بسم الله الرحمن الرحیم.
قل هو الله أحد به نام خداوند بخشایشگر مهربان.
بگو خدا یکی است.
[موسیقی] توحیدنامه.
با بیانات حضرت آیت الله محمد شجاعی.
[موسیقی] مقصود از بحث توحید عبارت است از معرفت خدای متعال، صفات خدای متعال و افعال خدای متعال.
یکی از بیان دیگر به اصطلاح معرفت وحدانیت ذات مقدس حق و اینکه جز ذات او ذاتی نیست و جز صفات او صفاتی نیست و جز افعال او افعالی نیست.
[موسیقی] بسم الله الرحمن الرحیم.
بندهای حقیقت ایمان را به کمال نمیرساند، مگر آنکه سه فصلت در او باشد.
فهم در دین، برنامهریزی درست در امر معاش و شکیبایی در برابر گرفتاریها.
دوستان قرآنی سلام.
ویژه برنامه توحیدنامه را میشنوید از رادیو قرآن و بهرهمند میشوید از بیانات عالمانه حضرت آیت الله محمد شجاعی درباره توحید و معرفت خداوند متعال.
[موسیقی] همراهان قرآنی، حضرت آیت الله شجاعی در برنامه گذشته درباره توحید افعالی فرمودند هر فعلی از هر فاعلی و هر اثری از هر مؤثری در نظام وجود در خلقت اگر فعل، فعل مطلوب و اثر، اثر مطلوب و کمالی باشد به ظاهر از این فاعل یا این مخلوق است ولی در حقیقت فعل خداوند است.
اثر منسوب به خدای متعال است که این حقیقت توحید فعلی یا افعالی است.
اما افعال و آثاری که شر و بد است از کیست؟
خداوند متعال در آیه هفتاد و هشت سوره مبارکه نساء خطاب به مؤمنینی که ایمانشان ضعیف بود و جهاد در راه خدا برایشان مشکل بود فرمود هر کجا باشید مرگ به سراغ شما خواهد آمد.
سپس آنها را ملامت میکند و میفرماید وقتی به اینها خوبی و خیر میرسد میگویند این از طرف خداست و وقتی بدی به آنها میرسد میگویند این از طرف توست و آن را به رسول خدا نسبت میدادند.
سپس خداوند خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید به اینها بگو همه از ناحیه خداست، چه آن خوبیها و چه آن بدیها.
چه شده است بر این قوم که هیچ چیز نمیفهمند؟
اما خداوند متعال در آیه هفتاد و نه سوره مبارکه نساء خطاب به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید هرچه حسنه به تو رسد از خداوند است و هرچه بدی و شر به تو برسد از ناحیه خود توست.
در این آیه خداوند حسنه و نیکی را به خود نسبت داده اما سیئه و بدی را به انسان.
توجیه این دو آیه چگونه است؟
حضرت آیت الله شجاعی در پاسخ به این سؤال فرمودند خداوند متعال در آیه هفت سوره مبارکه سجده میفرماید آن خدایی که هر چیزی را که خلق کرده است به آن حسن و زیبایی داده و همه چیز مخلوق او و خوب و نیکوست.
بنابراین آنچه در نظام هستی وجود دارد اگر به اصل خلقتش نگاه کنیم به جهت آن مقصودی که از خلقت آن وجود دارد و به لحاظ ارتباطش با کل نظام وجود، خیر است.
خب دوستان اکنون توجه شما را جلب میکنیم به ادامه بیانات عالم بزرگوار حضرت آیت الله محمد شجاعی درباره توحید افعالی.
در نظام وجود و هستی چیزی داشته باشیم اگر به اصل خلقتش نظر بکنیم به لحاظ اون مقصودی که از خلقت این موجود هست و به لحاظ ارتباطش با کل نظام وجود همه چیز خیر است.
چیز بد نداریم.
توجه میکنید؟
حالا این بحث را اگر شما خوب هضم بکنید و فکر من و شما هم اصولاً در خصوص این قضاوتها که میکنیم اکثراً عوض باید بشود.
اصلاً چیز بد در نظام وجود نداریم که شیء باشد.
همه چیزی که مخلوق خداست و شیء است هم مخلوق خداست و هم زیبا و خوب است به حساب اصل خلقتش.
