د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶
دارای متن همگام
لحن انذار پس از اثبات معاد
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۲:۴۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## لحن انذار پس از اثبات معاد
۰:۴۸
## جهنم خاطر و رفع خواطر
۳:۱۱
## متلقیان: دو فرشتهٔ تلقی و کتابت عین عمل
۹:۲۹
## رقیب عتید و حساب کلمه
۹:۵۰
## حساب ذرهای در عالم ماده
۱۱:۳۸
## سخن از عمل است
۲۰:۲۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
سر مکتب ز backlinks.
مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و معارف قرآن.
ما خلق کردیم انسان را و میدانیم آنچه را که نفس انسان بر او وسوسه میکند تا اینجاها علم داریم
و مو-- و ما به او نزدیکتریم از رگ گردن،
از رگ گردن نزدیکتریم.
این خب گفتم اینجا رو هم چند جملهای بگم من و شما اینجا باید درسی هم بگیریم به اون
لحن آیه به اون این است که لحن آیه من از شما سؤال میکنم
به خوبی جواب بده. لحن آیه
میخواد بگوید که ما حتی خطورات قلبی
شما را روش حساب میکنیم
یا غیر از این را میخواد بگوید؟
ها؟ همین دیگه اگر حساب نمیکند چه لا-- میخواد چه بگوید؟
ل-- مقام، مقام، مقام سخن را خوب دقت کنید.
اول مسئله انکار معاد را از ناحیه منکرین عنوان فرمود
با دلائل معاد را هم اثبات فرمود.
بعد از اثبات اصل معاد پرداخت به این مسئله، نه تنها مسئله معاد مسلمه است و ما به همه چیز علم و قدرت داریم،
بلکه ما که انسان را خلق کردیم دقت بکنید، بدانید انسانها ما که شما را خلق کردیم،
میدانیم آنچه را که خود شما بر خودتان وسوسه میکنید، حتی اونها را ما میدانیم
و ما به شما از رگ گردن نزدیکتریم، از خودتان نزدیکتریم.
لحن، لحن یک نوع به اصطلاح
انذار است دیگر. یعنی روی اینها حتی حساب خواهیم کرد.
کاملاً به مسائل توجه داشته باشید.
اون وقت در اینجا من میخواستم به دوستان این را
از باب تذکر بگویم که
چون گاهی به بعضی از نکات اخلاقی اشاره میکنیم، اینها را ما ضرورت میبینیم.
میترسیم از اینکه اشاره نکنیم و بعد یه وقتی که بعد از مرگ بیاید
شما خودتان از ماها گلایه بکنید یا از ماها شکایت بکنید یا از ما به اصطلاح
با ما به مقام تخاصم بیایید.
ما هم با کسان دیگر
که مسئله اگر اینطور بود چرا گفته نشد؟
چرا مسئله سادهتر تلقی شد؟
شما که به عنوان یک روحانی بوده چرا نگفتید خدا حتی روی خطورات حساب میکند؟
به مجرد مردن، مخصوصاً در برزخ
اوائل به اصطلاح در همون
اوائل که برزخ است قبل از قیامت است و قیامت صغرا است.
حتی همین مسئلهای که ما در باطن مرتب این افکاری که مرتب از باطن ما میگذرد،
اینکه ما در یک حال سکون فکری نداریم،
سکون قلبی نداریم، مرتب خاطرات است.
خاطر یعنی خواطر به اصطلاح.
هی خطورهاست به دل میاد، هی محبتهاست میگذرد، هی نفرتهاست میگذرد،
هی تمایلات است میگذرد، هی فکرهاست.
روی اینها که خدا حساب میکند در اوائل برزخ حتی مشکلات اینها به مجرد
مردن برای من و شما معلوم خواهد شد و سخت عذاب خواهد داد.
این عذاب سختش هم توجه داشته باشید نوعی است که گفتنی نیست
که چجور میشود. خیلی به اصطلاح عذابدهنده است چه رسد بر اون
اصل روز حساب قیامت است.
