د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
از توحید وصفی تا سیر عبودی و مقام فنا
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۵:۰۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۰ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم.
۱:۰۹
## یادآوری جلسهٔ پیشین
۴:۱۱
## فنا؛ منزل توحیدی در پایان سیر عبودی
۶:۰۴
## اصطلاح فنا نزد عرفا و حقیقت آن در آیات و روایات
۶:۲۵
## سوءتفاهمها و سوءاستفادهها پیرامون فنا
۱۱:۰۶
## سلوک عبودی همان سلوک توحیدی است
۱۳:۱۱
## اشتداد ذکر و طلب تا کمال انقطاع
۱۶:۲۵
## انقطاع از خود؛ حقیقت فنا
۱۸:۴۷
## شاهد: تیر از پای امیرالمؤمنین در نماز
۱۹:۱۱
## جمعبندی این جلسه
۲۲:۰۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم.
قل هو الله
أحد. به نام
خداوند بخشایشگر مهربان.
بگو خدا یکی است.
توحیدنامه.
با بیانات حضرت آیت الله
محمد شجاعی.
مقصود از بحث توحید، بحث از
معرفت خدای متعال،
صفات خدای متعال و افعال خدای متعال، پیش بیان دیگر به اصطلاح معرفت
وحدانیت ذات مقدس حق و اینکه جز ذات او ذاتی نیست و جز صفات او صفاتی نیست و جز افعال او افعالی
نیست. بسم
الله الرحمن الرحیم.
ستایش خدایی را که اول است بیآنکه پیش از او اولی باشد و آخر است
بیآنکه پس از او آخری باشد.
او که دیده بینندگان از دیدنش بروماند و اندیشه وصف کنندگان ستودنش نتواند.
آفریدگان را به قدرت خود آفریده و به خاص خویش بر آنان
جامع اصلی پوشانده.
دوستان قرآنی سلام. ویژه برنامه توحیدنامه را از شبکه رادیویی قرآن میشنوید و بهرهمند میشوید از بیانات ارزشمند
عالم فرزانه حضرت آیت الله
شجاعی. با ما همراه باشید.
یا حنان
یا منان یا ذی جان یا
ابهائ.
یا اعظم من کل عظيم.
يا أكرم من كل كريم.
يا أرحم من كل
رحيم. يا
أعظم من كل
عظيم. يا أكرم من كل كريم.
يا أرحم من كل رحيم.
يا حنان يا منان.
دوستان همراه، حضرت آیت الله شجاعی در برنامه گذشته فرمودند: امام صادق علیه السلام میفرماید
صورت بالا و نمونه آنچه خداوند در عالم شهود خلق کرده است در عرش
که از عوالم خلقت است میبینیم.
هرچه خداوند در دریا و خشکی خلق کرده است
امثالش در عرش موجود است
و این است تأوید آنچه خدا میفرماید
هرچه در اینجا دارید خزائنش نزد ماست.
بنابراین صورت بالا همه هوایق
و خوبیها و کمالات در عرش خداوند است
که خود عرش از مخلوقات است و تابشی است از صفات کمال خداوند در مرتبه بالاتتر.
هرچه کمالات در وجود است
همه صفات کمالی تابشهایی هستند که مالک آنها خداوند است.
چنانکه در دعای شریف جوشن کبیر میخوانیم:
ای خدایی که هرچه عزت است از آنست.
هرچه جمال و زیباییست
از آن اوست. هرچه قدرت است
از آن اوست. هرچه کمال است
تابش کمال اوست.
این عزت جزئی که در انسان است برای خداست.
این جمال بسیار ناظر و محدود در او
از جمال مطلق و بینهایت خداست.
تابش بسیار ناظر و محدودیست
از جمال بینهایت خداوند.
خب دوستان اکنون توجه شما را جلب میکنیم به ادامه
بیانات ارزشمند حضرت آیت الله شجاعی درباره
سیر عبودی یا توحیدی.
با ما همراه باشید. در این جلسه
مطلبی را که هم اشاره کردم در ارتباط
با این سه معنی از معانی فوق نهایت خداست.
تاوش بسیار نازل و مقدوریست
از جمال بینهایت خداوند.
