د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸
دارای متن همگام
مقصود از بحث توحید
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۳:۴۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## مقصود از بحث توحید
۱:۰۹
## یادآوری: طالبان وجه الله
۴:۰۷
## معنای توحید فعلی یا افعالی
۶:۰۶
## مسئلهٔ شرور و بدیها
۶:۵۴
دو آیه از سورهٔ نساء — هفتادوهشت و هفتادونه — محور این بحثاند:
۱۲:۳۵
## همه چیز در اصلِ خلقت خیر است
۱۳:۴۰
آیهٔ شصتودو سورهٔ زمر:
۲۱:۱۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم.
قل هو الله
أحد. به نام
خداوند بخشایشگر مهربان.
بگو خدا یکی است.
توحیدنامه. با بیانات حضرت آیت الله
محمد شجاعی. مقصود
از بحث توحید، عبارت است از
معرفت خدای متعال، صفات خدای متعال و افعال خدای متعال.
دیگر بیان دیگر به اصطلاح معرفت
و احسانیت ذات مقدس حق و اینکه جز ذات او ذاتی نیست و جز صفات او صفاتی نیست و جز افعال او افعالی
نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم.
بر زندگی هرچه میخواهد سخت گیرد،
اندوهی نیست. اینجا عرصه آزمون است و من به پشتوانه یاری تو
به اینجا آمدهام. چه باک از سختیها و دردودهها که من در اتصال با تو
دریایی بیپایانم.
عمیق، آرام،
صبور و پرتوان که هیچ توپانی مرا نمیشکند.
چه مطمئن است قلبی که تو را دارد.
چه آرامش بیانتهاییست در پیوستن به تو،
ای بیهمتای
بیپایان.
دوستان قرآنی سلام.
در برنامه توحیدنامه از شبکه رادیویی قرآن در خدمت شمایم و از بیانات عالى
عالم فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی بهرهمند میشویم.
موضوع برنامه توحید خداوند و معرفت ذات لا یزال اوست.
با ما همراه باشید.
الله سبحان الله، الله
سبحان
الله،
الله سبحان الله، الله، الله
سبحان الله،
الله، الله
سبحان الله،
الله، الله سبحان
الله، الله، الله
سبحان الله،
الله، الله سبحان الله، الله.
همکاران قرآنی حضرت آیت الله محمد شجاعی در برنامه گذشته فرمودند
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عدهای از یاران خاص آن حضرت
مانند سلمان، ابوذر و عمار
اهل باطن و اهل سر بودند.
یعنی اهل محبت و تزکیه و
سلوک و عبادت. اینها در فکر و دل و ذکرشان
جز خدا مطرح نبود و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
لطف و عنایت خاصی به آنها داشت.
ولی عدهای از مشرکان از ایشان میخواستند که آنها را از خود
دور کند. اینجا بود که آیاتی از طرف خداوند متعال نازل شد.
چنانکه خداوند در آیه بیست و هشت سوره مبارکه کهف میفرماید
با اینها باش، با این کسانی که فقط او را میخوانند و تنها به او توجه میکنند و فقط
او را یاد میکنند.
اینها هستند که اراده وجه به او را کردهاند.
سپس میفرماید کسانی را که
قلبشان را از یاد خودمان غافل کردهایم
کنار بگذار. اینها غوطهور در هوا هستند.
سپس در آیه پنجاه و دو سوره مبارکه انعام نیز میفرماید
از خود دور نکن کسانی را که
پروردگارشان را میخوانند صبح و شام
و مرتب در طلب او هستند
و وجه به او را اراده کردهاند.
نکند آنها را دور کنی و از
ضالین باشی. خب دوستان در ادامه برنامه توحیدنامه
توجه شما را جلب میکنیم به ادامه
صحبتهای حضرت آیت الله محمد شجاعی درباره خداوند متعال
اینجا معنی توحید فعلی یا اثری اون اینه که هر فعلی از هر فاعلی
و هر اثری از هر منتسبی در اینجا موجود در حقیقت
اگر فعل را فعل مخلوق
و اثر را اثر مخلوق و کمالی بدونیم،
به ظاهر فاعل و خالق از ظاهر از این مخلوق و مخلوقند.