توجه میکنید؟
خب [مکث] سیئه پس بدی کجاست؟
بدی را باید کجا پیدا بکنیم؟
اصلاً بد در نظام وجود هست یا نه؟
اگر بخواهیم در این آیاتی که الان خوندم دقت کنیم، هیچ چیزی را شما پیدا کنید به حساب اصل خلقتش بد باشد، چنین چیزی نیست.
اگر بد باشد به چه لحاظ خواهد بود؟
خودش به حساب اصل خلقت بد نیست.
بد بودنش از دو جهت است.
یکیش به لحاظ این است که یا این فلان کمال را کم دارد و آنچنان که باید داشته باشد ندارد، کمبود دارد.
یا به این لحاظ است که از این موجود به موجود دیگر چی میکند؟
ضرر میرساند.
دقت میکنید؟
از این موجود به موجود دیگر چه میشود؟
ضرر میرساند.
خودش فی حد نفسه بر اساس اون غایت و مقصدی که از خلقت این موجود هست و در ارتباط با کل نظام وجود هست، بد نیست.
نسبی بودنش، یعنی وقتی نسبت دادیم به لحاظ اون ضرری که به من وارد میکند، میشود چی؟
میشود بد.
بدیاش به لحاظ اون ضرریست که به من وارد میکند، به یک موجود دیگر و انسان دیگر این است.
یا به لحاظ کمبودیست که در خود این هست.
حالا هر دوتاش رو من توضیح خواهم داد.
بیش از این دو تا نیست.
یا موجودی از موجودی ضرر میبرد، گفته میشود اون موجود چیه؟
بد است.
یا یک موجودی کمالی را محدود دارد، زیاد ندارد، گفته میشود این طرف بد است.
این هر دو ببینید به کجا میرسد، به خدا میرسد یا نه؟
اول از موجودی به یک موجود دیگر ضرر برسد.
دقت میکنید؟
این ضرر برسد به این معنا میشود.
فرض فرمایید از باب مثال میگیم از باب مثال ضرر را، زلزله میشود.
توجه میکنید؟
زلزله میشود به یک سلسله انسانها چه میشود؟
ضرر وارد میشود.
زلزله را خودش حساب بکنید اگر ضرر به یک سلسله انسانها نرساند خودش بد است؟
در اصل نظام وجود حقیقت زلزله را به نظر بیارید آنچه میشود در جای خودش حالا محو شدن بخارها باشد، خروج بخارها از بعضی از منافذ باشد و چه باشد کاری ندارد.
حالا همینطور که گفته میشود شما حساب بکنید.
خودش را اگر حساب بکنید فرق ندارد ضرری که به من و شما به انسانها میرساند یا مثلاً فرض به نباتات میرساند یا به هرچی.
خودش را حساب بکنید، خودش فی حد نفسه سرتاپا خوبی و خیر است.
در جای خودش معنی دارد.
به قول معروف خودش گفته میشود چیزیست و جواب برای خودش دارد.
در ارتباط با کل نظام خلقت و در حد خودش موجود است، خوب است، حادثه است، امر است، حقیقت است، خدا خلق کرده و خوب است و باید باشد.
مقصدی هم در کل نظام وجود ازش چیه؟
در نظر است.
اما حالا اینجا ضرری به انسان وارد میشود.
ضرر وارد میشود از این نظر گفته میشود زلزله چیه؟
زلزله بد.
حالا من از شما سؤال میکنم جدا اگر زلزله ضرری به انسانها نرساند، گفتند بده؟
هیچ وقت نمیگفتند بد.
این بد شد به لحاظ این که برای ما بد است.
دقت میکنید؟
برای ما بد است.
مثلاً فرض کن سرما به خودش چیز خوبی است.
گرما هم به جای خودش در نظام یک معنی دارد، مقصدی در خلقتش هست.
نسبت به مقصدش کاملاً "أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ".
همش زیباست به جای خودش.
اما وقتی گرما به من ضرر میرساند میشود چی؟
میشود بد.
آتش خوب است به جای خودش معنی دارد، مقصدی در خلقت براش هست، حُسن دارد.
اصلاً "أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ" زیباست به جای خودش.
در ارتباط با کل نظام هستی لزوم هم دارد، باید باشد.
حالا این ماه برسد به منافذ این موجود یا نرسد یا کم برسد.
اما چون به من ضرر میرسد، خب حالا بنابراین خلاصه در این شد که چیز بد در عالم نداریم.
هیچی خودش بد نیست.
بد بودنش به لحاظ اون ضرریست که به انسان یا به یک چیز دیگر چه میکند؟
وارد میکند.