خب دوستان، اکنون توجه شما را جلب میکنیم به ادامه بیانات ارزشمند حضرت آیتالله شجاعی درباره سیر عبودی یا
توحیدی. با ما همراه باشید.
در این جلسه مطلبی را که هم
اشاره کردم در ارتباط با این
سه معنی از معانی فوق
مطلبی را میخواستم عرض کنم که
لازم است دانستنش.
در سیر
عبودی و در سلوک عبودی
که در حقیقت سیر توحیدی
و سلوک در مدارج توحید
است، مرحلهای، منزلی یا
به بیان سادهتر خصوصیتی
برای طالب عبودی، برای این کسی که سیر در مدارج توحید عبودی یکیک میکند، اینچه آیاست که در آن مرحله
عبادتکننده، طالب و طائر الی الله به مرحله
تنا میرسد. معروف است.
اسمش را همه شنیدهایم، در نوشتهها دیدهایم.
آن تنا که یکی از مقامات است، یکی از منازل است و در نهايات هم گفتهاند، اصلا
در اواخر سیر در نهايات هست.
البته اگر تنا را به معنی
کاملترش حساب کنیم، آخر سیر است.
آن مرحله به نام مرحله تنا که در آخر سیر و سلوک عبودی یا توحیدی قرار میگیرد،
مربوط میشود به همین سه معنی از معانی توحید که قبلاً توضیح دادیم.
توحید ذات و توحید وصف و توحید
فعل.
یعنی طالب به مرحلهای میرسد از لحاظ
سیر عبودی و سیر در مدارج عبودی یا در توحید که
فعل خودش را خامی در فعل حق میبیند،
وصف خودش را هم خامی در وصف حق میبیند و ذات خودش را هم خامی در ذات حق میبیند.
او از یک سو، از یک سو
هم نه تنها فعل خود را خامی در فعل حق و وصف خود را خامی در وصف حق و ذات خود را خامی در ذات حق میبیند،
در این مرحله علاوه بر این همه افعال را هم خامی در فعل حق مییابد، میبیند.
عیناً و شديداً. پس اینها که عرض میکنم به عین شدوت مخصوص است، نه از فقر و تعصب.
عیناً و شديداً همه افعال را نه تنها فعل خودش را، فعل هر فاعلی را خامی در فعل حق میبیند.
وصف هر صاحب وصفی را، کمال هر صاحب کمالی را، همه اوصاف را نه تنها اوصاف خودش را،
همه اوصاف کمالی را هم
خامی در وصف حق میبیند
و همه ذوات را هم خامی در ذات حق میبیند.
یعنی تنها مخصوص خودش نیست که ذات و وصف و فعل خودش را خام میبیند.
علاوه بر ذات و وصف و فعل خودش،
ذوات و اوصاف همه افعال را
خامی در افعال و اوصاف و ذات حق میبیند.
این مرحله از مراحل سلوک عبودی است و منزلی از منازل وجودیت است یا
مقامی از مقامات عبودی است که اهل عبادت در نهايات
یعنی در آخر اگر در سیر موفق باشند و در صراط مستقیم پیش بروند به آن میرسند.
کلمه البته اصطلاح یا عنوان یا کلمه
تنا، خامی شدن یا عنوان تنا آنچه که از این کلمه مشتق میشود تنا الله، خامی الله، تنا الحق، خامی الحق.
حالا این کلمه تنا، عنوان تنا یا اصطلاح تنا و خامی البته این اصطلاح، اصطلاحی است که مخصوص عرفا و اهل سلوک است.
اما اصل معنی، محتوای این حقیقت،
محتوای امر آنچه با این کلمه به آن عرفا اشاره میکنند،
چیزی است که ما با توصف
در آیات و روایات و
دعاهایی که از حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین
وارد شده است میتوانیم اصل حقیقت را از آن دعاها استفاده بکنیم.
گفتم این عنوان نیست.
عنوان تنا یعنی عین همین کلمه یا مشتقات این کلمه یا خامی الله.
این عنوان و این کلمه را ما در آیات و در روایات و در احادیث مقصوده دعاهای وارد شده از حضرات
معصومین سلام الله علیهم جمعین نمییابیم.
اما حقیقتی را که با این عنوان به آن حقیقت
اشاره میشود، مییابیم با کلمات دیگر در قالب عبارات دیگر و الفاظ دیگر.