حتی خطورات حساب دارد.
خب این را شما بدانید، توجه داشته باشید حتی ما فکرمون آزاد نیست،
خطوراتمون آزاد نیست
و بعضی از حرفهای عامیانه قبلاً گفتم ذهن شما را نگیرد.
بعضی از حرفها که عوامها میزنند.
نه اینطور نیست. ما م-- اصلاً موظفیم ببینیم قرآن چه میفرماید.
ما میدانیم ما تووسس به النفس
خطورات من و شما روش حساب خواهد شد
و خدا حساب خواهد کرد. اصلاً فکر ما به چه عادت کرده است.
ما برای ما جهیمی درست خواهد کرد بعد از مردن.
الان شما فکرتون را هرچه سعی میکنید متمرکز بکنید به سوی خدا نمیتوانید.
هی میروید به اینجا و آنجا. این جهنم شماست.
الان فکر است ولی این جهنم است.
نمیتوانید اینجا خلاص شوید، آنجا هم
نخواهید توانست. ولی آنجا تمثیل دیگر دارد، خیلی بد.
خوب دقت میکنم، عرض میکنم الان شما در عالم فکر گوتهرید.
همینطور، گوتهر. تصمیم هم میگیرید چون مجاهدت نکردهاید شما یعنی من و شما
و امثال من و شما. شما که میگم یعنی نه من نه، نه من و شما.
ما از شما بدتر. عرض کنم که الان که شما در فکرها گوتهرید نمیتوانید خلاص بشوید
حتی تصمیم میگیرید در نماز
این فکرها را بگذارید کنار بیاید به لااقل ترجمه مفهوم ذهنی نماز و جملاتی که در نماز میگید
نمیتوانید بیایید. این گوتهری
چون مدتی آزاد گذاشتید خودتان را رفتید،
این گوتهری شما از شما دست بردار نیست.
شما نمیتوانید خودتان را از اونها تخلیس بکنید.
این اینجا فکر است.
اون طرف گذشتیم روش که خدا حساب میکند یعنی این فکرها که ما در اونها گوتهریم چیزهای دیگه است.
عوالم است، عوالم ظلمت است، عوالم وحشت است،
عوالمی است که به نظر نمیاد چطوره؟
ما دام که ندیدیم. خب این
خودش به جا خودش نوعی عذابدهنده است.
خود همین تمایوها، خود همین تمایوها.
من گاهی فکر میکنم میگم که
حتی ممکنه از یک لحظه اگر برای ما مکشوف بشود، ما از این چیزها که خوشمون میاد اصلاً اینها را
به سراغش-- یعنی اگر یک لحظه البته مکشوف بشود،
این محبتها که ما داریم اونقدر برویم به سراغ این چیزها که محبت داریم،
بخواهیم که اونها را خرد بکنیم از میان ببریم که پدر ما را چه کرده است؟
درآورده است یک صورت اون سوییش را ببین.
اینطور خواهد بود ها. دقت میکنید؟
یعنی منی که الان این میز را دوست دارم مثلا در دل من یک
به اصطلاح رشتهای کشیده شده است به سوی این میز، مرا میبرد به سوی این میز و در این فانی میکند.
این اون وقتی که من دیدم این میز اینطور نبوده و این کشیده شدن صورت عنصریش متصل شد، این علاقه است دیگه.
عنوان و این را هم عرض
بکنم. شما اگر
یه وقتی انشاالله موفق بودید از اهل عبادت بودید به یک جاهایی رسیدید خواستید از باطنتون این
خواطر را برطرف کنید.
در مراحلی از سلوک این هست. اسمش هم اون رفع خواطر است.
در سلوک هم به همین عنوان میگن. سالک به یک مرحلهای میرسد که موظف میشود
مرتب در دلش جز خدا نباشد.
به یاد او باشد غیر را براند.
هرچی میاد به دل، هرچه خطور میکند به دل.