ولکن در حقیقت فعل خداست و اثر منسوب به سبحان وتعالی
یا جنبه خداست. اگرچه به ظاهر به مخلوقات نسبت داده میشود و به ظاهر جانب مخلوق دیده میشود.
البته از آنجا که گفتیم افعال که مخلوق است، آثار که
مخلوق است، خیر است، کمال است و توحید مربوط به این حقیقت را توحید فعلی یا توحید افعالی.
در واقع باید گفت بر اساس همین معنی از توحید، فعلی جز فعل حق نیست.
اثری جز اثر حق نیست و هر فعلی فعل از
افعال او
تأثیر گذاشته است.
به استثنای اون افعال یا آثاری که بد گفته میشود، بد است، شر است، شرویر، بدیها،
مضایق، کمبودها،
نبودها. اونها از فعل نیست.
اونها فعل خدا نیست.
افعال و آثار مخلوق همه افعال و آثار خداست بر حقیقت با توجه
به که گذشت و به ظاهر افعال و آثار مخلوق است.
اما اون قسمت از امور و افعال و آثاری که شر است، بدیه است، بد
است، شر است و نامطلوب است یا اون قسمت از کمبودها که در
موجودات دیده میشود و نسبت داده میشود.
بنابراین وقتی میگیم که هر فعلی فعل اوست، اون فعل مخلوق را میگوییم نه فعلی
که شر و بد است. اینجا که میخواهیم این بحث رو انشاالله بحث بکنیم که مسائل
قرآنی یا مسائل فلسفی که فلاسفه و محدثین بحث کردهاند و غیر فلاسفه و محدثین شاید گفتیم کل مردم با این بحث سرین
و اونهایی که از نظر قرآنی و توحید بحث کردهاند این مسئله
را مطرح کردهاند که شرویر بدیها در این عالم
موجوداند. اونها هم خدا و هم انسان و بشریاند.
این مسئله مشهور و معروف و بین علمای عمیق و ضعیف هم هست.
قرآن خودش هم به نحوی که از جوانب همین حقیقت را مطرح کرده است و ما
با استفاده و بحث از آراء
این مطلب را توضیح بدهیم.
شرویر بدیها مثلاً مثال میزنیم از آثار نسبت داده میشود که از یک منبع
آب مثلاً سیراب میکند.
سیراب کردن اثر آب است، فعل آب است.
اما این اثر و
فعل در حقیقت از آن مجرا پیدا میشود.
به اصطلاح عامه مثال میگفتیم هر فعلی از
هر فاعلی که فعل مخلوق باشد از یک
مجرایی این مخلوق پیدا میشود.
همین توحید فعلی است. جز خدا فاعل بر این عالم موجود نیست.
اما ببینید اون شرویر و افعال که شرویر
است، امور شرویر است، آثار که شرویر است یعنی شر است، بد است، بدیه
است. اینها از کی؟
اونها از خدا نیست.
این توضیحش رو بحث میکنیم.
قبل از توضیح عرض کنم که من همه توضیحاتی که در آیه از آیات قرآن
اشاره میکنم میفهمم تا به اصطلاح درست باشد، اتفاق بیفتد
برای توضیحی که باعث شد آیات قرآن را به عنوان اصلی عرض خواهیم کرد.
این آیات را در نظر داشته باشید که سرش هم just a second عرض
کنم خیلی هم طولانی شاید بحث بکنیم چون بحث بزرگی است و امیدواریم جای
بحث هم هرگز انسان را تنبل نکند.
دو آیه آله عرض کنم هفتاد و هشت
و هفتاد و نه از سوره نسا
است. البته
این آیه و آیات در کل مثلا مربوط هست به این جمع مسلمین که در این
زمان بودند در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مسلمین.