البته سؤال با یک پودر رموز و اشارات.
عرض کنم که من در بیان این مسئله با یک مقدمه خاصی پیش میآیم.
شما ان شاء الله که بحث کنید قبل از اینکه به بعضی
از آیات و روایات و دعاها بپردازیم با این مقدمه خاصی پیش میآیم.
شما ان شاء الله که بحث بکنیم البته این را هم قبلاً عرض کنم که
این مسئله یعنی مسئله تنا الله در مناقب سه نفر در کردم و هستم
فعلاً و ذاتاً که در عرفان و سلوک و بین علما اخلاق
مشهود است. این مسئله چیزی است که بعض از آن مسائل که بعضیها خب در این باب سروصداهایی کردهاند، حرفهایی گفتهاند.
حقیقت این است که خیلیها نفهمیدهاند مسئله چیست.
پس آنچه را گفتهاند مانند خیلی از مسائل خوب فهمیده نشده است و چیزهای نابحق گفته شده است.
بعضیها هم در این مرحله یا از این مرحله سوء استفادهها کردهاند.
بعضیها هم در این مرحله به اشتباه افتادهاند.
اینها هم باید یا داماد متدفق سد سد شدهاند که نمیفهمیدهاند تنا یعنی چه و
زبان به انتساب دو دو به حرفهای نابجایی گفتهاند.
این معنا را طور دیگری interpret کردهاند.
این مسئله را که سخن آمیختگی درآمیخته و کج شده و یا شکسته و امثال اینها.
آنها نفهمیدهاند. بعضی از اشخاصی
هم از این معنی، از این حقیقت یعنی از تناسخ استفادهها کردهاند در گفتهها و نوشتههای خود یا در شعرهای خود.
بعضیها هم در این نظام به اشتباهات افتادهاند.
به اشتباهاتی که به اصطلاح ذوق
شرعی و عقل شرعی و شرع مقدس آنها قبول ندارد و اشتباه است.
اما حقیقت مسئله به صورت سلوک،
یک مسئله متکلم هست که من با این توهینی که الان عرض خواهم کرد شما به تفکیک میفهمید که
مسئله حقیقتش به چه صورتی است
و میشود و باید هم باشد.
در یکی از جلسات من
نظرتون هست به اشاره گفتم منتها امروز رسماً این مسئله را عنوان میکنیم.
یعنی به صورت یک بحث مستقر و مقدمهای باشد برای این اشاره به آیات و روایات.
در سلوک عبودی اولا توجه بکنید که سلوک عبودی، سلوک توحیدی
یعنی کسی که در مسیر عبودیت قدم برمیدارد در حقیقت به یک بیان دیگر در مسیر
توحید قدم برمیدارد.
در سلوک عبودی انسان اگر موثر باشد در مدارج عبودیت
که مثل این مثال پیش میرود، در مدارج توحید هم پیش میرود
و اصل مسئله هم این است که صالح
در مدارج توحید پیش میرود اگر صالح در صراط مستقیم باشد.
این اولا این توجه کنید ثانیا سلوک عبودی را اگر در یک بیان خلاصه،
خلاصه بکنیم این است که انسان از اون وقتی که بیدار شد
به قول ارباب سلوک یزbe پیش آمد.
یزbe بیدار شد به اصطلاح مرحله اول است.
یعنی اولین چیزی که در سلوک برای صالح پیش میاد اینه که بیدار شود.
این است که بیدار شود. گفته شد از قدم اول یزbe است یا قبل از قدم اول یزbe است.
چون نمیتوان قدم انسان را جدا زد چون قدم گفتم توبه است.
اولین قدم یزbe است قبل از توبه.
وقتی انسان بیدار شد، یزbe پیش آمد، بیدار شد از خفت خواب غفلت بیدار شد.
این خواب غفلت و غفلت هم که نیست.
ما اگر یه وقتی بیدار بشویم میفهمیم چه بوده.
اون چه گونه خوابی بوده است.
حالا در سلوک که من صحبت نمیکنم ولی خواب غفلت یادتون باشد.
کلمه ای است که ما تقریبا با یک نوع تکلف به کار برده باشیم.
واقعا در خواب هستیم ما.