رف-- مرحله رفع خواطر است که از اون مشکلات سلوک است.
س-- خیلی هم مشکل است.
خیلی هم سخت است. موفقین در این مرحله هم خیلی نادرند.
در اونجا شما میفهمید که
این به اصطلاح یاد غیرها و این غیرها و این خطورها که به دل راه مییابد
چگونه عذابدهنده است و چگونه بین ما و خدا حجاب است
و مانع از این است که ما به جوار خدا راه پیدا بکنیم.
الآن نمیفهمیم. مانع از راه پیدا کردن به جوار خدا شد یعنی مانع از راه پیدا کردن به کجا میشود؟
یعنی گفتید؟ به زبان ساده خودمون به،
به بهشت میشود. فهمیدین.
بنابراین من و شما اگر بخواهیم بهشتی بشویم باید از این مسائل خلاص بشویم.
اگر اینجا خلاص نشدیم اونجا باید فشارها ببینیم تا خلاص بشویم.
خب. إذ يتلقى المتلقيان عن الشمال عن اليمين وعن الشمال تعید.
آیه بعده دقت کنید.
ما میدانیم حتی خطورات را میدانیم.
به انسان از خود او نزدیکتریم.
إذ آنجا که
دقت کنید ها. آنجا که
يتلقى المتلقيان
آن دو تلقی کننده تلقی میکنند همه حرکات انسانها را ظاهراً و باطناً.
اونجا که اون دو تلقی کننده تلقی میکنند
ما همه چیز را میدانیم و به انسان از خودش هستیم؟
نزدیکتریم. إذ متعلق است به آیه قبلی.
تکرار میکنم که موقعی که خودتون میخواهید آیات را معنی بکنید
میتوانید معنی بکنید ها. ببینید تکرار میکنم.
ما انسان را خلق کردیم. آنچه نفس او بر خودش وسوسه میکند را حتی میدانیم
و ما به او نزدیکتر از خودش هستیم.
کی؟ آنجا که
آن دو متلقّی تلقی میکنند
هرچه از انسان سر میزند.
یعنی اون دو ملکی که
مأمور هستند و موکل هستند و موظفاند از ناحیه خدا اعمال و حرکات درشت و ریز ظاهری و باطنی انسانها را
همش را مینویسند.
اونها که مینویسن ما در همون حال به همه
حرکات انسانها و حتی خطورات قلبیه شون احاطه داریم
و ما به او نزدیکتریم. یعنی هم ما میبینیم،
هم ما علم داریم خودمون
حس میکنیم و هم چی؟ و هم،
یعنی گفتید؟ و هم
ملائکه. آنجا که آن ملاک-- ملکین
متلقیان که از ناحیه ما موکلاند همه حرکات درون و برون شما را ثبت میکنند.
ما خود به شما از شما نزدیکتریم.
ما همه وسواس و خطورات قلبی شما را حتی
میبینیم. یعنی ما خودمون هم علم داریم، حس میکنیم نزد خود
و هم اونها مینویسند. إذ آنجا که
يتلقى المتلقيان
آن دو متلقّی، متلقیان تعبیر میکنه دو تا ملک هستند که
یکیش موکل است برای کتابت حسنات
از فکر، از عقیده،
از اخلاق، از عمل ظاهر، باطن، ریز، درشت.
اون یکیش موکل بر کتابت چیه؟
حسنات است. فکر حسن را، عقیده حسن را،
تمایل حسن را، محبت حسن را،
عمل حسن را، خطور حسن را،
حرکات حسنه را مینویسد.
یکى دیگر موکل بر
سیئات است. دو تا ملک هستند.
برای هر کسی دو ملک است که کتابت عمل هستند که
اینها عمل را کتابت میکنند.
البته در جای دیگر، این شب نه،
در جای دیگر برای شما توضیح میدهیم که این کتابت به چه نوعی است.
نه از این کتابتهایی که من و شما در ذهن خودمون ترسیم کردهایم.