ضرر چیه؟
دقت میکنید؟
حالا خود دقت کنید.
قدم به قدم پیش میریم.
ضرر چیه؟
یعنی از انسان چیزی را کم میکند یا نه؟
بله.
آنچه انسان میخواهد، خوشش میاد داشته باشد، اون رو از انسان چی میکنه؟
میگیره.
شد گرفتن چیزی از انسان.
توجه میکنید؟
از دست دادن انسان چیزهایی را که انسان معتقد است باید داشته باشد، خیر میداند برای خودش، خوبی میداند.
مثلاً فرضاً ما که من دلم میخواد در اینجا باشم.
خب این زلزله آمد و این که من حیات دنیوی را از من چی گرفت یا سلامتی بدن خب برای من کمال است، مطلوب است.
آتش آمد به اصطلاح من را سوزاند بد شد دیگه.
این سلامتی را از من چی کرد؟
گرفت که برای من مطلوب است.
ولی در حقیقت چی؟
بدی همین است که به حساب بر انسان و بر انسان وارد میشود.
بعد بدی غیر از این نیست.
یعنی ضرری که وارد میشود این بد است.
از این نظر میگیم آتش بد است، زلزله بد است.
بدی اصلش کدام است؟
خود آتش است یا اون ضرری که بر انسان وارد میشود؟
ضرر.
ضرر آیا امر وجودی است یا امر عدمی است؟
یه گفتیم عدم است دیگه.
شما فکر بکنید در جایی ضرری باشد برای انسان که آنجا عدم نباشد، مطرح نیست.
همه ضررها از دست دادن یک وجودهاست.
دقت کنید اصلیهاست.
یعنی نداشتنهاست بعد از داشتنها که میبایست داشته باشیم.
اما این آمد موجب شد که ما اون رو از دست بدهیم، دادیم.
یه نوک سوزنی وارد بدن شما میشود این شر است، بد است.
توجه میکنید؟
سوزن مگر بد است؟
آهن مگر بد است؟
تیز بودن سوزن مگر بد است؟
توجه میکنید؟
اینا بده؟
بد نیست.
سوزن و خون هست که خوب سوراخ خود هستند.
توجه میکنید؟
اصلاً سوزن کمالش در این است که سوراخ کند.
برای سوزن نیست که.
توجه میکنید؟
پوست از اینکه سوراخ شود این براش کمال است یا بدی است؟
کمال است.
دقت کنید پوست بدن در برابر آهن سوراخ شدن حالت را داشته باشد، سنگ نباشد.
خوب دقت کنید ها.
این کمال است که کمال است.
کمال است.
آنچه در اینجا ما میگیم بدی آن راحتی که من داشتم خوب است برای من، مطلوب است برای همه انسانها چیه؟
اون راحتی که هست، اون مطلوب است.
اون راحتی را این سوزن ورود کردنش به دست من، اون راحتی رو چه میکند؟
از من سلب میکند.
راحتی از میان رفت عدم است.
توجه میکنید؟
همینطور دیگه.
پس عل this شما هرچی 생각 کنید از بدیها و شروری که از این موجود و از آن موجود، از این حادثه، از اون حادثه، از این فعل، از اون فعل به من، به انسان، به هر چیزی وارد میشود در حقیقت چیزی را از او میگیرد.
از اون لحاظ بد است.
اگر این گرفتن نبود، خود اون شیءها در ذات خود چون بد، خوب نبودند، بد نبودند.
خب؟
عدمهاست.
توجه میکنید؟
آتش میاد میسوزاند و اون سلامتی را از من میگیرد.
سلامتی امر وجودی بود.
عدم سلامتی شر است.
دقت میکنید؟
عدم را خدا میده؟
یا وجود میده خدا؟
توجه میکنید؟
اصلاً عدم که منشاء ندارد که.
خوب دقت کنید ها.
عدم که منشاء نداره.
چیز را خدا میگیرد.
عدم را چه میگیرد؟
توجه.
و به یک نظر در اینجا به من داده بود تا اینجا بر اساس اینکه آتش آمد به من رسید این نعمت که خدا به من میداد لحظه به لحظه، این نعمت را خدا چه کرد؟
یعنی گفتید این نعمت را از من گرفت.
توجه.
گرفتن نعمت میشه امساک رحمت هست.
آخرش اونی که به خدا نسبت داده میشود این است که این خدا چی میکند؟
امساک رحمت میکند.
امساک رحمت.