اگر کسی بیدار شود آن وقت
میفهمد که در خواب بوده.
وقتی کسی بیدار شد بعد از بیداری گمش.
توبه را شروع کرد. قدم اولش یا به یک معنا قدم دوم و
غیر الی الله را شروع کرد.
این از همون اول بعد از بیداری که طاع میشود سر میگذرد و بازگشت میکند.
به این صورت بازگشت میکند که تا حالا که مقصدی غیر از خدا داشته است یا مقصدهای غیر از خدای متعال داشته است.
اینها همه اشتباه بوده.
اینها نتیجه همون خواب و خیال بوده است و باید مقصد
یک او را تغییر کند.
که ذات مقدس حق است.
اون مقصد را تغییر میکند.
شب روز دردمندانه به صورت طالب کسی و جز این مقصد دیگر ندارد.
حتی تکون اعمال و اعراض کلها غیر عن راهدا که در دعای کمیل میخوانیم.
شما حساب کنید کسی که اینطور است شب و روز
افتاده به میدان، وارد مرحله شده به میدان وجود.
قدم گذاشته، طاع گشته بعد از بیداری
و شب و روز که دوتش یکی است و او را میخواهد.
لقاء او را، جوار او را، درگ او را میخواهد.
مرتب چنین کسی در ذکر اوست یعنی یاد او و در طلب او.
یاد و طلب سوّم وجود شاگرد است.
هم به یاد اوست و هم در طلب او.
دو جمله من تکمیل میکنم.
به یاد اوست و در طلب اوست.
هیچ وقت از او غافل نیست و هیچ وقت هم در طلبش از او غافل نیست.
نه فکری و ذهنا و یادن از او غفلت، نه طلبن از او غفلت.
مرتب به یاد او و در طلب اوست.
چنین کسی اگر در سیرش موثر باشد خوب به
تفکیک
این دو طلب
و کسی که تکمیل میشود در وجود
انسان، این ذکر و طلب هرچه تکمیل بشود
انسان مستقر است در جامد حضرت حق مستور و مخفوع.
یعنی هرچه کاملتر بشود انسان از اینجا و آنجا بریده مستقر است در جامد مخفوع،
در جامد حق، در جامد معبود مستقر است.
این استقرا هرچه شدت پیدا کند،
همین را فرمایید. رغبت و طلب هرچه کاملتر
باشد، استقرا
شدیدتر میشود و کاملتر میشود
تا اینکه انقطاع از غیر خدا،
انقطاع از غیر خدا. اول باید اینطور تعریف شود.
انقطاع از غیر خدا چه میشود در وجود انسان؟
هی کاملتر میشود. از این طرف بریدن، به اون سو آوردن.
هی انقطاع کاملتر میشود تا جایی که
کمال انقطاع پیش بیاید.
همونی که در دعای مزمت که میگوییم به اون اشاره شده است.
الهی ابدی کاملاً انقطاع.
این است انقطاع الیک است.
میدونید تو این کلمه را اولاً اینکه
انقطاع منافات دارد با هم بیان کردن، انقطاع تدریج میشود تا اینکه به کمالش برسد.
کمال انقطاع الیک است.
معنیاش این است که از همه چیز میبرد در مقام ذکر و طلب با اشتیاق و شوق حالا بیان بعضیها با عشق و جون حالا
هر بیان بگن درست است.
عرض میکنم که انقطاع کاملتر شد، از اغیار کاملتر شد،
میرسد به خود انسان.
خود فرد را میگویند. وقتی انسان مستغرق است در مطلوب،
میخواهد و یادش میکند، میخواهد و یادش میکند.
از همه چیز که منقطع میشود، میرود این طبیعت خواستنش را، این طبیعت هر خواستنی،
دقت میکنید؟ من گفتم مطلبی بعد میخواهم طوریش شود هنوز برام مسلم شود که چیزی دارم جنابعالی.
دقت میکنید؟ طبیعت هر خواستنی که اگر خواستن از یک شخصی نسبت به مطلوب کاملتر بشود از
همه چیز میبرد و آخرین بروندن این انقطاع به کجا
میرسد؟ اینکه از
خودش هم ببرد. یعنی خودش را هم در بین دیگه فراموش بکند.