کتابتی است به معنی خاص که در جا خودش عرض میکنیم.
از این کتابتها که به ذهن من و شما معمولاً
با شنیدن کلمه کتابت
و با تصور مفهوم کتابت به ذهن ما میاد از اینها نیست.
عین عمل را، عین عمل را با
به اصطلاح همون خصوصیات که دارد در یک صحیفه نامرئی این ملائکه مینویسن، ثبت میکنند عین عمل را.
دقت بکنید نه اینکه بنویسن نماز خواند،
عین نماز را مینویسن،
عین غیبت را مینویسن،
عین محبت بد را مینویسن و عین حب
مطلوب را مینویسن و به اصطلاح
ذاری تا آخر. حالا اجمالا بعدش توضیح در جای خودش عرض میکنم.
دو تا ملک اینجوری هست که
یکی هم در جانب راست انسان است، یکی در جانب
چپ انسان. یکی اعمال یمینی انسان را که حسنات است مینویسد، یکی اعمال
يساري انسان را که سيئات است کتابت میکند.
یکی در جانب راست است
اعمال یمینی را مینویسد، یکی در جانب چپ است اعمال يساري را مینویسد.
اینکه شما شنیدید که دو تا ملک است، یکی در کتف راست، یکی در کتف چپ،
این مطلب همین حقیقت اون به اصطلاح مطلب ناظر است.
اما خب فقط دقت بکنید که این ملکها را
به صورت یک چی به اصطلاح مانند ارسام اینجایی حساب نکنید.
جایی به مفهوم که در اینجا هست برای اونها حساب بکنید و اونجا رو هم کتف حساب بکنید.
اینجور تصویر نکنید. اما این ملکها
به ما موکلاند، با ما هستند، در همه احوال هم هستن.
حتی اونها شکایتها دارند
از معصیت کاران. یکی از خصمای قیامت برای هر انسان دو تا ملک هستند.
اون وقتی که انسان معصیت میکند، هر اندازه طغیان میکند، اونها بندگان معصوم خدا هستند
و عرض کنم که مرتب زجر میکشند و انسان اونها را زجر میدهد.
از جمله خصمایی که من و شما داریم فردا به ما به مقام خصومت خواهند آمد
همین دو ملکی هستند که با ما هست.
اینجاها مطالب ریزه کاریها زیاد است.
بعضی از حرکات انسان است اینها را نفرت میدهد.
بعضی از حرکات انسان است اینها را به مرحله شکایت خواهد آورد.
بعضی از حرکات انسان است که اینها را ملاطفت ایجاد میکند در اینها.
خیلی. در هر صورت دو تا ملک هستند.
اما گفتم واظبته کنید چون ما ذهنمون آمیخته است به مفاهیم مادی و عالم ماده،
طبعا اینها را ترسیم بد نکنید.
دو ملک هستند، به ما موکلاند
و اینطور نیست که دو تا جسم در
این کتف راست و چپ ما نشسته باشد مانند نشستن
دو جسم در عالم دن-دنیا به اصطلاح روی کتف،
کتفین انسان. ارتباط به کتفین دارند، ارتباط دارند، ارتباط به جانب راست و چپ دارند.
ارتباط باید تعبیر بکنیم
و دیگه کیفیتش را خدا میداند
و اون کسانی که خدا میخواهد به اونها بفهماند در حدی که میفهماند.
یک ارتباط خاص اینها
با انسان دارند و دقیقا هم
به اذن الله احاطه به انسان دارند و تمام حرکات انسان را مینویسند.
یکی حسنات را، یکی سيئات را.
نوشتن هم نوشتن خاصی است که اشاره کردم.
این راست و چپی که در بدن ما هم هست
واقعا به طرف راست بدن ما اون راستی ارتباط دارد،
به طرف چپ بدن ما اون چپی ارتباط دارد، اون يساري ارتباط دارد.