یعنی اون رحمتی را که داشت به من میداد مرتب، اون رحمتش شد رحمت ولی وسیلهای ما این نعمتها همش مظاهرش هستن.
همان رحمت خدا هست.
خدا امساک رحمت میکنه.
اونی که حالا خدا دیگه رحمتش را به من که میداد دیگه نمیده.
نمیده.
نه اینکه بدی میده ها.
اون خوبی را دیگه چی میکنه؟
نمیده.
فرق است بین ندادن خوبی و بین دادن چی؟
بدی.
اونی که خدا میکند از من میگیرد اینجا.
توجه.
خب حالا شرها به این صورت شد.
شر شد عدم به جا نسبت داده میشد.
اونچه که این در مقام این عدم از خدا از من میگیرد امساک رحمت است.
و اینم قرآن میگوید که خدا وقتی خواست امساک رحمتش میکند دیگه امساک شد.
دیگه کسی غیر از خدا رحمت را دهنده نیست.
حالا اینجا دامنش میاد.
فرض کنم که اون یک مسئله است.
خوب دقت کنید.
دامنه بحث را که دقت کنید این ضرری که من از آتش رسید از زلزله رسید.
ببینیم آیا بالاخره این ضرر رسید از این زلزله، از این آتش، از این موجود به من، به انسان.
ضرر رسید.
خود زلزله بد نبود.
خود آتش بد نبود.
گفتیم خیره.
اون ضرر که میرسه اون بده.
اونم عدم است به خدا نسبت داده نمیشد.
اما با این همه، با این هم حتی رسیدن این ضررها به انسانها دقت کنید ها با اینکه عدم است ها به خدا منتسب نیست.
با این همه خود حرکت و اراده و اختیار انسانها در اینها چیه؟
خیر.
درست اراده خود انسانها مربوط است.
اما اینجا باید با یک نظر وسیع دقت کرد.
ممکن است شما کار بد بکنید، چوبش رو میخواید بخورید.
من هم چون پیش شما هستم چوب را با هم بخوریم.
دقت میکنید؟
این نگی که وقتی خب من چه کردم، اون بدی کرده، خب اون بدی کرده مجتمع مانند نفس واحد است.
십시오 خاصه.
قرآن میگوید اگر وقتی بدی آمد، دلیل مجتمعی به لحاظ خود اعمال و انتخاب و اختیار غلط خودشان، ممکن است کسانی هم صاحب اختیار غلط نبودند، بیگناه بودند با اون بلا و گرفتاری و ضرر که به اون مجتمع متوجه میشود به اونها هم که میشه؟
متوجه میشه.
و در واقع اینها چه ظلم کرده؟
اون بد کنندهها.
توجه میکنید؟
حالا میخواستم اینو عرض بکنم.
کل ضرری که به انسانها میرسد گرچه با فوزی که گفتیم همش عدم است به خدا منتسب نیست.
ولی ضررها که از سیلها، زلزلهها، نمیدونم آتشها، نمیدونم این مثال اینها.
این ضررها که میرسد در همش اعمال خود انسانها و انتخاب خود انسانها و اراده خود انسانها کلاً در همش دخالت داشته است.
همش.
گناهان انسانهاست.
یک سلسله.
یک سلسله ارادههای غلط انسانهاست.
یک سلسله انتخابهای به اشتباه و غلط انسانهاست.
از اینها خارج نیست.
بالاخره اراده خود انسان است که این ضررها متوجه کی میشود؟
متوجه انسانها میشه.
گفتم اگر این سؤال پیش بیاد که ممکن است در یک مجتمعی ظلم کردهاند و این ضرر و زلزله را به خودشان کشیدهاند ولی من در اون مجتمع ظلم نکردهام.
من چرا این ضرر را میبینم؟
اینجا این یک قانون کلی است که خدا میفرماید اگر بلا ای آمد به یک مجتمعی فقط به ظالمین نمیرسد.
به کسانی که ظالم نبودهاند هم میرسه.
میرسه تو نفع و ضرر.
و در اینجا اگر ظلمی باشد این بندههای بیگناه که کردهاند این ظلم را آن گناهکار این زلزله را کشیده به سوی این مجتمع.
توجه میکنید؟
حالا در این باب بحث بکنیم.
در این باب هم آیات میخوانم یادتون باشد.
در این باب یه آیات زیاد داریم ما.
آیات خیلی زیاد هست فقط من چند تا نمونه میخوانم.