البته بعضیا گفتن این آیات مربوط هست یا به آیات منافقین اما
ظاهرا منافقین مربوط نیست.
هر دو طرف عقلانی هم رد میکنند و و اینها و خصوصا 明 确
هست که ذریه ایمان بودند یعنی چندان اینها از دین و بشریت نبودند.
آیات به خصوص به اهالی ایمان است، مؤمنین
است. این تئوری از مؤمنین زمان رسول الله
اینها که امر به جهاد و امر به جهاد از آن حضرت و رسول الله آمد به مؤمنین و از پس
جهاد شدن اینها بر اساس مشکلات که در جهاد و در جنگ که با کفار بود اینها جمعی فرار میکردند و طمعهایشان
به منافق بشند اما اونجا خود شکست خوردند و مدتی فرار کرده شدنها بود، مجروح شدنها بود و ردیه
های اینها بود. این مسائل اینها را در ذهنشان
و زد و برایشان مسئله جهاد
و هر دو انقطاع مشکل شد.
رسول الله هم که فرمان به
جهاد داد. اینها که سابقاً همانها بودند.
عجیبت که اینها همانهایی بودند که دستور اقتدا
رسول الله به اثر شنیده که اول اسلام که کفار و مشرکین بر
مسلمانها اذیتها و اذیَت داشتند بر بعضی از مسلمان، اینها به رسول
الله میگفتند چرا ما را به جنگ میفرستید؟
و رسول الله از آن حضرت ممنوع بر مسلمانها زیاد نشده بودند.
هنوز اسلام پا گرفته نشده بود.
اول بدو بود و منتظر این باعث میشدند که یه مقدار
به اساس دین درست بشود. مسلمانها زیاد بشوند، عده و قوت پیدا بکنند و بعد ما را به جهاد بفرستند.
اینها هنوز به مورد این میگفتند که یالا ما را اجاره بده که ما از اینها مدافع
باشیم. رسول الله مجاز نمیداد. برای فصل امر خدا نبود و مصلحت
نبود. همینها که این اعتراضات را داشتند وقتی که مدتها گذشته و عده مسلمانها زیاد شده بود، ما را به جهاد
فرستاد. مشکلات جهاد اینها مراقب باشند که برادر امر به جهاد و مشکلات جهاد اعتراضات داشتند.
این جنگ که میگویند
این یعنی چه مسئله؟ خلاصه این فرارها و همان فرارها
و از این قبیل مسائل حالت اعتراض داشتند.
اینجا این دعایی در این زمینه که با این که اهالی ایمان بود و سخن با اینهاست، این دعایی در این زمینه است.
به آنها خطاب میفرماید قبل آیات سخن با اینهاست و قبل این دو آیات
هم در بحث آیه قبل نیست. اگر متوجه شوید
به عبارت کنون ما به آنها خطاب میفرماید یعنی به مؤمنین ذریه ایمان که البته از طرف ما است که از جهاد میترسیدند.
اگر از نظر کنونی که به روجه مشایگه اگر به
ظهور مشایگه اون روژ پای خیلی
مهم برای ما هم باشد بالاخره از اصل
نیست. نه که به سراغ شما خواهم آمد.
چرا میترسید از جهاد؟ و نه
این لحظه است. این دنیا که میدانستند دنیا سه چند روزه در اینجا هستید و در
این مسیر به شما شهید شده به حالت بالا خواهر رفت بالاخره نه که به سراغ شما خواهم آمد و راضیرار که
نیست. نمیتوانید در اینجا همیشه باقی باشید.
پس فرمود حالا مسئول اینها نیست.
رو به آیه بعدی مربوط به بحث ماست.
در این خصوص هم حسناتی آن را مرامت میکند.
این که اهالی ایمان که بین آنها خوبی برسد مثلا
جنگ بکند، جهاد بشود، قتلعرا بشود، غنیمت بشود، هیچ.
همش خوبیها باشد یا هر خوبی.