اعمال یمینی و حسنه ما،
افکار یمینی و حسنه ما به طرف راست ما یک ارتباط مرموزی دارد.
اعمال سيئه ما به طرف
چپ ما یک ارتباط مرموز دارد.
اینها یادتون نرود بیش از این دیگه
توضیح دادنی نیست. إذ يتلقى المتلقيان
آن زمانی که اون دو متلقي تلقي میکنند یعنی اخذ میکنند،
حفظ میکنند اعمال انسانها را عن اليمين وعن الشمال قعيد.
اون دو متلقي که از راست و چپ،
در راست و چپ انسان قعيد هستند یعنی حاضر هستند و نشستند.
نشستند یعنی حاضر هستند و همیشه هم هستند.
ما يلفظ من قول
إلا لديه رقيب
عتيد. این دو ملک آنچنان دقت میکنند در حفظ اعمال انسانها که
حتی انسان جملهای را تلفظ نمیکند، کلمهای را تلفظ نمیکند.
إلا لديه رقيب عتيد.
مگر اینکه نزد همین انسان
یک مراقبی که آماده است فوراً بنویسد حاضر است.
اینجا هم باز اشاره میکند به دقت این
عمل این ملائکه که اینها
تمام ریزه کاریهای اعمال را مینویسند.
حتی چه چیز را؟ حتی یک کلمه که از زبان کسی
صادر میشود اینها مینویسن.
میخواد بگوید که همه را مینویسن حتی یک کلمه را.
که ما آنجا، اونجا گفت که ما علم داریم به همه حرکات
و سکنات شما حتی چی؟
حتی خطورات دقیق باطنی شما.
اینها هم همه را مینویسن
حتی جملات و کلمات شما را.
این هم باز برای من و شما درسدهنده است که
حتی حرفها که میزنیم همش
ضبط است به ضبط ملائکه و به حفظ الهی و خدا روش چی خواهد کرد؟
خدا روش حساب خواهد کرد.
این دیگه فکر میکنم دیگه بیش از این توضیح لازم نباشه.
شما فهمیدید که مسئله محاسبه خیلی دقیق است.
حتی روی هر جمله که شما گفتید روش خدا حساب خواهد کرد.
اون وقت دیگه نکند من و شما از اونها باشیم که عامیانه فکر بکنیم که بعید به شماریم.
اینقدر ما حرف زدیم خدا رو اونها حساب میکند.
این فکر عامیانه است. کار خدا را
با کار دیگران مقایسه نکنید.
محاسبه خدا محاسبه خاصه است.
دقت میکنید؟ شما در این عالم،
من از شما سؤال میکنم. میخوام یک چند جمله دیگه بگم پس از
توضیح دادن هم با عجله توضیح میدم.
ولی سؤال، توضیح من به صورت سؤال است.
از شما سؤال میکنم این همه در این عالم ماده که فعلاً برای من و شما مکشوف است، عالم مکشوف مادی است که
ذرهای است در برابر بقیه عالم ماده
در اینجا این همه حبوبات، این همه ذراتی که مرتب در حال حرکت و تحول و تبدل هستند،
در هر کدام از اینها ذرهای تحول پیش بیاد،
اون محاسبه الهی اینها را نادیده میگیرد یا نادیده نمیگیرد؟
در هر جا در هر گندمی یک سیاهی پیدا شد، اون وقتی میخواد سنبل بشود، اون محاسبه
جاری او را نادیده میگیرد یا نادیده نمیگیرد؟
ها؟ نمیگیرد.
یعنی میشود جایی گندمی پیدا بشود
درش یک نقطه سیاهی باشد وقتی میخواد سنبل بشود با اون گندمی که درش
عرض کنم این نقطه سیاه نبود یکی بشود و روی اون نقطه سیاه و لکه سیاه خیلی جزئی این
حساب الهی حساب نکند.
این میشود؟ خب پس خدا چقدر حسابهای سختی میکنه.
همه جا هم دقت میکنید؟ اینجور است حساب خدا.