دقت میکنید؟ عرض میکنم که
ذکر کاملتر شد، طلب کاملتر شد، اغراق کاملتر شد، انقطاع کاملتر شد.
حالا همینطور بیان میکردم.
انقطاع کاملتر شد. انقطاع از اغیار را میآورد به دنبالش
انسان از خود را هم میآورد و
یعنی طالب در مرحلهای که در همان مقام خدا را میخواهد از همه چیز برونده، از خودش هم برونده.
به هیچی توجه ندارد، به خودش هم توجه ندارد.
متأثر هیچچی نیست، متأثر خودش هم نیست.
در دلش هیچچی را نمیخواهد، خودش را هم نمیخواهد.
بهطور کلی مستغرق است.
این اغراق اگر خواست شاهدی هم بگیم به قول
که عرفا مرحوم جمی می-میگفته از عرفای شیعه است.
میگوید که در حالات امیرالمؤمنین سلام الله علیه
در بعضی حالات که ما رسیدهست، مو شکسته ما رسیدهست البته.
از گوشههای ما رسیدهست آنچه بود بین او و بین الله خودش میدانست که خدایش.
اما اینکه مثلاً به ما گفته میشود که
یه دیده پای حضرت سلام الله علیه رفته به روز گفتند این را در وقت
نماز بیرون بیاورید که توجه نمیکند و این چنین هم سر بند و متوجه نشد، میگوید ایشان مرحوم میگوید
که خب این جز تنا چه معنی دارد؟
اصلاً کلمه را میگیریم تنا. یعنی عنوان را بگیر تنا.
حالا من میگم عنوان را بگیر تنا.
عنوان را بگیر تنا. تنا فی الله است و تانی است
و... ولی بالاخره سؤال میشود اونچه گفته شد که این سیر را از پای حضرت امیر سلام الله علیه در موقع
نماز که مستغرق در ذکر است، مستغرق در ذکر نه
مستغرق در هست است.
این ذکر اصل خودش فریب است.
مطلوب هست است نه ذکر هست.
گفته میشود عمداً این سیر را از پای حضرت بیرون بیاورید که مستغرق
در هست است این جز اگر بخواهیم ما در اینجا کلمهی خوبی به کار
ببریم این کلمهی ما هست رو
تمام تنا خواهد بود. توجه میکنید؟
تنا خواهد بود. گفته را گفته، گفته
مستغرق، گفته، گفته ما خانی در تنا از همه کلمهها
جسارتر هست یا نیست؟ جسارتر هست.
تو خانی که داره تمام میشود.
یعنی نه خبری از وی، خبری از خود،
هیچ خبری نیست. چون خبری از خود نیست، توجه به خود نیست، خود در میان آن چهار مطرح نیست.
فلذا وقتی این از پاد آورده میشود احساس نمیکند.
این احساس توجه به خود را لازم دارد.
اگر انسان متوجه به خودش نباشد، این اثقال را بیرون بیاورند،
او متوجه به خودش نیست، دردی و
چیزی احساس نخواهد کرد.
ذکر و طلب با این توضیح اجمالی تصویر اجمالی که گفتم مراحلی را طی میکند.
یا طالب در صلواتش مراحلی را طی
میکند که این مراحل به مقتضای اشتداد ذکر و طلب، به مقتضای اشتداد اغراق در مطلوب،
به مقتضای کمال انقطاع منتهی میشود به جایی که طالب از همه چیز و از خود خانی میشود و منقطع میشود.
از این طرف خانی میشود و در آن طرف هم چی میشود؟
خانی میشود. این همان تنا است.
دوستان
شنونده با برنامه توحیدنامه همراه میباشید.
بهرهمند شدید از بیانات ارزشمند عالم فرزانه حضرت آیه الله شجاعی.
اکنون با سخنی گهربار از حضرت علی علیه السلام برنامه امروز را به پایان میبریم.
«قلب خود را برای عباد
و نواهی خدای سبحان
فروتن و فرمانبردار قرار دهید.
پس هرکس قلبش خاشع باشد،
تمام اعضا و جوارح او خاشع و فروتن خواهند بود.»
تا برنامهای دیگر از مجموعه برنامههای توحیدنامه شما را به خداوند
سبحان و تعالی خدا یار و نگهدار.
جلسه قبل
جلسه بعد