رجالاً نوحی إلیهم من أهل القری چند لایه دارد. بشریت: لو جعلناه ملکاً لجعلناه رجلاً؛ ملک بی‌شهوت و غضب الگو برای آدم با شهوت و غضب نیست. ائمه و شهدا را از آدم بودن خارج کردن خیانت است نه خدمت؛ شهید ارخبی مثل تو بود و با زحمت چیز خاصی شد. فرقان: یأکل الطعام ویمشی فی الأسواق.
  • رجال در نور/۳۷ و اعراف/۴۶ می‌تواند مرد میدان جهاد اکبر باشد شامل زن. در یوسف/۱۰۹ مقصود تیرهٔ مردان و پست اجرایی نبوت است چون تشریع برابر است با آزار و جنگ و خاک بر سر.
  • وحی به فاطمه و علی تفاوت ماهوی با وحی نبوت ندارد؛ فرق در ادعای نبوت و تشریع است. یا علی إنک تسمع ما أسمع وتری ما أری إلا أنک لست بنبی. مقام معنوی و ولایت مال انسان است نه زن یا مرد.
  • زن مرجع‌پرور می‌تواند باشد حتی اگر سوادش بالاتر باشد. اگر مرجعیت صرف کار علمی باشد زن و مرد ندارد. تاریخ حوزهٔ خانم‌ها جامعهٔ الزهرا و درس پشت پرده است. شاگرد خانم با دکترای ریاضی کفایه خواند و با نظریهٔ ریاضی رأی صاحب کفایه را رد کرد؛ بحث فهم نیست بحث بار اجرایی و مراجعات مردمی و جبهه است که از دوش زن برداشته‌اند.
  • أولوا الألباب آل‌عمران/۱۹۰–۱۹۳ صاحبان لب‌اند که سحر ذکر می‌کنند و در خلق می‌اندیشند و ندای ایمان را شنیده‌اند؛ این همان علی بصیرة است. آیهٔ ۱۹۵ فاستجاب لهم… من ذکر أو أنثی: لب مال زن و مرد است. نبود پیامبر زن تضییع حق نیست؛ اجحاف آن بود که زن نتواند ولی‌الله و مقرّب شود. دوختن کلمات مثل مأمون از لابه‌لای قرآن می‌تواند به جهنم برود؛ کار عاشقانهٔ مادر از لابه‌لای بچه‌داری به بهشت.
  • شاگرد دبیرستان بعد دانشگاه قطع رابطه کرد که دین آرامش نداد؛ شرق و غرب را گشت؛ سه سال بعد در آستانهٔ خودکشی برگشت که همهٔ دود و مشروب و پول را آزموده. فطرت دست‌نخورده خودش دعوت به الله دارد؛ پیغمبر به عمرش لیت نگفت. دانش تأویل الفبای دین را نپیچاند. چراغ ماشین ده متر روشن می‌کند و تا مشهد می‌رود؛ ده متر برو بقیه‌اش روشن می‌شود.
  • علامه طباطبایی و آقای بهجت کلاس اخلاق نگذاشتند: اخلاق درسی نیست، عمل به آنچه هست. کلاس‌هایی که تهش کندن درخت از ریشه است هدف خلقت نیست.
  • اعراب جمع عرب نیست؛ مفرد ندارد و یعنی بادیه‌نشینان. توبه/۹۷: أشد کفراً ونفاقاً وأجدر ألا یعلموا حدود ما أنزل الله. لطافت بادیه‌نشینی جای عالم و معلم و جلسهٔ قرآن را نمی‌گیرد. کار جهادی فقط پر کردن شکم نیست؛ شاید تجمیع روستا لازم باشد. امام: محرم و صفر اسلام روستا را زنده نگه داشته. شهر یعنی جای معارف نه پز شهرنشینی؛ جلسات تهران جای شکر است.
  • مردم مدینه آماده‌تر از مکه بودند. اختلاف اوس و خزرج و پادشاهی عبدالله بن أبی تا خوردند به پیامبر پادشاه سوت شد. حجاب همشهری: خمین آخرین شهری بود که به انقلاب پیوست با اینکه امام از آن برخاست. أزهد الناس فی العالم بنوه ثم قرابته ثم جیرانه؛ خانه جای منبر نیست. هم‌عصر بودن ضد دلیل است برای انکار قسیم النار والجنة بودن امیرالمؤمنین.