این خصوص هم حسناتی بخودش دارد و خوبی میرسد و این آرزو میگویند و میگویند که از ناحیه خداست و این خصوص
سیئه است و وقتی بدی به آنها میرسد، این جهال ایمان، یقول ها.
مثل میگویند یا رسول الله که
او یا پیامبر میگویند که این از ناحیه توست.
و این فرمود یعنی یا میگفتی این حرفها را یا تغییرش میدهم در
واقعه. نیاز نیست که به این اطراف بروید.
این شما نیست که یا از ناحیه این جهال ایمان یا اگر میگفتی بعضی زبانها چنین است.
خوبی به شما میرسد از ناحیه خودت.
وقتی بدی سیئه به شما
میرسید، او نسبت میدهند که به رسول الله مثلا شما به ما مثلا دستور جهاد دادید، یا مثلا ترتیب شما دادید.
جنگ خوب نبود. شما مثلا این شد.
این بدی از شماست. این را به رسول الله نسبت میدهند.
لازم نیست. او در این مرتبه که میخوانیم آیه، ببینید آیه چیه؟
خود کلام خداست.
او از دل خود میگوید به اینها بگو کلن من این بشارت ناحیه خداست.
شما خوبیها که به شما میرسد، چه آن
بدیها که از ناحیه توست. کلن من عندالله.
همه از ناحیه خداست.
همه از ناحیه خداست. تمام اینها از او.
و آخرش هم به اصطلاح چون زدن به آنها سنت
را نمیفهمند. فمال هؤلاء هم لا
يفقهون يفقهون حديثا. حالا انشاالله شماها هم
این را از ما هم از قرآن جمع میکنیم که نفهم نباشیم.
فمال هؤلاء هم.
چه شده است در این گروه که لا يفقهون يفقهون حديثا؟
هیچ چیزی که اینها نمیفهمند.
لا يفقهون يفقهون. اینها نمیفهمند که همش از ناحیه خداست.
اینها نمیفهمند. بعد، بعد چیه؟
این اینجوری گفت بعد.
اول میگوید کلن من عندالله.
بعد میگوید حالا آیه دوم.
آیه دوم به زمینه آیه اول حقیقت و واقعیت که نمیفهمند روشن میشود.
ما أصابت من حسنة فمن الله.
این یک خطاب خود رسول الله است.
اونجا عامیانه به آنها خطاب میفرماید که به پیامبر میگوید
به آنها بگو همش از ناحیه خداست.
چرا اینها نمیفهمند؟ به خاطر آیه دوم خطاب به شخص رسول الله میکند.
میفرماید ما أصابت من حسنة فمن الله.
هر چه حسنه به تو برسد از خداست.
حسنات و سیئات این بحث بعدی مسئله ماست.
در آیه دوم حسنه را نسبت به خدا استفاده کرده
که به انسان گفته کل نمین بالله.
خود این به عبارة ذهن انسان را به حرکت درمیآورد.
مسئله شیء اول که کل نمین بالله بعدش
اما حسنه از نزد خداست در یک نوعی درست.
پس این آیه بخواد چی بگه این دو آیه؟
یه مطلب رو بخواد توجیه کنه. مثلا ناصرالدین محمد
رسول الله. اما باید تدبر و فهمید که چی میخواد بگه.
این آیه را در نظر گرفتهام. بر اساس بحث
من اینها را قرائت کردم و بعد در
این که바로 خروج این مسئله باز بر اساس به Allah خداست.
در کلمات آیه اول میفرماید حسنه و سیئات خوبی بدی همه فعل خداست.
همه از خداست. و آیه دوم میگه که نه خوبیها از خداست بدیها از شماست.
یعنی انسان انتخاب میکنه همین مسئله.
فرض کنیم که نتیجه چی میتوانیم بگیم؟
آیا ورود بدیها که میرسد اینها فعل خداست یا فعل انسانهاست؟
فعل مخلوق است. به آیه اول نگاه میکنیم میگه فعل خداست.
به آیه دوم نگاه میکنیم میگه چیه؟
فعل انسان است و مخلوق است و خدا منشاء سیئه نخواهد بود.