در این بابها که تمام ضررها، سیئهها، بدیها و شروری که به انسانها میرسد به اراده و انتخاب خود انسانها چون مسیر غلط انتخاب کردن، چون گناه کردن، چون ظلم کردن، چون انتخاب غلط داشتن، چون اشتباه داشتن انسانهاست.
ببینید سوره شورا عجب آیه.
[آیه قرآن] میگه به ما أصابتكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم ويعفو عن كثير.
میگه به ما أصابتكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم هر مصیبتی به شما برسد به دست خودتان است.
فبما كسبت أيديكم به لحاظ اونی که تو دست خود شماست.
یعنی خود شما به دست خودتون به سوی خودتون که اینها را کشیدهاید.
البته در اینجا برای اینکه شما خوب بفهمید یادتون باشد حالا در این باب خودش اصلاً یک بابی از مسائل قرآن باید بحث بشه، بحث داشته باشه که اعمال انسانها در حوادث و حوادث نامطلوب کلاً دخالت دارد.
این حقیقت است.
این تا حقیقت قرآنی، حقیقت این است که عبور عادی به اون رسیده است.
حقیقتی است که از طریق وحی به ما گفته شده است.
عقل تا معمول عقل فلسفی به این موضوعات نمیرسد اصلاً.
حالا من خودم هم فلسفه خوندم هم فلسفه میدم هم طرفدارش هستم هم فلسفه رو دوست دارم.
ولی این جاها جای این عقلها نیست.
به قول مولوی گفتم میگفتند این شعر عقل جز در دم زین آگاه نیست.
در گوشت کی زنا میشود زنا را.
اصل روایات میگه فلان بلا، فلان بلا میاد.
اینها نتایجیست که درباره این حقیقت کلی را میگویند که بین گناهان انسانها و بین بلاها که به انسانها نازل میشود، سیئهها و بدیها و ضررها که میبینند درست به یک ارتباط محکم هست.
اما عقل عادی این راه دارد یا ندارد؟
راه ندارد.
عقلhuman شما نمیتواند اینجا که بفهمد که زنا چه رفته دارد تو زلزله؟
نمیتواند.
اگر میتوانست بفهمد پس آن همه پیغمبر لازم نبود.
توجه میکنید؟
نمیتواند بفهمد.
یعنی عقل کرد نمیدهد از این موضوع.
عقل ما حالا عقل کرد نمیدهد.
ولی قرآن و روایات پر است از این مسئله که در مجموع این حقیقت را میگوید که بی اثر است بین اعمال بد انسانها، شرکشون، کفرشون، ظلمشون، فجایعشون و فسادشون و بین آن شرور و بدیها، یعنی آن ضررها که به انسانها میرسد درست ارتباط محکم.
حتی اینها علت این مسائل است.
قرآن میگه که ما أصابتكم من مصيبة هر مصیبتی به شما برسد فبما كسبت أيديكم به سبب اونی که خود شما کسب کردهاید.
بعد میفرماید حالا ويعفو عن كثير حالا خدا از بیشتر این فجایع و فسادها و بدیهاش که میکنیم عفو میکند.
دلیل عفو میکرد این نبود.
عرض کنم که آیه دیگر یازده ر.
إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم.
خیلی صاف میگوید که وقتی رویه انسانها از اون نیاتشون گرفته تا اعمالشون که نیات شامل میشود همه اعمال رو وقتی تغییر پیدا کرد، خدا اون نعمتهایی را که داده بود به آنها، آنها را چه میکنه؟
میگیرد.
همون انصاف رحمتی که گفتم.
یعنی زلزله را با اینها مصادفه میکند.
اون بلا را با اینها مصادفه میکند که بالاخره اون نعمتها ازشون گرفته شود.
[آیه قرآن] دوستان با برنامه توحیدنامه در خدمت شما ایم.
بیانات حضرت آیت الله شجاعی و تلاوت آیه سی سوره مبارکه شورا و آیه یازده سوره مبارکه رعد را شنیدید.
اکنون با سخنی گهربار از حضرت علی علیه السلام برنامه امروز را به پایان میبریم.
ایمان درختی است که ریشه آن یقین و شاخههایش پرهیزکاری و شکوفههای آن حیا و شرم و میوههای آن جود و کرم است.
تا برنامه دیگر و فرصتی دوباره همه شما را به خداوند منان میسپاریم.
خداوند یا نگهدارتان.
[آیه قرآن]