حساب انسانی حساب نکنیدها.
شما گندمی حساب نمیکنید در بین گندمها که دانه لکه
سیاه در آنها هست که گندم بودنش رو یه خرده خراب کرده میخواد سنبل بشود.
در هیچ جای این کره زمین پیدا نمیکنید گندمی لکه سیاه ریز درش
نادیده گرفته
بشود، بلکه نادیده گرفته نمیشود.
روش چی میشود؟ روش حساب میشود.
دقت میکنید؟ در همه جای این دنیا حساب بکنید هر حبهای را، هر دانهای را، هر نطفهای را، هر ذرهای را،
هر عنصری را. این همه عناصر بیشمار که در این عالم در حرکت هستند،
در هر کدام از اینها یک خصوصیت
ریزی باشد، اون خصوصیت در این عالم
نادیده گرفته میشود یا نمیشود؟
نمیشود. حساب خدا اینجور استها.
من و شما هر کلمه گفتیم روش حساب میشود.
در اینجا مطلب را تمام میکنم
و عرض کنم که به اون چند تذکری هم که در آخر گرچه وقتمون تمام شد
میخوام عرض کنم میپردازم و در آخر شما را در همین رابطه
ذهن شما را متوجه میکنم به بیانی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود
هرکس سخن گفتن خودش را از عملش حساب نکند به هلاکت افتاده.
مضمون بیانش این بود. حتی سخن گفتن از چیه؟
از عمله. این برای من و شما درس باشد.
فکر نکنید حرف میزنید یعنی همینطور حرفه.
حرف هم از عمله، فکر هم از عمله،
خطور هم از عمله. همه چیز عمل است.
همهش رو خدا هم حفظ میکند.
این آیات گفت و کی حفظ میکند؟
ملائکه. براش حساب خواهد.
در باب حرف زدن این هم توجه کنید.
شما اونجا گفتم در باب خ-- به اصطلاح خواطر گفتم.
در باب حرف زدن حتما حساب کنید.
شما اگر به مرحله سلوک قدم بگذارید و بعضی از مراتب را طی کنید
و بعضی از مدارج وجودت برسید، میفهمید یک وقتی یک کلمه بیجا گفتید
فوری بعدش فوراً چوبش رو میخورید.
اثر اون را چی میکنید در وجود خودتون؟
میفهمید. اما الآن من و شما کُریم.
دقت میکنید؟ یعنی کُریم در آلودگیها.
هرچه آلودگی به وجود ما، من و شما بیاد، میفهمیم یا نمیفهمیم؟
دریای آلوده که آلودگی نمیفرماید چیه؟
دقت میکنید؟ شما هرچی لا طائلات بگید، من هرچی مزخرفات بگم،
هرچی حضور کلام مبتلا باشم، هرچی اینجا داستان میگم، هرچه
حالا ما حرفهای مباح لا طائل حساب میکنیم.
چه رسد برای اینکه معصیت باشد درش.
هیچ فرقی نمیکند به حال ما.
اما اگر حضرت امیر سلام الله عرضِ امیر حساب نکنیم سلام الله عليه.
سالکان موفق حساب کنیم.
سالکان موفق اگر یه روزی یک کلمه بیجا که میشد نگند را بگند،
اینها وقتی به ذکرشون میپردازند، اقبال به خدا میکنند،
فوری اون خلوت با خدا را شروع میکنند، فوراً چوب اون را در خود چی میکنند؟
احساس میکنند. باید نالهها بکنند، گریهها بکنند، استغفار بکنند تا خدا اون رو چی بکند؟
اگر بخشید ببخشد. والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
عزیزان همراه بحث تفسیر این برنامه را
از زبان عارف بزرگوار
حضرت آیت الله محمد شجاعی شنیدیم.
ان شاءالله که استفاده کرده باشید.
به پایان وقت برنامه امروز در مکتب وحی رسیدیم.
جلسه قبل
جلسه بعد