حالا فرض این مسئله خودت دقت کنید.
میرویم سراغ آیه دیگران از این استفادهها را بکنیم بر اساس این.
اول این را بدانیم که خدا
نسبت به آنچه در نظام وجود هست، آنچه که به اصطلاح خلق میشود، آنچه در نظام وجود اتفاق میافتد،
نظر قرآن کریم چیست؟
خدا میگوید، قرآن چنین میگوید:
آنچه بر نظام وجود هست اگر به اصل خلقتش دقت کنید، به لحاظ اون اصل خلقت که دارد همه چیز خیر است.
به عبارتی همه چیز خوب است.
هیچ بدی در نظام وجود نیست.
هر چیزی که چیز گفته میشود،
شیء گفته میشود، وجود دارد به اصطلاح فلسفه، هستی دارد، چیزی است.
هر چیزی که چیزی است اگر بخواهید به اصل خلقت اون شیء،
به لحاظ اینکه وجود دارد، هستی دارد، غایت مقصودی دارد، حتماً دارد اگر بر اساس با کل نظام هستی اگر بخواهید
در نظر بگیرید، همه چیز از جانب خود خیر است و خوب است.
اگرچه حسنه از او نیست.
این آیه دقت کنید.
یک آیه میخوانیم که نتیجه این دو آیه همین را میفرماید فعلاً.
همه چیز جاف خداست. این در قرآن تو آیه اگر دقت به هم جمعی را بکنید، این مطلب را نتیجه میدهد که
فعلاً میخوانیم که هرچی در نظام وجود هست منبع آن
از خداست. حتی شیء از چیزی است که خوب است برای خودش به حساب و اصل خلقت و با ارتباط با کل وجود.
میگوید دو آیه از قرآن بر زمین است.
یک آیه شصت و دو از سوره زمر است.
میفرماید الله خالق کل شیء.
خدا همه چیز را خلق کرده است و على کل شیء وكیل.
الله خالق کل شیء.
بدون استثناء هرچه را که شما شیء بشناسید.
حالا شما دقت کنید شما شیءی میتوانید در نظام وجود پیدا کنید که شیء گفته میشود؟
چیزی پیدا میشود؟
این اگر پیدا بود در کجا باید پیدا کنیم؟
در دیار غیر معروف، در دیار عدم میگویند.
چیزی که هست всё چیز است.
میگوید هر چیز باشد خدا خالقش
است. الله خالق کل شیء
و على کل شیء وكیل.
الله،
الله اکبر
بله سوره سجده آیه هفتم چی میگه؟
سوره سجده آیه هفتم میگه الذي احسن كل شيء خلقه.
آنجا به خدا همه چیز را او خلق کرده است.
در این سوره میگوید که آن خدایی که
هر چیزی را خلق کرده است به روشی برای
او، به سود او میآوردش.
همه چیز مخلوق است و همه چیز از خداست.
ذالك عالم الغیب والشهاده العزیز الرحیم الذي
احسن كل
شيء خلقه
این دو با هم جمع میشود. یعنی در نظام وجود به هر چیزی که اگر به اصل خلقتش نظر بکنیم و به
لحاظ مقصود و خلقت او موجود هست و به لحاظ ارتباط نظام وجود همه چیز خیر است.
چیزی بد ندارد. توجه میکنید؟
حالا این بحث را شما خوب هضم کنید و فکر من و شما معمولاً در خصوص این بحثها که میکنیم اکثراً عرض و بحث میشود.
حتی چیزی بد در نظام وجود ندارد اینکه
شیء باشد. همه چیزی که مخلوق خداست و شیء از سمت خداست به هم
زیبا و خوب است. همراهان قرآنی بیانات
حضرت آیت الله محمد
شجاعی را شنیدید درباره
توحید و معرفت خداوند متعال.
تا برنامه دیگر و فرصتی دوباره همه شما را به خداوند منان میسپاریم.
خداوند یار و نگهدارتان باشد. الله
جلسه قبل
جلسه بعد