  • اگر پیامبر در ادارات گزینه می‌شد با عموی ابولهب و حمّالة الحطب و ابوسفیان و پدرخانم ابوبکر و عمر رد می‌شد. جعفر طیّار برادر علی است و جعفر کذّاب پسر امام هادی. دین شخص را با مجموعهٔ فامیل نمی‌سنجد. در ازدواج گرایش خانوادگی مطرح است؛ در ایمان جوانان مکه با خانوادهٔ مشرک می‌آمدند.
  • چهار قاعده با هم دیده شود: قوا أنفسکم وأهلیکم ناراً (اولین نهاد اجتماعی)؛ وکان أبوهما صالحاً (خضر راه برای بچه)؛ أزهد الناس بنوه؛ و الحاق ذریه (طور/۲۱) که شاگردان هزاران‌نفره ذراری عالم‌اند، در حالی که پسر نوح «إنه لیس من أهلک إنه عمل غیر صالح».
  • هفتهٔ بعد اتمام این بحث؛ سپس تتمیم خواب و تجرّد روح و علم غیب و پایان سورهٔ یوسف. دعا در اعیاد شعبانیه و نیمهٔ شعبان.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: علی بصیرة؛ أنا و من اتبعنی (فاعل نه مفعول)؛ دعوت علمی در برابر دعوت بصیرتی؛ حصن با دو آیه؛ قول علی الله؛ جدال بغیر علم؛ شیطان مرید؛ ثانی عطفه؛ الفبای دین؛ نصاب عصمت؛ بر و خوبان؛ أهل الألباب / لُب؛ احسن الأقوال؛ ما قال و من قال؛ طعام علم؛ عالم مفتون به دنیا؛ دعاة بغیر ألسنة؛ رجال و پست اجرایی نبوت؛ وحی بدون ادعای تشریع؛ مرجع‌پرور و مرجع؛ ذکر و أنثی؛ اعراب در برابر عرب؛ من أهل القری؛ حجاب همشهری و هم‌عصر؛ الحاق ذریه؛ إنه لیس من أهلک.

منابع نام‌برده در جلسه: قرآن (یوسف/۱۰۸–۱۱۱؛ یونس/۳۹ و ۴۳؛ اعراف/۴۶ و ۱۶۹ و ۱۷۵؛ حج/۳–۴ و ۸–۹؛ طه/۹۶؛ بقره/۱۷۷؛ زمر/۹ و ۱۷–۱۸؛ فصلت/۳۳؛ عبس/۲۴؛ انعام/۸–۹؛ فرقان/۷ و ۲۰؛ نور/۳۷؛ آل‌عمران/۱۹۰–۱۹۵؛ توبه/۹۷؛ کهف/۸۲؛ هود/۴۶؛ تحریم/۶؛ طور/۲۱؛ مسد/۱ و ۴)؛ غرر روایات (حصّن عباده بآیتین)؛ روایت انظر إلی ما قال؛ تفسیر ائمه از فلینظر الإنسان إلی طعامه (العلم ممن یؤخذ)؛ لا تجعل بینک وبین الله عالماً مفتوناً بالدنیا؛ کونوا دعاة الناس بغیر ألسنتکم؛ شرّقوا وغرّبوا… أهل البیت؛ یا علی إنک تسمع ما أسمع وتری ما أری إلا أنک لست بنبی؛ أزهد الناس فی العالم بنوه ثم قرابته ثم جیرانه؛ احتجاجات مأمون با امام رضا؛ شهید ارخبی؛ جامعهٔ الزهرا؛ کفایه و شاگرد با دکترای ریاضی؛ علامه طباطبایی و آیت‌الله بهجت و نفی کلاس اخلاق؛ جملهٔ امام دربارهٔ محرم و صفر؛ عبدالله بن أبی و اوس و خزرج؛ خمین و حجاب همشهری؛ جعفر طیّار و جعفر کذّاب؛ وعدهٔ بحث خواب و تجرّد روح و علم غیب پس از اتمام سوره.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.